اواخر ماه گذشته، دولت ترامپ طرحی پانزدهمادهای را برای پایان دادن به جنگ به ایران ارائه داد که شامل خواستهای مبنی بر قطع حمایت تهران از گروههای نیابتی و شریک خارجی مانند حزبالله، حماس و حوثیهای یمنی و دیگران بود. به نظر میرسد رژیم به احتمال زیاد این پیشنهاد را رد خواهد کرد—که با توجه به اهمیت این گروهها در “صادرات انقلاب” و گسترش نفوذ تهران در سراسر منطقه، غیرمنتظره نیست. با این حال، هنوز مهم است که در نظر بگیریم چنین توافقی چه مواردی را شامل میشود و ایالات متحده چگونه میتواند شرایط آن را تأیید و اجرا کند—بخشی از این کار برای تقویت جامعه بینالمللی در سناریوهای احتمالی پس از جنگ که در آن رژیم به سادگی فعالیتهای نیابتی تروریستی خود را دوچندان میکند.
ترکیب یک توافق
هر توافقی بین ایالات متحده و ایران در مورد حمایت از “نیابتیها” باید بهطور دقیق و جامع باشد و تمام دامنه فعالیتهای مالی، نظامی، تروریستی و آموزشی در حمایت از چنین گروههایی را پوشش دهد و بهگونهای تنظیم شود که به ظرافتهای کمکهای ایرانی به هر گروه خاص توجه کند. (توجه: به منظور سادگی، اصطلاح “نیابتی” از این پس به معنای هر گروه تروریستی یا شبهنظامی فراملی که بهطور عملی با رژیم ایران متحد شده است، استفاده میشود؛ این شامل گروههایی مانند حوثیها میشود که بسیاری از کارشناسان آنها را بیشتر بهعنوان شرکای استراتژیک با تهران و نه نیابتیهای کاملاً تابع میدانند.) هدف این است که فضای حداقلی برای تهران باقی بماند تا از هرگونه ابهام سوءاستفاده کند. سیاستگذاران همچنین باید درک کنند که اجرای مؤثر چنین توافقی تلاش بسیار پیچیدهای خواهد بود که نیاز به همکاری بسیاری از دولتها، سازمانهای چندجانبه و بخش خصوصی دارد، و نه بهعنوان کمترین اولویت، توجه ویژه ایالات متحده در تخصیص منابع دیپلماتیک، اطلاعاتی و اجرای قانون.
بهطور کلی، ایران باید توافق کند که هیچ نوع حمایتی به هر نوع نهاد یا فرد تروریستی یا شبهنظامی ارائه ندهد—چه با استفاده از فهرستهای تعیین تروریستی دولت ایالات متحده یا فهرست جدیدی که در سازمان ملل توافق شده است. بهعنوان نقطه شروع، این فهرست باید شامل حزبالله، حماس، جهاد اسلامی فلسطینی، حوثیها و چندین شبهنظامی شیعه عراقی باشد. و در هر صورت، باید انعطافپذیری لازم را برای شامل کردن ورودیهای جدید، در صورت نیاز، داشته باشد تا اطمینان حاصل شود که تهران و نیابتیهایش نمیتوانند با تغییر نام نهادها یا ایجاد نهادهای جدید از این فرآیند دوری کنند. بهطور خاص، رژیم باید شرایط زیر را بپذیرد:
ایران دیگر هیچ پول، دارایی یا هر نوع حمایت مالی یا منابع دیگری به چنین نیابتیها ارائه نخواهد داد، چه از طریق بخش مالی رسمی و چه از طریق کانالهای غیررسمی (مانند صرافیها، حوالهها، پلتفرمهای ارز دیجیتال). بهویژه، باید طرحهای قاچاق نفتی را که بهعنوان یکی از اصلیترین روشهای حمایت از نیابتیها (بهویژه حوثیها و حزبالله) در سالهای اخیر عمل کرده است، متوقف کند.
ایران دیگر هیچ تجهیزات نظامی، از جمله موشکها، راکتها، پهپادها و سلاحهای بزرگ یا کوچک به نیابتیها ارائه نخواهد داد. همچنین از ارائه کمکهای فنی که به آنها کمک کند تا سلاحها را خود طراحی یا بهبود دهند، خودداری خواهد کرد.
ایران دیگر هیچ اقلام دو منظورهای که ممکن است کاربرد نظامی داشته باشند، از جمله قطعات پهپاد، پیشسازهای شیمیایی و سیستمهای هدایت و ارتباطات به نیابتیها ارائه نخواهد داد.
پرسنل نظامی ایرانی، بهویژه از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC)، دیگر هیچ نوع آموزشی به نیابتیها در داخل ایران یا خارج از آن ارائه نخواهند داد.
ایران تمام انواع برنامهریزی نظامی، تروریستی و عملیاتی با تمام نیابتیها را متوقف خواهد کرد و هرگونه واحدهای مشترک و سلولهای برنامهریزی که در حال حاضر در چنین تلاشهایی درگیر هستند، تعطیل خواهد کرد.
