هرچقدر هم که ترامپ تلاش کند تا چیزی به او نچسبد، اکنون کاملاً روشن است که ایالات متحده در ایران شکست ننگینی را متحمل شده است. وعده او برای “تسلیم بدون قید و شرط” از وعدههای انتخاباتیاش برای “عدم آغاز جنگ” و اینکه “رئیسجمهور صلح” باشد، خالیتر است. در تلاش برای ادعای پیروزی، ترامپ به سادگی ایالات متحده را برنده اعلام میکند. او به شدت به دنبال پذیرش جهانی دروغهایش است و به رهبران جهانی که از جنون او حمایت نمیکنند (از جمله برخی از وفاداران خود در MAGA) حمله کرده است. پس از تهدید به نابودی کامل تمدن ایرانی، او پاپ لئو را “بازنده” خوانده و خود را به عنوان تجسمی از عیسی معرفی کرده است. آیا پایان بدرفتاریهای دونالد توهمی وجود ندارد؟
بدتر از آن، زیر دستان چاپلوس او به تمایل او برای قدرت دامن میزنند و سبک دیکتاتوری او را تقلید میکنند. پس از ۲۱ ساعت بحث با مقامات ارشد ایرانی در پاکستان، معاون رئیسجمهور جی دی ونس “شکست” ایران در توافق با خواستههای ایالات متحده را محکوم کرد.
ایران اعلام کرده است که طرف آمریکایی نتوانسته است اعتماد آنها را جلب کند و این کاملاً درست است. در دو نوبت در طول مذاکرات برای توافقهای صلحآمیز، ایالات متحده و اسرائیل حملات غافلگیرکنندهای را بین جلسات مذاکره برنامهریزی شده انجام داده، رهبری کشور را ترور کرده و به طور گستردهای بیمارستانها، مدارس و ساختمانهای مسکونی غیرنظامی را ویران کردهاند. به دلایل خوب، ایرانیها به درستی از عدم صداقت ایالات متحده محتاط هستند. در سال ۲۰۱۵، صدها ساعت در دوران ریاستجمهوری اوباما صرف شد تا توافق هستهای بین ایالات متحده و ایران (برنامه جامع اقدام مشترک) به نتیجه برسد. در دوران نخست ترامپ، او بهطور یکجانبه این توافق را پاره کرد بدون اینکه با کنگره مشورت کند و تحریمها را دوباره بر ایران تحمیل کرد (که ایران اکنون خواهان لغو آنهاست). در سال ۲۰۲۳، رئیسجمهور بایدن با آزادسازی میلیاردها دلار از داراییهای ایرانی موافقت کرد. ایالات متحده همچنان این داراییها را در اختیار دارد.
بحران کنونی بهطور مستقیم به رفتار خودکامه ترامپ برمیگردد.
شخصیت غیرواقعی و واقعاً نابالغ ونس در اسلامآباد با مقایسه با مذاکرهکننده آمریکایی هنری کیسینجر و ویتنامی لِ دوک تو که چهار سال و هشت ماه طول کشید تا توافقنامه صلح پاریس در سال ۱۹۷۳ را به امضا برسانند، روشن میشود. پس از کمتر از یک روز، ونس پاکستان را ترک کرد و به ایران هشدار داد که “با ما بازی نکنید”، گویی ویرانی ناشی از جنگ انتخابی ایالات متحده یک بازی ویدئویی است.
متأسفانه، تاریخ مللی که ایالات متحده را شکست دادهاند، به تردیدهای کنونی ایران دلایل بیشتری برای عدم اعتماد به هر وعدهای که واشنگتن ممکن است بدهد، میدهد. به محض امضای توافقهای صلح با کره شمالی و ویتنام، ایالات متحده بلافاصله آنها را نقض کرد. به طور خلاصه، ایالات متحده نمیتواند قابل اعتماد تلقی شود، مهم نیست که چه کسی رئیسجمهور باشد. چه دموکرات و چه جمهوریخواه، روسایجمهور میآیند و میروند، اما عدم صداقت و فریبکاری ایالات متحده ثابت باقی میماند.
