حوثیها از پیوستن به جنگ در کنار ایران بسیار کم بهره خواهند برد، با وجود حمایتهای گذشته تهران از هدف آنها.
ایالات متحده و اسرائیل در حال جنگ با ایران هستند و این درگیری در حال گسترش در خاورمیانه است. تهران برای اولین بار یک محاصره در تنگه هرمز اعمال میکند، که باعث مختل شدن حمل و نقل جهانی نفت و گاز میشود و امیدوار است هزینههای حمله به جمهوری اسلامی را افزایش دهد.
ایران یاد گرفته است که چگونه مسیرهای تجاری را به سلاح تبدیل کند، با مشاهده تاکتیکهایی که شرکای حوثی آنها در اطراف دریای سرخ به کار میبرند. از زمان حملات حماس در ۷ اکتبر به اسرائیل، فشار نظامی حوثیها بر مسیرهای حمل و نقل حیاتی باعث خسارت اقتصادی بیش از ۱۵ تا ۲۰ میلیارد دلار شده است، همچنین افزایش قابل توجهی در نرخهای بار و حق بیمههای بیمه ایجاد کرده است.
با این حال، تا به امروز، حوثیها از جنگ ایران دور ماندهاند. رهبر حوثیها، عبدالملک الحوثی، سه بیانیه درباره این درگیری صادر کرده است، اما هیچکدام از آنها نشانهای از نیتهای نظامی گروه یا پیشنهاد اینکه آنها در آستانه حمله به لیست رو به گسترش دشمنان ایران هستند، نداده است. چه چیزی ممکن است حوثیها را عقب نگه داشته باشد؟
اول، حوثیها احتمالاً از کمپینهای قبلی ایالات متحده و اسرائیل علیه خود آسیب دیدهاند و از عملیات اپیک فیوری احساس فشار میکنند. یکی از اهداف کلیدی استراتژیک دولت ترامپ برای ایران، که ابتدا از طریق مذاکرات و اکنون از طریق جنگ دنبال میشود، حذف حمایت ایران از شبکههای نیابتیاش، از جمله حزبالله و حوثیها است. در حالی که بر روی کمپین هوایی خود در ایران متمرکز بود، اسرائیل به شدت به حزبالله حمله کرد بعد از اینکه گروه لبنانی در اوایل جنگ راکتهایی شلیک کرد. حوثیها قطعاً از یمن نظارهگر هستند و ممکن است پیشبینی کنند که اگر به سمت اسرائیل موشک پرتاب کنند، پاسخ مشابهی دریافت خواهند کرد.
حملات ایالات متحده در حین عملیات را Rough Rider بسیاری از تأسیسات ذخیرهسازی سلاح حوثیها را نابود کرد و تعدادی از کارکنان فنی حوثی که از عملیات تولید سلاح حمایت میکردند، کشته شدند. بعید نیست که اسرائیل جمعآوری اطلاعات خود را درباره حوثیها افزایش داده باشد و ممکن است حملات رهبری جدیدی در پاسخ به پرتاب حوثیها برنامهریزی کرده باشد.
در اوت و سپتامبر گذشته، اسرائیل حملات رهبری در صنعا انجام داد که نه عضو کابینه حوثیها را کشت، که قطعاً نگرانیهای داخلی گروه را درباره امنیت عملیاتی افزایش داده است. یک کمپین مشترک ایالات متحده و اسرائیل که شامل حملات سر بریدن به عبدالملک الحوثی و نهاد تصمیمگیری شورای جهاد تأثیرگذار باشد، میتواند حوثیها را بیشتر از آنچه که حاضر به تحمل هستند، به عقب براند.
دوم، حوثیها احتمالاً میترسند که تضعیف ایران، حمایت نظامی اضافی تهران از گروه را محدود کند. ایران از سال ۲۰۰۹ تأمینکننده اصلی سلاحهای حوثیها بوده است. تهران امروز بیشتر تجهیزات نظامی با ارزش بالا، از جمله قطعات موشکهای دوربرد که تهدیدی برای اسرائیل و کشورهای خلیج فارس هستند، به حوثیها ارائه میدهد. تأمین سلاحهای با کیفیت بالا از سوی ایران به حوثیها بدون شک پس از توقف درگیریهای کنونی کاهش خواهد یافت. حوثیها ممکن است از تخلیه ذخایر موجود خود از این سلاحها در برابر اسرائیل بدون برنامهای برای تجدید منابع در افق، بترسند.
