اقتصاد کشورهای حاشیه خلیج فارس به نفت و گاز طبیعی وابسته است. جمعیت آنها به آب شیرین شده وابسته است. طبیعت شبه جزیره عربی را با منابع آب شیرین اندکی تجهیز کرده است. در نتیجه، تمام شش کشور شورای همکاری خلیج فارس (GCC) که در سواحل جنوبی خلیج قرار دارند، به شدت به تأسیسات شیرینسازی آب که آب دریا را از خلیج فارس و دریای عربی میکشند، وابسته هستند. جنگ علیه ایران که از ۲۸ فوریه آغاز شد، این سیستمهای آب ضروری را در معرض خطر قرار میدهد. تأسیسات شیرینسازی در کویت و امارات متحده عربی (UAE) در اوایل درگیری از حملات موشکی و پهپادی آسیب غیرمستقیم دیدند. به دنبال آن، گزارشهایی مبنی بر حملات عمدی به تأسیسات در بحرین و ایران منتشر شده است. هدف قرار دادن عمدی زیرساختهای شیرینسازی آب میتواند نشاندهنده تشدید قابل توجهی در درگیری باشد و به طور بالقوه تأمین آب حیاتی برای میلیونها نفر در سراسر منطقه را تهدید کند.
کشورهای نفتی و پادشاهیهای آب شور
خاورمیانه یکی از خشکترین مناطق روی زمین است. در سرتاسر شبه جزیره عربی، هیچ رودخانه دائمی وجود ندارد. تنها عمان و یمن از چند دریاچه کوچک و غالباً شور طبیعی برخوردارند. برای کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (بحرین، کویت، عمان، قطر، امارات متحده عربی و عربستان سعودی)، بیشتر تأمین آب شیرین آنها از مجموعهای از سفرههای آب زیرزمینی تأمین میشود. با این حال، بسیاری از این منابع به شدت بیش از حد بهرهبرداری شدهاند و با نرخهایی فراتر از آنچه طبیعت میتواند تجدید کند، تخلیه شدهاند. مجموع منابع آب سطحی و زیرزمینی تجدیدپذیر شش کشور GCC به ۷.۲۱ میلیارد متر مکعب (m3) در سال میرسد که کمتر از جریان سالانه رودخانه پوتومک برای جمعیتی معادل ۶۲ میلیون نفر است.
مدیران آب به طور کلی معتقدند که جوامع به ۱۷۰۰ متر مکعب آب شیرین تجدیدپذیر به ازای هر نفر در سال نیاز دارند تا نیازهای آب جمعیت خود را از جمله نوشیدن، پخت و پز، شستشو و همچنین نیازهای کشاورزی و صنعتی تأمین کنند. در زیر این آستانه، “تنش آبی” بروز میکند و رقابت برای منابع آب ممکن است بر رفاه اجتماعی کشورهای مختلف تأثیر بگذارد. بر اساس این معیار، اعضای GCC “کمبود مطلق آب” را نشان میدهند. طبق گزارش سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد، عمان حداکثر ۲۸۶ متر مکعب آب شیرین تجدیدپذیر به ازای هر نفر در سال دارد؛ بحرین و عربستان سعودی هر کدام تنها ۷۵ متر مکعب به ازای هر نفر در سال دارند؛ قطر ۲۰ متر مکعب به ازای هر نفر در سال دارد؛ در حالی که امارات متحده عربی و کویت به ترتیب تنها ۱۵ و ۴ متر مکعب دریافت میکنند.
