جنگ ایران ایده آنها نبود و ممکن است از نحوه مدیریت آن توسط رئیسجمهور دونالد ترامپ خوششان نیاید. اما با وجود لحن تهدیدآمیز ترامپ، متحدان اروپایی ایالات متحده ممکن است در نظر بگیرند که چه اقداماتی میتوانند بهطور منطقی برای حمایت از امنیت در اطراف خلیج فارس انجام دهند و نه اینکه بهطور کلی درخواستهای کاخ سفید را رد کنند.
ساخت یک ائتلاف و آمادهسازی میدان نبرد برای اقدام نظامی زمان و تلاش میطلبد، بهویژه زمانی که درگیری در خاورمیانه باشد. ایالات متحده بهدنبال کمکهای نظامی قابل توجهی از متحدان خود در عراق و افغانستان بود و این کمکها با وجود اختلافات سیاسی شدید، در طول زمان افزایش یافت. شکست در افغانستان، موفقیتهای مختلط در عراق و ناامیدی عمومی از هر دو جنگ، کار ایالات متحده را برای دریافت کمک در این بار با ایران دشوارتر کرده است. رویکرد دولت ترامپ نیز آسیبزا بوده است: ترامپ از ابتدا از نگهداشتن متحدان در تاریکی درباره عملیات به درخواست حمایت نظامی از آنها و سپس رد چنین کمکی بهعنوان غیرضروری تغییر موضع داده است. ایالات متحده پس از حملات عمومی ترامپ به آن متحدانی که در کنار نیروهای آمریکایی در عراق و افغانستان جنگیدند، از موضعی ضعیف آغاز کرد. علاوه بر این، ترامپ پیشنهادات واقعی اوکراین برای ارسال پهپادها و متخصصان پهپاد به کشورهای خلیج فارس را تحقیر کرده است—زمینهای که کشور درگیر جنگ بهطور قابلتوجهی در آن پیشرو است.
پست رسانه اجتماعی ترامپ در تاریخ ۱۷ مارس نیز یک رد شدید دیگر از کمکهای اروپایی بود: “[ما] دیگر به کمک کشورهای ناتو ‘نیاز’ نداریم و یا آن را نمیخواهیم – ما هرگز چنین چیزی نداشتیم!” آن پست همچنین شامل حمله دیگری به ناتو بهعنوان یک “خیابان یکطرفه – ما از آنها محافظت خواهیم کرد، اما آنها هیچ کاری برای ما انجام نخواهند داد.” با توجه به همه اینها، قابل درک است که اروپاییها ترامپ را بهخاطر شروع جنگ بدون مشورت با آنها سرزنش کنند و تنها زمانی که اوضاع پیچیده میشود، درخواست حمایت نظامی آنها را داشته باشد.
با این حال، متحدان اروپایی بهتر است در نظر بگیرند که چه اقداماتی میتوانند برای کمک به بازگشایی تنگه هرمز و دفاع از کشورهای خلیج فارس در برابر حملات ایران انجام دهند. آنها باید این کار را نه برای آرام کردن ترامپ یا کمک به او در یک وضعیت خودساخته، بلکه بهخاطر منافع حیاتی خود اروپا در این درگیری انجام دهند.
چرا اروپا باید اقدام کند
قیمت بالای نفت به کل جهان آزاد آسیب میزند و دولتهای اروپایی را به دنبال راهحلهای کوتاهمدت برای قیمت بنزین میکشاند. افزایش همزمان قیمتهای نفت و بنزین چشمانداز صنعت اروپا، رقابتپذیری آن و رشد اقتصادی را بدتر کرده است. در داخل، افزایش هزینهها میتواند باعث بیثباتی سیاسی شود و به نفع چالشگران طرفدار روسیه در راستا و چپ باشد. در خارج، افزایش قیمتهای نفت میتواند تا پایان مارس سه تا پنج میلیارد دلار درآمد اضافی برای روسیه، رقیب سرسخت اروپا، ایجاد کند، که جنگ آن علیه اوکراین همچنان تهدید اصلی برای آزادی و امنیت قاره است.
این درآمد ناشی از شوکهای قیمت انرژی خطر دارد که به روسیه کمک کند، درست در زمانی که موقعیت مسکو در میدان نبرد و چشمانداز اقتصاد جنگی آن در حال تضعیف بود. تا به این لحظه، موقعیت روسیه در حال تضعیف بود، که عمدتاً به خاطر شجاعت، استقامت و فداکاری اوکراین بود، اما همچنین به این دلیل که اروپا به تأمین مالی لازم برای ادامه ارسال تسلیحات آمریکایی به کییف در چهارده ماه گذشته پرداخته است.
