محدودسازی استراتژیک قدرتهای منطقهای تجدیدنظرطلب نیازمند تغییر از تخریب کینتیک به اختلال در زنجیره تأمین سیستماتیک است. در حالی که مداخله تاکتیکی ممکن است به طور موقت تهدیدات فوری را خنثی کند، استراتژی پهپاد ایران بر روی یک شبکه بسیار توزیعشده از مؤسسات دانشگاهی، شرکتهای پوششی و کارگاههای صنعتی دو منظوره شکوفا میشود. خنثیسازی این ساختار نیازمند یک رویکرد جامع مقابله با گسترش است که قادر به قطع انتقال فناوریهای خارجی قبل از ادغام آنها در دکترین در حال تحول رژیم باشد. در نهایت، مقابله با استراتژی پهپاد ایران نیازمند تعهدی پایدار به جنگ غیرکینتیک است تا اطمینان حاصل شود که اجزای لازم برای فرسایش پیشرفته و در ارتفاع پایین به طور دائمی از زیرساخت نظامی تطبیقپذیر تهران محروم شوند.
استراتژی پهپاد ایران و بهرهبرداری از احیای صنعتی
زمانی که جنگ به طور قطعی به پایان برسد و بحران در تنگه هرمز حل شود، مهمترین سؤال استراتژیک درباره ایران این خواهد بود که چگونه از بازسازی صنایع پهپاد و موشکی رژیم جلوگیری شود. تا کنون، این درگیری نشان داده است که حتی یک حمله سنگین ایالات متحده و اسرائیل به زیرساختهای قابل مشاهده نمیتواند یک شرکت تولید پهپاد به شدت توزیعشده را که ریشه در دانش دانشگاهی، آزمایشگاههای دانشگاهی، کارگاههای کوچک، تأمینکنندگان دو منظوره، شرکتهای پوششی و کانالهای تأمین خارجی دارد، از بین ببرد. مگر اینکه تلاشهای متحدان به اختلال در این شبکه احیای وسیعتر گسترش یابد، انتظار میرود تهران بخشهای مهمی از برنامه پهپاد خود را نسبتاً سریع بازسازی کند و با قابلیتهای تطبیقپذیر و خطرناکتری ظاهر شود.
data-path-to-node=”4″>بهطور خاص، اگر این شبکه غیرمتمرکز اجازه فعالیت بدون مانع را داشته باشد، رژیم میتواند قابلیت خطرناکترین خود را—یعنی حفظ شلیکهای انبوه از پهپادهای دوربرد—در حدود شش تا دوازده ماه بازسازی کند. در آوریل، علیرضا شیخ، معاون رئیس ستاد نیروهای مسلح ایران، ادعا کرد که ارتش بهسرعت سایتهای موشکی و پهپادی آسیبدیده را پس از جنگ ژوئن 2025 تعمیر یا جابهجا کرده و با دستیابی به افزایش “ده برابری” در تولید در عرض چند ماه، به مقیاسبندی مونتاژ پراکنده سیستمهای کوچکتر و مقاومتر پرداخته است. گزارشهای رسانهای نشان میدهد که اجزای وارداتی و دانش فنی از بازیگرانی مانند روسیه و چین بهعنوان شتابدهندههای اصلی این افزایش عمل کردهاند.
یک دانشآموز دختر ایرانی با حجاب، در کنار پرچم اسرائیل ایستاده و پهپاد آمریکایی گلوبال هاوک (R) را که توسط (سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) سرنگون شده است، مشاهده میکند – (عکس از مرتضی نیکوبازل/نورفوتو) استفاده در فرانسه ممنوع است
خنثیسازی غیرکینتیک استراتژی پهپاد ایران
چرا “چمنزنی” کافی نیست همانطور که در بخش 1 این PolicyWatch بحث شد، عملیاتهای ایالات متحده و اسرائیل قبل از آتشبس بهطور قابل توجهی خطوط تولید پهپاد ایران، سایتهای قطعات، گرههای صنعتی، مناطق ذخیرهسازی و سایتهای پرتاب را آسیبدیده و توانایی رژیم برای انجام حملات انبوه دوربرد را بهطور چشمگیری کاهش داد. با این حال، این نتایج بدون اقدام بیشتر موقتی خواهد بود. در شرایط کنونی، انتظار میرود ایران در عرض یک سال به تولید انبوه پهپادها بازگردد و احتمالاً از روشهای تولید بهینهتر استفاده کند. این به معنای افزایش تدریجی به نرخهای پیش از جنگ خواهد بود زیرا ساختارها بازسازی شده و ابزارهای ماشینآلات وارد و راهاندازی میشوند.
