انتقال اخیر قدرت در عراق با سرعتی بیسابقه رخ داده است و محافل دیپلماتیک بینالمللی را بهطور کامل غافلگیر کرده است. این انتقال ساختاری قدرت در عراق نشان میدهد که چگونه فشارهای خارجی در حال تغییر میتواند بهطور بنیادی اتحادهای قانونی داخلی دیرینه را دگرگون کند. تحلیلگران اشاره میکنند که انتقال ناگهانی قدرت در عراق تلاشی ناامیدانه از سوی گروههای منطقهای برای جلوگیری از فروپاشی اقتصادی شدید را منعکس میکند. در نهایت، این انتقال سریع قدرت در عراق یک کتاب راهنمای جدید برای مانورهای دیپلماتیک در سرتاسر خاورمیانه ایجاد میکند.
چگونه اولتیماتومهای مالی انتقال قدرت در عراق را تسریع کردند
انتقال قدرت در عراق معمولاً با سرعتی یخزده و دردناک مانند طوفان شن در بیابان پیش میرود، که تحت تأثیر منافع متضاد تهران و واشنگتن قرار دارد. اما زمانی که چارچوب هماهنگی—ائتلاف احزاب شیعه همراستا با ایران—سرانجام بر روی نخستوزیر بعدی عراق توافق کرد، این فرآیند دقیقاً بیست و پنج دقیقه طول کشید.
نتیجه، علی الزیدی، یک بانکدار ۴۰ ساله بدون پیشینه سیاسی و با رزومهای “خالی” بود. برای برخی در بغداد، او یک توافق است؛ برای واشنگتن، او محصول فشار مالی و دیپلماتیک با ریسک بالا است که نفوذ آمریکا را در چشمانداز پس از جنگ آمریکا-اسرائیل بازتعریف کرده است. صعود الزیدی نشاندهنده یک چرخش تند در استراتژی خاورمیانهای رئیسجمهور ترامپ است، جایی که وزارت خزانهداری بهطور فعالانه بهعنوان پنتاگون به کار گرفته میشود.
برای چارچوب هماهنگی، المالکی گزینهای باتجربه بود، شخصی شناختهشده با روابط عمیق با ایران. برای دولت ترامپ، او یک “خط قرمز” بود. کاخ سفید تنها یک گزینه جایگزین پیشنهاد نکرد؛ بلکه یک اولتیماتوم صادر کرد. برای اطمینان از اینکه چارچوب “چشمک نمیزند”، واشنگتن اقدام به قطع شریان کاروتید دولت عراق کرد: جریان درآمدهای نفتی که در بانک فدرال نیویورک نگهداری میشد. وزیر خزانهداری، اسکات بسنت، اعلام کرد که دوران ابهام استراتژیک در مورد تأمین مالی شبهنظامیان به پایان رسیده است و هشدار داد که هر کسی که “خشونت شبهنظامی” را تسهیل کند، بهطور شخصی مسئول خواهد بود.
فروپاشی گارد قدیم در حین انتقال قدرت در عراق
زیر این فشار، گارد قدیم فروپاشید. المالکی از نامزدی خود کنارهگیری کرد و راه را برای محمد شیعه السودانی، رئیسجمهور کنونی، برای دوره دوم بست. چارچوب، با درک اینکه رویارویی ایدئولوژیک با ترامپ در دوره دوم یک مأموریت خودکشی خواهد بود، به یک تکنوکرات روی آورد. در تاریخ ۱ مه ۲۰۲۶، ترامپ پیروزی را جشن گرفت.
“با کمک ما، او پیروز شد”، رئیسجمهور به خبرنگاران گفت و دعوتی برای سفر الزیدی به کاخ سفید را تأیید کرد. در شبکه اجتماعی Truth، رئیسجمهور بهطور گستردهتری ابراز نظر کرد و آرزوی دولتی “عاری از تروریسم” را داشت. اما انتخاب الزیدی—رئیس بانک اسلامی الجنوب—یک ریسک حسابشده از سوی بغداد است. بهطور پارادوکسیکال، عدم وجود سوابق مستند الزیدی بزرگترین دارایی اوست. در حالی که بانک مرکزی عراق پیشتر در جریان یک سرکوب در سال ۲۰۲۴، بانک او را بهدلیل قاچاق دلار به ایران شناسایی کرده بود، نه بانک و نه شخص او در حال حاضر تحت تحریمهای ایالات متحده قرار دارند. این امر پایهای “پاک” برای تعامل فراهم میآورد، حتی اگر سایه معاملات گذشته ایرانی در پسزمینه وجود داشته باشد.
شرایط سنگین تحمیلشده بر انتقال قدرت در عراق
با این حال، “برکت ترامپ” با قیمت سنگینی همراه است. پشت cordiality تماسهای تبریکآمیز، مجموعهای از شرایط نهفته است که هر رهبر عراقی را آزمایش خواهد کرد. یک مقام ارشد وزارت امور خارجه بهوضوح اعلام کرده است که از سرگیری محمولههای مالی و کمکهای امنیتی به “اقدامات مشخص” وابسته است. این درخواست در کشوری که مرز بین دولت و شبهنظامیان اغلب وجود ندارد، درخواست کوچکی نیست. از زمان آغاز جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران در اواخر فوریه، تأسیسات ایالات متحده در عراق بیش از ۶۰۰ حمله را تجربه کردهاند. اگرچه آتشبس ناپایداری بین واشنگتن و تهران در ۸ آوریل برقرار شد، زیرساختهای “مقاومت” هنوز در بوروکراسی عراقی ریشهدار است.
مهلتهای قانونی و انتقال قدرت در عراق
الزیدی اکنون یک مهلت سیروزه قانونی برای تشکیل کابینه و تأمین ۱۶۷ رأی در پارلمان دارد. rhetoric او تا کنون بهطور پیشبینیشدهای محتاطانه بوده و وعده یک “کشور متعادل، در سطح منطقهای و بینالمللی” را داده است. این زبان مردی است که سعی دارد بین دو ارباب زنده بماند.
ثبات بلندمدت فراتر از انتقال فوری قدرت در عراق
سؤال مرکزی در مورد نخستوزیری الزیدی این است که آیا مردی که در بیست و پنج دقیقه انتخاب شده میتواند سالها تنش را که پس از آن به وجود میآید، تحمل کند. او یک فرد خارجی در سیستمی است که بر اساس حمایتهای داخلی ساخته شده و یک بانکدار است که موظف به از بین بردن همان شبهنظامیانی است که، هرچند با اکراه، بر ارتقاء او مهر تأیید زدهاند. در خاورمیانه جدید، واشنگتن ثابت کرده است که میتواند بازیکن را انتخاب کند؛ حالا باید دید آیا واقعاً میتواند بازی را کنترل کند یا خیر.

