هرگز برای فکر کردن به آنچه پس از پایان یک جنگ اتفاق میافتد، زود نیست. بخشی حیاتی از برنامهریزی سیاست، از مراحل اولیه یک درگیری، تعیین نه تنها اهداف سیاستی، بلکه همچنین اقداماتی است که میتوان برای کاهش رنج و بازسازی زیرساختهای مدنی و اقتصادی انجام داد—سیستمهایی که برای اطمینان از اینکه یک کشور شکوفا، دموکراتیک، محترم به حقوق بشر و در مسیر مشارکت پایدار و صلحآمیز در جامعه بینالمللی است، ضروری هستند. برکناری اخیر رئیسجمهور ونزوئلا، نیکلاس مادورو، جنگ در ایران و گزارشهایی مبنی بر اینکه رژیم کوبا در آستانه سقوط است، در حالی که رئیسجمهور دونالد ترامپ آن را “بعدی” اعلام میکند، اهمیت این برنامهریزی، وسعت و عمق نیازهایی که به وجود میآید و ضرورت ابزارهای سیاست خارجی که میتوانند به آنها پاسخ دهند را به وضوح نشان داده است. این بخش از “واکنش کارشناسان” به بررسی شکافها و نیازهای خاصی میپردازد که از این درگیریهای نظامی ناشی میشود و بررسی میکند که چگونه میتوان یا باید به آنها رسیدگی کرد، از مرحله پیشبرنامهریزی تا دورهای که پس از خاموش شدن سلاحها آغاز میشود.
چه کسی به جامعه مدنی گوش میدهد؟
اندرو فریدمن، مدیر و پژوهشگر ارشد، ابتکار حقوق بشر
انتقال از اقدام نظامی به دموکراسی و رفاه نیازمند همکاری با افرادی است که به مدت طولانی برای دموکراسی و رفاه تلاش کردهاند. سازمانهای جامعه مدنی، به همراه افرادی که در محلهها و جوامع فعال هستند، بهترین موقعیت را برای درک آنچه که برای دستیابی به صلح پایدار، رشد اقتصادی و پاسخگویی دموکراتیک ضروری است، دارند. رویکردهای موردی به انتقال در ونزوئلا و تلاش برای تغییر رژیم در ایران، کمبود همکاری دولت ایالات متحده با بازیگران جامعه مدنی را به وضوح نشان داده است، که این خود یک نقطه قوت سنتی آژانس توسعه بینالمللی ایالات متحده (USAID) و چندین دفتر حذف شده یا تضعیف شده وزارت امور خارجه است.
ونزوئلای پس از مادورو عمق این شکاف را نشان داده است. پس از نصب دلسی رودریگز به عنوان رئیسجمهور موقت ونزوئلا، دولت ترامپ ادعا کرد که ماریا کورینا ماچادو حمایت کافی در کشور ندارد، نظری که هم توسط رأیدهندگان و هم فعالان کشور مورد چالش قرار گرفت. تداوم رژیم نه تنها انتقال را متوقف نکرده بلکه به سرکوب مداوم گروههایی که بهترین توانایی را برای ایفای نقش در انتقال دارند، اجازه داده است. یک گزارش اخیر سازمان ملل به عمق مشکل اشاره میکند و مشاهده میکند که “ماشینآلات سرکوبگر دولتی… همچنان فعال است” و منجر به “آزار و اذیت مداوم شخصیتهای مخالف و خبرنگاران” شده است، از جمله دستگیری حداقل 87 مدافع حقوق بشر.
ایران نیز داستان مشابهی را روایت میکند. تنها چند ماه پیش، ایرانیان به طور گسترده به خیابانها آمدند و دوباره قدرت سرکوبگر کامل دولت را مشاهده کردند، با برآورد مرگها بین 6,000 تا 30,000. با این خاطرات هنوز تازه، از زمان آغاز حملات هوایی ایالات متحده و اسرائیل، دولت ایران بار دیگر سرکوب شدید مخالفان را آغاز کرده است.
سؤالاتی درباره اینکه آینده چه خواهد بود، به ویژه برای فعالان نگرانکننده است و آنها را در موقعیتی دشوار قرار میدهد، با ظاهری از فرصت برای گسترش کارشان اما نگرانی همزمان از اینکه اگر اوضاع در نهایت تغییر نکند، در سرکوب گرفتار خواهند شد. درک بیشتر و مشاوره با جامعه مدنی ممکن است تغییراتی در پیگرد قانونی جنگ یا اقدام نظامی ایجاد نکند. این ممکن است رأی تعیینکنندهای برای یا علیه یک کمپین بمباران نباشد. با این حال، زمانی که تلاش میشود تا از کمپین نظامی به دورهای جدید عبور کرد، این امر حیاتی است. احیای این روابط برای مدت طولانی، به همراه وجود بخشهای پایدار و توانمند از دولت ایالات متحده که آنها را در دست دارند، اطمینان میدهد که حتی زمانی که ایالات متحده راه روشنی به جلو نمیداند، شرکایی دارد که سالها به بررسی مسیرهای ممکن پرداختهاند.