اما فناوری و زمینشناسی به کشورهای GCC یک راه جایگزین برای تأمین نیازهای آب شیرین خود داده است. ثروتهای هیدروکربنی این کشورها را با منابع مالی و انرژی لازم برای توسعه سیستمهای شیرینسازی آب که قادر به تأمین نیازهای اقتصادی و جمعیتی در حال رشد آنها هستند، فراهم کرده است. در حالی که اولین تلاشهای “تقطیر” آب شور در عربستان سعودی به اوایل قرن بیستم برمیگردد، ظرفیت شیرینسازی آب در خلیج پس از بحرانهای نفتی دهه ۱۹۷۰ به طور تصاعدی افزایش یافت. از سال ۱۹۹۰ تا ۲۰۲۲، تولید سالانه آب شیرین شده در GCC به میزان ۳۱۴ درصد افزایش یافت و از ۱.۴ به ۵.۹ میلیارد متر مکعب رسید. شش کشور خلیج اکنون حدود ۳۴۰۱ تأسیسات شیرینسازی فعال دارند که ۱۹ درصد از تمام تأسیسات شیرینسازی در سطح جهان را شامل میشود. به طور کلی، این تأسیسات میتوانند روزانه ۲۲.۶۷ میلیون متر مکعب آب شیرین شده تولید کنند که برای پر کردن بیش از ۹۰۰۰ استخر المپیک کافی است و ۳۳ درصد از ظرفیت تولید روزانه جهانی را تشکیل میدهد. “کشورهای نفتی” به “پادشاهیهای آب شور” تبدیل شدهاند.
یک آسیبپذیری استراتژیک
برای کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، سیستمهای گسترده آبشیرینکن زیرساختهای حیاتی و ضروری به شمار میروند. آبشیرینکن 77.3 درصد از کل تقاضای آب در قطر، 67.5 درصد در بحرین، 52.1 درصد در امارات متحده عربی، 42.2 درصد در کویت، 31 درصد در عمان و 18.1 درصد در عربستان سعودی را تأمین میکند. کارخانههای آبشیرینکن بهویژه برای تأمین نیازهای آب شرب اهمیت دارند. قطر 99 درصد از تأمین آب شرب خود را از شبکه تأسیسات آبشیرینکن خود به دست میآورد و بحرین بیش از 90 درصد. برای کویت، عمان، عربستان سعودی و امارات متحده عربی، این ارقام به ترتیب 90 درصد، 86 درصد، 70 درصد و 42 درصد است. شهرهایی مانند دوحه، دبی، منامه و شهر کویت بدون آبشیرینکن ممکن نیستند. قطر و بحرین بهویژه به شدت به آبشیرینکن برای صنعت نیز وابستهاند و بیش از نیمی از تولید آبشیرینشده خود را به بخشهایی مانند پتروشیمی و مراکز داده اختصاص میدهند. آسیب یا اختلال در زیرساختهای آبشیرینکن منطقه میتواند منابع حیاتی آب را برای کسبوکار، صنعت و هزاران یا حتی میلیونها نفر در سرتاسر خلیج فارس به خطر بیندازد.
نگرانیها در مورد امنیت سیستمهای آبشیرینکن خلیج فارس از همان آغاز جنگ ایران افزایش یافت. در روزهای اولیه درگیری، گزارشهایی منتشر شد مبنی بر اینکه مجتمع برق و آب الفجیره F1 در امارات متحده عربی و ایستگاه برق و آب دوحه غرب در کویت بهوسیله موشکها یا بقایای سقوط کرده از پهپادهای رهگیری شده آسیب دیدهاند، هرچند عملیات در هر دو تأسیسات بدون وقفه ادامه داشت. سپس در تاریخ 7 مارس، ایران ایالات متحده را به حمله به یک کارخانه آبشیرینکن در جزیره قشم در تنگه هرمز متهم کرد. وزیر امور خارجه ایران، عباس عراقچی، هشدار داد که این حمله تأثیر منفی بر تأمین آب 30 روستا داشته و گفت: “این پیشسابقه را ایالات متحده ایجاد کرد، نه ایران.” روز بعد، وزارت کشور بحرین ادعا کرد که یک پهپاد ایرانی به یکی از مراکز آبشیرینکن کشور آسیب رسانده است، اما تأمین آب را تحت تأثیر قرار نداده است.
