چرخش دراماتیک سیاست خارجی آنکارا نشاندهنده یک انتقال حسابشده از افراط ایدئولوژیک به واقعگرایی ژئوپلیتیکی واضح است. این بازتنظیم منطقهای کنونی بقا اقتصادی بلندمدت و امنیت دریایی را بر حمایت سختگیرانه یک دههای از جنبشهای اسلامی فراملی که پیشتر کشور را منزوی کرده بود، اولویت میدهد. با ترمیم سیستماتیک روابط شکسته با دشمنان سابق، استراتژیستهای ترکیه بهطور فعالانه ادعاهای انرژی مدیترانهای خود را حفظ کرده و راههای حیاتی برای ورود سرمایه را تأمین میکنند.

بازتنظیم منطقهای نیازمند اتحادهای جدید است
سیاست خارجی ترکیه امروز تقریباً غیرقابل شناسایی از آنچه تنها پنج سال پیش بود، است. پس از گذراندن بخش عمدهای از دهه گذشته در انزوا منطقهای فزاینده، خاورمیانه شاهد تغییرات دیپلماتیک قابل توجهی برای آنکارا است که اکنون واقعگرایی، عملگرایی و تعامل را بیش از هر زمان دیگری ارتقا میدهد. این تغییر بهویژه در سیاست لیبی ترکیه مشهود است. پس از حمایت از دولت توافق ملی (GNA) مستقر در طرابلس، آنکارا اکنون به نظر میرسد که به حمایت از دولت رقیب ژنرال خلیفه حفتر در طبرق نیز روی آورده است. تنها چند سال پس از اینکه پهپادهای ساخت ترکیه به GNA کمک کردند تا محاصره حفتر از طرابلس را بشکنند، همان پهپادها بهطور مستقیم به نیروهای حفتر فروخته میشوند.
دستهای دراز شده و تلاشهای دیپلماتیک بهطور تاریخی پیشفرض ترکیه نبوده است؛ آرزوهای سیاست خارجی ترکیه در دهه ۲۰۱۰ برای منطقه جنجالی بود و منجر به ادامه قطع روابط دیپلماتیک با همسایگان شد. رئیسجمهور ترکیه، رجب طیب اردوغان، به احیای تمدن عثمانی-اسلامی علاقهمند بود و این هدف را با حمایت از احزاب اسلامی در سرتاسر منطقه، از جمله محمد مرسی و اخوان المسلمین در مصر و جنبش النهضه در تونس دنبال کرد. بازیگرانی مانند مصر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی بهطور فزایندهای از رفتار اردوغان احساس تهدید کردند که آن را پوپولیستی و در تضاد با تفسیرهای خود از اسلام سنی میدیدند. در سوریه، تمایل اردوغان به تسلیح جهادیها تنها تنشها را تشدید کرد.

عملگرایی زمینه بازتنظیم منطقهای را تعریف میکند
در دیگر عرصهها نیز، ترکیه به ندرت به خاطر روابط دیپلماتیک خود عقبنشینی کرده است. تشدید تنشهای ترکیه در دریای مدیترانه شرقی در سالهای ۲۰۱۹ و ۲۰۲۰ تقریباً این کشور را به درگیری با یونان، قبرس و فرانسه کشاند. حمایت آنکارا از دولت وفاق ملی (GNA) در لیبی ترکیه را به رویارویی غیرمستقیم اما قطعی با مصر کشاند، علاوه بر حامیان متعدد حفتر در سراسر منطقه. در عین حال، عملیاتهای مداوم و اغلب خشن آنکارا علیه گروههای کردی در سوریه مانند واحدهای حفاظت از مردم (YPG) و نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) — که آنکارا آنها را حامیان تروریسم میداند — تنها تنشها را بین ترکیه و متحدان ناتو آن بیشتر کرد.
