حملات ایالات متحده سوالاتی را در مورد سیاست چین برای ایجاد روابط انرژی و تجاری با رقبای ایالات متحده مطرح میکند. اما در بلندمدت، پکن خود را به عنوان یک ابرقدرت پایدار و صلحآمیز میبیند که از طریق نقشی متضاد، سرمایه دیپلماتیک کسب میکند.
حمله ایالات متحده به ایران در این ماه، همراه با حمله به ونزوئلا در ژانویه، به عنوان ضربهای به دیپلماسی و اقتصاد چین ثبت میشود. پکن یک رابطه جامع با هر دو کشور ایجاد کرده است که شامل دیپلماسی، انرژی، تجارت، زیرساخت و حتی همکاری نظامی میشود.
چین یک «شراکت استراتژیک جامع» با ایران دارد که نشاندهنده یکی از بالاترین سطوح در سلسله مراتب روابط دیپلماتیک چین است. سرمایهگذاریهای قابل توجهی در این رابطه وجود دارد. به عنوان بخشی از این شراکت، در سال 2021 پکن و تهران یک قرارداد 25 ساله به ارزش 400 میلیارد دلار برای سرمایهگذاری در بخشهای انرژی، زیرساخت و بانکداری ایران امضا کردند که بخشی از آن در ازای صادرات نفت تخفیفدار به چین بود. تهران در سال 2025 بیش از 80 درصد از نفت خود را به چین صادر کرد که نمایانگر یک خط نجات برای رژیم است.
جنبههای دیگر مشارکت چین در ایران شامل ساخت خطوط راهآهن جدید از تهران به همدان و سنندج، و همچنین از کرمانشاه به خسروی است. بر اساس گزارشهای رسانههای محلی، بندرها، فرودگاهها و سیستمهای ناوبری نیز در حال توسعه هستند و پروژهای به ارزش 2.1 میلیارد دلار برای بهروزرسانی پالایشگاه آبادان در حال انجام است.
چین یک «شراکت استراتژیک در تمام شرایط» با ونزوئلا دارد، اصطلاحی که همچنین نشاندهنده سطح قابل توجهی از نزدیکی دیپلماتیک است. چین در سال 2025 سهچهارم صادرات نفت ونزوئلا را دریافت کرد و از نفت برای بازپرداخت وامهای قابل توجه استفاده کرد.
اما اکنون، در حالی که ایالات متحده به این شرکای چینی حمله میکند و به دنبال داراییهای استراتژیک چینی (مانند دو بندر در کانال پاناما که تحت کنترل یک شرکت چینی مستقر در هنگ کنگ است) میباشد، پکن متوجه میشود که استراتژی خود برای جلب رقبای ایالات متحده تهدیدی برای برخی از منافعش به شمار میآید.
گسترش این موضوع شامل موارد اوکراین و احتمالاً کوبا است. در اوکراین، چین – به عنوان یک شریک قوی روسیه – خود را در سمت مخالف غرب تحت رهبری ایالات متحده مییابد. در کوبا، جایی که رئیسجمهور دونالد ترامپ گفته است که میخواهد یک «تصرف دوستانه» انجام دهد، چین روابط تجاری قابل توجهی دارد و برخی جنبههای همکاری نظامی نیز وجود دارد.
نیتهای ایالات متحده
تمام این موارد سوالی را مطرح میکند: آیا اقدام ایالات متحده در ایران، ونزوئلا و کوبا به منظور جلوگیری از دیپلماسی چین است؟ پاسخهای واضح همچنان مبهم باقی ماندهاند.
رئیسجمهور دونالد ترامپ مداخله در ایران را به دلایلی از جمله حمایت از معترضان ایرانی، مبارزه با شبکه منطقهای گروههای نیابتی ایران و حذف برنامه موشکی بالستیک آن توجیه کرده است.
حمله به ونزوئلا نیز دارای دامنه مشابهی از توجیهات بود، از جمله عمل به عنوان یک مأموریت قضایی برای استخراج علیه یک «تروریست مواد مخدر» ادعایی (رئیسجمهور پیشین ونزوئلا، نیکولاس مادورو) و جبران خسارت برای داراییهای انرژی به اصطلاح دزدیده شده ایالات متحده. در هر مورد، انگیزه اصلی به نظر میرسد که خاص هر کشور بوده و به عنوان بخشی از یک استراتژی گستردهتر برای مقابله با نفوذ پکن نبوده است.
