قاهره بر کاهش تنشها تأکید کرده است تا جنگ را هر چه سریعتر به پایان برساند و شوکهای اقتصادی و انرژی پس از آن را کاهش دهد، اما این رویکرد ممکن است با حامیان دیرینهاش در کشورهای خلیج فارس نتیجه معکوس بدهد.
از زمان آغاز جنگ ایران، اولویت اصلی رئیسجمهور عبدالفتاح السیسی محدود کردن تأثیرات آن بر اقتصاد آسیبپذیر مصر بوده است. با این حال، درخواستهای او برای مذاکرات—از جمله بهطور مستقیم با تهران—ریسک بیعلاقه کردن شرکای خلیجی را به همراه دارد که مدتهاست حامیان مالی قابلاعتماد قاهره بودهاند. صرفنظر از اینکه آتشبس کنونی برقرار بماند یا نه، بروز برخی از نوسانات اقتصادی اضافی اجتنابناپذیر است. السیسی باید نه تنها این بحران مالی را مدیریت کند، بلکه همچنین با یک چشمانداز منطقهای جدید روبرو شود که در آن حامیان سابق ممکن است علاقه کمتری به حمایت از مصر داشته باشند.
اقتصاد هنوز آسیبپذیر است با وجود بازگشت به حالت عادی
در پایان سال 2023، مصر با یک بحران اقتصادی مواجه شد که ناشی از ترکیبی از شوکهای جهانی و تصمیمات ضعیف سیاسی بود: هزینههای غذا و انرژی در میان پاندمی COVID-19 و جنگ اوکراین به شدت افزایش یافت؛ درآمد حاصل از حقالعبور کانال سوئز تقریباً ناپدید شد پس از اینکه حماس به اسرائیل حمله کرد و حوثیها نیز با حمله به حمل و نقل دریایی در دریای سرخ به این اقدام پیوستند؛ هزینههای مربوط به پروژههای کلان، بدهی عمومی را افزایش داد؛ و یک ارز بهطور مصنوعی تثبیتشده، نرخ ارز سیاه را ایجاد کرد و دسترسی به ارز خارجی را محدود کرد.
در اوایل سال 2024، امارات متحده عربی با خرید منطقه ساحلی مدیترانهای راسالحکمه به مبلغ 35 میلیارد دلار، قاهره را نجات داد. مصر همچنین موافقت کرد که ارز خود را شناور کند—که پیشنیازی برای برنامه 8 میلیارد دلاری صندوق بینالمللی پول بود—در حالی که اتحادیه اروپا 8.5 میلیارد دلار کمک اضافی را متعهد شد. اگرچه کاهش ارزش ارز برای مصریها دردناک بود، اما محدود کردن بازار سیاه، توانایی بانکهای داخلی را بازگرداند و جریان ارسال پول را دوباره باز کرد.
قاهره سپس دو سال آینده را صرف انجام برخی از اصلاحاتی کرد که تحت برنامه صندوق بینالمللی پول متعهد شده بود. بهبود در جمعآوری مالیات و دیجیتالیسازی، درآمد را افزایش داد، در حالی که فیتچ و S&P در نوامبر 2024 رتبه اعتباری کشور را به B ارتقا دادند که نشاندهنده یک فضای سرمایهگذاری پایدارتر بود. با وجود نرخ ارز انعطافپذیر، ارسال پول—که منبع کلیدی ارز خارجی و درآمد اضافی برای بسیاری از خانوادهها است—بین ژوئیه 2025 و ژانویه 2026 به بیش از 41 میلیارد دلار رسید که 40 درصد افزایش نسبت به سال قبل بود. بهطور مشابه، بخش گردشگری—که 12 درصد از تولید ناخالص داخلی را تشکیل میدهد—در سال 2025 با ثبت 19 میلیون بازدیدکننده رکورد زد و درآمدی معادل 24 میلیارد دلار داشت.
با این حال، جنگ ایران تقریباً قطعاً به قاهره چند میلیارد دلار در درآمدهای گردشگری لغو شده هزینه تحمیل کرده است. و حداقل 10 میلیارد دلار در سرمایهگذاریهای کوتاهمدت (مانند اوراق قرضه “پول داغ” با نرخهای بهره بسیار بالا) در روزهای ابتدایی این درگیری از کشور خارج شد، در حالی که پوند بیش از 11 درصد در برابر دلار کاهش یافت. با این حال، تا اواخر مارس، وزیر دارایی پیشبینی رشد 5.2 درصدی تا 30 ژوئن (پایان سال مالی) را داشت و نسبت به رشد اضافی و کاهش بدهی در سال آینده خوشبین بود.