استراتژی ایالات متحده پس از درگیری در دورهای از کاهش کمکهای خارجی چگونه است؟
اینوه تی. ابونگ، رئیس، بخش توسعه جهانی
در موفقیتهای قابل توجه در شرایط پس از درگیری، ایالات متحده به تلاشها بهصورت هماهنگ، پایدار و بهدرستی ترتیبدادهشده نزدیک شد، هم در درون دولت ایالات متحده و هم در میان شرکای بینالمللی. این رویکرد بر صلح، ثبات و توسعه اقتصادی اولویت میدهد، بهطوریکه نتایج تجاری پس از وضعیتهای اضطراری انسانی مانند جریانهای پناهندگی و اسکان افراد جابجا شده بهزور بهدست میآید.
بهعنوان مثال، در آنگولا، بوسنی و هرزگوین، اندونزی (بهویژه آچه)، موزامبیک و رواندا، نهادها و برنامههای مختلف ایالات متحده—از جمله کاخ سفید، اداره بینالمللی مواد مخدر و اجرای قانون وزارت امور خارجه و اداره منابع انرژی، USAID، وزارت دفاع، وزارت کشاورزی، شرکت چالش هزاره، طرح اضطراری رئیسجمهور برای کمک به مبتلایان به ایدز (PEPFAR)، صلحطلبان، تغذیه برای آینده، ابتکار رئیسجمهور برای مالاریا، بودجه قانون حمایت از دموکراسیهای اروپای شرقی (SEED)، بانک صادرات و واردات ایالات متحده و شرکت سرمایهگذاری خصوصی خارجی (اکنون DFC)—با شرکای بینالمللی و سازمانهای منطقهای و چندجانبه همکاری کردند تا صلح، امنیت و توسعه پایدار را در این کشورها فراهم کنند که تا حد زیادی همچنان ادامه دارد.
اما دولت ترامپ برخی از این ابزارها را حذف کرده و بهطور قابل توجهی بودجه دیگران را کاهش داده است. هیچ بسته هماهنگ از تعامل دیپلماتیک، ظرفیت بازسازی غیرنظامی و تقسیم بار چندجانبه در ونزوئلا بهگونهای که سوابق تاریخی نشان میدهد لازم است، به کار گرفته نمیشود. علاوه بر این، ظرفیت نهادی برای بهکارگیری چنین بستههایی بهطور عمدی از بین رفته است.
بههمین اندازه مهم است که بر روی فرآیندهای موجود و ظرفیتهای محلی بنا شود و از آنها بهرهبرداری شود، که احتمال موفقیت در تلاشهای بازسازی خودکفا را بیشتر میکند. در نهایت، سرمایهگذاری بخش خصوصی به یک وضعیت پس از درگیری جذب خواهد شد که بازسازی شامل مدیریت تورم در حین دستیابی به رشد، استفاده مؤثر و کارآمد از کمکها و ایجاد محیطی معقول برای سرمایهگذاری باشد، در حالی که به خودمختاری مالی معقول دست یابد. رویکرد به بازسازی، تا کنون، درک یا بهرهبرداری از این فرآیندها نبوده است و نه تقویت و هماهنگی در ظرفیتهای دولت ایالات متحده، بلکه بهجای آن تلاش برای ترغیب بازیگران بخش خصوصی به ورود به میدان بوده است.
پس، چه کاری میتوان انجام داد؟
اکنون زمان آن است که ابزارهای موجود را ارزیابی کنیم و درباره چگونگی ساخت ظرفیت در ایالات متحده برای کمک به تحقق اهداف اعلام شده دولت ایالات متحده و حمایت از کشورهای پس از بحران یا در معرض بحران مانند ونزوئلا فکر کنیم. به عنوان مثال، مطابق با مأموریت توسعهای خود، شرکت بینالمللی توسعه ایالات متحده میتواند سرمایهگذاریهای خود را در پروژههایی که به تحول پس از انتقال کمک میکنند، افزایش دهد. رویکرد مرتبط دیگر این است که صلاحیتهای آژانس تجارت و توسعه ایالات متحده را بررسی کنیم تا ببینیم آیا میتوان آنها را گسترش داد تا پروژهها را بیشتر به خط پایان برسانیم و به خط لوله DFC پس از مطالعه امکانسنجی منتقل کنیم. تأمین مالی شکاف قابلیت برای پروژههای استراتژیک که ریسک زیادی برای مؤسسات مالی توسعه دارند—یا ارائه برخی تسهیلات در مأموریت ترویج صادرات آژانس زمانی که یک ضرورت امنیت ملی وجود دارد—به آژانس تجارت و توسعه ایالات متحده این امکان را میدهد که سرمایهگذاریها را توسط DFC و دیگران در محیطهای چالشبرانگیز، از جمله آنهایی که وعده تجاری دارند، تسهیل کند.
