سخنرانی شب گذشته رئیسجمهور دونالد ترامپ نقش ایالات متحده در هرمز را تغییر داد—اما خطرات زیرساختی همچنان باقی است.
نردبانهای تشدید، تلههای اعتبار و کاهش زمانهای تصمیمگیری هنوز هر دو طرف را به سمت نتایجی سوق میدهند که هیچکدام بهطور کامل قصد آن را ندارند. اما سخنرانی رئیسجمهور دونالد ترامپ در تاریخ ۱ آوریل به ملت تأیید کرد—فعلاً—که ایالات متحده مسئولیت اصلی بازگشایی تنگه هرمز را بر عهده نخواهد گرفت. در عوض، ترامپ نشان داد که واشنگتن قصد دارد عقبنشینی کند و بار را به دوش اروپا و کشورهای عرب خلیج فارس بگذارد—حتی در حالی که خطرات ساختاری بدون تغییر باقی ماندهاند.
رئیسجمهور ترامپ سخنرانی خود را با اعلام این که ایالات متحده “به شدت نزدیک” به تکمیل اهداف خود در جنگ یکماهه با ایران است، آغاز کرد. او وعده داد که “کار را تمام کند” در عرض دو تا سه هفته از طریق حملات شدیدتر و تهدیدات مکرر برای ضربه زدن به ایران “به شدت” و بازگرداندن آن به “عصر سنگی” در صورت لزوم. این زبان آشنا از تشدید و فشار قهری بود.
اما سپس تغییر جهت آمد. در نقطه مرکزی اقتصادی—تنگه هرمز که بسته است—ترامپ پیامی را ارائه داد که به شدت با دههها موضع ایالات متحده در خلیج فارس متفاوت بود. او گفت که ایالات متحده “تقریباً هیچ نفتی از طریق تنگه هرمز وارد نمیکند و در آینده نیز نخواهد کرد. ما به آن نیاز نداریم.” او از کشورهایی که به نفت خلیج فارس وابستهاند خواست که “جرأت تأخیری را تقویت کنند”، پیشتاز بازگشایی و حفاظت از این آبراه شوند و از واشنگتن انتظار نداشته باشند. او گفت که ایالات متحده “کمک خواهد کرد”، اما مسئولیت بر عهده آنهاست.
این یک واگذاری استراتژیک است. به مدت چند هفته، خواستههای ایالات متحده بازگشایی هرمز را به عنوان قیمت غیرقابل مذاکره هر مسیر دیپلماتیک چارچوببندی کرده بود. اعلامیه ترامپ در تاریخ ۳۰ مارس درباره “گفتوگوهای جدی با یک رژیم جدید و معقولتر” هنوز در هوا معلق است. اما سخنرانی ۱ آوریل آن چارچوب را بهطور کامل از بین میبرد. هرمز دیگر به مذاکرات ایالات متحده یا اجرای نظامی ایالات متحده مرتبط نیست. اکنون به عنوان یک مشکل برای اروپا و کشورهای خلیج فارس ارائه میشود تا در حالی که واشنگتن نقش مستقیم خود را در نبرد کاهش میدهد، آن را حل کنند.
در همین حال، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران (IRGC) همچنان یک محاصره de facto را اعمال میکند، هرچند ممکن است به زودی شروع به دریافت عوارض از کشتیهای منتخب کند. ترافیک هنوز یک بخش کوچکی از سطوح پیش از بحران است و بازارهای انرژی جهانی همچنان در شوک هستند. پیام ترامپ غیرقابل انکار بود: هنگامی که جنگ به پایان برسد و ایران به درآمد برای بازسازی نیاز داشته باشد، تنگه “به طور طبیعی باز خواهد شد.” تا آن زمان، واردکنندگان و صادرکنندگان وابسته—نه ایالات متحده—باید بار سنگین را به دوش بکشند. این محاصره اکنون عزم آنها را آزمایش میکند، نه عزم واشنگتن را.
قیمتهای نفت پس از افزایش مارس بالا باقی ماندهاند، با برنت که هنوز بالای ۱۰۰ دلار معامله میشود و قیمتهای بنزین باعث دردسرهای داخلی شده که ترامپ آن را “کوتاهمدت” خواند. اما بازارها آرامش ندارند. بیمهگران، حملکنندگان و بازرگانان کالا همچنان عدم قطعیت طولانیمدت را در قیمتگذاری لحاظ میکنند و تغییر بار هیچ کمکی به آرام کردن آنها نمیکند. اعداد تأیید ترامپ هنوز حمایت قوی پایگاه را برای اقدام قاطع، اگرچه محدود، علیه ایران منعکس میکند. با این حال، اشتیاق گستردهای برای تعهد نامحدود ایالات متحده در خلیج وجود ندارد—یکی از دلایل جذابیت سیاسی این واگذاری.
حتی اگر عملیاتهای نظامی ایالات متحده در دو تا سه هفته آینده کاهش یابد، اعتماد تجاری به هرمز با اعلام بازنمیگردد. بازارهای بیمه تا زمانی که ترتیبات امنیتی معتبر و بلندمدت برقرار نشود، منجمد خواهند ماند. و خطرات نظامی زیرساختی به سادگی به این دلیل که ایالات متحده عقبنشینی میکند، ناپدید نمیشوند. ایران ابزارهای نامتقارن—مینها، موشکهای ساحلی، پهپادها و شبکههای نیابتی—را در اختیار دارد که اروپا و کشورهای خلیج فارس نمیتوانند بدون حمایت ایالات متحده خنثی کنند. یک کمپین جدید حوثیها در دریای سرخ یا دیگر اقدامات سرریز در عراق همچنان ممکن است.
حملات مداوم اسرائیل تواناییهای ایران را بیشتر کاهش داده است، اما همچنین گزینههای حفظ آبرو برای تهران را محدود کرده است. خودمختاری عملیاتی سپاه پاسداران در آبهای ایرانی لایه دیگری از غیرقابل پیشبینی بودن را اضافه میکند؛ حتی اگر تهران بخواهد تنگه را باز کند، ممکن است نتواند یک فرآیند پاک و منظم را ارائه دهد.
خطر اصلی لغزش از قهری محدود به فرسایش طولانیمدت تحت رهبری ایالات متحده بود. خطر جدید یک خلأ استراتژیک است. ترامپ پیروزی را اعلام میکند و عقبنشینی میکند، اما اروپا و کشورهای خلیج فارس ممکن است از نظر سیاسی یا عملی قادر به انجام تلاشهای دریایی و دیپلماتیک لازم نباشند. اگر آنها تردید کنند، تنگه بسته میماند، قیمتها بالا میمانند و واشنگتن ممکن است هنوز به درون کشیده شود.
روزها و هفتههای آینده آزمایش خواهند کرد که آیا اروپا و کشورهای عرب خلیج فارس آمادهاند مسئولیتی را که ترامپ بهطور صریح بر دوش آنها گذاشته است، به عهده بگیرند—یا اینکه تله هرمز صرفاً صاحبش را تغییر میدهد.

