ایالات متحده عملیات خشم حماسی را به همراه عملیات شیر غران اسرائیل در تاریخ ۲۸ فوریه آغاز کرد. تا پایان هفته اول، این دو متحد به طور سیستماتیک زیرساختهای نظامی جمهوری اسلامی را از بین برده و فشار جدی بر روی حملات دوربرد ایران وارد کردند. با این حال، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) کنترل خود را بر سیستم سیاسی کشور تقویت میکند. کشورهای عرب خلیج فارس و بازارهای انرژی جهانی تحت فشار فزایندهای قرار دارند. یک کمپین سیستماتیک ایرانی که به تأسیسات آب شیرینکننده منطقه هدف قرار میدهد، به عنوان خطرناکترین عامل غیرقابل پیشبینی به شمار میرود.
در همین هفت روز اول، گزارشها حاکی از آن است که ارتش ایالات متحده بیش از ۳۰۰۰ هدف در سراسر ایران را مورد حمله قرار داده است. تا روز دهم این کمپین، نیروهای آمریکایی به حدود ۵۰۰۰ هدف حمله کردهاند که نشاندهنده افزایش سرعت عملیات است. ارتش ایالات متحده همچنین بیش از ۵۰ ناو جنگی را به طور کلی هدف قرار داده است. مجموعه اهداف واشنگتن اولویت را بر حذف قابلیتهای پرتاب موشک و تأسیسات نظامی کشور و همچنین گرههای فرماندهی مرتبط با تسلیحات استراتژیک سپاه گذاشته است.
به طور موازی، نیروی هوایی اسرائیل بر کاهش قدرت بازدارندگی هوایی جمهوری اسلامی تمرکز کرده است. حملات اسرائیلی ۱۰ پایگاه هوایی از ۱۸ پایگاه ایران را هدف قرار داده و باندها را تخریب کرده، پناهگاههای سختافزاری هواپیماها را نابود کرده و گزارشها حاکی از آسیب یا نابودی چندین هواپیمای سنگینبار و جنگی است.
گزارشها حاکی از آن است که ارتش ایالات متحده از اتکا به سلاحهای دوربرد و ایستاده به روشهای دقتزن ایستاده علیه اهداف ایرانی تغییر رویه داده است. به جای استفاده از موشکهای کروز گرانقیمت و دیگر مهمات ایستاده با قیمتهای بالا، هواپیماهای آمریکایی اکنون به طور فزایندهای از مهمات حمله مستقیم مشترک (JDAM) استفاده میکنند که بمبهای غیرهدایتشده را به سلاحهای دقتزن تبدیل میکند که با استفاده از ناوبری اینرسی و کیتهای سیستم موقعیتیابی جهانی (GPS) هدایت میشوند.
این انتقال احتمالاً دو دینامیک عملیاتی را منعکس میکند. اول، مراحل اولیه کمپینهای ایالات متحده و اسرائیل از موفقیت جنگ ۱۲ روزه بهرهبرداری کرده و آنچه از شبکه دفاع هوایی یکپارچه ایران باقی مانده بود را به شدت کاهش داده است، که به هواپیماهای ائتلاف اجازه میدهد تا نزدیکتر به اهداف خود با خطر کمتری عمل کنند. دوم، تغییر در تسلیحات منعکسکننده ملاحظات هزینه است. نوشتههای کارشناسان نشان میدهد که حتی ۱۰۰ ساعت اول عملیات خشم حماسی برای واشنگتن ۳.۷ میلیارد دلار هزینه داشته است. سلاحهای دوربرد گرانقیمت هزینههای واحد قابل توجهی دارند، در حالی که کیتهای JDAM گزینهای بسیار ارزانتر برای حملات دقتزن ارائه میدهند که میتوانند پس از سرکوب کافی دفاع هوایی دشمن استفاده شوند. از نظر عملی، به نظر میرسد که کمپین ایالات متحده در حال حرکت از مرحله اولیه حملات ایستاده به سمت تخریب سیستماتیک قابلیتهای نظامی حیاتی باقیمانده ایران و پایههای فناوری و صنعتی دفاعی آن است. این مرحله به واشنگتن اجازه میدهد تا از سلاحهای ارزانتر استفاده کند و در عین حال عمق مجله تهاجمی خود را حفظ کند.