شفافیت به عنوان ابزاری برای شرکتها در زمینههای پس از بحران
براد بروکس-روبین، همکار ارشد (غیر مقیم)، ابتکار حقوق بشر و برنامه اقتصاد و کرسی شول در تجارت بینالملل
با افزایش ارجاع به تحریمها و سایر ابزارهای فشار اقتصادی به عنوان “جنگ اقتصادی”، ایالات متحده نیاز دارد تا به طور واضحتری در مورد استراتژیها و راههای خروجی که برای انتقال از دورههای تحریم شدید به شرایط سرمایهگذاری باز و مسئولانه استفاده میکند، فکر کند. این نیاز در شرایط پس از درگیری یا پس از اقداماتی مانند آنچه در ونزوئلا انجام شد، به ویژه مشهود است، جایی که یک دولت ایالات متحده در تلاش است تا سرمایهگذاری را تشویق کند و نتایج اقتصادی را به سرعت نشان دهد.
شرکتها و سیستمهای مالی گستردهتری که به آنها وابستهاند، برای عملکرد مؤثر به ثبات، پیشبینیپذیری و تداوم نیاز دارند؛ که همه اینها معمولاً در پی یک درگیری یا اختلال دیگر که منجر به تغییرات عمده دولتی میشود، به شدت کمبود دارد. به همین ترتیب، دولت ایالات متحده و مالیاتدهندگان، همچنین جمعیتهای تحت تأثیر و دولتهای جدید، اغلب در تلاشند تا درک کنند که شرکتها چه اقداماتی انجام میدهند، با چه کسانی همکاری میکنند و آیا منافع ایالات متحده (و در صورت امکان، منافع محلی) واقعاً پیشرفت میکند یا خیر.
برای شرکتهایی که به دنبال سرمایهگذاری و فعالیت در محیطهای پس از درگیری هستند (یا به آنها توصیه میشود که این کار را انجام دهند)، یافتن آن ثبات و پیشبینیپذیری میتواند چالشبرانگیز باشد و معمولاً با انجام تحقیقات دقیق گسترده آغاز میشود. حتی زمانی که آن تحریمهای شدید کاهش مییابد یا به طور کامل حذف میشود، سؤال “آیا میتوانیم این کار را انجام دهیم” به سادگی به “آیا باید این کار را انجام دهیم” تبدیل میشود—سوالی که میتواند برای یک شرکت پاسخ دادن به آن بسیار پیچیدهتر باشد.
در دهه ۲۰۱۰، در زمینه انتقال در میانمار، دولت ایالات متحده مکانیزمی به نام الزامات گزارشدهی سرمایهگذاری مسئولانه توسعه داد که به دنبال ساخت بر اساس همان تحقیقات دقیقی بود که شرکتها از قبل انجام میدادند و از آن به عنوان ابزاری برای برآورده کردن منافع دولتی و عمومی در شفافیت و نیازهای بازار برای پیشبینیپذیری استفاده میکرد. این گزارشدهی همچنین به شرکتها این فرصت را میداد تا به همه ذینفعان توضیح دهند که چه اقداماتی را قصد دارند انجام دهند، چگونه و با کدام شرکا. قطعاً جنبههایی وجود داشت که به خوبی عمل نکردند، اما مفهوم گزارشدهی تحقیقات دقیق عمومی که به دولت ایالات متحده ارائه شد، به طور کلی مورد استقبال قرار گرفت (یک شرکت بزرگ حتی گزارشی ارائه داد زمانی که معتقد بود نیازی به این کار ندارد، که در زمینه گزارشدهی شرکتی نادر است).
انتقال به یک استقرار منظم و سازگار از الزامات گزارشدهی سرمایهگذاری مسئولانه به عنوان بخشی از استراتژی اقتصادی پس از درگیری میتواند به اطمینان از این که پایان جنگ اقتصادی به آیندهای صلحآمیز و سودآور منتقل میشود، کمک کند. زمان فکر کردن به این نگرانیها در حین سقوط بمبها نیست، بلکه در مراحل برنامهریزی است.
رئیسجمهور ترامپ تهدید به جنایات جنگی میکند
استیون موریسون، معاون ارشد و مدیر، مرکز سیاستهای بهداشت جهانی، و لئونارد روبنشتاین، همکار ارشد (غیر مقیم)، مرکز سیاستهای بهداشت جهانی
رئیسجمهور ترامپ در روز یکشنبه عید پاک، ۵ آوریل، از یک آستانه تاریخی عبور کرد و بهطور صریح تهدید به اقداماتی کرد که میتواند بهعنوان جنایات جنگی علیه غیرنظامیان ایرانی و زیرساختهای غیرنظامی تلقی شود و بعداً تهدید کرد که یک “تمدن کامل” را از بین خواهد برد. این اظهارات نشاندهنده پذیرش بیسابقه تهدیدات جنایات جنگی بهعنوان ابزاری سیاسی توسط یک رئیسجمهور ایالات متحده است، در زمانی که حقوق بشر بینالملل در حال حاضر تحت فشار است و جنگ ایالات متحده-اسرائیل با ایران میتواند در هر لحظه به شدت تشدید شود. این اظهارات شکافهای عمیق و در حال گسترشی را در ظرفیت نهادهای ایالات متحده برای پاسخگویی نمایان میسازد.
