تمایل دولت ترامپ به استفاده از نیروی نظامی برای دستیابی به اهداف سیاسی در ونزوئلا و ایران میتواند رویکرد آن به چین را در سالهای آینده شکل دهد.
در نوامبر 2024، ما به بررسی پیامدهای نامزدی مارکو روبیو به عنوان وزیر امور خارجه توسط رئیسجمهور دونالد ترامپ و معنای آن برای استراتژیهای امنیت ملی ایالات متحده در ونزوئلا، ایران و در نهایت چین پرداختیم.
ما ادعا کردیم که دولت ترامپ در ابتدا بر ونزوئلا تمرکز خواهد کرد و از عملیاتهای “پنهان و آشکار” برای تضعیف رژیم و ترویج بازگشت دموکراسی استفاده خواهد کرد.
ما ارزیابی کردیم که اولویت دوم شامل “یک کمپین نفوذ برای تغییر در ایران از طریق جنبشهایی مشابه ‘زنان، زندگی، آزادی’ خواهد بود.”
پس از سقوط این دو رقیب، ما پیشبینی کردیم “یک جنگ صلیبی وسیعتر و دقیقتر برای تأثیرگذاری بر رفتار توتالیتر حزب کمونیست [چین] با برجسته کردن نقض حقوق بشر آن خواهد بود.”
اکنون ارزش دارد که این پیشبینیها را دوباره مرور کنیم زیرا با آغاز “عملیات عزم مطلق” علیه ونزوئلا در 3 ژانویه و “عملیات خشم حماسی” علیه ایران در 28 فوریه، حداقل دو مورد از آنها به حقیقت پیوسته است.
اگرچه هر دوی ما پیشبینی کردیم که در نهایت رهبر ونزوئلا، نیکلاس مادورو، تحت فشارهای داخلی و خارجی سقوط خواهد کرد، سطح نیروی نظامی آشکار که توسط ایالات متحده به کار گرفته شد، شگفتانگیز بود—که نشان میدهد دولت ترامپ تحمل ریسک بالاتری نسبت به آنچه انتظار میرفت دارد. عملیات عزم مطلق، عملیات ویژهای که هدف آن برکناری مادورو بود، قابل توجه بود و قابلیت استثنایی و بهوضوح آمریکایی را به نمایش گذاشت.
این دستاورد در ونزوئلا، که از طریق نیروی نظامی به دست آمد، تقریباً به طور قطع بر تصمیم به استفاده از نیروی مشابه برای سرنگونی جمهوری اسلامی ایران تأثیر گذاشته است. به نوبه خود، نحوه پیشرفت این کمپین در روزها و هفتههای آینده بدون شک استراتژی دولت ترامپ را در قبال چین در آستانه سال 2027 شکل خواهد داد.
مارکو روبیو در حال هدایت سیاست خارجی ترامپ است
روبیو به مدت چندین دهه حامی قوی مقاومت داخلی ایران در برابر جمهوری اسلامی بوده است. در دوران ریاستجمهوری باراک اوباما، روبیو او را به خاطر عدم کمک به معترضان ایرانی در جریان “انقلاب سبز” ۲۰۰۹، که اولین اعتراضات بزرگ علیه حکومت خودکامه روحانی و به نفع حکومت نمایندگی بود، مورد انتقاد قرار داد. از سال ۲۰۱۵، او قوانین را برای مقابله با ایران پیشنهاد کرده است، از جمله مقابله با فرار چین از تحریمهای مرتبط با ایران در سال ۲۰۲۳.
زمانی که اعتراضات ایرانی در دسامبر ۲۰۲۵ به وجود آمد، واکنش دولت ترامپ قابل پیشبینی بود. در ژانویه ۲۰۲۶، ترامپ وعده داد که از معترضان حمایت خواهد کرد اگر رژیم علیه آنها از خشونت استفاده کند. رژیم بیش از ۳۰,۰۰۰ معترض را به قتل رساند و ترامپ را به چالش کشید و زمینهسازی برای عملیات جاری “خشم حماسی” را فراهم کرد.
ایران مانند ونزوئلا یک کشور پترو است و نفوذ بر انتقال و فروش نفت آن میتواند به واشنگتن اهرم معناداری بدهد. در هر دو مورد، صادرات نفت عمدتاً به سمت چین تغییر مسیر داده شده است تا از تحریمها دوری شود. علاوه بر این، مشابه تمایل ایالات متحده برای تعامل با رئیسجمهور موقت و چهره چاویستی، دلسی رودریگز در ونزوئلا زمانی که لازم باشد، به نظر میرسد ترامپ آماده است تا توافقات عملی با عناصر حکومت فعلی ایران برقرار کند—به شرطی که آنها با خواستههای آمریکایی مطابقت داشته باشند.
