با هر روزی که به درازا میکشد، رئیسجمهور دونالد ترامپ بیشتر شبیه یک امپراتور دیوانه به نظر میرسد که نه تنها از حواس خود بلکه از همه چیز دیگر نیز بیخبر شده است. او که خود را به برنامه هرج و مرج و بیثباتی اسرائیل در خاورمیانه پیوند زده، در جنگی گرفتار شده که قادر به کنترل یا دیکته کردن آن نیست. اعلام دورهای ترور بعدی یک رهبر برجسته ایرانی مانند یک آیین مقدس به صدا در میآید. دور بعدی بمبارانهای شادمانه در دربار به عنوان بزرگترین بمباران تاکنون ستایش میشود. اما در پس این حرکات، یک خلأ وسیع نهفته است.
شاید نشاندهندهترین جنبه این خلأ، نمایش دروغین سیستم اتحاد است که او تلاش کرده خود را از آن دور کند در حالی که به اعضای آن تمسخر میکند. چه اعضای ناتو و چه متحدانی مانند کانادا و استرالیا، ترامپ با دقت و گاهی با ذلت مورد توجه قرار گرفته است. خشمهای ناگهانی و تفسیرهای خودجوش از سیاست جهانی در یک ترکیب زشت در هم آمیخته است. نظرات در همان لجنزار کلمات متناقض است. متحدان تنها میتوانند سر تکان دهند.
اخیراً او نگرانی بیشتری نسبت به فاصله فزایندهای که خانواده پکس آمریکانا نشان میدهد، نشان داده است. در ابتدا، تقریباً همه آنها اطمینان حاصل کردند که دولت او یا دولت بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، را به خاطر نقض منشور سازمان ملل در حمله به ایران، دزدان نخوانند. استرالیا با خشم از ایران به خاطر داشتن، بهطور فرضی، برنامهای برای تسلیحات هستهای که باید از بین برود، انتقاد کرد. کانادا و کشورهای مختلف اتحادیه اروپا همه به نوعی از همین تم را اتخاذ کردند و به دقت تهران را به خاطر آرزوهایش شیطانی کردند و حتی برای یک لحظه هم به آنچه اسرائیل و ایالات متحده انجام دادهاند، فکر نکردند. پس از تردید اولیه، بریتانیا به ایالات متحده اجازه استفاده از پایگاههای خود برای بمباران ایران را داد. به نظر میرسید که عقبنشینی بزرگ از حقوق بینالملل کامل شده و ساکنان جنگل به خوبی در کنترل هستند.
این اشتیاق اولیه برای ماجراجوییهای ایالات متحده و اسرائیل شروع به کاهش کرد. به طور فزایندهای واضح است که آن ایرانیهای شیطانی با ارادهای محکم و با دندانهای سفیدی در حال مقاومت هستند و با هدف قرار دادن زیرساختها در کشورهای خلیج فارس و بستن تنگه هرمز، آشوب جهانی زیادی ایجاد میکنند. برنامهریزان در پنتاگون، وزارت امور خارجه و کاخ سفید باید از خطرات بسته شدن این آبراه حیاتی که مسئول انتقال یک پنجم نفت جهان است، آگاه بوده باشند. به این میتوان فهرستی از ملزومات را اضافه کرد: گاز، کود، مواد معدنی حیاتی. با این حال، این افراد باهوش خود را در تلاش برای یافتن متحدان و مشارکتکنندگان داوطلب برای همراهی کشتیها از طریق تنگه میبینند.
با این حال، او امیدوار است که از کشورهایی مانند چین، فرانسه، ژاپن و کره جنوبی کمک بگیرد که ممکن است “کشتیهایی به دریا بفرستند که به تنگه هرمز بروند”. اما نگران نباشید، زیرا ایالات متحده “در حال بمباران کردن سواحل خواهد بود و به طور مداوم کشتیها و قایقهای ایرانی را از آب بیرون خواهد کرد.” (این موضوع چگونه پیش میرود، آقای رئیسجمهور؟)
با این حال، آرزوی همراهی ترافیک تجاری احتمالاً برآورده نخواهد شد – حداقل در شرایط کنونی. متحدان واشنگتن در حال عقبنشینی هستند. کایا کالاس، نماینده عالی اتحادیه اروپا در امور خارجه و سیاست امنیتی، حمله پیشگیرانه به ایران و ترور رهبر عالی ایران آیتالله علی خامنهای را فرصتی الهی میدانست. اکنون، او با لحن تند تأکید میکرد که “این جنگ اروپا نیست. ما جنگ را آغاز نکردیم. ما مشاوره نشدیم.”
نخستوزیر بریتانیا، سر کیر استارمر، تنها اذعان کرد که “یک طرح قابل اجرا” برای رسیدگی به تنگه در حال جستجو است، در حالی که وزیر انرژی، اد میلبند، بیان کرد که “هر گزینهای که بتواند به بازگشایی تنگه کمک کند، در حال بررسی با همپیمانان ما است.” رئیسجمهور فرانسه، امانوئل ماکرون، بر این باور بود که هر مأموریتی برای همراهی کشتیهای کانتینری و نفتکشها از طریق تنگه “باید کاملاً جدا از عملیات جنگی و بمبارانهای جاری باشد.”
در شبکه اجتماعی Truth Social، ترامپ با لحن همیشگی و تند خود ابراز نارضایتی کرد. او اشاره کرد که “بیشتر” از متحدان ناتو در آمریکا به واشنگتن اطلاع دادهاند که نمیخواهند در “برابر رژیم تروریستی ایران در خاورمیانه” دخالت کنند، با وجود اینکه تقریباً هر کشور به شدت با آنچه ما انجام میدادیم موافق بود و ایران نمیتواند به هیچ شکلی اجازه داشته باشد که سلاح هستهای داشته باشد.” او در این زمینه تا حدی درست است، زیرا گروهی از کشورهای دموکراتیک لیبرال در حمایت از قتلهای فرامرزی و تغییر رژیم در تهران هیچ تردیدی نداشتند.
او در فرض اینکه کشورهایی مانند استرالیا و بریتانیا از دخالت خودداری کردهاند، به شدت اشتباه میکند: کمکهایی به جنگی که به طرز مبهمی به عنوان یک ظرفیت “دفاعی” توصیف شده، انجام شده است. و کشوری مانند استرالیا همیشه در هر کمپین بمباران که ایالات متحده آغاز کند، درگیر است، با توجه به نقش ضروری که تأسیسات بسیار محرمانه Pine Gap در زمینه اطلاعات ماهوارهای و سیگنالها ایفا میکند، که در نزدیکی آلیس اسپرینگز واقع شده است.
در مورد همان متحدان، رئیسجمهور عدم تعجب خود را از تردید آنها اعلام کرد “زیرا من همیشه ناتو را، جایی که ما صدها میلیارد دلار در سال برای حفاظت از همین کشورها هزینه میکنیم، به عنوان یک خیابان یک طرفه در نظر میگرفتم – ما آنها را محافظت میکنیم، اما آنها در زمان نیاز هیچ کاری برای ما انجام نخواهند داد.” اما آیا ترامپ به کمک آنها نیاز داشت؟ خیر، همانطور که مشخص شد، زیرا “ما چنین موفقیت نظامی داشتهایم که دیگر به کمک کشورهای ناتو ‘نیاز’ یا تمایل نداریم – ما هرگز نیاز نداشتیم! همچنین، ژاپن، استرالیا یا کره جنوبی.” این سؤال خود به خود مطرح میشود: چرا در ابتدا درخواست کرد؟