این تغییر بعید است با مقاومت قابل توجهی—آشکار یا غیرآشکار—از سوی ارتش ایالات متحده مواجه شود، با وجود سوابق آن در چند دهه اخیر در رعایت قواعدی که بهمنظور حفاظت از جمعیتهای غیرنظامی در درگیریها طراحی شدهاند. محدودیتهای نهادی بر پاسخگویی هماکنون مشهود است. اظهارات رئیسجمهور پس از تحقیر کنوانسیونهای ژنو توسط پیت هگست، وزیر دفاع، و اخراج اعضای ارشد سپاه قضایی ارتش مطرح شده است. این اظهارات همچنین در میان کاهش کارکنان در مرکز حفاظت از غیرنظامیان وزارت دفاع، که مسئول اجرای طرح کاهش و پاسخ به آسیبهای غیرنظامی است، مطرح میشود. بهطور کمتر غمانگیز، این اظهارات در پی سریعترین و گستردهترین پاکسازی ردههای ارشد نظامی ایالات متحده در تاریخ این کشور مطرح شده است—که با پاکسازیهایی که رئیسجمهور شی در میان رهبری نظامی چین انجام میدهد، همتراز یا فراتر است.
رئیسجمهور ترامپ اکنون ایالات متحده را بهعنوان یک عنصر خارج از قاعده و تهدیدی برای حقوق بشر بینالملل در زمانی که بیمجازاتی برای نقضها و تفسیرهای بدخواهانه که اصول اساسی آن را تضعیف میکند، در حال رشد است، معرفی کرده است. با این کار، ترامپ در کنار ایران و روسیه قرار میگیرد و دیگر کشورهای سرکش را به پیروی دعوت میکند. در این فرآیند، اعتبار اخلاقی ایالات متحده از بین میرود. بهنظر میرسد فشارهای معنادار متقابل کمی در حال وقوع است.
زمانی که بیمارستانها و مؤسسات تحقیقاتی پزشکی مانند مؤسسه پاستور در تهران مورد حمله قرار میگیرند، همانطور که در ۲ آوریل اتفاق افتاد، کمتر و کمتر مهم است که چه کسی مقصر است—اسرائیل یا ایالات متحده—بلکه این است که آنها بیاحترامی آشکاری به قانون را نشان میدهند.
چه ترامپ به تهدید خود علیه ایران عمل کند یا نه، آنچه احتمالاً در درگیریها در سراسر جهان رخ خواهد داد، حملات به تأسیسات آب و نمکزدایی، دانشگاهها، بیمارستانها و کلینیکها، محلههای مسکونی، حمل و نقل عمومی و صنایع کود و دیگر صنایع ضروری برای امنیت غذایی خواهد بود.
پس چه اتفاقی خواهد افتاد؟
رهبران ایالات متحده با گرایشهای بسیار متفاوت باید به جلو بیایند و به حملات به غیرنظامیان و فروپاشی کامل تعهدات ایالات متحده به حفاظت از آنها در زمان جنگ اعتراض کنند و همچنین به طور فوری برای بازگرداندن احترام ایالات متحده به حقوق بشر بینالمللی در وزارت دفاع فشار بیاورند. باید صدای بیشتری از جمهوریخواهان و دموکراتها در کنگره شنیده شود، از جمله سناتورهایی مانند لیندسی گراهام که کار خود را به عنوان قاضی وکیل عمومی آغاز کرده و در زمان تهدید حقوق بشر بینالمللی در اوکراین و جاهای دیگر، مدافع پرشور آن بوده است؛ رهبران مذهبی، از جمله پاپ لئو XIV؛ کارشناسان سیاست خارجی و امنیت؛ و افسران ارشد بازنشسته نظامی ایالات متحده.
در سطح بینالمللی، به شدت به یک ائتلاف وسیعتری از کشورها نیاز است که خلأ را پر کند و در برابر نزول ایالات متحده به جنایات جنگی به عنوان سیاست مقاومت کند. یکی از مسیرهای امیدوارکننده: برزیل، چین، فرانسه، اردن، قزاقستان و آفریقای جنوبی به کمیته بینالمللی صلیب سرخ پیوستهاند تا ابتکاری برای تحریک تعهدات سیاسی به حقوق بشر بینالمللی راهاندازی کنند. این باید اکنون به فشارهای شدید و علنی بر ایالات متحده برای تغییر مسیر و درخواستهای بلند برای آن رهبران و نهادهای ایالات متحده که از آنچه در حال وقوع است، شگفتزده شدهاند، تبدیل شود تا اعتراضات خود را بیان کنند.