عملگرایی چین که با عدم حمایت ملموس از تهران نمایان میشود
صرفنظر از انگیزههای ایالات متحده، حملات آن به ایران و ونزوئلا محدودیتهای حمایت چین از کشورهایی را که ادعا میکند «شراکتهای استراتژیک» دارد، نشان داده و فشار عملگرایی را در سیاست خارجی پکن نمایان میکند.
چین در برابر اقدامهای مشخص علیه ایالات متحده به خاطر حملات به شرکایش مقاومت کرده است. نه تنها این، بلکه به نظر میرسد که چین به برنامههای خود برای میزبانی از ترامپ در یک نشست در پایان ماه ادامه خواهد داد. وقتی این هفته از وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، پرسیده شد که آیا چین هنوز از رئیسجمهور ایالات متحده میزبانی خواهد کرد، او به طور مستقیم پاسخ نداد اما به این نکته اشاره کرد که نشست هنوز در حال برگزاری است و گفت: «برنامه تبادلهای سطح بالا در حال حاضر روی میز است.»
به طور قطع، پکن در انتقادهای کلامی خود از عملیاتهای ایالات متحده در سال جاری صریح بوده است. پس از ربوده شدن مادورو، وانگ یی گفت: «ما هرگز باور نداشتهایم که هیچ کشوری میتواند به عنوان پلیس جهان عمل کند، و همچنین نمیپذیریم که هیچ ملتی بتواند خود را به عنوان قاضی جهان اعلام کند.»
او در مورد ایران گفت که «حملات ایالات متحده و اسرائیل به ایران غیرقابل قبول است… و به مراتب کمتر، به طرز آشکاری یک رهبر یک کشور حاکم را ترور کرده و تغییر رژیم را تحریک کند.»
او روز یکشنبه گفت: «این جنگی بود که هرگز نباید اتفاق میافتاد و جنگی که به هیچ کس سودی نرساند»، و چین را به عنوان «مهمترین نیروی صلح، ثبات و عدالت در جهان» توصیف کرد. وانگ بار دیگر خواستار آتشبس فوری از سوی پکن شد تا «از تشدید وضعیت جلوگیری کرده و از سرایت و گسترش شعلههای جنگ جلوگیری کند.»
اما واقعیت این است که با وجود وعدههای شراکت و محکومیتهای عمومی، پکن به وضوح نشان داده است که روابط با ایران و ونزوئلا هیچگاه به اندازه سودی که در تلاش برای بهبود روابط با کاخ سفید ترامپ میبیند، اهمیت ندارد و نمیخواهد دوباره چین را به انتقامجویی وادارد.
واشنگتن مجموعهای از تحریمهای اقتصادی علیه چین را حفظ کرده است، از جمله صدها شرکت چینی که در فهرست «نهادها» شناسایی شدهاند، یک رژیم جداگانه از محدودیتها بر صادرات نیمههادیها و مجموعهای از ممنوعیتهای دیگر مرتبط با مسائل نظامی، حقوق بشر، مواد مخدر، امنیت سایبری، نظارت و دیگر مسائل.
همچنین برخی تعرفهها بر صادرات چین به ایالات متحده را حفظ کرده است. اقتصاد چین به طور مفرطی تحت تأثیر این اقدامات قرار نگرفته است – به عنوان مثال، صادرات در سال جاری افزایش یافته است. اما پکن همچنان اولویت خود را بر جلوگیری از یک دور جدید جنگ تجاری با واشنگتن قرار میدهد.
چین ممکن است از به تصویر کشیدن خود به عنوان ابرقدرت پایدار بهرهمند شود
پکن در عدم اقدام به حمایت از شرکایش ممکن است برخی آسیبهای کوتاهمدت به اعتبار چین وارد کند – و ارزش perceived «شراکتهای استراتژیک» خود را کاهش دهد. اما چین همچنین در رویکرد خود در بلندمدت مزایایی خواهد دید.