عملیات هوایی اسرائیل به طور گزارش شدهای فرودگاه مهرآباد تهران را هدف قرار داده است، که یک دارایی کلیدی است که مدتها با شبکههای لجستیکی حمایتکننده از سپاه و نمایندگان منطقهای آن مرتبط بوده است. بر اساس بیانیههای نظامی اسرائیل، بسته حملهای که به مهرآباد هدف قرار داده، بر روی هواپیماهایی متمرکز شده است که به ادعای سپاه قدس برای حمل سلاح به حزبالله و دیگر شبهنظامیان نماینده در سراسر منطقه استفاده میشدند. دادههای تصویری ماهوارهای نشاندهنده آسیبهای گسترده در سراسر فرودگاه است. تحلیلهای بصری همچنین نشان میدهد که حداقل ۱۷ هواپیما در آنجا آسیب دیدهاند، در حالی که چندین پلتفرم به طور گزارش شدهای نابود شدهاند.
نیروهای دفاعی اسرائیل (IDF) اعلام کردند که کمپین هوایی آنها همچنین تأسیساتی را هدف قرار داده که از ظرفیت تولید موشک ایران در مناطق پارچین و شاهرود حمایت میکنند، که مدتها با عناصر تولید تسلیحات استراتژیک جمهوری اسلامی مرتبط بوده است. کمپین اسرائیل به طور فزایندهای به دستگاه امنیتی رژیم نیز هدف قرار داده است. در اصفهان، حملات IDF تأسیسات مربوط به حفظ امنیت داخلی و تأسیساتی که توسط بسیج، یک شاخه شبهنظامی درون سپاه، اداره میشود را هدف قرار داد. تأسیساتی که اسرائیل هدف قرار داد شامل ستاد یک فرماندهی منطقهای، یک پایگاه سپاه و یک تأسیسات فرماندهی پلیس مرتبط با سپاه بود. در سایر نقاط ایران، نیروهای اسرائیلی سایتهای پرتاب موشک و تأسیسات تولید موتور موشک را هدف قرار دادند.
در یک تشدید قابل توجه، کمپین مشترک ایالات متحده و اسرائیل شروع به هدف قرار دادن عناصر زیرساخت نفتی ایران کرد، از جمله چندین تأسیسات و انبارهای سوخت. این اقدام نشان میدهد که برنامهریزی نظامی-استراتژیک پشت این کمپین مشترک مجموعههای هدف از پیش تعیین شده را گسترش داده است تا فشار اقتصادی بر جمهوری اسلامی وارد کند و در عین حال ظرفیت جنگی آن را محدودتر کند.
از طرف خود، ایران به انجام حملات موشکی و پهپادی ادامه داد، هرچند با سرعت کمتری در عملیاتهای جنگی. تا تاریخ ۹ مارس، ایران تقریباً ۱۷۴ موج حملات موشکی و پهپادی علیه اسرائیل از زمان آغاز خصومتها انجام داده است. تهران بیشتر این حملات را به سمت اسرائیل مرکزی هدایت کرده است، به طوری که منطقه متروپولیتن تل آویو بیش از نیمی از حملات ورودی را جذب کرده است.
قابل توجه است که سرعت عملیاتی کمپین حملات دوربرد ایران به شدت کاهش یافته است. بین ۲۸ فوریه و ۹ مارس، تعداد موجهای حمله ایرانی که به سمت اسرائیل هدف قرار گرفته، تقریباً چهار برابر کاهش یافته است. با این حال، اطلاعات منبع باز نشان میدهد که سپاه پاسداران از موشکهای بالستیک با پیکربندیهای سر جنگی “شاتگان” در حملات خود علیه اسرائیل استفاده میکند. این مهمات که بارهایی دارند که در مرحله پایانی پرواز چندین تکه یا زیرمهمات را پراکنده میکنند، برای پیچیده کردن تلاشهای رهگیری و فشار بر دفاعهای هوایی و موشکی طراحی شدهاند.
سیستمهای مورد استفاده احتمالاً از خانواده موشکهای خرمشهر ناشی میشوند، که یک جزء اصلی از بازدارندگی موشکی دوربرد ایران است. نسل خرمشهر همان فلسفه طراحی را دارد که موشک موسودان کره شمالی را منعکس میکند و نشاندهنده دههها تبادل فنی بین برنامههای توسعه تسلیحاتی ایران و کره شمالی است.
