تشدید تنها او را در وضعیتی باخت-باخت قرار میدهد، بنابراین مذاکره تنها گزینه است. با این حال، نفوذ رو به رشد ایران میتواند مانع از یک خروج آسان شود.
تحولات ۲۴ ساعت گذشته ممکن است نقطه عطفی در این جنگ باشد: تشدید اسرائیل و آمریکا با حمله به تأسیسات نفتی در میدان پارس قطری-ایرانی و در عسلویه، انتقامگیری عظیم ایران از تأسیسات نفت و گاز در عربستان، قطر و فراتر از آن، که قیمت نفت را افزایش داد، نزدیک به سرنگونی یک جنگنده F-35 آمریکایی توسط ایران، و افشاگریهای وزیر بسن که ممکن است آمریکا تحریمهای نفتی ایران در دریا را لغو کند تا قیمت نفت را کاهش دهد.
همانطور که در روز چهارم گفتم، آمریکا کنترل این جنگ را از دست داده است. آنها یک طرح A داشتند، اما هیچ طرح B ندارند.
طرح A پس از آنکه مشخص شد ترور آیتالله خامنهای نه تنها به فروپاشی حکومت دینی منجر نشد بلکه آنها تسلیم نشدند، به زمین خورد. در نتیجه، واشنگتن به طور فزایندهای اجازه میدهد تا اسرائیلیها هدایت را بر عهده بگیرند، به دلیل اینکه آنها یک طرح دارند، هرچند که طرح آنها به منافع آمریکا خدمت نمیکند (اسرائیلیها میخواهند جنگ را طولانی کنند تا کل پایه صنعتی ایران را تضعیف کنند، بدون توجه به اینکه چه بر سر بازارهای انرژی، ریاستجمهوری ترامپ و امنیت در منطقه بهطور کلی میآید).
حمله اسرائیل به میدان پارس، که با هماهنگی آمریکا انجام شده، بهویژه مهم است زیرا این حمله وعدهای را که ترامپ در سپتامبر ۲۰۲۵ به قطر داده بود، نقض میکند که اسرائیل دیگر اجازه ندارد به قطر حمله کند.
اما آن میدان گازی مشترک بین ایران و قطر است، بنابراین این حمله هم به قطر و هم به ایران بود. با هماهنگی آمریکایی. این — و تأثیر آن بر بازارهای انرژی — ممکن است توضیح دهد که چرا ترامپ به رسانههای اجتماعی روی آورد تا اسرائیل را به خاطر این حمله سرزنش کند و بهطور علنی از آنها خواست که از حمله به میادین انرژی دیگر خودداری کنند.
اما اظهارات بسن درباره لغو تحریمهای نفتی ایران که در حال حاضر در تانکرها در دریا قرار دارد، مهمترین است. اگرچه این کار عمدتاً برای کاهش قیمت نفت انجام میشود، به نظر میرسد که ما به هر حال به قلمرو تسهیل تحریمها به دلیل ضرورت وارد شدهایم.
چند روز پیش نوشتم که تهران به شدت بعید است که جنگ را پایان دهد حتی اگر آمریکا خارج شود و پیروزی خود را اعلام کند. ایران برای اولین بار در سالها نفوذ دارد و به دنبال مبادله آن خواهد بود. آنها بهطور علنی خواستار بسته شدن پایگاههای آمریکایی، غرامت و تسهیل تحریمها شدهاند تا به تیراندازی به سمت اسرائیل پایان دهند و تنگهها را باز کنند. اولین مورد ممکن است به مرور زمان اتفاق بیفتد، دومی به شدت بعید است، اما سومی — تسهیل تحریمها — ممکن است به عنوان هزینه جنگ افزایش یابد، و استراتژیهای تشدید به طور فزایندهای برای ترامپ خودکشیآمیز شود.
همانطور که توضیح دادهام، بازگشت به وضعیت قبل از جنگ برای تهران غیرقابل قبول است زیرا نه تنها در وضعیتی تضعیفشده خواهد بود، بلکه در وضعیتی بهطور مداوم ضعیفتر خواهد بود زیرا مسیرهای آن برای تسهیل تحریمها نابود شده است. اگر ایران بیشتر تضعیف شود، تنها به تهاجم بیشتر آمریکاییها و اسرائیلیها دعوت میکند، تهران معتقد است، زیرا تصور نادرست از ضعف ایران بود که “پنجره فرصت” را برای حمله به ایران در وهله اول ایجاد کرد.
بنابراین، تسهیل تحریمها یک ضرورت است تا اطمینان حاصل شود که جنگ دوباره آغاز نمیشود.
اما اینجاست که ایران ممکن است اشتباه محاسبه کند. ترامپ ممکن است هنوز به نقطهای نرسیده باشد که هزینه ادامه جنگ به حدی بالا باشد که او تصمیم بگیرد معافیتهای تحریمی به کشورهای خاصی ارائه دهد تا توافق ایران برای باز کردن تنگهها و پایان جنگ را به دست آورد. او احتمالاً تنها زمانی به آن نقطه خواهد رسید که مشخص شود پایگاه او به طور جدی علیه جنگ شروع به چرخش کرده است.
در آن زمان، ترامپ با یک فشار زمانی مواجه خواهد شد. او به یک روایت نیاز خواهد داشت که در آن خود را پیروز اعلام کند — با این که پایگاه او به این باور برسد. در غیاب توانایی برای قانع کردن پایگاه خود که او پیروز شده است، مزیت پایان جنگ ممکن است از هزینه ادامه آن بیشتر نباشد. و به محض اینکه پایگاه او شروع به چرخش علیه جنگ کند، توانایی او برای قانع کردن آنها به پیروزیاش شروع به کاهش میکند.
با در نظر گرفتن این واقعیت که مذاکره برای این پایان ممکن است در بهترین حالت ۷ تا ۱۰ روز طول بکشد، که با ۲۴ ساعتی که برای مذاکره بر سر آتشبس بدون قید و شرط در ژوئن طول کشید، متفاوت است، تهران ممکن است بیش از حد پیش برود و تنها در زمانی وارد این مذاکرات شود که طول مذاکرات ممکن است از زمانی که ترامپ برای اعلام پیروزی قانعکننده و فراهم کردن خروجی که به او آبرو ببخشد، باقی مانده است، فراتر رود.
دریافت زمان مناسب برای این کار برای هر دو کشور آمریکا و ایران بسیار دشوار خواهد بود. اسرائیل تمام تلاش خود را خواهد کرد تا هرگونه خروجی از این وضعیت را خراب کند، از جمله کشتن مذاکرهکنندگان ایرانی. اما به طور فزایندهای واضح خواهد شد — اگر هنوز واضح نشده باشد — برای ترامپ که تمام گزینههای تشدیدی او تنها وضعیت باخت-باختی را که خود را در آن قرار داده، عمیقتر میکند. به همین دلیل است که ترامپ هرگز نباید در ابتدا به نتانیاهو گوش میداد.

