جنگ ایران و اسرائیل یک شوک ژئوپلیتیکی بحرانی برای زنجیرههای تأمین نظامی دوربرد روسیه در دریای خزر به شمار میآید، ضعفی که مسکو نمیتواند به طور کامل بر آن کنترل داشته باشد در حالی که جنگ ایران و اسرائیل تشدید میشود.
چگونه جنگ ایران و اسرائیل زنجیرههای تأمین روسیه در خزر را هدف قرار داد
بسیاری از پیامدهای عملی جنگ ایران و اسرائیل به طور قابلفهمی بر روی بسته شدن تنگه هرمز متمرکز شده است. اما برای روسیه، نقاط ضعف دیگری در طول مسیرهای زنجیره تأمین آن وجود دارد که جنگ در خاورمیانه آنها را نمایان کرده است.
همانطور که اشاره شده، نقش روسیه در این جنگ به دلیل ضرورت، محدودیتهای عملی منابع نظامی خود و همچنین احتیاط دیپلماتیک در رابطه نوپای خود با ایالات متحده محدود شده است. اما این موضوع کرملین را از تأثیرات جانبی این درگیری مصون نکرده است. در حالی که افزایش قیمت نفت بهطور موقت یک رونق اقتصادی برای قدرتی که به تولید و صادرات هیدروکربن وابسته است به ارمغان آورد، این جنگ ضعف مداوم زنجیرههای تأمین دوربرد روسیه در دریای خزر را نمایان کرد، منطقهای جغرافیایی که روسیه به طور کامل بر آن کنترل ندارد.
حملات اسرائیلی به مسیرهای تجاری روسیه و ایران
در حالی که در آن زمان توجه رسانهها به این موضوع در خارج از اسرائیل کم بود، یک حمله نیروی هوایی اسرائیل در اواخر مارس به یک مسیر تجاری شناختهشده روسیه و ایران در دریای خزر هدف قرار گرفت. در اینجا، کشتیهای روسی و ایرانی بار را بین بنادر ایرانی بندر انزلی و امیرآباد و بنادر آستراخان، اولیا و ماخاچقلعه روسیه منتقل میکنند. بندر انزلی یکی از گرههای مرکزی در برنامههای وسیعتر روسیه برای کریدور حمل و نقل بینالمللی شمال-جنوب (INSTC) است، پروژهای زیرساختی بلندمدت که پیشرفت آن به طور مکرر به دلیل مشکلات دیپلماتیک و عملی مختل شده است.
از سال 2022، این مسیر تأمین خزر به طور فزایندهای برای روسیه اهمیت پیدا کرده است و تبادل سلاح و نفت بین روسیه و ایران را تسهیل کرده و گره کلیدی در حمل و نقل پهپادهای شاهد ایرانی بوده است، قبل از اینکه روسیه موفق به بومیسازی تولید آنها شود.
چرا جنگ ایران و اسرائیل انکار دیپلماتیک روسیه را نمایان میکند
این زنجیره تأمین و انتقال فناوری و تسلیحات بین ایران و روسیه هیچ راز جدیدی نبود – ایالات متحده در سال ۲۰۲۴ شرکتهای کشتیرانی روسی را که فناوری پهپاد و مهمات را از این مسیر منتقل میکردند، تحریم کرده بود. در واقع، اوکراینیها چندین بار تلاش کردهاند تا قابلیتهای عملیاتی روسیه را در دریای خزر کاهش دهند؛ نیروهای اوکراینی در نوامبر ۲۰۲۴ به پایگاه دریایی روسیه در بندر کاسپییسک در داغستان حمله کردند و دو کشتی را آسیب زدند و سپس در آگوست ۲۰۲۵ یک کشتی باری روسی که تجهیزات و مهمات را از ایران حمل میکرد، هدف قرار دادند. هدف قرار دادن داراییهای روسیه در دریای خزر که محصور در خشکی است، چالشی عملی و دیپلماتیک را به همراه دارد – کشورهای ساحلی آن ترکمنستان، قزاقستان و آذربایجان هستند که روابط نسبتاً مثبتی با هر دو کشور روسیه و اروپا برقرار کردهاند.
اما این اولین باری بود که نیروی هوایی اسرائیل زنجیره تأمین روسیه را به این شکل هدف قرار داد و پیامدها گویا بود. واکنش روسیه این بود که به طور کلی وقوع حملات را انکار کرد – بخشی از این انکار به منظور حفظ فاصله استراتژیک از پذیرش نقش خود در قاچاق تسلیحات بود، اما همچنین برای جلوگیری از یک بحران دیپلماتیک با اسرائیل. پس از حمله، سخنگوی کرملین، دیمیتری پسکوف، تأکید کرد که کرملین هیچ اطلاعاتی درباره کشتیهای حامل تسلیحات روسی در دریای خزر ندارد. اما در یک هشدار غیرمستقیم، او افزود که روسیه هرگونه گسترش احتمالی جنگ ایران و اسرائیل به منطقه خزر را «بسیار منفی» تلقی خواهد کرد.
