سه هفته پس از بزرگترین اختلال در بازارهای انرژی جهانی از زمان تحریم نفتی ۱۹۷۳، صندوق بینالمللی پول (IMF)—نهادی که برای حفظ ثبات سیستم مالی بینالمللی ایجاد شده است—هنوز نتوانسته است دیدگاه واضح و جامعی از پیامدهای اقتصادی این وضعیت ارائه دهد.
سیاستگذاران در سرتاسر جهان، شرکتکنندگان بازار و عموم مردم همگی از بینشهای صندوق بینالمللی پول در مورد بحران در حال وقوع ایران و پیامدهای محاصره de facto تهران بر تنگه هرمز بهرهمند خواهند شد. به هر حال، این نهاد دسترسی بینظیری به بازارهای مالی، بانکهای مرکزی و وزارتخانههای مالی در سراسر جهان دارد.
با این حال، تا کنون، صندوق تنها چند بیانیه صادر کرده است. در تاریخ ۳ مارس، این نهاد اعلام کرد که “به دقت تحولات را زیر نظر دارد” و مدیر عامل کریستالینا جورجیوا—که در حین سفر به آسیا صحبت میکرد—کشورها را به “فکر کردن درباره غیرقابل تصور و آماده شدن برای آن” ترغیب کرد. دیروز، یک سخنگوی صندوق بینالمللی پول برآوردهایی از تأثیر قیمتهای نفت در صورت بالا ماندن آنها برای یک سال ارائه داد و نگرانیهایی درباره کشورهای آسیبپذیر اقتصادی مطرح کرد.
شوکهای آنی، بینشهای تأخیری
بهطور عادلانه، ممکن است کارکنان صندوق بینالمللی پول قبلاً تحلیلهای اولیه را با هیئت اجرایی صندوق، که شامل نمایندگان ایالات متحده و ایران است، به اشتراک گذاشته باشند و اکنون مشغول بازنویسی چشمانداز اقتصادی جهانی (WEO) برای در نظر گرفتن تحولات اخیر هستند. با این حال، این موضوع یک چالش ساختاری را برجسته میکند.
نظارت چندجانبه صندوق بینالمللی پول به دلیل چارچوبهای گزارشدهی استاندارد شدهاش محدود است. به محض اینکه WEO و گزارش ثبات مالی جهانی (GFSR) در اواسط آوریل منتشر شوند، پیشبینیهای آنها از تحولات در حال وقوع عقب خواهد ماند. یک پیشبینی جایگزین که از مدلهای کلان کمی استخراج شده بود، پس از اعلام تعرفههای آوریل سال گذشته مفید بود، اما توصیههای سیاستی اغلب خیلی کلی باقی میمانند تا بتوانند در شرایط بحرانهای سریعالسیر مانند جنگ ایران به تصمیمگیری کمک کنند.
مدل فعلی صندوق بینالمللی پول به سمت دستیابی به یک پیشبینی نقطهای توافقی تمایل دارد که پیشبینی نقاط عطف ناگهانی را دشوارتر میکند. به عنوان مثال، WEO نه تنها افزایش تورم ۲۰۲۲ را دست کم گرفت—همانطور که فدرال رزرو و سایر نهادهای بزرگ نیز همین کار را کردند—بلکه همچنین سرعت بهبود پس از COVID را بیش از حد برآورد کرد.
از آینه عقب به رادار پیشرو
تحولات در تنگه هرمز نیاز به تغییر رویکرد صندوق بینالمللی پول به سمت پیشبینیهای مبتنی بر سناریو و در زمان واقعی را که شوکها را پیشبینی کرده و پاسخهای هماهنگ را راهنمایی میکند، برجسته میکند.
این تنها به دلیل عدم قطعیتهای ژئوپلیتیکی نیست. خود ژئواکونومی به مرکز توجه منتقل شده است، زیرا وابستگیهای اقتصادی به طور فزایندهای توسط طرفهای درگیر در منازعات به سلاح تبدیل میشود. در عین حال، پیامدهای جهانی نیز ممکن است آنها را به سمت مذاکرات سوق دهد اگر هزینههای غیرمستقیم به حدی دردناک شود که حتی برای متجاوز نیز قابل تحمل نباشد.
بنابراین، صندوق بینالمللی پول باید نظارت خود را حول سناریوها، نقشههای انتقال مالی و گزینههای سیاستی قابل اجرا مجدداً تنظیم کند—که در زمان نیاز ارائه شود، نه بر اساس یک برنامه نیمهسالانه. این باید با ارزیابیهای آسیبپذیری منطقهای، اگر نه خاص کشور، و ابزارهای سیاستی برای اقتصادهای آسیبدیده و تحلیلی از چگونگی انتشار شوکها از طریق کانالهای واقعی و مالی همراه باشد، به همراه ارزیابی عواملی که میتوانند آنها را کاهش دهند.
به طور همزمان، صندوق بینالمللی پول باید ظرفیت خود را برای شناسایی وابستگیهای مادی، آسیبپذیریهای زنجیره تأمین و نقاط گلوگاهی ژئواکونومیک گسترش دهد.