ذخایر تسلیحاتی و تولیدات اروپا یک مشکل مستند شده است، اما درگیری قویتر اروپا در خلیج فارس میتواند فرصتهای مهمی در حوزه دفاعی ارائه دهد. شرکتهای دفاعی قاره اروپا از مؤثرترین و چابکترین شرکای استارتاپهای پهپاد آزمایششده در میدان جنگ اوکراین بودهاند و با هم میتوانند وسایل جدید و مقرونبهصرفهتری برای متحدان خلیج فارس برای دفاع از خود در برابر حملات آینده از سوی ایران یا دیگر بازیگران فراهم کنند. این میتواند چندین هدف اروپایی-اوکراینی را به طور همزمان محقق کند: این امر نیاز به سامانههای رهگیری پیشرفتهای که اوکراین به آن نیاز دارد – و اروپا از ایالات متحده خریداری خواهد کرد – برای دفاع در برابر موشکهای بالستیک روسیه را حفظ میکند. این همکاری را گسترش میدهد و اعتماد جدیدی در روابط اروپا-خلیج فارس ایجاد میکند. و ممکن است موضع کشورهای خلیج فارس را که مدتها در مورد جنگ روسیه در اوکراین بیطرف ماندهاند، تغییر دهد. این همه در حالی انجام میشود که از بدتر شدن بیشتر روابط فراآتلانتیک جلوگیری شود.
بنابراین، رهبران اروپایی دلایل زیادی برای تعامل سازنده با ایالات متحده و شرکای خود در خلیج دارند. سرعت در اینجا اهمیت دارد. اینکه کشورهای اروپایی چقدر سریع در پی منافع خود حرکت میکنند، سیگنال مهمی به واشنگتن و رقبای مسکو و پکن ارسال میکند. این تقریباً به اندازه خود حرکت اهمیت دارد.
چه کاری اروپا میتواند انجام دهد
برخی از اروپاییها قبلاً این موضوع را درک کرده بودند. در تاریخ ۱ مارس، یک روز پس از آغاز عملیات نظامی، بیانیهای مشترک از سوی فرانسه، آلمان و بریتانیا منتشر شد که اعلام کرد:
“ما اقداماتی برای دفاع از منافع خود و متحدانمان در منطقه انجام خواهیم داد، احتمالاً از طریق فراهم کردن اقدام دفاعی لازم و متناسب برای نابود کردن توانایی ایران در شلیک موشکها و پهپادها از منبع آنها. ما توافق کردهایم که در این زمینه با ایالات متحده و متحدان در منطقه همکاری کنیم.”
این بیانیه نشاندهنده تمایل به حمله به سایتهای پهپاد و موشک ایران بود. یک مقام سابق ارشد پنتاگون به نویسندگان اشاره کرد که نیروی دریایی بریتانیا و فرانسه میتوانند از ایالات متحده در حفاظت از پایانهها و شهرهای خلیج فارس در برابر حملات ایران حمایت کنند و احتمالاً در همراهی کشتیها از طریق تنگه هرمز کمک کنند. دانش و تجربه اوکراینی به همراه منابع و تولید اروپایی، از دفاع هوایی تا شکار مینهای مبتنی بر پهپاد، میتواند تفاوتهای مهمی ایجاد کند. اگر زبان ترامپ کمک به رهبران اروپایی را از نظر سیاسی پیچیده کرده باشد، آنگاه این رهبران میتوانند به درخواستهای کشورهای خلیج فارس یا دیگر کشورهایی که تحت تأثیر جنگ قرار گرفتهاند، پاسخ دهند.
پستهای رسانههای اجتماعی ترامپ احتمالاً دوام نخواهند آورد؛ پاسخ دادن به آنها به همان شکلی که نوشته شدهاند، خطر قفل کردن در بلاغت و تهدیدات آنها را به همراه دارد. ارتش ایالات متحده احتمالاً شریک ثابتی در یافتن جزئیات عملی در مورد چگونگی ادغام نیروهای اروپایی در عملیات دفاعی که هدف آن محدود کردن آسیبهای جنگ به اقتصاد جهانی و کشورهای منطقه است، خواهد بود. حتی اگر قابلیتهای اروپایی محدود باشد، آنها میتوانند برخی از داراییهای ایالات متحده را در جاهای دیگر آزاد کنند.
ناتو احتمالاً نهاد مناسبی برای سازماندهی چنین عملیاتهایی نیست و در این مرحله، به دست آوردن اجماع در سطح ائتلاف ممکن است بسیار پیچیده باشد. اما کشورهای فردی ناتو که با هم همکاری میکنند، میتوانند حمایت نظامی برای کشورهای خلیج فارس و عبور ایمنتر از تنگه ارائه دهند، به گونهای که از نظر سیاسی برای مخاطبان داخلی قابل قبولتر باشد. رهبران اروپایی حتی میتوانند این پیشنهاد را با این درک مطرح کنند که ایالات متحده به حمایت خود از اوکراین ادامه خواهد داد و حتی آن را افزایش خواهد داد، همانطور که الکساندر استوب، رئیسجمهور فنلاند، پیشنهاد کرده است.
پاسخ سازنده به بلاغت تهدیدآمیز ترامپ نه خوشایند است و نه باشکوه. اما یافتن راهی به جلو که منافع اروپایی را تأمین کند و از آسیب به روابط فراآتلانتیکی جلوگیری کند، ممکن است بهترین گزینه در یک معامله بد باشد.
خود ترامپ میتواند با شروع از تشکر از اوکراین برای همکاری و دعوت از اروپاییها به پیروی از آن مثال و انجام هر کاری که میتوانند، کمک کند. برخی، به دلایل خود، ممکن است به این دعوت پاسخ مثبت دهند.