اگرچه جنگ در خلیج فارس تا کنون تأثیر ملموسی بر تأمین آب منطقه نداشته است، اما خطرات احتمالی واقعی هستند. کارخانههای آبشیرینکن شورای همکاری خلیج فارس، تأسیسات صنعتی بزرگ، ثابت و در فضای باز هستند. این تأسیسات عمدتاً در سواحل و در فاصله 350 کیلومتری از جمهوری اسلامی متمرکز شدهاند و به همان اندازه که زیرساختهای غیرنظامی که هنوز هدف قرار نگرفتهاند، از جمله پایانههای نفت و گاز، فرودگاهها و هتلها، در معرض سلاحهای ایرانی قرار دارند. کارخانههای آبشیرینکن همچنین اساساً تأسیسات خطی هستند، به این معنی که تبدیل آب دریا به آب شیرین از طریق یک توالی منظم از مراحل انجام میشود. آسیب به بخشهای حساس سیستم، مانند پمپهای فشار بالا یا ساختمانهای غشایی، میتواند تولید را بهطور کامل غیرفعال کند و ممکن است هفتهها برای تعمیر آن نیاز باشد.
به همین ترتیب، زیرساختهای آبشیرینکن شورای همکاری خلیج فارس در معرض چندین آسیبپذیری هستند، از تأمین انرژی و آب دریا تا شبکههای توزیع و سیستمهای عملیاتی. به عنوان مثال، آبشیرینکن یک فرآیند انرژیبر است. به دلیل این نیاز به انرژی، حدود سهچهارم کارخانههای آبشیرینکن در کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، تأسیسات تولید برق و آب یکپارچه هستند. بنابراین، تولید آب شیرین از این تأسیسات میتواند نه تنها بهوسیله حملات به واحدهای تصفیه آب بلکه همچنین به نیروگاهها و اتصالات شبکهای که آنها را تأمین میکنند، مختل شود. با قطع برق، آب نیز قطع میشود. به همین ترتیب، آب تولید شده توسط کارخانههای مرکزی آبشیرینکن باید به مصرفکنندگان توزیع شود. ایران ممکن است سعی کند با هدف قرار دادن ایستگاههای پمپاژ و لولهکشیهایی که آبشیرینشده را به مصرفکنندگان میرسانند، سیستمهای آب شورای همکاری خلیج فارس را تضعیف کند.
در یک سطح دیگر، کارخانههای آبشیرینکن خلیج فارس به تأمین مداوم آب دریا نیاز دارند. ایران ممکن است بخواهد با مسدود کردن یا آلوده کردن ورودیهای آب شور آنها در خلیج فارس، سیستمهای آب شورای همکاری خلیج فارس را incapacitate کند. این سناریو قبلاً رخ داده است. در سال 1991، در طول جنگ اول خلیج فارس، نیروهای عراقی عمدتاً ظرفیت آبشیرینکن کویت را نابود کردند و میلیونها بشکه نفت را به خلیج فارس شمالی ریختند و ورودیهای آب برای کارخانههای کویت و عربستان سعودی را به خطر انداختند. پس از اینکه نیروهای ائتلاف کشور را بازپس گرفتند، کمبود آب باعث شد که مقامات کویتی خدمات آب خانگی را به چهار روز در هفته کاهش دهند و به کشتیهای تانکر قراردادی و صدها کامیون تانکر برای تأمین آب برای جمعیت وابسته شوند. فناوریهای اسمز معکوس آب دریا (SWRO) که در کارخانههای آبشیرینکن امروزی غالب هستند، ممکن است بهطور قابل توجهی نسبت به ورودیهای مسدود شده و غشاهای فیلتر آلوده آسیبپذیرتر از فرآیندهای حرارتی رایج در دهه 1990 باشند. بهطور قابل توجهی، در سالهای 2008–2009، یک شکوفایی جلبک “جلبک قرمز” عظیم چندین تأسیسات در عمان و امارات متحده عربی را به مدت تا دو ماه به دلیل این خطر تعطیل کرد.