اکنون بسیاری از این مسائل به یادآوری دور به نظر میرسند. از یک سو، آنکارا اکنون در میانهی امیدوارکنندهترین و جامعترین مذاکرات صلح با حزب کارگران کردستان (PKK) است که هدف آن کاهش محدودیتهای سیاسی داخلی و گسترش ائتلاف اردوغان بهعنوان گامی به جلو به سمت سال ۲۰۲۸ میباشد. این مذاکرات به عنوان تلاشی برای پایان دادن به درگیری طولانیمدت با PKK پخش شده است، اما اهداف واقعی اردوغان عمیقتر از آشتی ساده است و منافع سیاسی شخصی او را آشکار میکند.
برای اینکه اردوغان دوباره نامزد شود، او باید محدودیت دو دورهای قانون اساسی را دور بزند که احتمالاً به حمایت پارلمانی از حزب برابری و دموکراسی مردم کرد (حزب DEM) نیاز دارد که ۶۴ کرسی دارد. در عوض، اردوغان اصلاحات داخلی را وعده داده است که کردهای ترکیه را به جامعه سیاسی بازمیگرداند، از جمله آزاد کردن عبدالله اوجالان، رهبر طولانیمدت PKK که در حال حاضر به حبس ابد محکوم شده است.

شکستن انزوا از طریق بازتنظیم منطقهای
اما فراتر از مرزهای خود، آنکارا در حال انجام یک حمله دیپلماتیک بزرگ است. در یک تغییر دیپلماتیک، اردوغان روابط آنکارا با قاهره را احیا کرده و در دو سال چهار بار به مصر سفر کرده است، پس از یک دوره ۱۲ ساله یخزدگی. آنکارا همچنین در سال ۲۰۲۲ دیپلماسی خود را با ریاض و ابوظبی از سر گرفت که این امر به پایان وقفهای انجامید که به دنبال قتل جمال خاشقجی در سال ۲۰۱۸ به وجود آمده بود. علاوه بر نمادگرایی واضح چنین سفرهای دولتی برجسته، مذاکرات شامل توافقات معنادار در زمینه همکاریهای اقتصادی و امنیتی بوده است که قبلاً غیرممکن به نظر میرسید.
در لیبی، موضع اردوغان نسبت به درگیریهای داخلی جاری که همچنان کشور را تقسیم و منزوی میکند، ابعاد جدیدی به خود گرفته است، با این حال اهداف و منافع آنکارا عمدتاً تغییر نکرده است. مشارکت ترکیه در لیبی ریشه در پیوندهای تاریخی دارد. به مدت نزدیک به چهارصد سال، ولایت طرابلس مرکز دزدی دریایی و قدرت دریایی عثمانی بود و ثروتهایی به قسطنطنیه منتقل میکرد و قدرت را در سراسر مدیترانه به نمایش میگذاشت.
این میراث نمادین، لیبی را به یک عرصه ضروری برای دیدگاه به اصطلاح “نو عثمانی” اردوغان تبدیل کرده است، تلاشی برای احیای نفوذ فرهنگی، سیاسی و نظامی ترکیه در سرزمینهای سابق عثمانی. از طریق مداخلهاش برای نجات دولت وفاق ملی (GNA) و شکست نیروهای تحت حمایت مصر و امارات متحده عربی به رهبری خلیفه حفتر، اردوغان به طرز ماهرانهای ترکیه را به عنوان یک بازیگر اصلی در شمال آفریقا قرار داد و دیدگاه نو عثمانی خود را پیش برد در حالی که رقبای منطقهای خود را تضعیف کرد.
تنظیم مجدد منطقهای مرزهای مدیترانه را شکل میدهد
ژئوپولیتیک لیبی نگاهی دیگر به علاقه آنکارا به مستعمره سابق عثمانی ارائه میدهد. از سال 2003، مدیترانه شرقی به صحنهای از اختلافات دریایی شدید میان کشورهایی تبدیل شده است که مشتاق کنترل منابع نفت و گاز تازه کشف شده هستند. با توجه به اینکه منابع طبیعی چندانی ندارد، آنکارا به اندازه هر کس دیگری desperate است. با این حال، تا کنون به طور مداوم از هرگونه همکاری معنادار هیدروکربنی منطقهای به دلیل درگیری طولانیمدتش با قبرس کنار گذاشته شده است.
