در تاریخ ۲ مارس، دو روز پس از آغاز حملات هوایی نیروهای ایالات متحده و اسرائیل به ایران، نیروهای ایرانی با هدف قرار دادن زیرساختهای انرژی در شهر صنعتی راس لافان قطر و یک تأسیسات نفتی سعودی در استان شرقی این کشور، به این حملات پاسخ دادند. همین هفته، پهپادهای ایرانی تأسیسات ذخیرهسازی نفت بندر صلاله عمان را به آتش کشیدند. این حملات یادآور این نکته بودند که زیرساختهای انرژی—که قبلاً عمدتاً به عنوان داراییهای اقتصادی تلقی میشدند—به هدفی در خط مقدم درگیریهای مدرن تبدیل شدهاند.
منافع در این زمینه قابل توجه است. عربستان سعودی به طور تقریبی روزانه هفت میلیون بشکه نفت خام صادر میکند، در حالی که قطر حدود یک پنجم از گاز طبیعی مایع تجاری شده در سطح جهانی را تأمین میکند. نزدیک به ۲۰ درصد از مصرف جهانی نفت از تنگه هرمز عبور میکند.
برای دههها، زیرساختهای انرژی خلیج فارس در یک محیط استراتژیک شکل گرفته تحت پوشش امنیتی ایالات متحده و فرض اینکه تأسیسات صادراتی عمده به طور عمدی توسط دشمنان دولتی هدف قرار نخواهند گرفت، توسعه یافته است. به همین دلیل، ترمینالهای نفتی، خطوط لوله و تأسیسات گاز طبیعی مایع عمدتاً برای مقیاس و کارایی صادرات طراحی شدهاند.
به عبارت دیگر، آنها برای تبدیل شدن به بخشی از میدان نبرد طراحی نشده بودند.
در نتیجه، امنیت انرژی در این منطقه اغلب به عنوان یک مشکل امنیت شرکتی که توسط شرکتهای ملی نفت مدیریت میشود، تلقی شده است، نه به عنوان یک چالش برنامهریزی یکپارچه مدنی-نظامی. این فرضیه از زمان حملات ۲۰۱۹ به تأسیسات ابقیق و خریس عربستان سعودی به طور فزایندهای مورد سوال قرار گرفته است. حملات ایران در این ماه تنها بر این نکته تأکید میکند.
کشورهای خلیج فارس چگونه باید پاسخ دهند؟ دو درگیری اخیر—یکی مربوط به یک صادرکننده بزرگ انرژی و دیگری کشوری که در تلاش است تا شبکه برق خود را فعال نگه دارد—درسهای مفیدی ارائه میدهند. عراق درسهایی برای حفظ جریانهای صادراتی—خطوط لوله، ترمینالها و مسیرهای دریایی که اجازه میدهند نفت به بازارهای جهانی برسد، علیرغم خرابکاریهای مداوم—ارائه میدهد. اوکراین چالش تابآوری داخلی را نشان میدهد: اینکه چگونه یک سیستم برق ملی میتواند به کار خود ادامه دهد حتی در حالی که بخشهای بزرگی از شبکه به طور مکرر هدف قرار میگیرند. برای کشورهای خلیج فارس، که هم صادرکنندگان بزرگ هستند و هم یک شبکه برق منطقهای از طریق سازمان بینالمللی اتصال شورای همکاری خلیج فارس (GCC) دارند، چالشهایی که عراق و اوکراین با آنها مواجه شدهاند—و پاسخهای آنها، چه موفق و چه ناموفق—شایسته مطالعه است.