جنگ با ایران اهمیت برنامهریزی دیپلماتیک و انسانی را نشان میدهد
ویل تودمن، رئیس دفتر، دپارتمان ژئوپلیتیک و سیاست خارجی؛ و پژوهشگر ارشد، برنامه خاورمیانه
تصمیم دولت ترامپ برای آغاز عملیات خشم حماسی در حالی که ظرفیت دیپلماتیک و انسانی ایالات متحده در خاورمیانه کاهش یافته بود، بیثباتی این منطقه را تشدید کرده و توانایی ایالات متحده برای مدیریت پیامدهای آن را محدود کرده است.
نخست، کاهش حضور دیپلماتیک ایالات متحده، توانایی دولت را در هماهنگی پاسخ و مدیریت پیامدهای این درگیری تضعیف کرد. تنها سه کشور از نه کشوری که ایران در ۲۸ فوریه به آنها حمله کرد، دارای سفیران ایالات متحده بودند و دولت هیچ نامزدی را برای بالاترین مقام متمرکز بر خاورمیانه در وزارت امور خارجه معرفی نکرده بود. در حالی که کاخ سفید به تصمیمگیری متمرکز تمایل داشته و عنصر غافلگیری را در عملیات نظامی خود تبلیغ کرده است، فقدان مقامهای دیپلماتیک ارشد متمرکز بر خاورمیانه، جریان تخصصهای منطقهای و دیدگاههای مخالف را کاهش داد. علاوه بر جامعه اطلاعاتی ایالات متحده، شرکای خلیج فارس و کارشناسان منطقهای نیز نسبت به خطرات تشدید تنش هشدار داده بودند. با این حال، نبود دیپلماتهای توانمند و مطلع ایالات متحده در منطقه احتمال رسیدن این نگرانیها به تصمیمگیرندگان ارشد را کاهش داد و همچنین هماهنگی با متحدان و شرکا را پس از آغاز درگیری مختل کرد.
دوم، کاهش حضور دیپلماتیک، خطر را برای مقامات و شهروندان ایالات متحده افزایش داد. به جای اینکه بهطور پیشگیرانه پرسنل را تخلیه کرده و هشدارهای سفر زودهنگام صادر کنند، وزارت امور خارجه تا روز سوم حملات ایران صبر کرد تا از همه آمریکاییها در ۱۴ کشور خاورمیانه بخواهد که “اکنون خارج شوند” از طریق پروازهای تجاری در یک پست رسانههای اجتماعی. تا آن زمان، بسته شدن فضای هوایی و اختلالات حمل و نقل، خروج را دشوار یا غیرممکن کرده بود. با کاهش ظرفیت کنسولی و عدم اجرای فوری برنامههای اضطراری، بسیاری از آمریکاییها در مناطق درگیری فعال گرفتار شدند.
سوم، کاهش کمکها و عدم برنامهریزی انسانی باعث عمیقتر شدن بحرانها شده است. اکنون در دومین ماه خود، این درگیری میلیونها نفر را آواره کرده، جریانهای کمک را مختل کرده و ناامنی غذایی جهانی را تشدید کرده است در حالی که قیمتهای انرژی و کود افزایش یافته است. اما با وجود اعلام ایجاد دفتر پاسخ به بحران و کمکهای انسانی در وزارت امور خارجه، تا اوایل آوریل، دولت هنوز نتوانسته است یک استراتژی انسانی منسجم را بیان کند و به کاهش کمکهای خارجی ادامه میدهد. بودجه سال مالی ۲۰۲۷ دولت شامل کاهشهای اضافی ۲ میلیارد دلاری در کمکهای انسانی و ۲.۷ میلیارد دلار در تأمین مالی برای سازمان ملل و سازمانهای بینالمللی است. اقدامات اولیه برای کاهش پیامدهای انسانی جنگ با ایران، مانند پیشموقعیتگذاری تأمین، تأمین کریدورهای کمک یا هماهنگی با سازمانهای بینالمللی، میتوانست سیستمهای انسانی را تقویت کند که در عوض تحت فشار قرار گرفتند.
بهطور کلی، این شکافها نشان میدهد که آغاز یک درگیری بزرگ بدون زیرساختهای دیپلماتیک و انسانی کافی نه تنها خطرات فوری را تشدید میکند بلکه توانایی ایالات متحده را برای شکلدهی به نتایج پس از آن تضعیف میکند.
جولیانا روبیو، معاون مدیر، برنامههای آمریکای لاتین
هدفهای نهایی دولت ترامپ در ونزوئلا از دسترسی بیشتر به نفت تا مختل کردن قاچاق مواد مخدر از آمریکای جنوبی، کاهش مهاجرت ونزوئلاییها و حتی بازگرداندن دموکراسی به کشور متغیر بوده است. تا به امروز، این دولت بر روی بهبود اقتصادی تمرکز کرده و عمدتاً مجوزهایی برای فعالیت شرکتها در برخی بخشها صادر کرده است. در حالی که برخی گامهای کوچک به سوی گشایش سیاسی و بهبود حقوق بشر، مانند بازگشایی دفتر مرکزی حزب اصلی مخالف، ونته، و تصویب قانون عفو برای همزیستی دموکراتیک، برداشته شده است، اقدامات واضحی از سوی دولت ترامپ که از یک انتقال دموکراتیک حمایت کند، به سختی قابل مشاهده است.