با این وجود، جنگ تقریباً قطعاً هرگونه پیشرفت در چالش اصلی مصر را به تأخیر خواهد انداخت: کاهش نفوذ دولت در اقتصاد. آخرین بررسی برنامه صندوق بینالمللی پول گزارش داد که “هیچ واگذاری مادی در 24 ماه گذشته رخ نداده است، در حالی که نهادهای نظامی جدیدی ایجاد شدهاند.” چند شرکت دولتی در حال فهرست کردن سهام خود در بازار بورس هستند، اما این تغییر دینامیک بنیادی شرکتهای دولتی ناکارآمد را که در حال فعالیت هستند تغییر نمیدهد و بخش عمومی را تحت فشار قرار میدهد. تا زمانی که قاهره بهطور جدی به خصوصیسازی شرکتهای نظامی که در همه جا حضور دارند متعهد نشود، موانع ساختاری برای رشد باقی خواهد ماند. متأسفانه، شرایط کنونی جنگی احتمال اینکه سیسی با این موضوع سیاسی حساس مواجه شود را حتی کمتر میکند.
نگرانیهای انرژی میانمدت
کمبود انرژی جهانی ناشی از جنگ به شدت بر مصر تأثیر خواهد گذاشت. هزینههای ماهانه انرژی این کشور از ژانویه تا مارس بیش از دو برابر شده و این امر دولت را وادار کرده تا قیمتها را تا ۳۰ درصد افزایش دهد و مصرف را محدود کند. با نزدیک شدن به تابستان، مصریها ممکن است با خاموشیهای متناوب مواجه شوند، همانطور که در تابستان ۲۰۲۴ تجربه کردند، زمانی که کشور با کمبود دیگری روبرو شد و در حال تطبیق با وضعیت به عنوان یک صادرکننده خالص انرژی بود.
ایالات متحده برای مدتی در تلاش بوده تا مشکلات انرژی مصر را کاهش دهد. پس از فشاری که دولت ترامپ در دسامبر وارد کرد، اسرائیل یک قرارداد ۳۵ میلیارد دلاری به مدت پانزده سال برای تأمین گاز طبیعی از میدان دریایی تمار به مصر تأیید کرد که گسترش قابل توجهی از توافق قبلی آنها بود. با این حال، این خط تأمین در زمان جنگ آسیبپذیر است و به مدت نزدیک به یک ماه تعطیل شد. در تاریخ ۲ آوریل، بانک صادرات و واردات ایالات متحده (EXIM) یک اعتبار ۲ میلیارد دلاری برای بیمه صادرات گاز طبیعی مایع (LNG) به مصر تأیید کرد.
در بلندمدت، قاهره برنامه دارد تا انرژیهای سبز بیشتری را به شبکه اضافه کند و در عین حال پروژههای بالادستی قابل توجهی را توسعه دهد. این شامل قصد خرید میدان گاز آفرودیت از قبرس، یک یادداشت تفاهم احتمالی با نیکوزیا در مورد میدان کرونوس و یک کشف بزرگ گاز که به تازگی توسط ENI در کنسشن تمساح مصر اعلام شده است، میباشد. چنین تلاشهایی مصر را در موقعیتی قرار خواهد داد تا در پنج تا ده سال آینده به یک بازیگر عمده انرژی در شرق مدیترانه تبدیل شود—چالش این خواهد بود که چگونه تا آن زمان شکاف قابل توجه تأمین داخلی خود را پر کند.
رویکرد قاهره ممکن است به نتیجه معکوس بینجامد
با توجه به آسیبپذیریهای کنونی مصر، السیسی بر مذاکرات و کاهش تنشها تأکید کرده است تا هر چه سریعتر بحران ایران را به پایان برساند و شوکهای اقتصادی و انرژی پس از جنگ را کاهش دهد. با این حال، این به معنای اجتناب از همراستایی استراتژیک کامل با کشورهای خلیج فارس است که بزرگترین حامیان مصر محسوب میشوند—تصمیمی که ممکن است به ضرر او تمام شود.
در تماس تلفنی با رئیسجمهور ایران، مسعود پزشکنیا، در تاریخ ۱۳ مارس، السیسی حملات رژیم به این کشورها را محکوم کرد اما همچنین بر “آمادگی مصر برای بهکارگیری تمام تلاشها برای میانجیگری و اولویت دادن به راهحلهای سیاسی و دیپلماتیک برای بحران کنونی” تأکید کرد. در تاریخ ۳۱ مارس، او بهطور علنی به رئیسجمهور ترامپ اعلام کرد که “هیچکس جز شما نمیتواند این جنگ را متوقف کند.” در همین حال، وزیر امور خارجه، بدر عبدالعتی، در تلاشهای میانجیگری به رهبری پاکستان که منجر به آتشبس کنونی شد، شرکت کرد. او همچنین با ولادیمیر پوتین در مسکو دیدار کرد تا درباره ایجاد یک کریدور انرژی و غلات بحث کند که هر دو میتوانند به شدت به مصر کمک کنند.
