چه اتفاقی افتاد؟
کمی پیش از مهلت رئیسجمهور دونالد ترامپ برای ایران به منظور بازگشایی تنگه هرمز—که در غیر این صورت ایالات متحده زیرساختهای غیرنظامی ایران را نابود میکرد و به گفته رئیسجمهور، “یک تمدن کامل امشب میمیرد”—دو طرف به یک آتشبس دو هفتهای توافق کردند. این توافق بهوسیله نخستوزیر پاکستان، شهباز شریف و رئیس ستاد ارتش، عاصم منیر، با مشارکت ترکیه و مصر میانجیگری شد.
شریف نتیجه را در توییتی اعلام کرد و گفت که “[هیئتهای آمریکایی و ایرانی] را به اسلامآباد در روز جمعه، ۱۰ آوریل ۲۰۲۶ دعوت کردهام تا برای دستیابی به یک توافق نهایی برای حل تمام اختلافات بیشتر مذاکره کنند.” نخستوزیر همچنین اعلام کرد که آتشبس بلافاصله برقرار خواهد شد و شامل “لبنان و سایر مناطق” خواهد بود. در مقابل، نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، در توییتی نوشت که اسرائیل از “تصمیم ایالات متحده برای تعلیق حملات علیه ایران به مدت دو هفته مشروط به بازگشایی فوری تنگهها و توقف تمام حملات به ایالات متحده، اسرائیل و کشورهای منطقه” حمایت میکند، اما همچنین افزود که “[آتشبس دو هفتهای شامل لبنان نمیشود].”
چرا این موضوع اهمیت دارد؟
این آتشبس یک روز پرتنش را که ترامپ و ایرانیها در آن درگیر بازی خطرناکی بودند، به پایان رساند. رئیسجمهور ایالات متحده در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی Truth Social اعلام کرد که ایران را نابود خواهد کرد، که این موضوع واکنش بسیار منفیای در میان پایگاه محافظهکار خود رئیسجمهور به همراه داشت. گزارشها همچنین نشان دادند که ایرانیها مذاکرات با واشنگتن را متوقف کردهاند و معاون اول رئیسجمهور ایران در یک پست رسانه اجتماعی گفت: “پاسخ ما به خشونت دشمن، ایستادگی بر منافع ملیمان و تکیه بر قدرت درونی ملت بزرگ ایران است.” با این حال، بهنظر میرسید که هیچیک از طرفین علاقهای به ادامه درگیری ندارند—هم بهخاطر ویرانی وحشتناکی که ایالات متحده آماده بود بر ایران تحمیل کند و هم بهخاطر اینکه بهنظر میرسید هیچ اقدام مؤثری از سوی آمریکاییها برای بازگشایی تنگه هرمز وجود ندارد.
اینکه اسرائیلیها عملیات نظامی خود را در لبنان ادامه دادند، دو سوال بزرگ بیپاسخ گذاشت: چرا تهران با ایالات متحده و اسرائیل به آتشبس توافق کرد، در حالی که پیشتر هیچ چیزی کمتر از توقف کامل خصومتها را نپذیرفته بود؟ و آیا با آتشبس که لبنان را شامل نمیشد، توافق کرد، در حالی که بر لزوم گنجاندن لبنان در هرگونه توافقی تأکید کرده بود؟ پاسخ به سوال اول بهنظر واضح میرسید، یعنی اینکه چشمانداز تشدید عمده ایالات متحده علیه زیرساختهای ایران، به رهبری ایران هیچ اهرمی برای تحمیل آتشبس دائمی باقی نمیگذاشت.
در مورد سوال دوم، عدم پذیرش اسرائیل برای گنجاندن لبنان در آتشبس، برای ایران یک معضل ایجاد کرد. اگر ایران به احترام به آتشبس ادامه میداد، با وجود نقضهای اسرائیل در لبنان، این موضوع تنها به معنای رها کردن متحدان لبنانیاش بود و به این معنا بود که هدف آنها تنها خدمت به عنوان نیروی انسانی ایرانی است. از سوی دیگر، اگر ایران بهدلیل عدم رعایت آتشبس توسط اسرائیل از اجرای آن امتناع میکرد، این موضوع به نفع اسرائیل بود، زیرا اسرائیل از آتشبس راضی نبود. در واقع، در تاریخ ۵ آوریل، نتانیاهو به ترامپ هشدار داد که در این مرحله با آتشبس موافقت نکند.
بازگشایی تنگه هرمز بهعنوان یک پیروزی بزرگ توسط ترامپ مطرح خواهد شد، حتی اگر ایرانیها نشان داده باشند که بازگشایی آن به مدت دو هفته “از طریق هماهنگی با نیروهای مسلح ایران و با توجه به محدودیتهای فنی” انجام خواهد شد. صبح روز بعد از آتشبس، این موضوع آرامش موقتی را به بازارها آورد و قیمت نفت خام برنت به میزان ۱۵ درصد کاهش یافت و به زیر ۹۳.۸۲ دلار در هر بشکه رسید. در هفتههای اخیر، ترامپ تلاش کرده بود تا اقتصاد ایالات متحده را از تأثیر جنگ با ایران جدا کند، اما بهنظر میرسید که به انتهای توانایی خود در این زمینه نزدیک شده است، زیرا واضح بود که ایالات متحده هیچ راهحل فوری برای بازگشایی تنگه هرمز ندارد.