در نهایت، تحلیلگران صنعتی بر این باورند که کارخانههای آبشیرینکن شورای همکاری خلیج فارس ممکن است با تهدیدات سایبری ایران مواجه شوند. به عنوان مثال، مهاجمان ممکن است به شبکههای IT تأمینکنندگان آب نفوذ کنند یا فناوریهای عملیاتی یا سیستمهای کنترل صنعتی آنها را مختل کنند. ایران بهمدت سالها بهطور فعال زیرساختهای بخش آب، خدمات عمومی و سیستمهای انرژی در سراسر شورای همکاری خلیج فارس (و همچنین در ایالات متحده و اسرائیل) را هدف قرار داده است و تهران در حال حاضر عملیات تلافیجویانه سایبری تهاجمی را در درگیری کنونی آغاز کرده است.
سلاحسازی آب
هدف قرار دادن عمدی سیستمهای آب شیرینکن حیاتی در خلیج فارس، نمایانگر تشدید قابل توجهی در خصومتها خواهد بود. ماده 54(2) پروتکل اضافی 1977 به کنوانسیونهای ژنو بهصراحت حمله یا تخریب “اشیاء ضروری برای بقای جمعیت غیرنظامی، مانند … تأسیسات و منابع آب شرب” را ممنوع میکند. هدف قرار دادن چنین زیرساختهای ضروری غیرنظامی، نقض قوانین بینالمللی است و میتواند به عنوان یک جنایت جنگی محسوب شود.
با این حال، ایران ممکن است محاسبه کند که تهدید منابع آب شورای همکاری خلیج فارس میتواند یک استراتژی نامتقارن مؤثر برای پیشبرد یک مبارزه وجودی برای بقای رژیم باشد. ایران نه میتواند ایالات متحده و اسرائیل را بهطور نظامی شکست دهد و نه میتواند از حملات آنها به خاک ایران جلوگیری کند. در عوض، تهران به یک کمپین از تشدید “افقی” و “عمودی” پرداخته است. بستن تنگه هرمز، محدود کردن بازارهای جهانی انرژی و کود، و رها کردن حملات موشکی و پهپادی به اهداف نرم در شورای همکاری خلیج فارس و کشورهای دیگر، همگی به گسترش دامنه جنگ و افزایش هزینههای ادامه درگیری برای دولتها، اقتصادها و عموم مردم فراتر از خلیج فارس کمک میکند. هدف، پیروزی نظامی نیست بلکه کسب اهرم استراتژیک در جنگ فرسایشی سیاسی است که ایران معتقد است میتواند ایالات متحده را از پای درآورد. تا کنون، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در این مبارزه بهعنوان شرکتکنندگان مستقیم عمل نکردهاند و اقدام تهاجمی علیه ایران انجام ندادهاند. هدف قرار دادن منابع آب آنها میتواند این وضعیت را تغییر دهد. اما ایران ممکن است ریسک کند که حمله به زیرساختهای حیاتی آب میتواند بهطور متناوب (یا همزمان) به ایجاد شکاف بین دولتهای خلیج فارس که تهران آنها را در ایجاد این درگیری مؤثر میداند و دولتهای ایالات متحده و اسرائیل که آن را پیگیری میکنند، کمک کند و در عین حال فشارها بر پایتختهای شورای همکاری خلیج فارس را برای جستجوی پایان جنگی که آنها انتخاب نکردهاند، افزایش دهد.
اینکه آیا حملات عمدی ایران میتواند بهطور قابل توجهی منابع آب شورای همکاری خلیج فارس را تحت تأثیر قرار دهد، هنوز سوالی باز است. سیستمهای آب شیرینکن بهطور گسترده توزیع شدهاند و هر کشور دهها تا صدها تأسیسات را نگهداری میکند. آسیب به چندین تأسیسات احتمالاً میتواند بهطور عمده با تولید از دیگر تأسیسات جبران شود. با این حال، در این شبکههای تأمین پراکنده، هر کشور همچنین تعدادی از مجتمعهای بزرگ را اداره میکند که برخی از آنها به یک میلیون نفر یا بیشتر خدمات میدهند. حملات موفق به این مراکز میتواند بسیار اختلالزا باشد. بهطور مشابه، حملات موشکی و پهپادی بزرگترین تهدید برای تأسیسات فردی هستند. با این حال، نشتهای نفتی مسلحانه میتواند بهطور بالقوه کل سیستمهای شهری را برای صدها مایل اطراف فلج کند. بدون دانش بیشتر (غیرمحتمل) از ظرفیتهای باقیمانده ایران و آسیبپذیریهای واقعی شورای همکاری خلیج فارس، تأثیرات مؤثر ناشی از خطرات سایبری تنها میتواند حدس و گمان باشد. سناریوهای شدید از حملات هماهنگ که همه سه تاکتیک—پهپادها، نفت و جنگ سایبری—را ادغام میکنند، در حالی که غیرمحتمل است، نباید بهعنوان غیرقابل تصور رد شوند.
