دولتهای خاورمیانه باید به سرمایهگذاری در همجوشی هستهای فکر کنند—نه تنها به خاطر تأثیر احتمالی آن بر هیدروکربنها پس از معرفی.
تقاضای برق در سراسر خاورمیانه به سرعت در حال افزایش است زیرا جمعیتها رشد میکنند، شهرها گسترش مییابند و بخشهای انرژیبر مانند آبشیرینکن، سرمایش، زیرساخت دیجیتال و صنعت سنگین گسترش مییابند. تأمین برق قابلاعتماد به طور فزایندهای بر رشد اقتصادی و ثبات سیاسی منطقه تأثیر خواهد گذاشت. طبق گزارش آژانس بینالمللی انرژی، انتظار میرود که تقاضای برق در سراسر خاورمیانه در دهههای آینده به طور قابل توجهی افزایش یابد.
محدودیتهای انرژی در خاورمیانه
بیثباتیهای اخیر در منطقه ضعف ساختاری در مدل انرژی این منطقه را نمایان کرده است. تقاضای برق هر سال در حال افزایش است، اما بخش زیادی از سیستم هنوز به سوختهایی وابسته است که تأمین، قیمت و مسیرهای صادرات آنها در معرض اختلالات ژئوپلیتیکی قرار دارد. در عین حال، عوامل ساختاری تقاضا از جمله سرمایش، آبشیرینکن، گسترش شهری، مراکز داده و صنعت، مصرف برق را حتی بیشتر افزایش میدهند.
سوزاندن هیدروکربنها برای تأمین برق داخلی ظرفیت صادرات را در اقتصادهایی که هنوز به درآمد هیدروکربنی وابستهاند کاهش میدهد. انرژی خورشیدی و بادی به کاهش کربن کمک میکنند، اما نیازهای برق پایه منطقه را حل نمیکنند. این منابع انرژی ناپایدار، نیاز به زمین زیاد در مقیاس بزرگ دارند و برای پشتیبانی از بارهای مداوم مانند آبشیرینکن و صنعت سنگین به ذخیرهسازی یا تولید برق پشتیبان نیاز دارند. خود آبشیرینکن به تأمین برق بزرگ و مداوم نیاز دارد. آژانس بینالمللی انرژی اشاره میکند که آبشیرینکن در حال حاضر سهم قابل توجهی از مصرف انرژی خاورمیانه را به خود اختصاص داده و سهم آن قرار است بیشتر افزایش یابد.
شکافت هستهای میتواند برق پایه تأمین کند، اما چالشهای دیگری را نیز به همراه دارد. نیروگاه بارakah امارات متحده عربی نشان میدهد که شکافت میتواند در این منطقه به کار گرفته شود. اما این امر زبالههای رادیواکتیو با عمر طولانی، سوالات پیچیده در مورد چرخه سوخت و حساسیتهای گسترش را به همراه دارد که در خاورمیانه از نظر سیاسی دشوار است. این محدودیتی است که بحران کنونی نمایان کرده است. بنابراین منطقه به یک منبع انرژی نیاز دارد که متراکم، مقیاسپذیر، قابلاعتماد، پاک و کمتر در معرض ریسکهای ژئوپلیتیکی باشد.
همجوشی هستهای به عنوان یک سیستم انرژی استراتژیک
انرژی همجوشی بسیاری از محدودیتهایی را که سیستمهای انرژی کنونی در خاورمیانه را پیچیده میکند، دور میزند. همجوشی انرژی را با ترکیب ایزوتوپهای هیدروژن مانند دوتریوم و تریتیوم تولید میکند، نه با شکافت اتمهای سنگین مانند در شکافت هستهای. این واکنش در حین عملیات هیچ گونه انتشار کربن ندارد، زبالههای رادیواکتیو با عمر طولانی کمتری نسبت به شکافت تولید میکند و پلوتونیوم یا سایر مواد مرتبط با برنامههای تسلیحات هستهای ایجاد نمیکند.
این ویژگیها به چندین محدودیت سیاسی و فنی منطقه پاسخ میدهد. راکتورهای همجوشی به زیرساخت غنیسازی اورانیوم یا پردازش سوخت نیاز ندارند، دو حوزهای که به طور تاریخی نگرانیهای گسترش در برنامههای هستهای غیرنظامی ایجاد کردهاند. در عین حال، همجوشی نوعی برق پایه متراکم را فراهم میکند که معمولاً با انرژی هستهای مرتبط است و در عین حال بسیاری از مسائل زباله و ایمنی که با فناوری شکافت همراه است را دور میزند.
سوخت همجوشی نیز فراوان است. دوتریوم میتواند از آب دریا استخراج شود، در حالی که لیتیوم، که برای تولید سوخت تریتیوم در داخل راکتورها استفاده میشود، در سراسر جهان به طور گستردهای در دسترس است. چگالی انرژی واکنشهای همجوشی نسبت به سوختهای فسیلی یا تجدیدپذیر بسیار بالا است و به راکتورها اجازه میدهد تا مقادیر زیادی برق از مقادیر نسبتاً کمی سوخت تولید کنند. برای سیستمهای انرژی که باید از آبشیرینکن، صنعت سنگین و جمعیتهای بزرگ شهری حمایت کنند، این ترکیب از قابلیت اطمینان، چگالی انرژی و امنیت سوخت دشوار است که با سایر فناوریها تکرار شود.