در میان کشورهای عرب خلیج فارس، امارات متحده عربی (UAE) بخش عمدهای از حملات موشکی و پهپادی ایران را تحمل کرده است. تا تاریخ ۹ مارس، تهران ۱۴۴۰ پهپاد، هشت موشک کروز و ۲۵۳ موشک بالستیک به امارات هدف قرار داده است. در همان تاریخ، امارات متحده عربی دارای نرخ رهگیری ۹۰ درصدی در برابر پهپادها و موشکهای ایرانی است. وزارت دفاع امارات ویدیوهایی را منتشر کرده است که در آنها هلیکوپترهای جنگی AH-64E Apache به شکار پهپادهای شاهد که توسط ایران پرتاب شدهاند، میپردازند و این یک مفهوم متداول در عملیاتهای ضد پهپاد اوکراین را تقلید میکند.
همانطور که آخرین نسخه این گزارش جزئیات داده است، معماری راداری ایالات متحده در منطقه همچنان یک هدف با اولویت بالا برای کمپین ایرانی باقی مانده است. تصاویری که در شبکههای اجتماعی منتشر شده، به نظر میرسد مکانهای مشکوک واحدهای راداری AN/TPY-2، که اجزای اصلی حسگرهای پشتیبانیکننده از باتریهای دفاع موشکی دفاع هوایی با ارتفاع بالا (THAAD) هستند که ایالات متحده در سراسر منطقه مستقر کرده است، را نشان میدهد.
این گزارشها نشان میدهد که واشنگتن سیستمهای THAAD خود را در امارات و اردن مستقر کرده است. تصاویری که از امارات منتشر شده، که به خاطر داشتن دو باتری THAAD شناخته شده است، نشاندهنده آسیبهای ساختاری قابل مشاهده و تجهیزات سوخته در مکانهایی است که قبلاً با تأسیسات راداری مرتبط بودهاند. این شواهد نشان میدهد که حملات ایرانی ممکن است به محل استقرار ضربه زده باشد. با این حال، اینکه آیا آرایههای راداری نابود شدهاند یا فقط آسیب دیدهاند، در این مرحله هنوز مشخص نیست.
این حملات قابل توجه هستند، زیرا رادار AN/TPY-2 یک حسگر بسیار پیشرفته است. این رادار در باند فرکانسی X که معمولاً برای دفاع موشکی استفاده میشود، عمل میکند و ردیابی با وضوح بسیار بالا را فراهم میکند که به سیستم اجازه میدهد تا بین اشیاء در حال حرکت در مسیرهای بالستیک تمایز قائل شود و سر جنگی واقعی را از زبالهها یا فریبها تشخیص دهد.
این رادار به ویژه مهم است زیرا دقت را با قابلیتهای نظارت دوربرد ترکیب میکند که به وسیله آنتن فازی بزرگ، توانایی انتقال بالا و فناوری پیشرفته هدایت پرتو امکانپذیر است. یک نصب AN/TPY-2 مستقر شامل یک آرایه بزرگ آنتن به همراه عناصر پشتیبانی مانند ژنراتورهای برق، تجهیزات خنککننده و الکترونیک کنترل است. اگرچه به طور فنی قابل حمل است، اما پنهان کردن آن دشوار است. علاوه بر این، یک رادار در حال کار سیگنالهایی را منتشر میکند که حسگرهای الکترونیکی یک دشمن میتوانند آنها را شناسایی و مکانیابی کنند.
در حالی که شرایط دقیق مربوط به حملات ایران علیه AN/TPY-2 هنوز مشخص نیست، چندین توضیح محتمل برای آنها وجود دارد. حملات ایرانی به طور قابل توجهی با نشانههایی همزمان شده است که روسیه به تهران انتقال دادههای حیاتی در مورد استقرار نیروهای آمریکایی در سراسر خاورمیانه ارائه میدهد.
مقیاس دقیق حمایت مسکو از تهران هنوز مشخص نیست. با این حال، به نظر میرسد که توانایی ایران برای نظارت بر تحرکات نظامی آمریکایی پس از حملات اخیر ایالات متحده و اسرائیل علیه ساختار فرماندهی و کنترل ایرانی تضعیف شده است. در این زمینه، اطلاعات هدفگذاری از مسکو میتواند به بازگرداندن برخی از قابلیتهای عملیاتی سپاه کمک کند.
ایران کمپین موشکی و پهپادی خود را تشدید میکند در حالی که سختگیران قدرت را تقویت میکنند
کمپین موشکی و پهپادی ایران وارد مرحلهای خطرناکتر شده است زیرا جمهوری اسلامی دامنه عملیات خود را برای هدف قرار دادن زیرساختهای حیاتی در سراسر خلیج فارس گسترش میدهد.
