در تاریخ ۱۱ آوریل، مجوز عمومی که به روسیه اجازه میدهد نفت بارگیری شده بر روی نفتکشها از تاریخ ۱۲ مارس را بفروشد، به پایان میرسد. کمی بیش از یک هفته بعد، در تاریخ ۱۹ آوریل، مجوز مشابهی برای ایران نیز منقضی خواهد شد. وزارت خزانهداری این مجوزها را صادر کرده است تا میلیونها بشکه نفت روسی و ایرانی را به بازارهای جهانی تزریق کند در حالی که محدودیتهای ایران در تنگه هرمز صادرات نفت خام خاورمیانه را کاهش داده است. با تأمین نفت مورد نیاز برای هند و سایر کشورهای آسیایی که با کمبود شدید انرژی مواجه هستند، این اقدام به منظور پاسخگویی به تقاضای جهانی و کاهش فشار صعودی بر قیمتهای نفت خام طراحی شده بود.
اما این اقدام به اندازه کافی مؤثر نبوده است. به مدت سه هفته پس از صدور مجوز روسیه، قیمتهای نفت همچنان افزایش یافت. عدم قطعیت پیرامون جنگ ایران—حتی پس از اعلام آتشبس دو هفتهای در تاریخ ۷ آوریل—و نگرانیها از اختلالات طولانیمدت در تأمین خاورمیانه میتواند قیمتها را بالا نگه دارد. علاوه بر این، ترمیم خسارات در خاورمیانه و بازگرداندن تولید نفت به سطوح قبل از جنگ چندین ماه زمان خواهد برد. تا کنون، ورود موقت نفت روسی و ایرانی نتوانسته است این فشارها را جبران کند. در همین حال، کاهش تحریمهای ایالات متحده، همراه با افزایش قیمتهای نفت، به هر دو رژیم درآمدهای بیشتری را به ارمغان میآورد و در عین حال نفوذ ایالات متحده بر هر دو رقیب را تضعیف میکند. گزارشها حاکی از آن است که روسیه روزانه ۱۵۰ میلیون دلار درآمد اضافی در بودجه کسب میکند. به طور مشابه، ایران نیز طبق برآوردهای بلومبرگ میتواند روزانه ۱۳۹ میلیون دلار درآمد کسب کند.
با توجه به نتیجه نامشخص مذاکرات برای پایان دادن به جنگ ایران و موضع ایران مبنی بر اینکه تنگه هرمز تنها با اجازه آن کشور میتواند باز شود، به نظر میرسد که دولت احتمالاً مجوزها را تمدید خواهد کرد. با این حال، راهی وجود دارد که میتواند درآمدهای ایران و روسیه را کاهش دهد، راهی که میتواند فشار صعودی بر قیمتهای جهانی نفت را کاهش دهد و درآمدها را به این رژیمها محدود کند: دوباره اعمال و اجرای سقف قیمت بر نفت روسی و معرفی مجدد مکانیزم حساب امانی برای نفت ایرانی.
چرا اعمال سقف قیمت بر نفت روسی در بازار انرژی جهانی امروز منطقی است
سقف قیمت نفت روسیه توسط گروه هفت (G7) در سال 2022 معرفی شد تا دو هدف را دنبال کند: کاهش درآمدهای نفتی روسیه در حالی که اطمینان حاصل شود نفت این کشور همچنان به بازارهای جهانی وارد میشود. در آن زمان، حمله روسیه به اوکراین باعث افزایش شدید قیمتهای جهانی نفت خام شده بود و حفظ ثبات در تأمین انرژی اولویت داشت. با بهبود شرایط عرضه در طول زمان و افزایش تولید کشورهای اوپک، قیمتها شروع به کاهش کردند. تا سال 2025، وزارت خزانهداری از این محیط مساعد برای اعمال تحریمهای کامل بر شرکتهای بزرگ انرژی روسیه استفاده کرد. با افزایش تولید عربستان سعودی و سایر تولیدکنندگان اوپک، حذف بشکههای روسی از بازار دیگر به اندازه قبل اختلالآور نبود. بنابراین، وزارت خزانهداری در اکتبر 2025، لوکاویل و روسنفت را تحریم کرد. این اقدام یکی از قویترین تدابیر اتخاذ شده علیه بخش انرژی روسیه بود و فشار بر روسیه را برای پایان دادن به جنگش علیه اوکراین افزایش داد، درست در زمانی که وضعیت میدانی مسکو در اوکراین به نفع این کشور در حال تغییر بود.
با این حال، با تشدید تحریمها علیه شرکتهای بزرگ نفتی روسیه، ایالات متحده در اجرای سقف قیمت نفت روسیه با شرکای G7 خود هماهنگ نبود، بهویژه در زمینههایی مانند هدفگیری نفتکشهای ناوگان سایه. همچنین، ایالات متحده به همپیمانان اروپایی خود در کاهش سقف به 47 دلار و سپس 44 دلار پیروی نکرد و این امر چالشهای اضافی در اجرای تحریمها ایجاد کرد. بدتر از آن، مجوز عمومی روسیه که در مارس 2026 صادر شد، بهطور مؤثری سقف قیمت را لغو کرد و محدودیتها بر شرکتهای بزرگ نفتی روسیه و خود سقف قیمت را تسهیل کرد.
این قسمت جالب است: نیازی به تعلیق سقف قیمت نفت خام روسیه نبود. این سقف نمیتوانست جریانهای عرضه روسیه را مختل کند. در واقع، حفظ این سقف میتوانست به کاهش فشار صعودی بر قیمتهای نفت خام کمک کند در حالی که همچنان درآمدهای روسیه را محدود میکرد. به جای تکیه صرف بر دینامیکهای سنتی عرضه و تقاضا، ایالات متحده میتوانست با حفظ سقف قیمتی که هند و سایر خریداران آسیایی برای نفت خام روسیه پرداخت میکنند، تورم نفتی را کاهش دهد. با توجه به وضعیت اقتصادیاش، روسیه مجبور بود به فروش نفت خود ادامه دهد.