پیامدها برای آینده چیست؟
در توافق آتشبس، موارد زیادی وجود دارد که هنوز ناشناخته مانده است. یکی از نکات جالب، اظهارنظر ترامپ بود که ایالات متحده پیشنهادی دهنقطهای از ایران دریافت کرده و “باور دارد که این یک مبنای قابلعمل برای مذاکره است.” ایران به تازگی طرح خود را منتشر کرده است، اما مقامات آمریکایی میگویند نسخه منتشرشده با آنچه ترامپ به آن اشاره کرده، مطابقت ندارد. این پیشنهاد شامل توافق عدم تجاوز ایالات متحده به ایران، ادامه کنترل ایران بر تنگه هرمز، خروج تمام نیروهای نظامی ایالات متحده از خاورمیانه، پذیرش حق غنیسازی هستهای ایران، غرامت برای خسارات جنگ، و لغو تمام تحریمهای اولیه و ثانویه علیه ایران، در میان موارد دیگر است.* دشوار است که تصور کنیم دولت ترامپ بر سر چنین شرایطی مذاکره کند. در واقع، طرح ایرانی پاسخی به یک طرح پانزدهنقطهای به شدت سختگیرانه بود که ایالات متحده در اواخر مارس ارائه کرده بود. بنابراین، طرفین دقیقاً در اسلامآباد در اواخر این هفته درباره چه چیزی بحث خواهند کرد؟ آیا این یک پیشنهاد ترکیبی، یک توافق جدید، یا چیز دیگری است؟ به نظر میرسد هیچکس نمیداند.
سؤال دوم، هرچند کمتر فوری، ممکن است پیامدهای بلندمدتی داشته باشد. به گفته ترامپ، چین برای متقاعد کردن ایران به مذاکره با ایالات متحده مداخله کرده است، جزئی که مقامات ایرانی آن را تأیید کردند. به یاد داشته باشید که در طول جنگ عربی-اسرائیلی اکتبر ۱۹۷۳، پس از رسیدن به توافق آتشبس، اتحاد جماهیر شوروی تهدید به مداخله نظامی کرد زمانی که اسرائیل به حملات خود علیه ارتش سوم مصر ادامه داد. دولت نیکسون در پاسخ، نیروهای آمریکایی را بسیج کرد، زیرا وزیر امور خارجه آن زمان، هنری کیسینجر، میخواست به هر قیمتی از پایان جنگ به دلیل اولتیماتوم شوروی جلوگیری کند، که این امر موقعیت مسکو را به هزینه واشنگتن تقویت میکرد. با این حال، اعتراف ترامپ درباره چین دقیقاً همان چیزی را انجام داد که کیسینجر سعی در جلوگیری از آن داشت—به تصویر کشیدن رقیب جهانی واشنگتن به عنوان یک بازیگر مسئول که جهان را از جنگ دیوانهواری که توسط ایالات متحده و اسرائیل تحریک شده، نجات میدهد. این موضوع پیامدهای بینالمللی خواهد داشت و به نفع آمریکا نخواهد بود.
موضوع نهایی که باید به آن توجه کرد، نحوه پیشرفت وضعیت در لبنان و واکنش ایران به امتناع اسرائیل از پذیرش آتشبس در عرصه لبنانی است. در تاریخ ۸ آوریل، اسرائیل به بمبارانهای سنگین در مکانهای مختلف در لبنان، از جمله مناطقی در بیروت مرکزی که معمولاً هدف قرار نمیگیرند، پرداخت که منجر به تعداد زیادی کشته و زخمی شد. به نظر میرسید این تلاش اسرائیلیها برای خراب کردن توافق آتشبس باشد، زیرا آنها متوجه شدند که ایران نمیتواند به راحتی آسیبهای reputational ناشی از امضای آتشبس در داخل کشور را در حالی که به جنایات اسرائیل در لبنان بیتوجه است، تحمل کند. بنابراین، تهران ممکن است تمایل داشته باشد که به توافق آتشبس بازنگردد، یا حداقل اجرای آن را مشروط کند.
با این حال، فراتر از آتشبس، پایان درگیری چه معنایی برای جایگاه لبنان در هر توافق نهایی بین ایالات متحده و اسرائیل خواهد داشت؟ آیا محدود کردن نیروهای حامی ایران در منطقه بخشی از توافق مذاکرهشده بین واشنگتن و تهران خواهد بود؟ آیا این حتی با توجه به احساس آسیبپذیری امروز ایران قابل تصور است؟ از سوی دیگر، اگر یک توافق گسترده به متحدان ایران نپردازد، اسرائیل این را به عنوان یک شکست بزرگ خواهد دید، همانطور که دولت لبنان نیز که به شدت در تلاش است لبنان را از درگیری در جنگهای نیابتی منطقهای دور نگه دارد، خواهد دید. این بدان معناست که کشوری که به نظر میرسد اولویتی برای هیچکس ندارد، ممکن است در ماهها و سالهای آینده با مشکلات جدیدی مواجه شود.