واقعیت تلخ این است که اگر هدف کاهش مهاجرت، کاهش قاچاق مواد مخدر و بازگرداندن ثبات به ونزوئلا باشد، بازسازی نهادها و دموکراسی ضروری است. سوءمدیریت رژیم کنونی کشور، بحران اقتصادی عمیقی را ایجاد کرده که بسیاری از ونزوئلاییها را مجبور به ترک کشور کرده است، در حالی که آزار مخالفان نیز بسیاری را به فرار واداشته است. از سوی دیگر، قاچاق مواد مخدر در سالهای اخیر به یک مشکل جدیتر در ونزوئلا تبدیل شده است، عمدتاً به دلیل فساد دولتی و رشد گروههای مسلح. تا زمانی که همان رژیم خودکامه در قدرت باشد، آن عوامل بنیادی احتمالاً ناپدید نخواهند شد.
برای بازگرداندن ثبات و رفاه، ضروری است که ابتدا انتخابات آزاد و عادلانه برگزار شود. این نیازمند عدم اتکا به شورای ملی انتخابات سیاسیکاری شده، تضمین دسترسی رأیدهندگان و اطمینان از عدم سرکوب رأیدهندگان، فراهم کردن فرصت عادلانه برای نامزدهای مخالف و محدود کردن اقدامات خشونتآمیز گروههایی مانند colectivos—گروههای مسلح حامی رژیم—است.
پس از استقرار یک رهبری دموکراتیک جدید، ونزوئلا به سالها حمایت مستمر ایالات متحده نیاز خواهد داشت. این شامل نوع کارهایی است که USAID و وزارت امور خارجه به طور تاریخی در زمینههایی مانند حاکمیت قانون، اصلاح بخش عدالت و مبارزه با فساد، مانند گواتمالا؛ تقویت جامعه مدنی، مانند مکزیک؛ و تلاشهای عدالت انتقالی با هدف ایجاد سیستمهای عدالت ویژه و سایر اقدامات پاسخگویی و جبران خسارت، مانند کلمبیا، انجام دادهاند.
با این حال، حتی اگر واشنگتن در بازسازی دموکراسی جدی باشد، مشخص نیست که چگونه این کار را در عمل انجام خواهد داد. از زمان ورود ترامپ به کاخ سفید، نهادهای کلیدی که به طور سنتی از دموکراسی حمایت میکردند، یا از بین رفتهاند یا به شدت کمبودجه شدهاند. در حالی که برخی از بودجهها از طریق قانون تخصیص اعتبار امنیت ملی، وزارت امور خارجه و برنامههای مرتبط برای سال مالی ۲۰۲۶ بازگردانده میشود، سؤال این است: آیا برنامهها میتوانند به طور مؤثر اجرا شوند با توجه به اینکه بسیاری از سازمانهایی که به طور سنتی این کار را انجام میدادند، به شدت کمبودجه و کمکارمند شدهاند؟
ثبات پس از درگیری با امنیت غذایی و آبی آغاز میشود
اما کورتس، پژوهشگر، برنامه امنیت غذایی و آبی جهانی، و کایتلین ولش، مدیر، برنامه امنیت غذایی و آبی جهانی
ایران، ونزوئلا و کوبا در سال ۲۰۲۶ با چالشهای عمدهای در سیستمهای غذایی و آبی خود مواجه شدند. بخش کشاورزی ایران از محدودیتهای وارداتی ناشی از تحریمها و خشکسالی تاریخی رنج میبرد؛ بخش آب که به شدت یارانهای بود، انگیزههای لازم برای صرفهجویی در آب در کشاورزی را کاهش داده و وابستگی بالا به آبشیرینکنها، تأمین آب کشور را آسیبپذیر کرده است. در ونزوئلا، ترکیبی از شرایط نامناسب کلان اقتصادی، حکمرانی ضعیف و وضعیت جوی، افزایش شدید ناامنی غذایی و آبی را در طول سال ۲۰۲۵ به همراه داشت. طبق مقیاسهای تجربیات ناامنی آبی (WISE)، ۴۵ درصد از ونزوئلاییها در سال ۲۰۲۵ با ناامنی آبی متوسط یا شدید مواجه بودند که بالاترین شیوع اندازهگیری شده در میان کشورهای نیمکره غربی در سال گذشته است. در همین حال، کوبا با کمبودهای شدید غذایی مواجه است که به دلیل بحران انرژی و تشدید محاصره ایالات متحده، شرایطی را به وجود آورده که به عمق ناامنی آبی در کشور افزوده است.
