معماری استراتژیک امنیت خلیج فارس پس از مداخلات کینتیک اخیر غرب به طور بنیادی تغییر کرده است، اما پیروزی نهادی که از واشنگتن ظهور کرده، نیازمند ارزیابی سختگیرانه و متخاصم است.
در حالی که ارزیابیهای رسمی ادعا میکنند که زیرساخت ناوگان متعارف تهران به طور کامل تخریب شده است، اما دکترین زیرین نیروی دریایی ایران به طور عملکردی از طریق داراییهای دریایی غیرمتمرکز و کمامضا دست نخورده باقی مانده است. پیروزی استراتژیک واقعی نمیتواند تنها با تخریب بدنهها اندازهگیری شود؛ زیرا نیروی دریایی ایران بر اساس پارادایم انکار به جای فرماندهی در دریاها عمل میکند، پتانسیل اختلالی اصلی آن با وجود تخریب ساختاری وسیع همچنان باقی است.
یک قایق تندرو سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و یک کشتی نیروی دریایی در خلیج فارس در سال 2024. اعتبار…مرتضی نیکوبازل/نورفوتو، از طریق گتی ایمجز
تخریب نیروی دریایی ایران به واسطه حملات
آیا عملیات خشم حماسی واقعاً نیروی دریایی ایران را فلج کرد؟ فرمانده CENTCOM، دریادار برد کوپر به تازگی ادعا کرد که این کار را انجام داده است. در شهادت خود برای کمیته خدمات مسلح سنا، دریادار کوپر بیان کرد که نیروی دریایی ایران—هم نیروی دریایی متعارف و هم نیروی دریایی جداگانه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC)—احتمالاً به پنج تا ده سال برای بازسازی نیاز خواهد داشت.
با این حال، کوپر اذعان کرد که ایران هنوز قابلیت مزاحمت خود را حفظ کرده است، از جمله قایقهای تندرو، پهپادها، موشکها و حملات نیابتی—به این معنی که هنوز میتواند در تنگه هرمز که از اهمیت بالایی برخوردار است، انکار را اعمال کند. بنابراین در حالی که ایالات متحده ممکن است نیروی دریایی متعارف ایران را نابود کرده باشد، تهدید نامتقارن که واقعاً پنتاگون را نگران میکند ممکن است همچنان باقی بماند.

چه چیزی زیرساخت نیروی دریایی ایران را خنثی میکند
عملیات خشم حماسی تا کنون شامل مجموعاً ۱۰,۲۰۰ پرواز هوایی و ۱۳,۵۰۰ حمله بوده است، به گفته کاخ سفید—یک کمپین با مدت زمان کوتاه اما شدت بالا. اهداف دریایی شامل بندرها، کارخانههای کشتیسازی، زیرساختهای دریایی و انبارهای مین بوده است. هفتصد مورد از این حملات علیه اهداف مین انجام شده که به ادعای منابع، منجر به نابودی تا ۹۰ درصد از ذخایر تقریبی ۸,۰۰۰ مین دریایی ایران شده است. تولید موشک و پهپاد ایران نیز به طور قابل توجهی کاهش یافته، به میزان حدود ۸۵ تا ۹۰ درصد. خشم حماسی نه تنها بر روی خود کشتیها، بلکه بر روی اکوسیستم صنعتی پشتیبان جنگ دریایی ایران—مینها، موشکها، پهپادها و غیره متمرکز بود.
دکترین هدایتکننده نیروی دریایی ایران
البته، نیروی دریایی ایران یک همتای متقارن با نیروی دریایی ایالات متحده نیست. و هرگز هم قرار نبوده که چنین باشد. در عوض، ایران دکترین جنگ دریایی نامتقارن را اتخاذ کرده است که بر اساس آزار و انکار بنا شده است. ابزارهای اصلی این دکترین شامل قایقهای تندرو، مینهای دریایی، پهپادها، موشکهای ساحلی و حملات نیابتی بود. هدف این بود که تهران بتواند تنگه هرمز را به دلخواه مختل کند، ریسک و هزینههای حمل و نقل را افزایش دهد و عملیات ایالات متحده را به اندازه کافی پیچیده کند تا واشنگتن قبل از مواجهه با ایران تردید کند. استراتژی دریایی ایران هرگز درباره پیروزی در نبردها نبوده، بلکه در مورد ایجاد هرج و مرج، اصطکاک و اختلال بوده است.
ایالات متحده پاسخ مناسبی به مشکل قایقهای تندرو ندارد. قایقهای تندرو ایرانی به ویژه مشکلساز هستند. این قایقها قادر به انجام حملات گروهی هستند و به شدت مسلح و کارآمد در مانورهای آزاردهنده و تاکتیکهای اشباع میباشند. این قایقهای تندرو خطرناک هستند زیرا ردیابی آنها در رادار دشوار است و میتوانند به راحتی در ترافیک غیرنظامی در沿 ساحل ایران ادغام شوند—اما همچنین میتوانند از طریق انبوهی، با تسلیحات شامل موشکها، تفنگهای خودکار، موشکهای ضد کشتی و بارهای انفجاری، سیستمهای دفاعی پیشرفته را تحت فشار قرار دهند. این قایقهای تندرو نگهداریشان آسانتر از کشتیهای نظامی معمولی است؛ آنها ارزان، قابل تعویض و پراکنده هستند و نمونهای عالی از روشهای نامتقارن هستند که سیستمهای پیچیدهتر را مختل میکنند.

نیروی دریایی ایران جغرافیا را فرماندهی میکند
در واقع، در حالی که ایالات متحده در نابودی کشتیهای جنگی بزرگ ایران بسیار موفق بود، دکترین دریایی ایران مدتهاست که بیشتر به تاکتیکهای گروهی غیرمتمرکز متکی بوده است. به ناامیدی واشنگتن، ایران هنوز هم میتواند این تاکتیکها را با اثرگذاری زیاد به کار گیرد.
ایران همچنین از مزایای دیگری نیز برخوردار است، مانند نزدیکی به تنگه هرمز، پوشش موشکی ساحلی و آشنایی با زمین. حتی یک ایران ضعیف نیز میتواند به تانکرها مزاحمت ایجاد کند، مینگذاری کند و پهپادها را به اندازهای به پرواز درآورد که جریان تجارت از طریق تنگه را مختل کند. و ایران برای ایجاد اختلال اقتصادی جهانی به نیروی دریایی آبی نیاز ندارد، همانطور که جامعه جهانی در حال حاضر به این درک میرسد.
بازسازی قابلیتهای نیروی دریایی ایران
این به این معنا نیست که این کمپین در تضعیف قدرت نظامی نامتقارن ایران بیفایده بوده است. ارزیابی دریادار کوپر نشان میدهد که صنایع دریایی، موشکی و پهپادی ایران به ۱۰ تا ۱۵ درصد از ظرفیت باقیمانده خود کاهش یافتهاند. ایالات متحده بهطور موفقیتآمیزی کارخانههای مونتاژ موشک، کارخانجات پهپاد، انبارها و زیرساختهای تعمیرات دریایی را نابود کرد. بازسازی برای تهران بهدلیل تحریمها، کمبود قطعات دقیق و آسیبدیدگی تأسیسات صنعتی بسیار دشوار خواهد بود. اما سیستمهای نامتقارن راحتتر از ناوگانهای متعارف بازسازی میشوند. بله، ایران احتمالاً در بازسازی زیرساختهای دریایی عمده با مشکل مواجه خواهد شد—اما میتواند به سیستمهای سادهتری تکیه کند که میتوانند بسیار سریعتر تجدید شوند.