ضربات اخیر ایران بهطور گزارششدهای فرودگاه بینالمللی کویت، مکانهایی در ریاض، زیرساختهای مرتبط با هیدروکربن در میدان نفتی شیبه عربستان سعودی و سایتهای با ارزش بالا در امارات متحده عربی و بحرین را هدف قرار داده است. فراتر از تأثیر عملیاتی فوری آنها، این حملات—بهعلاوه تحولات سیاسی همزمان در داخل ایران—نشان میدهد که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دیگر جناحهای تندرو در حال تحکیم قدرت هستند.
ضربات ایران با وعدههای قبلی مسعود پزشکیان، رئیسجمهور منتخب کشور، که گفته بود تهران از حمله به کشورهای همسایه خودداری خواهد کرد، مغایرت داشت. چهرههای روحانی و سیاسی تندرو در داخل ایران بهطور علنی پزشکیان را بهخاطر این بیانیه مورد انتقاد قرار دادند. بنابراین، تصمیم به ادامه حملات، وضعیت بازی در داخل جمهوری اسلامی را برجسته میکند و نقش غالب سپاه پاسداران را در تصمیمگیریهای جنگی تأکید میکند.
در همین حال، مجتبی خامنهای، پسر آیتالله علی خامنهای، رهبر پیشین که در مراحل اولیه عملیات خشم حماسی کشته شد، بهعنوان جانشین پدرش ارتقا یافت. انتخاب مجتبی بهنظر میرسد تصمیمی شتابزده بوده که از بررسی در میان بسیاری از نخبگان ایرانی عبور کرده است. مجتبی، که بهطور گستردهای بهعنوان نزدیک به سپاه پاسداران و دیگر جناحهای رادیکال در داخل دستگاه امنیتی کشور شناخته میشود، اکنون در بالاترین مقام سیاسی نظام جمهوری اسلامی قرار دارد.
پس از انتخاب مجتبی خامنهای بهعنوان رهبر عالی، دستگاه امنیتی ایران بهسرعت وفاداری خود را به این روحانی جدید اعلام کرد. سپاه پاسداران، وزارت دفاع، شورای دفاع، نیروی قدس سپاه و دیگر نهادها بیانیههایی صادر کردند که وفاداری خود را به مجتبی اعلام کردند. رئیسجمهور پزشکیان نیز بهسرعت بیانیهای صادر کرد که وفاداری خود را به رهبر جمهوری اسلامی اعلام میکند.
ارتقای مجتبی در شرایط جنگی نشان میدهد که رژیم ایرانی بهسمت رویارویی و بقا و نه مصالحه گرایش دارد. صعود او بعد شخصی نیز دارد، زیرا چندین عضو خانواده نزدیک مجتبی reportedly در حملات آمریکا و اسرائیل که پدرش را از بین برد، کشته شدند.
در سیستمهای سیاسی که تحت تأثیر دایرههای حامی و وفاداریهای شخصی شکل گرفتهاند، انتقامجوییها میتوانند به جای اعتدال سیاسی، غرایز افراطی را تقویت کنند. ترکیب غم شخصی مجتبی و پیوندهای عمیق نهادی با سپاه پاسداران احتمالاً تصمیمگیری تهران را در مراحل آینده این درگیری سختتر خواهد کرد. این روند با ارزیابیها در نسخههای قبلی این گزارش همراستا است که ایران ممکن است در پایان عملیات نظامی کنونی به یک دیکتاتوری نظامی تبدیل شود.
بازارهای انرژی به میدان نبرد تبدیل میشوند
منطق اقتصادی و نظامی استراتژی حمله دوربرد ایران این هفته واضحتر شد.
رهبران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تأکید کردند که زیرساختهای انرژی و قابلیتهای صادرات هیدروکربن همسایگان عرب خلیج فارس جمهوری اسلامی اکنون اهداف کلیدی حمله هستند. ژنرال ایرانی ابراهیم جباری مشخص کرد که سایتهای انرژی منطقه در محدوده عملیاتی ایران قرار دارند. بسیاری از این تأسیسات از دفاعهای سخت برخوردار نیستند و بنابراین در برابر پهپادهای کمهزینه شاهد ایران آسیبپذیر باقی میمانند. حملات مداوم به این تأسیسات نیاز به شلیکهای موشکی بزرگ ندارد و حتی اختلال محدود در زیرساختهای انرژی منطقه میتواند تأثیر استراتژیک عمدهای بر بازارهای انرژی جهانی داشته باشد.