از سوی تقاضا، چین و هند همچنان بزرگترین واردکنندگان نفت روسیه هستند. چندین کشور دیگر—از جمله ویتنام، فیلیپین، سریلانکا و تایلند—یا شروع به خرید نفت خام روسیه کردهاند یا در حال بررسی این موضوع هستند. همه این کشورها انگیزههای قوی برای تأمین منابع با تخفیف دارند که این فرصت را برای ایالات متحده فراهم میکند تا حمایت ضمنی آنها را در اجرای سقف قیمت نفت تأمین کند.
زمان آن رسیده است که مکانیزم حساب امانی برای نفت ایران دوباره معرفی شود.
با وجود صدور معافیتهای محدود برای نفت ایران، خریداران به طور کلی رویکرد احتیاطآمیزی را اتخاذ کردهاند. نفت ایران همچنان مشمول تحریمهای قانونی است که لغو آن نیازمند اقدام کنگره است و ممکن است به طور خودکار پس از توافق ایالات متحده و ایران برای پایان جنگ دنبال نشود. در نتیجه، اگر استفاده از معافیتهای موقت توسط دولت ترامپ در دادگاه به چالش کشیده شود یا اجازه دهد که منقضی شود، خریداران ممکن است با خطر اجرای مجدد مواجه شوند.
در عین حال، گزارشهایی وجود دارد مبنی بر اینکه پالایشگاههای خصوصی در هند علاقهمند به واردات نفت خام ایران شدهاند. بر خلاف نفت روسیه که در صورت کاهش محدودیتها احتمالاً مجموعه وسیعتری از خریداران در آسیا را جذب خواهد کرد، انتظار میرود صادرات نفت ایران همچنان در چین متمرکز بماند و هند ممکن است به عنوان مقصد ثانویه، اما همچنان محدود، ظاهر شود.
در این سناریو، اگر مجوز عمومی ایران تمدید شود، ایالات متحده میتواند در نظر داشته باشد که مکانیزم پرداخت محدود را پیادهسازی کند که به ایران اجازه میدهد صادرات محدود نفت را ادامه دهد در حالی که دسترسی به ارز سخت را محدود میکند. چنین مکانیزمهایی—که معمولاً شامل حسابهای امانی در سیستم مالی کشور واردکننده است—در گذشته برای هدایت عایدات نفت ایران به حسابهای کنترلشدهای که فقط میتوانند برای خرید کالاهای انسانی استفاده شوند، به کار رفتهاند. این ترتیبات توسط دولتهای قبلی طراحی شده بودند تا به واردکنندگان کمک کنند به تدریج وابستگی خود به نفت ایران را کاهش دهند و در عین حال اختلالات بازار را به حداقل برسانند.
در این چارچوب، کشورهای واردکننده نفت ایران—در آن زمان شامل ژاپن و کره جنوبی—پرداختها را به حسابهای امانی که در حوزههای قضایی خود نگهداری میشد، واریز میکردند. سپس ایران میتوانست از این وجوه برای خرید غذا و دارو استفاده کند. این ترتیب به ایران اجازه میداد تا ارزش صادرات خود را دریافت کند در حالی که دسترسی به ارز سخت را محدود میکرد.
اگر دولت به این نتیجه برسد که تمدید مجوز اجتنابناپذیر است، باید به این مدل امانی established تکیه کند و اطمینان حاصل کند که درآمدهای نفتی به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران نفعی نمیرساند. چنین مجوز محدودکنندهای به حفظ نفوذ ایالات متحده بر ایران کمک خواهد کرد که با توجه به مذاکرات احتمالی آینده ایالات متحده و ایران برای پایان جنگ، اهمیت دارد.
به جلو
ایران و روسیه مدتهاست که نفت را به چین با استفاده از تاکتیکهای فرار مانند ناوگانهای سایه و کانالهای پرداخت جایگزین صادر میکنند. ایالات متحده و برخی از متحدان اروپایی تانکرهای ناوگان سایه را که نفت روسیه را حمل میکنند، توقیف کردهاند. بیشتر از این میتواند نفت با قیمت بالاتر را از بازار خارج کند و به نفع نفت با قیمت پایینتر که بر روی تانکرهای قانونی حمل میشود، باشد. در همین حال، هند با محدودیتهای ایالات متحده مطابقت داشته و نفت روسیه را زیر سقف قیمت وارد کرده است. مجوزهای عمومی جدید میتوانند پایگاه مشتریان را برای هر دو کشور گسترش دهند و به خریداران بیشتری در آسیا اجازه دهند که به طور علنی نفت روسیه را وارد کنند و به هند اجازه دهند خرید نفت خام ایران را افزایش دهد.
اگر دولت تحت فشار قرار گیرد تا مجوزهای در حال انقضا را تمدید کند، باید به مکانیزمهای از پیش established برای محدود کردن جریانهای درآمدی به هر دو رژیم تکیه کند، از جمله کانالهای پرداخت محدود شده. همچنین باید در نظر داشته باشد که سقف قیمتی بر نفت ایران وضع کند تا فشارهای تورمی بر واردکنندگان را کاهش دهد. علاوه بر این، این لحظه فرصتی برای تعمیق هماهنگی با شرکای گروه هفت و خریداران منطقه هند-پاسیفیک در زمینه تحریمها و اجرای سقف قیمت است. رویکرد کنونی دولت نسبت به نفت ایران و روسیه بسیار تساهلآمیز است. رویکرد مؤثرتری وجود دارد.

