بحران تنها داستان آسیبپذیری انرژی نیست. این یک چالش سیاسی پیچیده و با ریسک بالا نیز هست.
محاصره مداوم ایران بر تنگه هرمز به شدت بر اقتصادهای صنعتی که به سوختهای فسیلی وارداتی وابستهاند، تأثیر گذاشته است و کره جنوبی بهویژه در معرض خطر قرار دارد. برای رئیسجمهور لی جائهمیونگ، که در ژوئن به مقام خود رسید، این بحران انتخابی را بین تثبیت تأمین انرژی، حفظ رقابتپذیری صنعتی و حفظ منابع مالی برای برنامه رشد فراگیرش ایجاد میکند.
برنامه سیاستگذاری ۱۲۳ مادهای لی ایدهای را ترویج کرد که این اهداف متضاد میتوانند به پیشبرد یک برنامه پیشرفته کمک کنند. بحران هرمز این منطق را مختل میکند: یارانههای فوری سوخت، بودجههای تخصیصیافته برای هزینههای اجتماعی و برنامههای کاهش نابرابری را مصرف میکند، در حالی که نوسازی شبکه و ترویج انرژیهای تجدیدپذیر—که هر دو پروژههای چندساله هستند—نمیتوانند در زمان کمبودهای شدید، تأمین انرژی را تثبیت کنند.
از زمان ورود لی به مقام خود پس از ماهها آشفتگی سیاسی با یک مأموریت گسترده برای احیای یک اقتصاد کند و رسیدگی به نابرابری، این فشارها بهویژه شدید است. این موضوع بحران انرژی کنونی را نه تنها به داستان آسیبپذیری انرژی، بلکه به یک چالش سیاسی دشوار تبدیل میکند.
چرا کره بهویژه در معرض خطر است
در سطح پایه، آسیبپذیری انرژی کره ناشی از کمبود منابع طبیعی آن است. این کشور ۸۴ درصد از انرژی خود را عمدتاً بهصورت نفت، زغالسنگ و گاز طبیعی وارد میکند. تقریباً ۷۰ درصد از نفت و ۲۰ درصد از گاز طبیعی آن از خاورمیانه، عمدتاً از طریق تنگه هرمز تأمین میشود. علاوه بر این، کره بهطور مؤثر یک جزیره انرژی است، با شبکه برقای که توسط دریاهای اطراف و مرز بسته با کره شمالی ایزوله شده است. این کشور در زمان کمبود تأمین، هیچ شبکه همسایهای برای اتکا ندارد: گزینههای واردات اضطراری که شبکههای متصل در کشورهای دیگر میتوانند به آنها روی آورند، در اینجا وجود ندارد. پذیرش منابع انرژی تجدیدپذیر در این کشور نیز به تأخیر افتاده است.
علاوه بر این، مهمترین بخشهای صنعتی آن—صنعت سنگین، پتروشیمی و تولید پیشرفته—بسیار انرژیبر و وابسته به ورودیهای سوخت وارداتی هستند، بنابراین بحران کنونی تهدیدی فوری برای اقتصاد کشور به شمار میآید.
مقایسه با ژاپن نشان میدهد که انتخابهای سیاسی چگونه امنیت انرژی را برای کشورهای فاقد منابع و وابسته به صنعت شکل میدهد. پس از شوکهای نفتی دهه ۱۹۷۰، ژاپن بهطور فعال منابع انرژی خود را متنوع کرد—از جمله ظرفیت هستهای خود—و ذخایر نفت استراتژیک ایجاد کرد. در نتیجه، این کشور در حال حاضر برای مقابله با اختلالات هرمز بسیار بهتر از همسایهاش آماده است.
معضل سیاسی لی
قبل از جنگ ایران، لی بر روی سه اولویت متمرکز بود: حفظ بهبود اقتصادی، پیشبرد یک برنامه رشد فراگیر و تأمین مالی انتقال انرژی کره. بسته شدن هرمز این اهداف را از اهداف بالقوه مکمل به ادعاهای رقیب بر روی منابع محدود تبدیل کرده است.