بنابراین، ایالات متحده و شرکای آن باید آماده باشند تا تلاشهای غیرکینتیک خود را علیه این برنامه افزایش دهند و بهجای تکیه صرف بر تخریب نظامی زیرساختهای فیزیکی، اقدام کنند. صنعت پهپاد ایران فراتر از تأسیسات بمبارانشده است. چندین دانشگاه و مدارس فنی نیروی انسانی مورد نیاز برای بدنهها، الکترونیک پرواز، پیشرانه، هدایت، مواد مرکب، فیبر نوری، هوش مصنوعی و یکپارچهسازی سیستمها را فراهم میکنند. شرکتهای نوپا، شرکتهای کوچک و کارگاههای خصوصی امکان ابتکار، طراحی مجدد و پیمانکاری را فراهم میکنند. و نیازهای مختلف از طریق شبکههای تأمین خارجی تأمین میشود.
data-path-to-node=”8″>حتی از نظر صرفاً تاکتیکی، هدف قرار دادن تمامی این ورودیها با حملات دشوارتر از زیرساختهای نظامی قابل مشاهدهای است که تاکنون مورد حمله قرار گرفتهاند و تلاش برای انجام این کار همچنین مسائل سیاسی، قانونی و اخلاقی عمدهای را به وجود خواهد آورد. دو راهنما میتواند به کاهش این مسائل کمک کند در حالی که خطرات تشدید تنش با ایران را کاهش میدهد:
هر جا که ممکن است، ابزارهای غیرکینتیک را در برابر بخشهای مبهم غیرنظامی و فنی مرتبط با برنامه پهپادها در اولویت قرار دهید. این به معنای فراتر رفتن از معیارهای فرسایشی برای تمرکز بر اختلال پایدار چند دامنهای است، از جمله تحریمهای هدفمند، عملیاتهای اطلاعاتی، حملات سایبری، اختلال در زنجیره تأمین، اطلاعات گمرکی بهروز، کنترلهای صادراتی قویتر و بررسی جامع تمامی کریدورهای تأمین، در میان سایر اقداماتی که در زیر مورد بحث قرار گرفته است.
اگر گسترش حملات کینتیک به این بخشها ضروری تلقی شود، ایالات متحده باید به اطلاعات بسیار دقیقی تکیه کند تا ضرورت نظامی واضحی را نشان دهد؛ بررسیهای قانونی دقیقی انجام دهد تا از رعایت دقیق اصول تمایز و تناسب طبق حقوق بشر بینالملل اطمینان حاصل کند؛ و در دیپلماسی پیشگیرانه و ارتباطات استراتژیک شرکت کند تا حمایت متحدان را حفظ کرده و تبلیغات رژیم را خنثی کند. به طور خلاصه، استراتژی پس از جنگ نمیتواند تنها به “چمن زنی” اتکا کند—حملات هوایی و فشارهای نظامی دیگر بدون اقدامات غیرکینتیک بسیار سختتر علیه زنجیره تأمین طولانی برنامه پهپادها ناکافی است.

خطوط زندگی خارجی که استراتژی پهپاد ایران را پایدار میسازد
چگونه ایران ممکن است نیروی پهپاد خود را بازسازی و بهبود بخشد—با کمک فرض بر این که رژیم بتواند برای حداقل چند سال دیگر زنده بماند، احتمالاً به دنبال بازطراحی این اکوسیستم با تأکید بر بقای، کوچکسازی، تابآوری ناوبری، چاپ سهبعدی، هوش مصنوعی، حملههای گروهی، مهمات کوچک پرسهزن و پهپادهای دید اول (FPVs) خواهد بود که شناسایی، مختل یا نابود کردن آنها دشوارتر است. روسیه میتواند نقش عمدهای در این تحول ایفا کند.
از یک سو، جنگ اوکراین به مسکو تجربه گستردهای در صنعتیسازی پهپادهای ارزانقیمت با برد بلند، تکرار طراحیها در زیر آتش و سخت کردن آنها در برابر جنگ الکترونیکی داده است. کرملین ممکن است قبلاً نسخههای اصلاحشده خود از شاهد را که در مراحل اولیه جنگ اوکراین به تعداد زیاد از ایران دریافت کرده بود، به اشتراک گذاشته باشد. حتی کمکهای محدود روسی میتواند به شریک خود کمک کند تا شکافهای طراحی، تولید و تاکتیکها را پر کند. ایران همچنین احتمالاً قادر خواهد بود ابزارهای ماشینی باقیمانده از ویرانههای جنگ را بازیابی کرده و از صنایع دو منظوره برای بازسازی سریع برخی از ظرفیتهای تولید استفاده کند.