همجوشی هستهای در آستانه معرفی است
انرژی همجوشی به سرعت از تحقیقات آزمایشگاهی به سمت توسعه صنعتی در حال حرکت است. طبق گزارش انجمن صنعت همجوشی، بیش از ۵۰ شرکت خصوصی در حال حاضر در حال توسعه راکتورهای همجوشی در سطح جهانی هستند و این بخش بیش از ۹.۸ میلیارد دلار سرمایهگذاری خصوصی را جذب کرده است. تنها در سال گذشته بیش از ۲.۶ میلیارد دلار سرمایه جدید به این بخش وارد شده است زیرا دولتها، صندوقهای سرمایهگذاری خطرپذیر و سرمایهگذاران فناوری توسعه را تسریع میکنند. برنامههای ملی نیز در حال گسترش هستند تا از تجاریسازی حمایت کنند. ایالات متحده یک استراتژی ملی انرژی همجوشی را راهاندازی کرده است که هدف آن تسریع در استقرار بخش خصوصی است، در حالی که بریتانیا در حال پیگیری یک نیروگاه همجوشی نمونهسازی از طریق برنامه STEP خود است. در اروپا، شرکتهای جدیدی مانند Proxima Fusion در حال تبدیل دههها تحقیق علمی به طراحیهای راکتور تجاری هستند. این شرکت به تازگی حمایت ایالت بایرن آلمان را به عنوان بخشی از یک ابتکار چند میلیارد یورویی برای ساخت یک تأسیسات نمایشی همجوشی و پیشبرد اولین نیروگاه استلراتور تجاری اروپا تأمین کرده است.
صنعت خصوصی به طور فزایندهای در حال پیشبرد شتاب این بخش است. شرکتهایی مانند Commonwealth Fusion Systems و Proxima Fusion در حال توسعه فناوریهای نسل بعدی راکتور هستند و در عین حال سرمایهگذاری از برخی از تأثیرگذارترین چهرهها در فناوری و مالی جهانی را جذب میکنند. Commonwealth Fusion Systems از حمایت سرمایهگذاران بزرگ جهانی، از جمله بیل گیتس از طریق Breakthrough Energy Ventures و مشارکت استراتژیک از Jameel Investment Management Company از طریق JIMCO Technology Fund برخوردار شده است. هر دو شرکت در دور تأمین مالی سری B به ارزش ۱.۸ میلیارد دلار این شرکت سرمایهگذاری کردند تا تجاریسازی انرژی همجوشی را تسریع کنند. Helion Energy، که از سوی سام آلتمن، مدیرعامل OpenAI حمایت میشود، صدها میلیون دلار جمعآوری کرده و توافقی برای تأمین برق همجوشی برای مراکز داده مایکروسافت در اواخر این دهه به دست آورده است.
چگونه خاورمیانه میتواند خود را در صنعت جهانی همجوشی قرار دهد
تعداد بازیگران شکلدهنده به این صنعت نسبتاً کم است. تعداد کمی از شرکتها، سرمایهگذاران و دولتها در حال حاضر در حال تعریف فناوریها، زنجیرههای تأمین و اکوسیستمهای صنعتی هستند که پایهگذار قدرت همجوشی آینده خواهند بود.
برای خاورمیانه—منطقهای که به طور تاریخی بازارهای نفت جهانی را شکل داده است—فرصت استراتژیک واضح است. ورود به اکوسیستم همجوشی در حال حاضر به کشورهای منطقه این امکان را میدهد که در ساخت صنعت انرژی جهانی بعدی شرکت کنند، به جای اینکه صرفاً فناوریهای توسعهیافته در جاهای دیگر را وارد کنند.
سوال عملی برای دولتهای خاورمیانه این است که چگونه با همجوشی در حالی که این بخش هنوز در حال شکلگیری است، درگیر شوند. مشارکت نیاز به انتظار برای ورود راکتورهای تجاری ندارد. در عوض، دولتها میتوانند با تخصیص سرمایه از طریق صندوقهای ثروت ملی به شرکتهای پیشرو همجوشی، تأمین مالی مشارکتهای تحقیقاتی مشترک با آزمایشگاهها و دانشگاههای بینالمللی، و قرار دادن صنایع منطقهای در زنجیرههای تأمین نوظهور برای مواد پیشرفته، مواد معدنی نادر، سیستمهای خنککننده و تولید دقیق آغاز کنند. در سطح سیاست، دولتهای منطقهای میتوانند همجوشی را در استراتژیهای انرژی و صنعتی بلندمدت خود با حمایت از مراکز تحقیقاتی، توسعه نیروی کار و چارچوبهای نظارتی مناسب برای تأسیسات همجوشی آینده گنجانده کنند.
این مراحل آسان نخواهد بود و با گذشت زمان، رقابت هم در داخل منطقه و هم خارج از آن افزایش خواهد یافت. اما کشورهایی که اکنون این مراحل را انجام دهند، بهتر میتوانند پروژههای آزمایشی را جذب کنند، قابلیت صنعتی را بسازند و در شکلدهی به نهادها و بازارهایی که فناوری را در دهههای آینده مدیریت خواهند کرد، شرکت کنند.