گزینههای لی چندان خوب نیستند. عدم اقدام برای مدیریت قیمتهای انرژی، قدرت خرید خانوارها و رقابتپذیری صنعتی را کاهش میدهد. یارانه دادن به قیمتها، فضای مالی برای برنامههای اجتماعی را تخلیه میکند. تسریع سرمایهگذاری در انتقال انرژی، به تهدید کمبود انرژی به طور فوری کمکی نمیکند. در نتیجه، مداخلات فوری برای تثبیت اقتصاد، خطر کاهش فضای مالی و سیاسی مورد نیاز برای تحقق برنامه پیشرفتهتر او را به همراه دارد.
اول، حفظ رقابتپذیری صنعتی و بهبود اقتصادی نیاز به ورودیهای انرژی پایدار و مقرون به صرفه دارد—اما استراتژی رشد متمرکز بر هوش مصنوعی لی نیز انرژی زیادی مصرف میکند. علاوه بر این، کمبود سوختهای فسیلی تهدیدی برای صنایع سنگین و بخشهای تولید فناوری کره، از جمله فولاد، پتروشیمی، کشتیسازی، نیمههادیها و خودروها به شمار میرود. به ویژه، شرطبندی لی بر روی تولیدکنندگان نیمههادی که در مرکز رونق جهانی هوش مصنوعی قرار دارند، نتیجه داده است: سامسونگ و SK Hynix کره به طور مشترک سهم غالبی از چیپهای حافظه جهانی را که زیرساختهای هوش مصنوعی و ابری را پشتیبانی میکنند، تأمین میکنند. اما این بدان معناست که اختلال انرژی در کره به طور جهانی بازتاب خواهد داشت.
صنعت حدود نیمی از تقاضای برق کره را تشکیل میدهد که بخش عمدهای از آن از زغالسنگ و گاز طبیعی وارداتی تولید میشود، در حالی که اقتصاد کلی هنوز به نفت وابسته است. اگر امنیت انرژی کره تهدید شود، چشمانداز رشد آن نیز به خطر میافتد—هم در ظرفیت تولید و هم در اعتماد سرمایهگذاران. حفظ این اولویت نیازمند آن است که لی منابع عمومی را به مداخلات کوتاهمدت برای مدیریت قیمتها اختصاص دهد.
دوم، یکی از ارکان برنامه لی، یک برنامه اصلاحات متمرکز بر جامعه است. شعار دولت او در مورد رشد فراگیر به نابرابری اجتماعی—مانند بازار کار دوگانه، هزینههای مسکن و شبکههای ایمنی اجتماعی—و عدم تعادلهای ساختاری، از جمله تمرکز بازار که تحت سلطه بزرگترین کنسرسیومها و نابرابریهای منطقهای است، میپردازد.
اما این برنامه به منابعی نیاز دارد که هزینههای بالای انرژی به سرعت آنها را مصرف میکند. در کوتاهمدت، سقفهای قیمت سوخت و طرحهای جبران خسارت لی به خانوارها کمک میکند تا از شوک فوری محافظت کنند، اما هزینهها را به ترازنامه عمومی منتقل میکند. اگرچه بودجه امسال در دسامبر تأیید شد، راهحلهای مربوط به شوک انرژی احتمالاً لی را مجبور به کاهش عناصر اصلی برنامه چندسالهاش خواهد کرد، از جمله یارانههای مسکن و هزینههای رفاهی گسترشیافته که نیاز به تخصیص پایدار در دهها تریلیون وون (میلیاردها دلار آمریکا) دارند. این اصلاحات در میان پایگاه لی محبوب باقی ماندهاند، اما پیشبرد آنها نیازمند سرمایه سیاسی قابل توجهی خواهد بود—به ویژه اگر اعتماد عمومی به توانایی دولت در مدیریت رشد اقتصادی در میان جنگ ایران شروع به کاهش کند.
سوم، لی انتقال انرژی کره به منابع انرژی تجدیدپذیر و اصلاح شبکه را پیش برده است—تغییرات دشواری که نیاز به سرمایهگذاری بلندمدت دارند. با وجود سالها تلاش برای افزایش ظرفیت باد دریایی و انرژی خورشیدی، استفاده کره از منابع تجدیدپذیر از همتایان OECD خود عقبتر است و تنها 10 درصد از تولید برق را تشکیل میدهد.