عراق و تابآوری صادراتی
عراق یکی از واضحترین مثالها از چگونگی سازگاری یک صادرکننده انرژی زمانی که زیرساختها هدفی پایدار میشوند، ارائه میدهد. پس از حمله ایالات متحده در سال ۲۰۰۳، گروههای شورشی به سرعت آسیبپذیری سیستم انرژی عراق را کشف کردند. تا به امروز، این کشور در مسیر تابآوری قرار دارد و مسیر آن در سالهای اخیر به دور از هموار بوده است. خرابکاری در خطوط لوله همچنان مکرر بوده و نیروهای امنیتی مسئول حفاظت از زیرساختهای انرژی—از جمله پلیس خطوط لوله—با فساد و آموزش نابرابر دست و پنجه نرم کردهاند. با این حال، این کشور هنوز چند ایده عملی تولید کرده است که ممکن است برای سایر صادرکنندگان انرژی مفید باشد. سه درس بهویژه برجسته هستند:
-
نیروهای حفاظت از خطوط لوله اختصاصی
پس از حمله ۲۰۰۳، مقامات ائتلاف و وزارتخانههای عراقی واحدهای تخصصی برای حفاظت از زیرساختهای انرژی ایجاد کردند. این واحدها شامل یک نیروی حفاظت از نفت هستند که حدود ۱۴,۰۰۰ نگهبان را شامل میشود و مسئول خطوط لوله، ایستگاههای پمپاژ و تأسیسات صادراتی هستند. در حالی که این واحدها با چالشهای مربوط به فساد و کیفیت آموزش خود مواجه بودند، اصل نهادی همچنان مهم است: حفاظت از زیرساختهای انرژی نیاز به نیروهای اختصاصی دارد که به طور خاص برای این مأموریت سازماندهی شدهاند، نه واحدهای نظامی عمومی که به طور موقت به حفاظت از زیرساختها اختصاص داده شدهاند.
-
نظارت پهپادی و پایش حرارتی کریدورهای خطوط لوله
در اواخر سال 2025، اداره پلیس انرژی عراق از استقرار نزدیک به پنجاه پهپاد برای انجام شناسایی روزانه و انتقال دادههای لحظهای به یک مرکز فرماندهی مرکزی در بغداد خبر داد. مقامات همچنین از نصب دوربینهای حرارتی در بخشهایی از شبکه خط لوله به همکاری با سازمان صنعتیسازی نظامی خبر دادند. این سیستمها به شناسایی امضای حرارتی غیرعادی مرتبط با نشتها، آتشسوزیها یا خرابکاریهای احتمالی کمک میکنند و به اپراتورها اجازه میدهند فعالیتهای مشکوک را در کریدورهای زیرساختی که به طور مداوم قابل گشتزنی نیستند، شناسایی کنند.
-
بویههای بارگیری دریایی که مسیرهای صادراتی جایگزین ایجاد میکنند
عراق ظرفیت صادرات دریایی خود را از طریق شبکهای از بویهها به نام لنگرگاههای نقطهای (SPMs) که به خطوط لوله زیر دریا متصل هستند، گسترش داده است. این بویهها به تانکرهای بزرگ اجازه میدهند تا چند مایل دورتر از ساحل نفت خام بارگیری کنند بدون اینکه به ترمینالهای ثابت پهلو بگیرند. این نقاط بارگیری شناور به عنوان گرههای صادراتی توزیعشده عمل میکنند. اگر ترمینالهای بزرگ بندری تحت حمله قرار گیرند یا مجبور به تعطیلی شوند، تانکرها میتوانند همچنان از طریق لنگرگاههای دریایی بارگیری کنند.
این تغییرات حملات به بخش انرژی عراق را از بین نبرد. زیرساختهای صادراتی شمالی—بهویژه خط لوله کرکوک–جیحان به مدیترانه—به طور مکرر خرابکاری شده است. صادرات نفت عراق عمدتاً به این دلیل ادامه یافت که هم تولید و هم حمل و نقل از طریق سیستم صادرات دریایی جنوبی کشور در خلیج نزدیک به بصره تغییر کرد. چندین ترمینال و بویه بارگیری دریایی به تانکرها اجازه دادند تا حتی زمانی که بخشهایی از سیستم مختل شده بودند، به بارگیری نفت خام ادامه دهند.
درسهای اوکراین در حفظ روشنایی
اگر عراق درسهایی در حفاظت از صادرات انرژی ارائه میدهد، اوکراین نمونهای واضح از این است که چگونه دولتها میتوانند سیستمهای انرژی داخلی را حتی در حالی که زیرساختها تحت حملات مداوم هستند، به کار خود ادامه دهند.
از زمان حمله تماممقیاس روسیه در سال 2022، شبکه برق اوکراین با حملات مداوم موشکی و پهپادی به نیروگاهها، ایستگاههای تبدیل و زیرساختهای انتقال مواجه شده است. با این حال، با وجود آسیبهای گسترده و خاموشیهای مکرر، این سیستم تحت فشار شدید به کار خود ادامه داده است.