با این حال، تفاوتهای قابل توجهی وجود دارد. صادرات ایران به مراتب از صادرات ونزوئلا مهمتر است و حدود ۱۴ درصد از نیازهای کل چین را تشکیل میدهد. اگر ایالات متحده کنترل جریانهای قابل توجه نفت را بهطور مستقیم یا از طریق یک رژیم دوست به دست آورد، آن اهرم میتواند تنشهای استراتژیک بین ایالات متحده و چین را تشدید کند.
علاوه بر این، سقوط دولتهای ضدآمریکایی در ونزوئلا، سوریه و اکنون احتمالاً ایران، بهطور قابل توجهی چشمانداز استراتژیک را تغییر داده است. این تحولات به تدریج منابع و توجه ایالات متحده را از رویاروییهای طولانیمدت در آمریکای لاتین و خاورمیانه آزاد خواهد کرد و به واشنگتن این امکان را میدهد که بیشتر به رقبای بینالمللی بزرگ مانند چین و روسیه تمرکز کند تا اینکه در باتلاقهای منطقهای غرق شود.
اقدامات نظامی ترامپ چه معنایی برای چین دارد؟
در ایران نتایج زیادی وجود دارد که ممکن است به وقوع بپیوندد، از جمله حفظ قدرت رژیم جمهوری اسلامی. با این حال، اگر تغییر در حکومت به وقوع بپیوندد، اولویت استراتژی امنیت ملی ایالات متحده تقریباً به طور قطع به چین تغییر خواهد کرد.
در فوریه 2025، دکتر بارل یک نشریه با عنوان “آنچه اژدهای سرخ از آن میترسد: ارزیابی مقاومت در چین” منتشر کرد. چین میزبان بسیاری از جنبشهای مقاومت فعال است که از ایالات متحده کمکهای دیپلماتیک، اطلاعاتی، نظامی و/یا اقتصادی دریافت میکنند. این حمایت شامل (به طور آرام) حمایت از استقلال تایوان، جلب توجه به پاکسازی قومی در تبت، منطقه خودمختار اویغور سینکیانگ و مغولستان داخلی، و ترویج آزادی در هنگ کنگ میشود. روبیو یک حامی سرسخت برای این جنبشها است و در طول دوره خود در سنا، اقدامات قانونی مختلفی را برای حمایت از این جنبشها اجرا کرده است.
از دست دادن ایران و ونزوئلا به عنوان نمایندگان چین، نفوذ جهانی پکن را کاهش خواهد داد. به عنوان بزرگترین واردکننده نفت در جهان، چین با آسیبپذیری قابل توجهی مواجه است. ما پیشبینی میکنیم که دولت ترامپ فشار بر حزب کمونیست چین را برای متوقف کردن اقدامات تهاجمیاش علیه جنبشهای مقاومت داخلی و توقف عملیاتهای دیپلماتیک، اقتصادی و نظامیاش در راستای تایوان افزایش خواهد داد. با این حال، اگرچه دولت از نیروی نظامی در ونزوئلا و ایران استفاده کرده است، ما انتظار نداریم که از روشهای مشابهی برای استفاده مستقیم علیه چین استفاده کند، با توجه به ظرفیت بسیار بالاتر چین برای پاسخ به این اقدامات.
به طور خلاصه، ما پیشبینی کردیم که ایالات متحده در ونزوئلا و ایران اقداماتی انجام خواهد داد و همچنین اولویتبندی آنها را—but نه به درجهای که دولت ترامپ حاضر به استفاده از نیرو باشد. در آینده در ایران، ما انتظار داریم که دولت ترامپ تاکتیکهایی را که در ونزوئلا استفاده کرده است، تکرار کند، با پتانسیل برای نفوذ ایالات متحده بر صادرات نفت در هر دو کشور. اگر این ریسک در ایران نتیجه دهد، ما پیشبینی خود را دو برابر میکنیم که تمرکز بعدی ایالات متحده به سمت رسیدگی به نقض حقوق بشر توسط حزب کمونیست چین تغییر خواهد کرد، با نفوذ بیشتری بر تجارت نفت.