موسکو همچنین به احتمال زیاد بازخوردهای دقیقی از سالها استفاده از پهپادهای شاهد و انواع آنها در میدان نبرد را به اشتراک گذاشته است. بهویژه، تاکتیکهای پهپادی روسیه در اوکراین از حملات انبوه به فرسایش پایدار با استفاده از بستههای حمله لایهای تکامل یافته است، که شامل انواعی است که به ویدیوهای زنده، سیستمهای ناوبری مقاوم، “کشتی مادر” برای افزایش برد و FPVهای فیبر نوری مجهز هستند که مناطق کشتار عمیق علیه منابع لجستیکی و اهداف در مناطق پشتی ایجاد میکنند.
کاهش این انتقالهای گسترده فناوری و دانش نیازمند تحریمهای ثانویه گستردهتر علیه نهادهای دفاعی روسیه (مانند منطقه ویژه اقتصادی آلابوگا) و افرادی است که در انتقال طراحیهای بهروز شده پهپاد و درسهای میدان نبرد دخیل هستند. بهطور مشابه، به اشتراکگذاری اطلاعات تقویتشده ایالات متحده با متحدان برای کمک به نظارت و جلوگیری از تبادل پرسنل مرتبط ایرانی-روسی، برنامههای آزمایشی مشترک و ارسال قطعات حیاتی است. کنترلهای سختگیرانهتر بر صادرات دوگانه هواپیمایی و الکترونیکی به روسیه نیز مفید خواهد بود.
چین همچنین برای صنعت پهپاد ایران حیاتی است، عمدتاً به عنوان یک خط تأمین سختافزاری برای الکترونیک، اپتیک، ابزارهای ماشینی، زیرمجموعهها و پوشش تأمین. شرکتهای چینی بیشتر اجزای دوگانه در پهپادهای ایران را تأمین میکنند (بهعنوان مثال، بیش از 60 درصد الکترونیک خانواده شاهد را تأمین میکنند)، به همراه ماژولهای ناوبری ماهوارهای برای مقاومت در برابر اختلال و دقت، کابلهای فیبر نوری فوقالعاده نازک برای سیستمهای FPV غیرقابل اختلال، باتریهای لیتیوم-یونی و تجهیزات کنترل عددی کامپیوتری (CNC) برای کارگاههای پراکنده.
دادههای گمرکی نشان میدهد که صادرات باتریهای لیتیوم-یونی و کابلهای فیبر نوری فوقالعاده نازک چین به ایران در نیمه دوم سال 2025 به شدت افزایش یافته است، از جمله از طریق شرکتهای پوششی و واسطههای هنگ کنگی. این خط تأمین به رژیم کمک کرد تا قابلیتهای پهپادی خود را پس از جنگ دوازدهروزه بدون کارخانههای بزرگ بازسازی کند. برای فشار به پکن در کاهش این فعالیت و افزایش هزینه تأمین پوشش تأمین برای تهران، واشنگتن نیاز دارد تا تحریمهای ثانویه متناسبی را بر روی شرکتها و واسطههای کلیدی اعمال کند، نظارت خود را بر مراکز ترانزیت در هنگ کنگ و در سرزمین اصلی افزایش دهد و برای کنترلهای صادرات چندجانبه بیشتر فشار آورد.
بدون کمکهای روسیه و چین، ایران نمیتواند صنعت پهپاد خود را با سرعت و حجم مطلوب بازسازی کند و محصولات آن محدود به پیچیدگی خواهند بود و بنابراین بسیار آسیبپذیرتر در برابر دفاعهای موجود خواهند بود. شبکه بازسازی توزیعشده رژیم مقاوم است، اما به تنهایی نمیتواند قابلیت “باریکتر، کوچکتر، هوشمندتر” را که تهران به دنبال آن است تولید کند.