ایران از بهکارگیری تکنیکهای فریبنده برای پنهان کردن مشارکت خود در معاملات با نیابتیها، مانند ایجاد شرکتهای پوششی، جعل اسناد مربوط به کاربران نهایی و استفاده از پرچمهای کاذب برای حمل و نقل، خودداری خواهد کرد.
ایران از ارائه هرگونه اطلاعات به نیابتیها، بهویژه اطلاعاتی که ممکن است برای برنامهریزی یا انجام حملات استفاده شود، خودداری خواهد کرد.
ایران تمام مقامات نیابتی که در حال حاضر در قلمرو آن زندگی میکنند را اخراج خواهد کرد و همچنین تمام پرسنل سپاه پاسداران را که در قلمرو نیابتیها قرار دارند، حذف خواهد کرد.
ایران اعضای القاعده را که در قلمرو آن قرار دارند به ایالات متحده یا کشور مناسب دیگری تحویل خواهد داد و از ارائه پناهگاه به هر گروه یا شخصیت تروریستی دیگری که تعیین شده است، خودداری خواهد کرد.
شکافهای عمده
حتی اگر مذاکرهکنندگان ایرانی به توافق برای توقف حمایت از نمایندگان به عنوان بخشی از یک توافق بزرگتر دست یابند، سوابق رژیم نشان میدهد که احتمالاً به تمامی این تعهدات عمل نخواهد کرد. بنابراین، نظارت، کشف و متوقف کردن نقضها ضروری خواهد بود. با این حال، چندین شکاف موجود، تلاشهای ایالات متحده و جامعه بینالمللی را در این زمینه مختل خواهد کرد:
هیچ قطعنامهای از سوی شورای امنیت سازمان ملل وجود ندارد که بهطور رسمی اعلام کند که نمایندگان کلیدی ایرانی مانند حزبالله و حماس سازمانهای تروریستی هستند. مگر اینکه این وضعیت تغییر کند، بسیاری از کشورها احساس نخواهند کرد که موظف به اقدام علیه حمایت تهران از چنین گروههایی هستند.
برخی از دولتها به دلیل همراستایی ایدئولوژیک با رژیم یا خود نمایندگان، یا به دلیل انگیزههای دیگر، اجازه فعالیت نمایندگان ایرانی را در خاک خود دادهاند.
بسیاری از دولتها توانایی ردیابی یا مختل کردن شبکهها و طرحهای غیرقانونی ایرانی را ندارند.
بسیاری از نهادهای خصوصی—از جمله در بخش مالی—از اطلاعات لازم برای کشف بازیگران مرتبط با ایران برخوردار نیستند و در حال حاضر آمادگی لازم برای حضور در خط مقدم این نبرد را ندارند. به عنوان مثال، شرکتهایی که اقلام دو منظوره تولید یا حمل و نقل میکنند، اغلب تمایل یا توانایی انجام دقت لازم برای تعیین کاربر نهایی محصولات خود را ندارند. در نتیجه، تهران و نمایندگانش میتوانند به راحتی شرکتهای پوششی ایجاد کنند، با حداقل ترس از اینکه شرکتها یا نهادهای مالی ارتباطات ایرانی را کشف کنند.
حتی اگر توافقی برای نمایندگان اجرا شود و مقامات شواهدی به دست آورند که ایران ممنوعیت انتقال تجهیزات یا فناوری نظامی را نقض کرده است، تعیین اینکه آیا این اقلام قبل یا بعد از توافق ارائه شدهاند، چالشی خواهد بود.
نتیجهگیری واضح است: در شرایط کنونی، ایران با دشواری چندانی نمیتواند از تحریمها و تلاشهای اجرایی فرار کند تا به ادامه تسلیح، تأمین مالی و آموزش نمایندگان خود در سراسر جهان بپردازد.
به سوی نظارت و تأیید مؤثر
برای اینکه توافق نمایندگان شانس موفقیت داشته باشد، ایالات متحده و شرکای آن باید چندین اقدام انجام دهند:
به طور چشمگیری منابع ایالات متحده را که به این موضوع اختصاص یافته است، افزایش دهند، به ویژه در زمینههای اجرای قانون، اطلاعات و دیپلماسی. وزارت امور خارجه در سال گذشته با کاهشهای عمدهای مواجه شده است، بنابراین نیاز به تقویت نیروی انسانی دارد تا یک کمپین دیپلماتیک را برای بسیج جامعه بینالمللی در حمایت از کمپین اجرایی رهبری کند. به همین ترتیب، تلاشهای مقابله با نمایندگان باید به یک اولویت اصلی برای FBI، وزارت امنیت میهن و جامعه اطلاعاتی گستردهتر تبدیل شود. دولت ترامپ همچنین باید منابع را به دفتر تروریسم و اطلاعات مالی وزارت خزانهداری افزایش دهد و آن را قادر سازد تا تحریمهای جدیدی علیه نهادهای درگیر در هرگونه تخلف صادر کند و هرگونه تلاش برای دور زدن تحریمها را پیگیری و مقابله کند. در حال حاضر، این دفتر نسبتاً کوچک است و مسئولیت برنامههای تحریمی متعددی (مانند تحریمهای علیه روسیه، ونزوئلا و مجرمان سایبری) را بر عهده دارد، بنابراین افزایش وظایف آن بدون ارائه منابع کافی میتواند آن را تحت فشار قرار دهد.