این جنگ ایدههای عملی متعددی را درباره اینکه چگونه دولتها میتوانند سیستمهای انرژی ملی را در طول حملات مداوم به کار نگه دارند، تولید کرده است. چهار درس بهویژه برجسته هستند:
-
تقویت زیرساختهای حیاتی شبکه
اپراتورهای اوکراینی ایستگاههای تبدیل و ترانسفورماتورها را با موانع حفاظتی و دیوارهای انفجاری تقویت کردهاند. در برخی مکانها، تجهیزات بهویژه آسیبپذیر جابهجا یا زیر زمین دفن شدهاند.
-
گروههای تعمیر سریع و قطعات یدکی پیشموقعیتیابی شده
اپراتورهای شبکه اوکراین تیمهای تخصصی را توسعه دادهاند که قادر به بازگرداندن سریع برق پس از حملات هستند. این گروهها در سرتاسر کشور سفر میکنند و ترانسفورماتورهای آسیبدیده را تعویض و خطوط انتقال را دوباره متصل میکنند—اغلب خدمات را در عرض چند ساعت یا چند روز بازمیگردانند.
-
ادغام شبکههای فرامرزی و واردات اضطراری برق
اوکراین در مارس 2022 همزمانسازی با شبکه برق اروپایی ENTSO-E را تسریع کرد و به واردات برق از کشورهای همسایه در زمانی که ظرفیت تولید داخلی آسیب دیده بود، اجازه داد.
-
دیپلماسی گاز فرامرزی و مسیرهای تأمین معکوس
اوکراین با گسترش اتصالات گاز فرامرزی با شرکای اروپایی، تابآوری انرژی خود را تقویت کرده است. برای دههها، بیشتر خطوط لوله در اروپا مرکزی و شرقی به گونهای طراحی شده بودند که گاز روسی را به سمت غرب از طریق شبکههای ترانزیتی دوران شوروی منتقل کنند. پس از منازعات گاز روسیه با اوکراین در سالهای ۲۰۰۶ و ۲۰۰۹، کشورهای اروپایی شروع به اصلاح این سیستمها کردند تا گاز بتواند در جهت معکوس جریان یابد—و اجازه دهد تا تأمینها از بازارهای اروپایی به سمت شرق و به اوکراین منتقل شوند. در نهایت، یک مسیر انتقال شمال-جنوب در حال رشد که ترمینالهای گاز طبیعی مایع (LNG) در یونان را با شبکههای لولهکشی از طریق بلغارستان، رومانی و اروپا مرکزی مرتبط میکند—که اغلب به عنوان کریدور گاز عمودی شناخته میشود—توانایی منطقه را برای انتقال گاز غیر روسی به اوکراین در طول جنگ بیشتر میکند.
تجربه اوکراین واقعیت سختتری را درباره تابآوری زیرساختها در درگیریهای مدرن برجسته میکند. جلوگیری از آسیب به طور کامل به ندرت ممکن است. هدف واقعبینانهتر این است که اختلال را محدود کرده و خدمات را به اندازه کافی سریع بازگردانیم تا سیستم بتواند به کار خود ادامه دهد.
آنچه دولتهای خلیج میتوانند بیاموزند
با استناد به درسهای هر دو مورد، چندین اولویت برای برنامهریزان خلیج، به ویژه در عربستان سعودی و قطر، به وجود میآید.
-
نقشهبرداری از آسیبپذیری و پیگیری “تقویت سختافزاری کمهزینه”
دولتهای خلیج باید ارزیابیهای جامع آسیبپذیری را در سراسر سیستمهای نفت، گاز و برق انجام دهند تا مهمترین گرههای زیرساخت و نقاط حمله محتمل را شناسایی کنند. بخشهای بالای زمین خطوط لوله، ایستگاههای تبدیل انرژی نمایان و کریدورهای صادراتی تکمسیره نمایانگر آسیبپذیریهای قابل پیشبینی هستند. دولتهای خلیج باید به حفاظتهای فیزیکی ساده که آسیبپذیری زیرساخت را با هزینه نسبتاً کم کاهش میدهد، اولویت دهند. دفن بخشهای نمایان خطوط لوله، تقویت ایستگاههای پمپاژ و نصب سازههای حفاظتی در اطراف ایستگاههای تبدیل انرژی میتواند به طور قابل توجهی آسیب ناشی از بقایای پهپاد یا موشک را کاهش دهد.