سیاستهای ایالات متحده در هر مورد در سال جاری، ناامنی غذایی و آبی را از طریق فشار اقتصادی و کمپینهای نظامی تشدید کرده است و سوالاتی را درباره تمایل دولت ترامپ به مشارکت در بازسازی پس از درگیریها پس از پایان کمپینهای جاری مطرح کرده است. امنیت غذایی و امنیت آبی برای سلامت انسان و رشد اقتصادی حیاتی هستند و عدم وجود این شرایط میتواند به رکود اقتصادی، ناآرامی اجتماعی و بیثباتی سیاسی منجر شود. تثبیت پس از درگیری نمیتواند بدون ایجاد شرایط لازم برای تأمین امنیت غذایی و آبی آغاز شود.
درس سالهای اخیر—که سیستمهای غذایی جهانی خطرات جدی از نوع نقطه شکست واحد را به همراه دارند—نیاز به فراتر رفتن از کمکهای اضطراری و بهبود ظرفیت ساختاری هر کشور برای حمایت از امنیت غذایی و آبی داخلی را تأکید میکند. گامهای مهم شامل بازسازی زیرساختهای غذایی و آبی، احیای نیروی کار کشاورزی و حمایت از سیاستهای داخلی است که آسیبپذیریها در برابر شوکهای بازار جهانی را کاهش میدهد. چنین سیاستهایی نیازهای سطح مزرعه را مانند منابع برای بهبود تنوع کشت و کارایی استفاده از کودها برطرف میکند؛ حکمرانی و ظرفیتسازی برای زیرساختهای آبی را تقویت میکند تا تأمین مقادیر کافی آب آشامیدنی ایمن و مدیریت مؤثر فاضلاب را تضمین کند؛ و نیازهای شهرها و شهرستانها را که در بسیاری از کشورها بیشترین تعداد افراد ناامن غذایی و آبی را در خود جای دادهاند، مورد تأکید قرار میدهد.
آیا دولت ترامپ آماده است تا از تلاشهای بازسازی حمایت کند، سوالی باز باقی مانده است. عواقب عدم اقدام برای تأمین امنیت غذایی و آبی در حال افزایش است زیرا هنجارهای مربوط به حفاظت از آنها در حال تضعیف است. حملات اخیر به زیرساختهای متحدان ایالات متحده در خاورمیانه، از جمله یک تأسیسات آبشیرینکن در کویت، یادآور این است که تلاشهای بازسازی پس از درگیری فراتر از هر کشور واحد خواهد بود. مقیاس بازسازی مورد نیاز از این درگیریهای همزمان، نیاز به مشارکت از مؤسسات چندجانبه مانند برنامه جهانی غذا سازمان ملل، سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد، صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی را که دههها تجربه در هماهنگی بازسازی غذایی و آبی در محیطهای پس از درگیری دارند، ایجاب میکند. همچنین یک تنش سیاسی داخلی وجود دارد که باید مدیریت شود: سرمایهگذاری در امنیت غذایی و آبی در خارج از کشور ممکن است در حالی که کشاورزان آمریکایی خود با تأثیرات ناپایداری بازار و هزینههای بالای ورودی مواجه هستند، فروش دشواری باشد و مصرفکنندگان آمریکایی احتمالاً با قیمتهای بالاتر غذا مواجه خواهند شد. اما کمکهای پس از درگیری که بر اساس تخصص فنی، روابط تجاری و ظرفیتسازی سازماندهی شدهاند، نباید به هزینه کشاورزان و مصرفکنندگان آمریکایی باشد.
تصویر فوری انسانی نیاز به توجه کوتاهمدت در کنار برنامهریزی بازسازی بلندمدت دارد. جنگ در ایران تأثیرات زنجیرهای بر بازارهای کشاورزی جهانی دارد که بر فصلهای کشت آینده برای کشاورزان در سراسر جهان تأثیر خواهد گذاشت. استراتژی پس از درگیری ایالات متحده باید با واقعیت در حال شکلگیری نیاز به حمایت بلندمدت از امنیت غذایی و آبی در کشورهایی که ایالات متحده در تلاش است تا آنها را بازسازی کند، در کنار تأثیرات انسانی گسترده کمپینهای نظامی جاری، سازگار شود.
سیستمهای بهداشتی مختل شده نیاز به بازسازی مشارکتهای انسانی دارند
میکائلا سیمونئو، پژوهشگر، مرکز سیاست سلامت جهانی، و سوفیا هیرشفیلد، همکار پژوهشی، مرکز سیاست سلامت جهانی
ماههای اولیه سیاست خارجی ایالات متحده در سال ۲۰۲۶ با تلاشهایی برای تغییر رژیم مشخص شده است، از مداخلات نظامی در ایران و ونزوئلا گرفته تا محاصرههای انرژی در کوبا. این اقدامات به درجات مختلف عملکرد سیستمهای بهداشتی را با اختلال در ارائه خدمات، زنجیرههای تأمین حیاتی و نیروی کار بهداشت مختل کردهاند. راهحلهای انسانی هرگز بدون حل عوامل سیاسی بنیادی درگیری کافی نخواهند بود. با این حال، ایالات متحده فرصتهای ناشناختهای برای بهرهبرداری از ابزارهای انسانی کلیدی برای کاهش بدترین نتایج بهداشتی در هر یک از این بحرانها دارد.