همکاری با بخش خصوصی را به شدت افزایش دهند. این شامل تلاشهای همکاری عمده با شرکتهایی است که ارزهای دیجیتال را ردیابی میکنند. تا به امروز، این شرکتها کارهای چشمگیری در شناسایی استفاده از ارزهای دیجیتال توسط سپاه پاسداران و نمایندگان انجام دادهاند؛ واشنگتن میتواند با ارائه بودجه دولتی به گسترش این تلاشها کمک کند. مقامات ایالات متحده همچنین باید تبادل اطلاعات با نهادهای مالی را افزایش دهند—برای مثال، اطلاعات طبقهبندی شدهای که به آنها کمک میکند تا بهتر روشهای عملیاتی تهران را درک کنند، بازیگران بد مرتبط با رژیم را شناسایی کنند و فعالیتهای آنها را پیگیری کنند.
بیشتر همکاری را از کشورهایی که ایران و نمایندگان آن در آنجا فعالترین بودهاند، جلب کنند. کشورهای زیر به ویژه برای این تلاش حیاتی خواهند بود: چین، عراق، لبنان، عمان، قطر، سوریه، ترکیه، امارات متحده عربی و یمن. نمایندگان ایرانی در تمام این مناطق فعال هستند و دولتهای آنها کار بسیار کمی برای مقابله با این تهدید انجام دادهاند. واشنگتن باید آنها را متقاعد کند که بیشتر اقدام کنند—یا به طور داوطلبانه یا از طریق افزایش فشار.
حمایت چندجانبه حیاتی را جلب کنند. یک قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل که به تعهد ایران به توافق اشاره کند و حمایت بیشتر از نمایندگان را ممنوع کند، ضروری خواهد بود. حتی اگر سازمان ملل مایل به نامگذاری این نمایندگان به عنوان تروریست نباشد، میتواند با منع ایران از کمکهای مادی به آنها، به تقویت این توافق کمک کند. این به نوبه خود به کشورهای عضو دلیل و پوشش بیشتری برای تحقیق و مقابله با فعالیتهای رژیم در خارج از کشور خواهد داد. به عنوان مثال، مقامات میتوانند رژیمهای بازرسی و بازداشت مرتبط با محمولههای دریایی ایرانی و انتقالات مرزی را افزایش دهند. آنها همچنین میتوانند از ممنوعیتهای سفر برای برجسته کردن فعالیتهای operatives و مربیان مهم سپاه پاسداران استفاده کنند. علاوه بر این، میتوان یک پنل کارشناسی برای نظارت و گزارش عمومی در مورد انطباق ایران با قطعنامه سازمان ملل ایجاد کرد. برای کشورهایی که همچنان اجازه میدهند ایران و نمایندگان آن از قلمرو آنها سوءاستفاده کنند، واشنگتن میتواند از گروه ویژه اقدام مالی (FATF) بخواهد که آنها را به لیست سیاه یا “لیست خاکستری” خود اضافه کند. دو کشور—ترکیه و امارات متحده عربی—در سال 2024 از لیست خاکستری حذف شدند، اما مشکلات همچنان ادامه دارد، بنابراین دولت ترامپ باید آنها را تحت فشار قرار دهد تا عملکرد خود را بهبود بخشند یا در معرض بازگشت به لیست قرار گیرند. به عنوان اهرم بیشتر، وزارت خزانهداری میتواند هر کشوری یا نهاد مالی که به فعالیتهای غیرقانونی ایرانی ادامه میدهد، تحریم کند.
کمکهای فنی به کشورهای داوطلب که فاقد توانایی برای شناسایی و مختل کردن فعالیتهای مالی، تأمین و لجستیکی ایران هستند، ارائه دهند. این میتواند شامل آموزش، مشاوره و تجهیزات برای نهادهایی مانند گارد ساحلی یمن، نهادهای نظارتی مالی در عراق و نیروهای امنیت مرزی در جیبوتی، لبنان، عمان و سوریه باشد.
ادامه ساخت ائتلافهای بینالمللی گسترده علیه تروریسم مرتبط با ایران. ایالات متحده باید از گروه هماهنگی اجرای قانون (LECG) و انجمن مقابله با تروریسم فراملی (CTTF)—تنها پلتفرمهای جهانی تأسیس شده برای مقابله با تروریسم ایرانی—به عنوان پلتفرمهای اصلی برای آموزش سایر دولتها و افزایش همکاری بینالمللی در این زمینهها استفاده کند.