استراتژی پهپادی ایران با قابلیتهای پیشرفته
یکی از مهمترین ویژگیهایی که رژیم احتمالاً در بازسازی نیروی پهپادی خود به دنبال آن خواهد بود، اتصال چندلایه و مقاوم است؛ به این معنا که از ترکیبی از LTE/5G، ارتباطات رادیویی خط دید، شبکههای مش و ارتباطات ماهوارهای استفاده کند تا بتواند به فعالیت خود ادامه دهد، حتی در صورت اختلال دشمن. پهپادهای هدایتشده با فیبر نوری نمونهای از این تحول هستند و هماکنون در دست نیروهای ایرانی و نمایندگان منطقهای آنها قرار دارند. در اوکراین، روسیه پیشگام استقرار انبوه این پهپادها با استفاده از قرقرههای کابل فوقالعاده نازک است که در مدلهای پیشرفته تا شصت و پنج کیلومتر طول دارند و امکان حملات غیرقابل اختلال را با هدایت ویدئویی با کیفیت بالا فراهم میکنند. با ترکیب انتقالهای فنی روسی و قطعات وارداتی چینی، صنعت فیبر نوری داخلی ایران پایهای آماده برای تولید انبوه این پهپادها فراهم میآورد.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) هماکنون مدلهای هدایتشده با کابل را با بردی حدود ۴۸ کیلومتر (کافی برای عبور از تنگه هرمز) به کار میگیرد، در حالی که نمایندگانی مانند حزبالله از آنها به طور گستردهای علیه نیروهای اسرائیلی در جنوب لبنان از مارس استفاده کردهاند و حملات دقیقی به نیروها، زرهپوشها و هواپیماها انجام دادهاند.
این سیستمها همچنین وابستگی به کارخانههای بزرگ آسیبپذیر را کاهش میدهند (با فرض اینکه ایران بیشتر فیبر نوری را از خارج وارد کند) و تولیدی سبکتر و پراکندهتر را ممکن میسازند. برای جلوگیری از گسترش بیشتر این قابلیت، ایالات متحده و شرکای آن باید اولویت را به اختلال در زنجیرههای تأمین فیبر نوری و الکترونیک چین بدهند و به هدفگذاری مبتنی بر اطلاعات در بخشهای مرتبط با فیبر ایران فکر کنند.

مواضع چندجانبه در مقابله با استراتژی پهپادی ایران
توصیههای سیاستی از آنجا که جنگ به زرادخانه پهپادی ایران آسیب زده اما ظرفیت بازسازی آن را حفظ کرده است، سیاستگذاران آمریکایی باید فراتر از معیارهای کارخانههای تخریبشده و پرتابهای کاهشیافته حرکت کنند و به این واقعیت اذعان کنند که اکوسیستم پهپادی وسیعتر رژیم را نمیتوان تنها از طریق حملات هوایی از بین برد. در دوره میانمدت پس از جنگ، این به معنای پیگیری یک استراتژی جامع و پایدار در مقابله با پهپادها است که بر اساس اصول متقابل زیر بنا شده باشد:
data-path-to-node=”21″>به فشار بیوقفه بر شبکه بازسازی داخلی ایران متعهد شوید. عملیاتهای اطلاعاتی مداوم، تحریمهای هدفمند و سایر اقدامات غیرکینتیک باید بر دانشگاههای ایرانی، کارگاههای دو منظوره، فروشندگان هوش مصنوعی، بخشهای فیبر نوری و هر نهاد غیرنظامی دیگری که به پیشبرد برنامه پهپاد کمک میکند، اعمال شود. استفاده ایران از ارزهای دیجیتال برای تأمین قطعات پهپاد را مقابله کنید. به عنوان مثال، مقامات آمریکایی میتوانند از تحلیلهای پیشرفته بلاکچین برای ردیابی و انتساب تراکنشهای آنی استفاده کنند و سپس تحریمهای سریعی بر روی کیفپولها و واسطههای شناسایی شده، تحریمهای ثانویه بر روی پلتفرمها و صرافیهای تسهیلکننده، و اشتراکگذاری اطلاعات چندجانبه تقویت شده برای بستن مسیرهای فرار ارز دیجیتال اعمال کنند.
این اقدام بر اساس اقدام وزارت خزانهداری در آوریل که ۳۴۴ میلیون دلار از کیفپولهای مرتبط با ایران را مسدود کرد، بنا خواهد شد. دولت ایالات متحده همچنین باید یک “گروه ویژه ارز دیجیتال پهپاد ایران” را تأسیس کند تا این تحلیلهای بلاکچین را با سایر اطلاعات در مورد زنجیرههای تأمین دو منظوره ادغام کند. با نظارت فعال بر کیفپولها—به ویژه آنهایی که به فروشندگان روسی و چینی مرتبط هستند—مقامات میتوانند به طور منظم آدرسها و تسهیلکنندگان جدید را قبل از اینکه بتوانند وجوه را جابجا کنند، شناسایی کنند. فشار بر زنجیرههای تأمین خارجی را تشدید کنید.