-
نهادینهسازی رویههای حفاظت از انرژی بین وزارتخانهها و ایجاد مراکز عملیات اضطراری
حفاظت از انرژی نباید تنها به بخشهای امنیت شرکتی یا استقرارهای موقت نظامی وابسته باشد. دولتهای خلیج باید ساختارهای ویژهای برای هماهنگی وزارتخانههای دفاع، آژانسهای انرژی و اپراتورهای زیرساخت ایجاد کنند. این ساختارها باید شامل سلولهای هماهنگی و نظارت ۲۴ ساعته در روز و ۷ روز هفته باشند که به طور خاص بر زیرساختهای انرژی در زمان درگیری یا بحران تمرکز دارند و اپراتورهای انرژی غیرنظامی را با مقامات نظامی، پلیس، خدمات آتشنشانی و سایر نهادهای دولتی مرتبط میسازند.
-
گسترش نظارت بر کریدورهای خطوط لوله و زیرساختهای دوردست
زیرساختهای انرژی در خلیج شامل هزاران کیلومتر زمین است که نمیتوان به طور مداوم از آنها محافظت کرد. دولتها باید نظارت پهپادی، حسگرهای حرارتی و سیستمهای نظارت ثابت را در طول مسیرهای خطوط لوله و کریدورهای زیرساخت حیاتی مستقر کنند. این سیستمها به شناسایی امضای حرارتی غیرعادی مرتبط با نشتها، آتشسوزیها یا خرابکاری کمک میکنند و به اپراتورها اجازه میدهند فعالیتهای مشکوک را در کریدورهای زیرساخت که به طور مداوم نمیتوان از آنها گشتزنی کرد، شناسایی کنند.
-
پیشموقعیتگذاری قطعات یدکی استراتژیک و ظرفیت تعمیر
دولتهای خلیج باید قطعات یدکی حیاتی—از جمله ترانسفورماتورها، سیستمهای کنترل و اجزای خطوط لوله—را پیشموقعیتگذاری کرده و تیمهای تعمیر تخصصی را حفظ کنند که قادر به بازگرداندن عملیات در شرایط اضطراری باشند.
-
گسترش زیرساختهای بارگیری دریایی برای ایجاد مسیرهای صادراتی جایگزین
گسترش زیرساختهای بارگیری فراساحلی—بهویژه SPMهایی که به خطوط لوله زیرآبی متصل هستند—میتواند مسیرهای صادراتی اضافی ایجاد کند. از آنجا که SPMها کوچکتر و در دریا قرار دارند، هدف قرار دادن آنها نسبت به ترمینالهای بزرگ دشوارتر است و به نفتکشها اجازه میدهد تا نفت خام را در دریا بارگیری کنند—اغلب تا ده مایل دورتر—که فاصله و زمان هشدار بیشتری در برابر حملات پهپادی یا موشکی فراهم میکند. (شایان ذکر است که این گزینه SPM برای صادرات LNG وجود ندارد، که نیاز به کارخانههای مایعسازی تخصصی و زیرساختهای کریوژنیک برای خنک کردن گاز به حدود -162 درجه سانتیگراد قبل از حمل دارد.)
-
دنبال کردن “دیپلماسی شبکهای” از طریق ادغام عمیقتر برق منطقهای
اتصالات برقی فرامرزی باید بهعنوان زیرساختهای استراتژیک در نظر گرفته شوند. خلیج فارس در حال حاضر یک شبکه برق منطقهای از طریق سازمان اتصال برق شورای همکاری خلیج فارس دارد که عربستان سعودی، امارات متحده عربی، کویت، قطر، بحرین و عمان را به هم متصل میکند. گسترش توافقهای اشتراکگذاری برق اضطراری در این شبکه میتواند به کشورهای خلیج فارس اجازه دهد تا در زمان اختلالات زیرساختی از یکدیگر حمایت کنند.
با توجه به اینکه به نظر میرسد هنجار عدم حمله به زیرساختهای انرژی غیرنظامی در درگیریهای مدرن تضعیف شده است، دولتها باید رویکردی پیشگیرانه و جامع به امنیت انرژی اتخاذ کنند.
برای کشورهای خلیج فارس که در مرکز بازارهای جهانی انرژی قرار دارند، تابآوری به حفاظت از هر دو سیستم انرژی داخلی و زیرساختهای صادراتی که آنها را به جهان متصل میکند، بستگی دارد. در درگیریهای آینده، توانایی حفظ جریان انرژی ممکن است به اندازه توانایی دفاع از سرزمین تعیینکننده باشد.