سوم، حوثیها احتمالاً میدانند که مداخله آنها نمیتواند ایران را نجات دهد و تنها به منافع خود آسیب خواهد زد. از اکتبر ۲۰۲۳، حوثیها نشان دادهاند که میتوانند اهدافی را در کشورهای خلیج فارس و اسرائیل هدف قرار دهند، که به طور مشترک محور ضدحمله کنونی ایران هستند. با این حال، فاصلههای زیاد و نرخ شکست قابل توجه این پرتابها، هرگونه حمله بیشتر را عمدتاً نمادین خواهد کرد. حملات موشکی حوثیها در هر جهتی نمیتواند توازن را به نفع ایران تغییر دهد و ممکن است پاسخهای قاطع و احتمالاً ویرانگری را به دنبال داشته باشد.
چهارم، به احتمال زیاد، حوثیها از فشار کشورهای حاشیه خلیج فارس و طرحهای آنها برای یمن ترس دارند. عربستان سعودی که از سال 2022 آتشبس با حوثیها را حفظ کرده است، در صورت تضعیف جنبش حوثی، بیشترین سود را خواهد برد. سعودیها از گروههای مسلح یمنی حمایت میکنند که در انتظار فرصتی برای برکناری حوثیها از قدرت در شمال یمن هستند و یک حرکت نادرست از سوی حوثیها میتواند فرصتی را که نیاز دارند، فراهم کند. سعودیها و سایر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (GCC) به احتمال زیاد بر حوثیها فشار میآورند که در جنگ مداخله نکنند و مطمئن هستند که این گروه یمنی به هر حال تضعیف خواهد شد، چه در جنگ شرکت کنند و چه نکنند.
پنجم و در نهایت، حوثیها میخواهند گزینههایی با چین، یک حامی روزافزون، حفظ کنند. از سال 2023، رابطه چین با حوثیها شکوفا شده است. در مارس 2024، پکن توافقی با حوثیها امضا کرد تا کشتیهای مرتبط با جمهوری خلق چین را از حملات حوثیها در دریای سرخ مصون کند. سال گذشته، یک شرکت چینی دادههای هدفگیری ماهوارهای را ارائه داد که میتواند از حملات علیه کشتیهای مرتبط با ایالات متحده و متحدانش حمایت کند. چین همچنین تأمین قوی اجزای تولید سلاح را برای حوثیها ممکن میسازد که یکسوم از کل زنجیره تأمین سلاح حوثیها را تشکیل میدهد.
رهبری حوثیها به احتمال زیاد میداند که تضعیف ایران اهمیت آنها را برای چین در منطقه افزایش میدهد. با پرورش روابط قوی با حوثیها و حفظ پایگاه ارتش آزادیبخش خلق چین در جیبوتی، چین در یک گلوگاه کلیدی در دریای سرخ قرار دارد، موقعیتی که میتواند در طول یک درگیری جهانی به شدت مهم شود. حوثیها نیز به نوبه خود احتمالاً بر این باورند که وابستگی آنها به تأمینهای جمهوری خلق چین برای صنعت سلاح بومیشان تنها با توجه به نیازهای بازسازی نظامی-صنعتی ایران افزایش خواهد یافت. جمهوری خلق چین خواهان پایان سریع به خشم حماسی است و حوثیها ممکن است به دقت به این پیام گوش دهند.
این پنج دلیل به توضیح اینکه چرا حوثیها تا کنون از جنگ به نمایندگی از ایران دور ماندهاند، کمک میکند. البته، تنها عبدالملک الحوثی از نیتهای این گروه آگاه است و چندین عامل میتواند محاسبات آنها را به سمت مشارکت فعال تغییر دهد. در حال حاضر، با این حال، حوثیها از جایگاه کوهستانی خود به آرامی نشستهاند و با دیدی خوب به تماشای تحولات میپردازند.