در همین حال، مصر، اسرائیل، قبرس و لبنان به صورت دوجانبه همکاری کردهاند تا نقشه را تقسیم کرده و کاوشها را آغاز کنند. کشف ذخایر گاز در سواحل قبرس در دهه 2010 ریسکها را افزایش داد و منجر به اقدام نظامی ترکیه شد که مانع از فعالیتهای حفاری شرکت انرژی ایتالیایی ENI در سال 2018 شد.
چگونه تنظیم مجدد پویا شکل میگیرد
کمی بعد، در سال 2019، آنکارا با امضای یک توافق دریایی با GNA به تشدید اقدامات خود ادامه داد که یک منطقه اقتصادی انحصاری (EEZ) را ایجاد کرد که انزوا ترکیه را شکست. این EEZ یک کریدور دریایی بین آبهای لیبی و ترکیه ایجاد کرد که به طور مستقیم با هر دو قانون دریایی بینالمللی و توافقهای مشابه بین قبرس، اسرائیل و یونان در تضاد بود. اما کارایی EEZ محدود بود؛ تا زمانی که لیبی بین شرق و غرب تقسیم شده بود، کریدور دریایی آنکارا بعید بود که حمایت لازم را از خلیفه حفتر دریافت کند.
این وضعیت از سال 2023 تغییر کرد، زمانی که رجب طیب اردوغان، آگیلا صالح، رئیس مجلس نمایندگان لیبی در شرق را دریافت کرد که نشانهای از بهبود روابط با حفتر بود. نزدیکی که پس از آن به وجود آمد شامل دیدارهای دوجانبه بین مقامات ارشد نظامی ترکیه و صدام حفتر، بازگشایی کنسولگری ترکیه در بنغازی، تمرینات دریایی مشترک و در نهایت، دیداری بین ابراهیم کالین، رئیس سازمان اطلاعات ملی ترکیه و خلیفه حفتر برای بحث در مورد تصویب توافقنامه دریایی منطقه اقتصادی انحصاری 2019 بود.
علاوه بر این، رویکرد نظامی آنکارا نشاندهنده آمادگی برای فراتر رفتن از نفوذ دیپلماتیک ساده بر میادین گاز است. از تأمین پهپادهای بایکتار تا تسهیل تمرینات نظامی مشترک برای رهبری که اردوغان او را یک توطئهگر خوانده بود، اهداف استراتژیک آنکارا در لیبی از صرفاً شکستن انزوا به سمت افزایش قدرت پیشرفت میکند. در چند سال کوتاه، آنکارا نفوذ خود را در لیبی گسترش داده و به یک بازیگر اصلی در احتمال اتحاد آن تبدیل شده و قدرت ترکیه را در آفریقا مستحکمتر کرده است.
تغییر ترکیه به سمت عملگرایی نشان میدهد که آنکارا قادر است فراتر از اتحادهای ایدئولوژیک ساده برود و رقبای سابق را در پیگیری منافع خود در آغوش بگیرد—کاری که سایر قدرتهای منطقهای مانند مصر، قطر و امارات به طور معمول در انجام آن ناکام میمانند. پس از یک دهه حمایت از اسلامگرایان در سراسر منطقه، اتحادهای ترکیه امروز به شدت به ایدئولوژی یک بازیگر وابسته نیست. رقبای قبلی در سراسر منطقه، حتی کسانی که دارای grievances تاریخی عمیق هستند، مانند خلیفه حفتر، مصر و عربستان سعودی، دوباره مورد توجه قرار میگیرند.
اما لیبی به ویژه نشاندهنده تمایل جدید ترکیه برای تنظیم مجدد عملگرایی با ایدئولوژی، شکستن خلاقانه موانع دیپلماتیک و دستیابی به اهداف سیاست خارجی است. دولت جانشین امپراتوری عثمانی که زمانی بزرگ بود، دوباره در مسیری قرار دارد که به یک قدرت منطقهای بزرگ تبدیل شود با نفوذ معنادار، نه حاشیهای.