اما اگر دولت السیسی ترتیباتی را ترویج کند که به نفع ایران تمام شود—از جمله برخی از توافقهای احتمالی که توسط دولت ترامپ مطرح شده است—کشورهای خلیج فارس ممکن است این را بهعنوان خیانت به سرمایهگذاریهای خود در مصر ببینند. بهعنوان مثال، امارات متحده عربی بهطور قابل توجهی بزرگترین منبع سرمایهگذاری مستقیم خارجی در مصر است، از جمله خرید رأسالحکمه و چندین دارایی دیگر. همچنین این کشور تحت حملات موشکی و پهپادی ایران بیشتر از تقریباً هر کشور دیگری قرار گرفته است؛ بنابراین، موضع جنگی بسیار قاطعانهای علیه تهران اتخاذ کرده و هنوز بهطور علنی آتشبس کنونی را تأیید نکرده است. در تاریخ ۲۳ مارس، مشاور رئیسجمهور امارات، انور قرقاش، به نظر میرسید که به قاهره هشدار میدهد و میپرسد، “و کشورهای ‘بزرگ’ عرب و منطقهای کجا هستند؟… کشورهای عربی خلیج فارس در زمانهای رونق، پایه و شریک همه بودند… پس امروز در زمانهای سخت کجا هستید؟”
سایر دولتهای خلیج فارس نیز بهطور قابل توجهی در مصر سرمایهگذاری کردهاند. در دسامبر، قطر به قاهره ۳.۵ میلیارد دلار بهعنوان بخشی از توافق توسعه مدیترانهای به ارزش ۲۹.۷ میلیارد دلار اعطا کرد. بهطور مشابه، عربستان سعودی بیش از ۱۰ میلیارد دلار در بانک مرکزی مصر واریز کرده است، در حالی که کویت درباره تبدیل ۴ میلیارد دلار از سپردههای خود به سرمایهگذاریها بحث کرده است.
نقش ایالات متحده
حتی اگر کشورهای خلیج فارس اقداماتی فعال مانند برداشت سرمایهگذاریها یا سپردهها انجام ندهند، مصر احتمالاً با دورهای طولانی مواجه است که نمیتواند به پول خلیج فارس تکیه کند. این کشورها ابتدا بر روی ترمیم میلیاردها دلار خسارت به زیرساختهای خود تمرکز خواهند کرد و اگر نگرش آنها نسبت به سیسی سختتر شود، ممکن است جیبهایشان بعد از آن بسته بماند. بنابراین، مصر دیگر نمیتواند به راحتی بدهیها را پوشش دهد و همچنین نمیتواند شکافهای ایجاد شده به دلیل کندی اصلاحات خود را پر کند.
برای کاهش این معضل، واشنگتن باید قاهره را به صرفهجویی و تمرکز بیشتر بر خصوصیسازی تشویق کند. تا کنون، وزیر دارایی احمد کوچوک محدودیتهای هزینههای دولتی را برای سهماهه چهارم بودجه ۲۰۲۵/۲۶ اعلام کرده است. بودجه مصوب ۲۰۲۶/۲۷ افزایش ۲۷ درصدی در درآمد و افزایش ۱۳ درصدی در هزینهها را پیشبینی میکند، که بخش قابل توجهی از تراز مالی برای پرداخت بدهیها طراحی شده است. با این حال، تصور اینکه این ارقام ثابت بمانند دشوار است.
ایالات متحده میتواند برخی حمایتها را ارائه دهد؛ به عنوان مثال، اعتبار LNG که EXIM این ماه تأیید کرد نشان داد که دولت ترامپ به کمکهای خارجی که برای شرکتهای آمریکایی در خارج از کشور مزیت ایجاد میکند، تمایل دارد. اما محدودیتهای واضحی ضروری خواهد بود و دولت باید از اعطای وامها پرهیز کند.
اگر دولت ایالات متحده تصمیم بگیرد که از حمایت تجاری برای مصر پشتیبانی کند، باید بر گسترش بخشهای فناوری و استارتاپها تمرکز کند. در فوریه، قاهره یک “منشور استارتاپ” به ارزش ۱ میلیارد دلار را برای تأمین مالی ۵۰۰ شرکت در طول پنج سال اعلام کرد. ایالات متحده باید راههایی برای همکاری و توسعه این ابتکار از طریق مشارکتهای عمومی-خصوصی بررسی کند؛ به عنوان مثال، میتواند یک پلتفرم خاص را تعریف کند که مؤسسه مالی توسعه بینالمللی ایالات متحده بتواند آن را تأمین مالی کند، یا صندوق سرمایهگذاری مصر-آمریکا را درگیر کند.
در عین حال، واشنگتن باید قاهره را تحت فشار قرار دهد تا اصلاحات را تسریع کند، مانند ارائه مشوقهای مالیاتی بیشتر و کاهش مقرراتی که مانع رشد فناوری میشوند. ایالات متحده نمیتواند جایگزین سخاوت خلیج فارس باشد، اما میتواند به مصر کمک کند تا در مسیر اصلاحات باقی بماند حتی در حالی که تأثیرات جنگ ایران همچنان ادامه دارد.

