پکن تا کنون بیشتر صحبت کرده و کمتر عمل کرده است، اما پس از پایان جنگ، ممکن است تصمیم بگیرد به تهران در بازسازی نظامی کمک کند و در عوض نفت دریافت کند.
در خاورمیانه، چین یک قدرت اقتصادی بزرگ، یک قدرت سیاسی کوچک و یک قدرت نظامی ضعیف است. در جنگ کنونی ایران، سیاست آن به همین شکل منعکس شده است—بیشتر صحبت، به سختی عمل، چه برسد به نظامی، اما پر از پتانسیل برای روز بعد—به گونهای که میتواند به سرعت دستاوردهای جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه صنایع نظامی ایران را جبران کند.
با آغاز جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران، چین تلاش دیپلماتیک عمدتاً بیانی را آغاز کرد. نمایندگان رسمی آن، به رهبری وزیر امور خارجه وانگ یی، به شدت قتل رهبر عالی ایران، علی خامنهای، و همچنین آنچه را که به عنوان تجاوز به ایران، حاکمیت و سرزمین آن، در نقض قوانین بینالمللی و منشور سازمان ملل توصیف کردند، محکوم کردند. پکن خواستار توقف فوری جنگ و حل و فصل منازعه از طریق گفتوگو شد.
بعداً، چین همچنین حملات به کشورهای حاشیه خلیج فارس و منطقه را محکوم کرد، اما بدون ذکر ایران؛ از رأیگیری در مورد قطعنامه شورای امنیت که ایران را محکوم میکرد، خودداری کرد. وانگ سلسلهای از تماسها را با همتایان خود در منطقه، از جمله ایران و اسرائیل، برقرار کرده است، در حالی که فرستاده ویژه پکن، که به خاورمیانه اعزام شده، همان پیامها را در دیدارهای خود در آنجا تکرار کرده است.
در حوزه نظامی، چین از هر گونه دخالت در این درگیری خودداری میکند و احتمالاً گزارشهای مربوط به تأمین سیستمهای دفاع هوایی برای ایران نادرست است. با این حال، دو کشتی ایرانی به گزارشها از سواحل چین خارج شدند که محمولهای از سدیم پرکلرات، پیشساز سوخت موشک، را حمل میکردند که چین قبلاً پس از جنگ ۱۲ روزه در ژوئن به ایران تأمین کرده بود.
در عین حال، گزارش شده است که کشتی جاسوسی Liaowang-1 در دریای عرب در حال فعالیت است، مکانی که امکان نظارت نزدیک بر روند جنگ را فراهم میکند. این فرصتی برای چین است تا درباره رقیب اصلی خود—ایالات متحده—اطلاعات کسب کند در حالی که در یک جنگ واقعی فعالیت میکند. آیا ممکن است پکن به تهران اطلاعاتی ارائه دهد، همانطور که مسکو انجام میدهد؟
وزیر امور خارجه ایران، عباس عراقچی، گفته است که روسیه و چین در جنگ به ایران “کمک” میکنند، از جمله از طریق همکاری نظامی، اما مشخص نیست که پکن دقیقاً چگونه به تهران کمک میکند.
امنیت انرژی منافع مرکزی چین در خاورمیانه است. حدود ۴۰ درصد از واردات نفت آن از طریق تنگه هرمز عبور میکند و همچنین حدود ۹۰ درصد از صادرات نفت ایران را خریداری میکند، با وجود تحریمها و با تخفیفهای قابل توجه. ایران به تأسیسات نفتی و کشتیها در خلیج حمله کرده و از بسته شدن تنگه خبر داده است که موجب اختلال قابل توجهی در بازار جهانی نفت و افزایش شدید قیمتها شده است.
چین به نوبه خود، ذخایر نفتی کافی برای چندین ماه دارد، اما اقداماتی برای اطمینان از موجودیهای در دسترس در آینده انجام داده است، از جمله کاهش صادرات نفت تصفیه شده. در عین حال، جریان نفت از ایران در طول جنگ ادامه دارد و به حدود ۱.۵ میلیون بشکه میرسد که بیشتر آن به چین میرود. کشتیهای چینی مورد حمله ایران قرار نگرفتهاند، در حالی که سایر کشتیها احتیاط میکنند تا خود را به عنوان متعلق به و/یا با خدمهای از اتباع چینی شناسایی کنند.
تمام این موارد نشاندهنده نوعی توافق برای ادامه جریان نفت از ایران به چین است و هند به تازگی در این مسیر قدم گذاشته است.
در روزهای اخیر، رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، از کشورهایی که به محمولههای نفتی هرمز وابسته هستند، و بهویژه چین، ژاپن، کره جنوبی، فرانسه و بریتانیا، خواسته است تا کشتیهایی برای تأمین امنیت حمل و نقل از طریق تنگه ارسال کنند.
بعداً او همچنین احتمال به تعویق انداختن سفر خود به پکن، که قرار بود در دو هفته آینده انجام شود، را مطرح کرد، یا به عنوان ابزاری برای فشار به پکن برای شرکت در تلاش برای باز کردن تنگهها، یا برای جلوگیری از تشریفات یک سفر رسمی و مجلل توسط فرمانده کل در میانه جنگ.
دیروز، ترامپ خواستار تعویق یک ماهه اجلاس به دلیل جنگ شد. چین، از سوی دیگر، به برگزاری این دیدار علاقهمند است و بر اهمیت دیپلماسی رهبران در روابط قدرتهای جهانی تأکید میکند و امیدوار است که روابط تجاری و اقتصادی را پس از یک جلسه مقدماتی اخیر در پاریس بین وزیر خزانهداری ایالات متحده و همتای چینیاش تثبیت کند.
احتمال اینکه چین کشتیهای دریایی به خلیج فارس ارسال کند تا چالشهای ناشی از جنگ اعلام شده توسط ترامپ را کاهش دهد، پایین است.
با این حال، چین پس از جنگ نقش مهمی ایفا خواهد کرد، با یا بدون موافقت ایالات متحده. پس از ویرانیهایی که متفقین بر صنعت نظامی ایران وارد کردند، ایران به احتمال زیاد به دنبال بازسازی با کمک شریک خود چین و شاید همچنین کره شمالی خواهد بود، در عوض نفت.
در این راستا، چین ممکن است دستاوردهای جنگ ایالات متحده و اسرائیل را جبران کند و مسیر ایران را به سمت بهبودی نظامی کوتاهتر کند. واشنگتن و اورشلیم باید در این موضوع با پکن همکاری کنند و قطعاً پکن نیز خواستههای خود را در مورد اولویتهای استراتژیک اصلی چین خواهد داشت.

