پیگیری اخبار خاورمیانه نیازمند تحمل خاصی برای درد ناشی از تغییرات ناگهانی است. به تازگی، در چرخههای خبری غربی که بر اساس روایت اینگونه شکل گرفته که بنیامین نتانیاهو به نوعی در حال کنترل سیاست خارجی دولت ترامپ است، در اسرائیل، نخستوزیر تحت فشار است که به عنوان عروسک رئیسجمهور آمریکا عمل میکند.
گادی آیزنکوت، رئیس سابق ستاد ارتش اسرائیل که به سیاست روی آورده، گفت: “یک الگو در حال شکلگیری است که آتشبس به ما تحمیل میشود — در غزه، در ایران و اکنون در لبنان.” یائر گولان، چهره مخالف چپگرا، شکایت کرد که “به جای رهبری، اسرائیل دوباره به عقب کشیده میشود.”
این اظهارات بازتابدهنده گفتههای یائر لاپید، نخستوزیر سابق، است که پس از اعلام آتشبس ایران بیان کرد: “اسرائیل حتی در زمان اتخاذ تصمیمات مربوط به هسته امنیت ملیمان در میز مذاکره حضور نداشت.”
البته، یک سال پیش، لاپید نظرات مشابهی را بیان میکرد اما آنها را به عنوان دلیلی برای فاصلهگذاری بین ایالات متحده و اسرائیل در پیامی تند به نتانیاهو مطرح میکرد: “شما ترامپ را از دست دادید. روابط با ایالات متحده هرگز در چنین نقطه پایینی نبوده است. آمریکاییها بدون اطلاع شما با حوثیها توافق کردند. رئیسجمهور بدون اطلاع شما با رئیسجمهور سوریه ملاقات کرد. او روابط خود را با اردوغان بدون اطلاع شما تجدید کرد.”
انتقاد دیگری که به آتشبس وارد میشود و کاملاً مشروع است، از سوی جوامع شمال اسرائیل مطرح میشود که در حال حاضر در حال نگرانی هستند که آیا دولت واقعاً به آنچه درباره تضمین امنیت آنها از حملات موشکی حزبالله و نفوذهای گاه و بیگاه گفته است، عمل خواهد کرد یا خیر. موشه داویدوویچ، نماینده جوامع خط مقدم، بیانیهای تند صادر کرد: “آتشبس که شامل اجرای قهری علیه حزبالله برای هر تخلف و منطقهای عاری از ترور تا رودخانه لیتانی نباشد، دستاورد سیاسی نیست؛ این حکم انتظار برای کشتار بعدی است. ساکنان شمال آمار در یک نمایش روابط عمومی بینالمللی نیستند.”
با نزدیک شدن به فصل انتخابات، بنابراین، استدلال سیاسی علیه بنیامین به این شکل است: نخستوزیر مقدار زیادی از سرمایه سیاسی خود را در این جنگ اخیر صرف کرد و چه چیزی به ما داد؟ هیچ راهحل دائمی برای هیچیک از تهدیداتی که قرار بود به آنها پرداخته شود.
و با این حال، با توجه به سرعت تغییرات این روزها، شرطبندی بر اینکه این پیام در ماههای آینده تأثیرگذار باشد، به نظر ریسکپذیر میآید. یکی از دلایل آن خود آتشبس اسرائیل-لبنان است.
آتشبس از امشب به اجرا درآمد و دارای یک دوره اولیه ۱۰ روزه خواهد بود. به گفته وزارت امور خارجه، “این دوره اولیه ممکن است با توافق متقابل بین لبنان و اسرائیل در صورت نشان دادن پیشرفت در مذاکرات و بهطور مؤثر نشان دادن توانایی لبنان در اعمال حاکمیت خود، تمدید شود.”
به عبارت دیگر، لبنان باید در خلع سلاح حزبالله پیشرفت ملموسی داشته باشد تا بتواند تمدید آتشبس را پس از ۱۰ روز به دست آورد. سپس این جمله وجود دارد: “اسرائیل حق خود را برای اتخاذ تمامی تدابیر لازم در دفاع از خود، در هر زمان، در برابر حملات برنامهریزی شده، قریبالوقوع یا در حال انجام حفظ خواهد کرد. این موضوع نباید با توقف خصومتها مانع شود.”
بنابراین، اسرائیل در طول این ۱۰ روز آزادی عمل نسبتاً زیادی دارد. در حالی که این موضوع به نوعی از سوی بیروت امتیاز محسوب میشود، در حقیقت بیشتر به این معناست که اسرائیل در دسترس خواهد بود تا به لبنان کمک کند تا در برابر حزبالله پیشرفت کند، که این امر به نوبه خود امکان تمدید آتشبس را فراهم میآورد، که لبنان به هر حال به آن نیاز دارد.
در نهایت، بیانیه این را میگوید: “اسرائیل و لبنان از ایالات متحده درخواست میکنند که تسهیلگر مذاکرات مستقیم بیشتری بین دو کشور باشد با هدف حل تمامی مسائل باقیمانده، از جمله تعیین مرزهای زمینی بینالمللی.”
این به نوعی به این معناست که منافع اسرائیل در جنوب لبنان مشروع است و—در مقابل حزبالله—نیروهای دفاعی اسرائیل نباید به عنوان اشغالگر متخاصم در نظر گرفته شوند، بلکه باید به عنوان همپیمانی در تلاشهای سازنده برای بازگرداندن حاکمیت لبنان تلقی شوند.
برای اسرائیل، این شرایط بسیاری از ریسکهای توقف حملات به حزبالله به مدت ۱۰ روز را جبران میکند. برای لبنانیها، این متن اعلامیهای است که دولت موجود قادر است اسرائیل را از ادامه حملاتش از طریق فرآیند دیپلماتیک متوقف کند و ادعای حزبالله مبنی بر اینکه باید مسلح بماند تا لبنان را از اسرائیل محافظت کند، تضعیف میکند. برای نتانیاهو بهویژه، این تقریباً تضمین میکند که تا زمان انتخابات، اسرائیل در موقعیت قویتری در برابر حزبالله نسبت به حال حاضر خواهد بود.