هیچ صحنه جنگ جدیدی، اما یک آسیبپذیری واضح
این به این معنا نیست که دریای خزر میتواند به یک صحنه جنگ جدید تبدیل شود. اما این نشاندهنده یک آسیبپذیری کلیدی در یکی از مهمترین شریانهای تجارت تسلیحات روسیه است.
جنگ ایران و اسرائیل اولویت استراتژیک INSTC روسیه را تهدید میکند
کریدور حمل و نقل بینالمللی شمال-جنوب (INSTC) وسیلهای مهم برای روسیه است تا برخی از سیاستهای خارجی خود را اجرا کند، جنگ خود در اوکراین را ادامه دهد و نفوذ خود را در خارج از کشور گسترش دهد.
برای مسکو، توسعه INSTC یک اولویت استراتژیک است. این کریدور زنجیرههای تأمین را از شمال به جنوب باز میکند و از اروپا و چین دور میزند. این پروژه زیرساختی ۷۲۰۰ کیلومتری زمینی و دریایی به دنبال اتصال ایران، روسیه، آسیای مرکزی و هند به اروپا است و از اوایل دهه ۲۰۰۰ در حال بحث و بررسی بوده است – این پروژه با فوریت جدیدی از زمان حمله روسیه به اوکراین دوباره مطرح شد، که در آن روسیه به مسیرهای جدید زنجیره تأمین نیاز داشت. اگرچه این پروژه مدتهاست که با مشکلات سیاسی، عملی و مالی دیگری مواجه است – مانند مشکلات اقتصادی خود ایران و اختلافات با کشورهای آسیای مرکزی درباره عبور از سرزمینهای آنها – موفقیت نهایی INSTC به ثبات منطقهای بستگی دارد که روسیه نمیتواند آن را تضمین کند.
هدفگیری رهبری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی توسط اسرائیل برای برنامههای مسکو مشکل ایجاد میکند. اگرچه تعامل سطح پایینتر روسیه با وزرای منطقهای ایران تغییر نخواهد کرد، اما ترور علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، در مارس ۲۰۲۶ احتمالاً تأثیر قابل توجهی بر این پروژه خواهد داشت. لاریجانی به طور مکرر با مقامات روسی برای بحث در مورد INSTC ملاقات میکرد، آخرین بار در دسامبر ۲۰۲۵. حتی بدون تغییر رژیم در ایران – که به نظر میرسد به طور فزایندهای غیرمحتمل است – بیثباتی سیاسی، زیرساختهای آسیبدیده و عدم قطعیت در مورد سرمایهگذاریها در کشور، خطر انحراف بسیاری از پروژههای زیرساختی روسیه را به همراه دارد.
مقامات روسی در طول جنگ درباره آینده INSTC محتاط بودهاند اما با این حال تلاش کردند تا آن را در دستور کار نگه دارند. نیکولای پاتروشف، دستیار ارشد رئیسجمهور و رئیس هیئت دریایی، به طور نزدیک در این پروژه درگیر است که نشانهای از اهمیت آن است. او در اواسط مارس مصاحبهای طولانی با کومرسنت انجام داد و تأثیر جنگ بر زیرساختهای روسیه را کماهمیت جلوه داد و پیشنهاد کرد که روسیه راههای زیادی برای آیندهنگری پروژههای دریایی خود دارد. دیمیتری پسکوف درباره چشماندازهای INSTC به شدت بدبین به نظر میرسید، اما تا پایان مارس ۲۰۲۶، وزیر حمل و نقل، آندری نیکیتین، تأکید کرد که روسیه هنوز قصد دارد ساخت و ساز را پس از تثبیت منطقه ادامه دهد.
در میان مذاکرات دیپلماتیک جاری بین ایران و اسرائیل درباره آتشبس، چند روز پیش پاتروشف به طور نسبتاً خوشبینانهای جلسهای را در منطقه جنوبی آستراخان درباره آینده INSTC برگزار کرد و درباره چشماندازهای سرمایهگذاری در بنادر روسیه و همکاری با کشورهای خلیج فارس برای بهروزرسانی مراکز لجستیکی بحث کرد. در حالی که پیشرفت در INSTC به متغیرهای ژئوپلیتیکی بستگی دارد که فراتر از کنترل مسکو هستند، این جلسه به طور شخصی توسط پوتین دستور داده شده است. این امر احتمالاً باعث میشود که پروژه بیشتر در کانون توجه قرار گیرد، اما همچنین ریسکها را در صورت شکست افزایش میدهد.