یکی از خواستههای اصلی طرف ایرانی در حال حاضر این است که ایالات متحده غرامتهایی را به خاطر تخریب کشور پرداخت کند. در ارتباط با این موضوع، نامهای که در تاریخ ۱ فوریه ۱۹۷۳ از سوی رئیسجمهور ریچارد نیکسون به نخستوزیر ویتنام، فام وان دونگ، ارسال شده است، حائز اهمیت است. در این نامه نیکسون بیان کرده بود که ایالات متحده به توافق امضا شده خود (در تاریخ ۲۷ ژانویه ۱۹۷۳) برای “شرکت آمریکا در بازسازی پس از جنگ ویتنام شمالی” عمل خواهد کرد. نیکسون برآورد کرده بود که غرامتها “…در محدوده ۳.۲۵ میلیارد دلار کمک بلاعوض در طی پنج سال خواهد بود.” مقامات ویتنام به وعده نیکسون اعتماد کردند و در واقع این میلیاردها دلار را در برنامهریزیهای پس از جنگ خود بودجهبندی کردند. هیچ سنتی هرگز به کشوری که توسط عامل نارنجی، بمبافکنهای B-52 و ویرانیهای نیم میلیون سرباز آمریکایی ویران شده بود، پرداخت نشد. همچنین باید به یاد داشت که توافق ژنو در سال ۱۹۵۴ وعده انتخابات مستقیم ریاستجمهوری را در ویتنام ظرف دو سال داده بود. با نزدیک شدن به این مهلت، رئیسجمهور ایالات متحده، آیزنهاور، بهطور علنی اذعان کرد که هو چی مین احتمالاً ۸۰ درصد یا بیشتر از آرا را به دست میآورد. ایالات متحده هرگز اجازه نداد که کشور انتخابات آزاد داشته باشد.
یک شب در سال ۲۰۰۳، زمانی که این تاریخ را در پیونگیانگ در حین نوشیدن با کرهایها ذکر کردم، آنها با شگفتی نفسشان را حبس کردند. “یعنی ایالات متحده هیچ افتخاری ندارد؟” متأسفانه، سرم را تکان دادم و دیدم که امیدهایشان برای یک توافق صلح به منظور پایان دادن به جنگ کره، نه تنها یک آتشبس که دقیقاً ۵۰ سال پیش امضا شده بود، از بین میرود. باید اینجا اضافه کنم که ایالات متحده به نقض ماده ۱۵ توافق آتشبس ادامه میدهد، که بهصراحت بیان میکند که هر دو طرف “نباید در هیچ نوع محاصرهای از کره شرکت کنند.” ایالات متحده محاصرهای مداوم بر کره شمالی برقرار کرده است که به شدت بر بخش مالی آن تأثیر میگذارد و اعتبار بینالمللی و سرمایهگذاریهای جدید و همچنین تجارت و سفر را مختل میکند. مشابه محاصره جدید ترامپ بر ایران، ایالات متحده به شدت شرکتهای حمل و نقل، کشتیها و افرادی را که به کره شمالی در صادرات زغالسنگ و مواد معدنی کمک میکنند، تحریم میکند.
ایالات متحده با پشت کردن به تعهدات و معاهدات بینالمللی خود، به سادگی قوانین بینالمللی را نقض میکند یا هرگز آنها را به رأیگیری در سنا نمیآورد. یکی از نمونههای بارز این است که چگونه یافتههای دیوان بینالمللی دادگستری را نادیده میگیرد، که ایالات متحده خود را (و اسرائیل) از آن معاف میکند. نمونه دیگر به سادگی خروج از توافق پاریس در مورد تغییرات اقلیمی است، چیزی که نوههای ما ممکن است متأسفانه آن را بزرگترین جرم جنگی همه زمانها بدانند. به دلایل واضح، ایالات متحده هرگز به دیوان کیفری بینالمللی نپیوسته است.
آیا اکنون عقل سلیم حاکم خواهد شد یا نه، ممکن است سوالی باز باشد. نه تنها دیابولیکال دونالد و ساتانیاهو سایهای تاریک بر بشریت میافکنند، بلکه سوابق تاریخی ایالات متحده نشاندهنده زمانهای دشواری در پیش است. به نظر میرسد امروز احتمال بیشتری وجود دارد که ایالات متحده و اسرائیل دوباره ایرانیان را به قتل برسانند و کشور را ویران کنند تا اینکه آن موجودات به توافق صلحی دست یابند و درگیریای را که ایران هرگز نمیخواست، پایان دهند.