این شامل چندین تلاش موازی است: گسترش تحریمهای ثانویه بر روی نهادهای موجود در چین و سایر نقاط که قطعات حیاتی پهپاد را تأمین میکنند؛ تقویت کنترلهای صادراتی و اطلاعات گمرکی در زمان واقعی؛ از بین بردن شرکتهای پوششی؛ و به شدت جلوگیری از تمام مسیرهای تأمین، به ویژه کریدورهای زمینی از طریق افغانستان و آسیای مرکزی (شامل لینکهای ریلی به چین) و مسیرهای دریایی فراتر از تنگه هرمز.
با توجه به اینکه محاصره ایالات متحده بر بنادر ایران احتمالاً موقتی است، موفقیتهای آینده به اولویتبندی منابع اطلاعاتی کافی برای محدود کردن زنجیرههای تأمین متنوع رژیم، اختصاص منابع نظامی لازم (شامل داراییهای دریایی هند-پاسیفیک) و حفظ هماهنگی نزدیک با متحدان بستگی خواهد داشت. به طور مستقیم با کمکهای روسیه و چین مقابله کنید.
واشنگتن باید هر مقام و نهادی از روسیه که به ایران تاکتیکهای پهپاد، اصلاحات، ماژولهای ناوبری جهانی، فناوری سلول سوختی، فناوری FPV فیبر نوری، یا هر قابلیت دیگری که در طول جنگ اوکراین به شدت آزمایش شده است، ارائه میدهد، تحریم و مختل کند.
این ممکن است شامل استفاده از مداخله مستقیم در صورت لزوم و همچنین نظارت بر هر شرکتی ایرانی که این کمکها را دریافت میکند، باشد. در مورد چین—منبع اصلی الکترونیکهای پهپاد، فناوری ناوبری، کابلهای فیبر نوری، باتریها و پوشش تأمین ایران—مقامات آمریکایی باید تحریمهای ثانویه متناسبی را بر روی شرکتها و واسطههای کلیدی اعمال کنند و در عین حال از دیپلماسی و کنترلهای صادرات چندجانبه برای افزایش هزینهها و بستن راههای فرار استفاده کنند.
آمادهسازی برای آینده. درست مانند آنچه که کشورهای خلیج فارس پس از هدف قرار گرفتن توسط حملات انبوه پهپادها در طول جنگ ایران انجام میدهند، ایالات متحده باید درسهای میدان نبرد اوکراین را در تدابیر دفاعی و قابلیتهای اختلال غیرکینتیک خود ادغام کند. این شامل تسریع در استقرار پلتفرمهای ضد پهپاد لایهای و مبتنی بر هوش مصنوعی است که دادههای چندحسی (رادیویی، نوری، صوتی) را با ابزارهای تصمیمگیری خودکار و مؤثرهای میکروویو با قدرت بالا ترکیب میکند. چنین سیستمهای لایهای میتوانند به خنثیسازی FPVهای فیبر نوری و زنبورکها با حداقل هزینه کمک کنند.
نیروهای متحد همچنین باید مدل تولید غیرمتمرکز و آماده به کار کییف و تکرار سریع پهپادها و تاکتیکهای جدید را تکرار و مطالعه کنند، که میتواند به پیشبینی و از بین بردن مدلهای تجاری بالقوه آینده ایران، شبکههای استارتاپی، زنجیرههای تأمین دو منظوره و کارگاههای توزیع شده کمک کند. با برخی از شرکای خلیج فارس و اروپایی همکاری کنید تا یک برنامه مخفی برای انصراف پرسنل مرتبط با پهپاد راهاندازی کنید. به عنوان مثال، آنها میتوانند بستههای جابجایی، کمکهای تحقیقاتی، ویزاهای تسریع شده، حفاظت از خانواده و فرصتهای شغلی برای مهندسان پهپاد ایرانی، محققان دانشگاهی و تکنسینها در زمینههای حیاتی، از جمله طراحی FPVهای فیبر نوری، خودمختاری هوش مصنوعی، سیستمهای ناوبری و مواد کامپوزیتی ارائه دهند.
اگر این اقدامات به طور جدی اجرا نشوند، ایران احتمالاً از جنگ با نیروی پهپادی باریکتر، کوچکتر، هوشمندتر و بسیار سختتر برای متوقف کردن خارج خواهد شد—نیرویی که بر اساس FPVهای فیبر نوری مقاوم، زنبورکهای مینیاتوری و ناوبری چندلایه ساخته شده است و قادر به عملکرد مؤثر حتی در برابر دفاعهای برتر خواهد بود. پنجرهای برای جلوگیری از این نتیجه بسیار باریک است. اگرچه حملات نظامی مقداری زمان خرید، تنها یک کمپین جامع و آیندهنگر علیه شبکه وسیع بازتولید رژیم میتواند به این مسئله خاتمه استراتژیک دهد.