ونزوئلا به دلیل کمبود سرمایهگذاری، مدیریت نادرست منابع و فروپاشی اقتصادی، در چند دهه گذشته از یک سیستم بهداشتی رو به زوال رنج میبرد. پس از دستگیری اخیر نیکلاس مادورو توسط ایالات متحده، ایالات متحده محمولههای پزشکی اولویتدار را به ونزوئلا ارسال کرد تا بخشی از برنامه خود برای تثبیت کشور باشد. اما پرتاب هوایی یک درمان پرهزینه و غیرقابلاستمرار برای یک مشکل مزمن است.
کوبا به خاطر سیستم مراقبت اولیه مبتنی بر پیشگیری خود مورد ستایش قرار گرفته بود، هرچند که تحت رژیم تحریمهای ایالات متحده به تدریج در حال زوال است. محاصره نفتی اخیر ایالات متحده و کمبود انرژی ناشی از آن، بیمارستانها، کلینیکها و آمبولانسها را از دریافت تأمینات و منابع لازم برای ارائه خدمات عادی و نجاتبخش محروم کرده است.
قبل از حملات اخیر ایالات متحده و اسرائیل، سیستم بهداشت نسبتاً پایدار ایران توانایی قابل توجهی برای پاسخگویی در برابر بحرانها نشان داد، اما همچنین به دلیل تحریمها از کمبود تأمینات پزشکی رنج میبرد. آغاز درگیریهای نظامی منجر به تخریب زیرساختهای بهداشتی حیاتی، اختلال در زنجیرههای تأمین پزشکی و فشار قابل توجه بر کارکنان بهداشت شده است.
ایالات متحده گزینههای محدودی برای ایفای نقش انسانی سازنده دارد، حتی اگر توافقهای سیاسی به نتیجه برسد و کشورها بتوانند به سمت بازسازی حرکت کنند. با وجود کاهشهای گسترده در هزینههای انسانی ایالات متحده و جهانی، ایالات متحده هنوز میتواند از نفوذ خود برای کاهش این و شوکهای انسانی آینده که بهطور سیاسی ایجاد میشوند، استفاده کند.
پس از انحلال USAID، دولت ایالات متحده نیاز به حفظ برخی از قابلیتها برای کمکهای اضطراری را شناسایی کرده و به تازگی اداره پاسخ به بلایای انسانی و اضطراری را در وزارت امور خارجه ایالات متحده تأسیس کرده است. در حالی که دامنه این اداره هنوز تعریف نشده است، میتوان انتظار داشت که بودجهای برای برنامهریزی دوجانبه و ورودی به تعهد ۲ میلیارد دلاری به دفتر هماهنگی امور انسانی سازمان ملل داشته باشد. این اداره میتواند در تجمیع تصمیمگیریهای دولت ایالات متحده در زمینه اقدامهای انسانی و احیای شراکتها و قراردادهای محلی که میتوانند انعطافپذیر باشند—حتی و بهویژه در غیاب روابط دیپلماتیک رسمی یا پرسنل مستقر ایالات متحده—بسیار ارزشمند باشد تا به نیازهای بحرانهای نوظهور پاسخ دهد. اداره بهداشت جهانی و دیپلماسی وزارت امور خارجه ایالات متحده قبلاً شروع به آزمایش یک رویکرد اصلاحشده “آمریکا اول” برای ارائه کمک کرده و بهطور نزدیک با صندوق جهانی همکاری میکند تا یادداشتهای تفاهم بهداشتی دوجانبه خود را اجرا کند. این مدل دوجانبه و چندجانبه مکمل میتواند تکرار شود.
ایالات متحده همچنین میتواند در ابتکارات منطقهای برای دستیابی به تابآوری سیستم بهداشت سرمایهگذاری کند، بهویژه با توجه به تمرکز استراتژی امنیت ملی نوامبر ۲۰۲۵ بر نیمکره غربی. بانک توسعه بینالمللی (IADB) و سازمان بهداشت پانامریکایی (PAHO) مدتهاست که از رهبری ایالات متحده بهرهمند شدهاند و دارای تسهیلات مالی اضطراری مختلفی هستند—مانند صندوقهای چرخشی PAHO و تسهیلات پاسخ فوری IADB برای وضعیتهای اضطراری—که میتوانند به کاهش اختلالات نیروی کار، تأمین و تورم کمک کنند. ایالات متحده باید این شراکتها را بهعنوان پشتیبانهای منطقهای حیاتی تقویت کند تا از رنجهای قابلاجتناب جلوگیری کند.