این تغییر صندوق را از یک ثبتکننده به یک رادار تبدیل میکند که پیش از آنکه شوکها به صورت زنجیرهای به وقوع بپیوندند، آنها را شناسایی میکند. منابع بودجهای برای این تغییر وجود دارد؛ آنچه نیاز است، بازتوزیع یا استخدام مجدد استعدادهای تحلیلی است، زیرا تعداد کارکنان در جریانهای کاری کلان اقتصادی صندوق در سالهای اخیر کاهش یافته است.
تولید تحلیل در عرض چند روز، نه چند هفته
در دنیایی که شوکهای اقتصادی و ژئوپولیتیکی با سرعت حملات موشکی و آیندهنگریهای نفتی حرکت میکنند، این امر نیازمند آن است که صندوق بینالمللی پول فراتر از چارچوب گزارشدهی سنتی خود حرکت کند. این صندوق باید ظرفیت نظارت یکپارچه و پاسخ سریع را توسعه دهد که قادر به تولید و انتشار گزارشها در عرض چند روز پس از یک اختلال عمده باشد، نه چند هفته.
علاوه بر این، تیمهای تولیدکننده WEO و GFSR باید به طور کامل یکپارچه شوند—نقطهای که مدتهاست در صندوق بینالمللی پول مورد مناقشه است. پیشبینی WEO در اکتبر 2025 رشد پایدار جهانی 3.3 درصدی در سال 2026 را نشان داد و بر تابآوری رونق سرمایهگذاری مبتنی بر هوش مصنوعی و کاهش تأثیر تعرفههای ایالات متحده تأکید کرد. در مقابل، GFSR در اکتبر 2025 هشدار داد که “زیر آرامش” آسیبپذیریهای قابل توجهی باقی مانده است: ارزیابیهای دارایی کشیده شده، فشارهای بازار اوراق قرضه دولتی، افزایش ارتباط بین بانکها و مؤسسات مالی غیر بانکی، و عدم شفافیت در بخش بانکداری سایه که اکنون تقریباً نیمی از داراییهای مالی جهان را در اختیار دارد.
در حالی که WEO به تحلیل همان اقتصاد جهانی، تابآوری را مشاهده کرد، GFSR آسیبپذیری را دید. تصویر یکپارچه—اینکه یک شوک انرژی ناشی از ژئوپolitik میتواند به طور همزمان پیشبینیهای رشد را کاهش دهد و اصلاحات مالی بینظم را تحریک کند—برای خواننده باقی ماند تا آن را کنار هم بچیند.
به طور مشابه، هیچ محصول واحدی از صندوق بینالمللی پول در حال حاضر نقاط ارتباطی بین شوکهای عرضه نفت، تورم بازارهای نوظهور، قیمتگذاری مجدد ریسک، فشار بر واسطههای غیر بانکی با اهرم و بازخورد به سیستمهای دولتی و بانکی را متصل نمیکند. اما چنین تحلیلی یکپارچه دقیقاً همان چیزی است که 190 کشور عضو صندوق باید انتظار داشته باشند.
لحظهای مناسب برای صندوق بینالمللی پول
فراتر از اصلاحات عملیاتی، سهامداران صندوق بینالمللی پول باید فضایی برای تحلیل صریح تحولات در اقتصادهای سیستماتیک و اقتصاد جهانی به طور کلی فراهم کنند. آنها باید مدیریت را مسئول حفاظت از استقلال کارکنان فنی خود بدانند و بحثهای سریع هیئت اجرایی را در مورد تحلیلهای کارکنان ممکن سازند و تنها اصلاحات واقعی را مجاز بدانند.
اعضایی که نمایندگی مستقیم در هیئت اجرایی دارند، مسئولیت ویژهای بر عهده دارند. بسیاری از آنها نماینده اقتصادهای سیستماتیک هستند و باید با مثال رهبری کنند، از تأثیرگذاری بر تیمهای کشوری خودداری کنند و از مداخله در ارزیابیهای ریسک خاص یا توصیههای سیاستی پرهیز کنند.
آنها باید به توصیههای چندین دولت اخیر ایالات متحده توجه کنند که از صندوق بینالمللی پول خواستهاند بر “مسائل کلان اقتصادی اصلی” مطابق با مأموریت اصلی خود تمرکز کند. یک شوک نفتی که تهدید میکند تا تورم جهانی را دوباره شعلهور کند و کشورهای در حال توسعه واردکننده انرژی را به بحران بکشاند، دقیقاً نوع مسئله کلان اقتصادی است که این نهاد باید قادر به مدیریت آن باشد.
صندوق بینالمللی پول در ویرانههای یک جنگ جهانی تأسیس شد، توسط دولتمردانی که درک میکردند ناپایداری اقتصادی و درگیریهای ژئوپولیتیکی بر یکدیگر تأثیر میگذارند. هشتاد سال بعد، یک جنگ جدید دقیقاً نوع شوک اقتصادی را تولید میکند که این نهاد برای تشخیص و کاهش آن ساخته شده است. کارکنان صندوق بینالمللی پول تخصص لازم برای این کار را دارند—و کشورهای عضو آن علاقهمند به تحلیل به موقع هستند.
بنابراین هیئت اجرایی باید تشویق کند—و مدیریت باید هدف خود را ارائه یک ارزیابی کلان مالی یکپارچه و جامع از عواقب اقتصادی جنگ ایران و سناریوهای احتمالی با توصیههای سیاستی واضح و قابل اجرا قبل از جلسات آوریل قرار دهد. جهان نمیتواند منتظر بماند.