دادههای دریایی پیامدهای بالقوه استراتژی فشار ایران را روشن میکند. ردیابی کشتیها نشان میدهد که از زمان آغاز درگیریها، حرکات تانکرها از طریق تنگه هرمز به شدت کاهش یافته است. دادههای Lloyd’s List Intelligence نشان میدهد که هیچ تانکری با وزن بیش از 10,000 تن بار مرده از تاریخ 3 مارس به سمت غرب وارد خلیج نشده است.
بازارهای انرژی به این واقعیت جدید به شدت واکنش نشان دادهاند. در تاریخ 9 مارس، قیمت نفت به طور موقت از 119 دلار در هر بشکه فراتر رفت، سطحی که از اواسط سال 2022 دیده نشده بود. (قله تاریخی حدود 147 دلار در هر بشکه است که در سال 2008 به آن رسید.)
تنگه هرمز، تنها گذرگاه دریایی از خلیج به اقیانوس آزاد، در استراتژی ایران در درگیری جاری مرکزی است. به طور معمول حدود 20 میلیون بشکه نفت در روز—یک پنجم مصرف جهانی نفت—از این تنگه عبور میکند. هرگونه تلاش برای دور زدن تنگه از طریق خطوط لوله تنها تسکین محدودی ارائه میدهد. خط لوله شرق به غرب عربستان میتواند تا 5 میلیون بشکه در روز را تغییر مسیر دهد، در حالی که خط امارات به خلیج عمان معمولاً 1.5 میلیون بشکه را حمل میکند و در شرایط اضطراری میتواند به 2 میلیون برسد. این مسیرها تنها بخشی از ترافیک معمولی از طریق تنگه هرمز را جبران میکنند. اگر اختلالات فعلی در حمل و نقل جهانی به هفتهها کشیده شود، فشار بر بازارهای جهانی تشدید خواهد شد.
تحولات سیاسی در داخل ایران نیز نگرانیهای بازار را تقویت میکند. ارتقاء مجتبی خامنهای به عنوان جانشین پدرش به عنوان رهبر عالی نشان میدهد که جناحهای رادیکال همچنان به طور محکم در کشور کنترل دارند. به طور کلی، این درگیری و خطرات مرتبط با جریانهای انرژی جهانی ممکن است ادامه یابد و به سرعت کاهش نیابد.
ابعاد هیدرو-استراتژیک درگیری خلیج فارس
درگیری کنونی یک آسیبپذیری حیاتی اما اغلب نادیده گرفته شده را که بسیاری از کشورهای منطقه با آن مواجه هستند، نمایان میسازد: امنیت آب. با ادامه عملیات Fury Epic به هفته دوم خود، پهپادهای ایرانی شکنندگی زیرساختهای آب شیرینکن منطقه را نشان دادهاند.
کارخانههای آب شیرینکن ستون فقرات تلاشها برای تأمین آب در خلیج فارس، یکی از خشکترین مناطق جهان، هستند. حدود 90 درصد از آب شرب کویت از آب شیرینکنها تأمین میشود، همچنین 86 درصد از عمان و حدود 70 درصد از عربستان سعودی. این کارخانههای حیاتی آب دریا را عمدتاً از طریق اسمز معکوس به آبی تبدیل میکنند که میتوان از آن برای شرب، صنعت، گردشگری و کشاورزی استفاده کرد.
زیرساختهای آب شیرینکن منطقه وسیع اما متمرکز است. کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس (GCC) نزدیک به نیمی از ظرفیت آب شیرینکن جهان را در اختیار دارند، اما شبکه تأمین آنها همچنان بسیار متمرکز است. ارزیابیهای اطلاعاتی طبقهبندینشده نشان میدهد که اگرچه صدها کارخانه آب شیرینکن در سراسر منطقه وجود دارد، بیش از 90 درصد از تولید آب شیرینشده خلیج فارس تنها از چند ده تأسیسات بزرگ در تعداد کمی از سایتهای ساحلی تأمین میشود. این تمرکز یک آسیبپذیری ژئوپلیتیکی را نشان میدهد: آسیب به حتی چند تا از این کارخانهها میتواند تولید آب را برای میلیونها نفر مختل کند.
عملیاتی، این تأسیسات نیز دفاع از آنها دشوار است. بسیاری از اجزای ضروری برای عملکرد آنها—ایستگاههای پمپاژ، سیستمهای ورودی و واحدهای تصفیه—در معرض خطر و آسیبپذیر به حملات پهپادی یا موشکی هستند. اختلال در عناصر کلیدی درون سیستم میتواند تولید را به طور کامل متوقف کند. علاوه بر این، اگر تجهیزات اصلی نابود شوند، بازسازی کارخانهها ممکن است ماهها طول بکشد، در حالی که بازسازی کامل آنها ممکن است در غیاب برنامهریزی اضطراری به سالها نیاز داشته باشد.