پذیرش منابع تجدیدپذیر در کره تا حدی به عواملی مانند گلوگاههای شبکه و محدودیتهای جغرافیایی محدود شده است. اما بادهای سیاسی، از جمله NIMBYism و بیتحرکی نظارتی، همواره مانع مدرنیزاسیون بودهاند. به عنوان مثال، تولید انرژی تجدیدپذیر در جنوب غربی کره متمرکز است، اما ظرفیت انتقال آن برق تولید شده از منابع تجدیدپذیر به منطقه متروپولیتن سئول، جایی که تقاضا بالاترین است، به دلیل اتصالات محدود شبکه و مخالفت محلی با خطوط برق جدید محدود باقی مانده است.
با در نظر گرفتن این سه اولویت به طور همزمان، پایدارترین مسیر به سوی امنیت انرژی—سرمایهگذاری بیشتر در منابع داخلی و تجدیدپذیر—همچنین پایهای برای تابآوری اقتصادی آینده است. ادامه قرار گرفتن در معرض شوکهای انرژی خارجی، توانایی کره را برای حفظ رشد تضعیف میکند و بدون رشد، نمیتواند اصلاحات نیروی کار یا گسترش شبکه ایمنی اجتماعی را تأمین مالی کند. این یک معضل اصلی برای برنامه پیشرفته لی است.
حکمرانی پیشرفته تحت محدودیت
چالش فوری لی این است که بحران هرمز اولویتهای اصلی سیاست او را به تعادلهای الزامی تبدیل میکند. در حال حاضر، لی امنیت انرژی را بر یک دستور کار متمرکز بر انرژیهای تجدیدپذیر ترجیح میدهد: وزارت تغییرات اقلیمی، انرژی و محیط زیست به منظور از سرگیری چندین راکتور هستهای قبل از موعد مقرر اقدام کرده و در نظر دارد در صورت تنگنا در تأمین گاز طبیعی، تولید زغالسنگ را افزایش دهد. اگر قیمتهای جهانی انرژی به زودی تثبیت شوند، لی باید تصمیم بگیرد که آیا برنامههای از سرگیری راکتورهای هستهای و زغالسنگ را معکوس کند—که از نظر لجستیکی و سیاسی دشوار خواهد بود—یا این ظرفیت را فعال نگه دارد. در واقع، دولت قبلاً در برنامه خروج از انرژی هستهای خود با اعلام دو نیروگاه هستهای جدید عقبنشینی کرده است، که نشان میدهد لی ممکن است در تحقق هدف تجدیدپذیر خود به موقع با مشکل مواجه شود.
در حال حاضر، لی حمایت عمومی نسبتاً قوی دارد، در سطح شصت درصد—که با توجه به قطببندی پایدار کشور، قابل توجه است—که به او فضای سیاسی لازم برای مدیریت این تعادلها را میدهد. اما این حاشیه ممکن است در صورتی که هزینههای انرژی به طور واضحتری رفاه خانوارها و عملکرد صنعتی را تحت تأثیر قرار دهد، کاهش یابد.
در بلندمدت، لی باید با این چالش روبرو شود که چگونه میتواند تابآوری صنعتی را در کنار اصلاحات وعدهدادهشده خود در زمینه کار و شبکههای ایمنی اجتماعی ترویج کند. اگر رشد اقتصادی همچنان به گروههای بزرگ اقتصادی وابسته باشد که هنوز نفوذ قابل توجهی بر سیاست دارند، لی برای پیگیری اصلاحاتی—مانند کاهش ساعات کاری و کاهش شکاف دستمزد—که میتواند به سودآوری آنها آسیب بزند، با دشواری مواجه خواهد شد.
در عمل، شوک انرژی فضای انتخاب سیاست را فشرده میکند، زیرا نه مصرفکنندگان و نه صنعت نمیتوانند کمبودهای پایدار را در کوتاهمدت و میانمدت تحمل کنند. اقدامهای لی در ماههای آینده نشان خواهد داد که آیا تعهدات پیشرفته او تنها در شرایط مساعد ممکن بوده است یا خیر. در حالی که این شوک خارجی و محدودیتهای ساختاری سیستم قدرت کره ناشی از اقدامات لی نیست، آنها منطق سیاسی عملی را تقویت میکنند که او بر اساس آن ریاستجمهوری خود را تعریف میکند—در حالی که به تدریج محدودیتهایی بر اولویتهای پیشرفتهای که پایهگذار مأموریت انتخاباتی او بودند، تحمیل میکند.