مهم است که اگرچه کشورهای شورای همکاری خلیج فارس ظرفیت تولید قابل توجهی برای آب شیرینشده توسعه دادهاند، اما در بیشتر موارد، ظرفیت متناسبی برای ذخیرهسازی در برابر اختلالات تأمین ایجاد نکردهاند. بهعنوان مثال، امارات متحده عربی در سال 2017 استراتژی امنیت آب 2036 خود را برای افزایش کارایی آب و تقویت ذخیرهسازی آب ملی رونمایی کرد. اما تحقق هدف این ابتکار تنها ذخایر آبی برای دو روز تقاضای ملی در شرایط عادی فراهم میکند و ممکن است تحت شرایط اضطراری شدید تا 16 تا 45 روز دوام بیاورد. عربستان سعودی نیز مخازن استراتژیک ایجاد کرده است که ذخایر آبی مختصری را تأمین میکند. اما بحرین، کویت و قطر ظرفیت ذخیرهسازی کافی برای مقابله با اختلالات قابل توجه در تأمین ندارند.
چاههای نگرانی
عواقب نهایی هرگونه حمله ایرانی به سیستمهای آب شیرینکن کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به شرایط خاص بستگی خواهد داشت. کدام کشور یا کشورهای هدف قرار میگیرند؟ کدام کارخانهها مورد حمله قرار میگیرند؟ ماهیت و میزان خسارات و مدت زمان اختلال ناشی از آن چه خواهد بود؟ مهمترین اثرات احتمالاً روانی خواهند بود. کشورهای شورای همکاری خلیج فارس دههها وقت صرف کردهاند تا مدلی تجاری بر اساس شهرت خود به عنوان جزایر رفاه و ثبات حتی در دریاهای آشفتگیهای ژئوپولیتیکی ایجاد کنند. ظرفیت قهری ایران برای ایجاد بحرانهای احتمالی آب در سراسر شورای همکاری خلیج فارس به طور بالقوه این پیشفرض را زیر سوال میبرد. “سلاح واقعی، پهپاد نیست”، به گفته یکی از تحلیلگران، “بلکه لغو بیمه، نفتکشهای تغییر مسیر داده شده و سرمایهگذاری است که متوقف میشود.” برای بیمهگران، سرمایهگذاران—و ساکنانی که ممکن است مجبور شوند تصور کنند که باید به نفتکشها و کامیونها برای تأمین آب حیاتی برای خانهها، بیمارستانها، مدارس و کسبوکارهای خود تکیه کنند، اعتماد به امنیت ادامهدار این مدل تجاری ممکن است قبل از آخرین آب از شیرهایشان خشک شود.
بیش از ۴۰ سال پیش، یک تحلیل طبقهبندی شده سیا که در سال ۲۰۱۰ منتشر شد، آسیبپذیریهای امنیتی ناشی از وابستگی کشورهای خلیج فارس به آب شیرینکنها را مورد اشاره قرار داد. درگیری کنونی به وضوح نشان میدهد که این وابستگی عمیقتر شده و آسیبپذیریها همچنان باقی ماندهاند. زمانی که صدای گلولهها خاموش شود، تصورات شورای همکاری خلیج فارس از امنیت آب و امنیت ملی آنها احتمالاً دگرگون خواهد شد.