در تاریخ 8 مارس، مقامات بحرینی گزارش دادند که یک پهپاد ایرانی به یک کارخانه آب شیرینکن حمله کرده است، که نگرانیها را برانگیخته است که این حمله ممکن است تنها آغاز یک روند بسیار فرسایشی باشد. این حمله همچنین در یک منطقه حساس نزدیک به پایتخت بحرین، منامه، رخ داد، جایی که بسیاری از پرسنل نظامی ایالات متحده و خانوادههای آنها زندگی میکنند. این منطقه از زمان آغاز حملات ایالات متحده و اسرائیل به ایران در تاریخ 28 فوریه، شاهد حملات مکرر بوده است. وزارت کشور بحرین تهران را به حمله به تأسیسات غیرنظامی متهم کرد.
در یک درگیری طولانیمدت در خلیج، زیرساختهای آب، نه نفت، ممکن است به عنوان حساسترین منبع استراتژیک منطقه ظهور کند.
مواجهه احتمالی برای سازمان پیمان آتلانتیک شمالی
در یک تشدید جغرافیایی قابل توجه از درگیری، ایران یک موشک بالستیک دیگر به سمت ترکیه شلیک کرد که این دومین تلاش برای هدف قرار دادن سرزمین یک کشور عضو سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (NATO) از زمان آغاز جنگ بود. این پروژه توسط سیستمهای دفاع هوایی و موشکی یکپارچه با ناتو قبل از رسیدن به هدف مورد نظر، رهگیری شد.
این حادثه تمایل ظاهری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را برای گسترش فضای نبرد فراتر از منطقه عملیاتی سنتی که فرماندهی مرکزی ایالات متحده (CENTCOM) مسئول آن است، نشان میدهد. تلاش برای حمله همچنین نشاندهنده تمایل ایران برای آزمایش معماری دفاعی این ائتلاف در جناح جنوب شرقی خود است.
اگرچه رهگیری پروژه ایرانی از آسیب رساندن به هر گونه خسارتی جلوگیری کرد، این واقعه خطر فزایندهای را نشان میدهد که درگیری ممکن است بعدی مستقیم برای ناتو پیدا کند اگر حملات بیشتری به سرزمین ترکیه صورت گیرد.
چه چیزی را باید زیر نظر داشت؟
در ۷۲ ساعت آینده، سیاستگذاران باید موارد زیر را زیر نظر داشته باشند:
حملات اضافی ایران به زیرساختهای آبشیرینکن در سراسر خلیج. حمله اخیر پهپاد ایرانی به یک تأسیسات آبشیرینکن بحرینی، آسیبپذیری سیستمهای آبی که میلیونها نفر در این منطقه را تأمین میکند، نشان میدهد. حملات مکرر به تأسیسات مشابه میتواند نشاندهنده این باشد که سپاه پاسداران بهطور عمدی به سمت هدف قرار دادن ستون فقرات هیدرو-استراتژیک کشورهای عرب خلیج فارس حرکت میکند.
تلاشهای تازه ایران برای حمله به ترکیه. هرگونه فعالیت موشکی بیشتر علیه خاک ناتو بعدی بعدی به درگیری بعدی ابعاد مستقیم ائتلافی میافزاید و خطر گسترش جنگ فراتر از تئاتر سنتکام به فضای امنیتی یورو-آتلانتیک را به همراه دارد.
وضعیت عملیاتی تنگه هرمز و تداوم اختلالات در حمل و نقل نفتکشها. قیمتهای نفت ممکن است در پاسخ به هرگونه اختلال طولانیمدت در حمل و نقل خلیج نوسان داشته باشد. اما قیمتهای پایدار بالای آستانههای اخیر نشاندهنده این است که فشار ایران بر بازارهای انرژی به شوکهای ساختاری تبدیل میشود و نه نوسانات موقتی.
تثبیت بیشتر قدرت توسط سپاه پاسداران. نشانههای این توسعه میتواند شامل حاشیهنشینی رهبری غیرنظامی، گسترش اختیارات جنگی سپاه پاسداران و ادامه تصمیمات سختگیرانه سیاسی تحت رهبری جدید باشد. در این میان، اسرائیل و ایالات متحده نیز ممکن است هدف رهبری جدید ایران قرار گیرند.

