در حالی که غربیها در روز عید پاک خود با حملهای از طرف رسانههای اجتماعی پر از فحش و ناسزا به ایران مواجه شدند، شرقیها در روز مقدسترین روز خود تصویر عجیبی از دونالد ترامپ به عنوان مسیح شفا دهنده که توسط هوش مصنوعی تولید شده بود، مشاهده کردند.
کلیساهای شرقی و غربی از تقویمهای liturgical متفاوتی استفاده میکنند، به این معنی که در بیشتر سالها، روز یکشنبه عید پاک در آیینهای شرقی و غربی در تاریخهای متفاوتی برگزار میشود. این یکی از آن سالهاست، اما هر دو کلیسا اکنون در میانه جشن پنجاه روزهای هستند که پیش از عید پنتیکاست برگزار میشود، بنابراین تأمل در معنای عید پاک – و در آنچه که معنای آن نیست – هنوز هم مناسب است.
مؤمنان آیین شرقی از دونالد ترامپ در این سال بدترین آسیب را دیدند، که شاید مناسب باشد زیرا آنها در میان مؤمنان در سرزمینهایی که ایالات متحده در حال حاضر در جنگ است، غالب هستند. در حالی که غربیها در روز عید پاک خود با حملهای از طرف رسانههای اجتماعی پر از فحش و ناسزا به ایران مواجه شدند، شرقیها در روز مقدسترین روز خود تصویر عجیبی از دونالد ترامپ به عنوان مسیح شفا دهنده مشاهده کردند. به اعتبار پایگاه طرفداران پروتستانت اوانجلیست ترامپ، واکنش آنها سریع و منفی بود و پست توهینآمیز به زودی حذف شد.
سیاسی کردن عیسی شاید افراطیترین نمونهای باشد که میتوانم به آن فکر کنم، اما این تنها واضحترین نمونه از پدیدهای است که مدتهاست در میان کسانی که میخواهند منافع دنیوی خود را با مهر تأیید مسیح همراه کنند، رایج بوده است. با توجه به اینکه اسلام نگاهی بلند به عیسی به عنوان کسی که از باکره متولد شده، پس از وزارت زمینیاش به آسمان برده شده و روزی دجال یا ضد مسیح را شکست خواهد داد، دارد، به نظر میرسد که مسلمانان متدین نیز ممکن است در این موضوع علاقهمند باشند.
نامناسب بودن سیاسی کردن عیسی باید برای همه واضح باشد، اما از آنجا که به وضوح نیست، امیدوارم اجازه داشته باشم کمی در مورد آن توضیح دهم:
1) سیاسی کردن عیسی بتپرستی است.
2) سیاسی کردن عیسی نشاندهنده یک باور ضمنی است که ما واقعاً نمیتوانیم مشکلات را در سطح مذهبی یا به عنوان افراد یا گروههای مذهبی حل کنیم، که به دولت نیاز داریم، که به عنوان زور شناخته میشود – حتی اگر کسی “به بدبختها کمک کند.”
3) سیاسی کردن عیسی از مسیح به عنوان تأییدکننده مشهور یک محصول یا ایدئولوژی سیاسی استفاده میکند، مانند یک بازیگر معروف که برای فولکس واگن تبلیغ تلویزیونی میکند.
4) سیاسی کردن عیسی معمولاً بر اساس تشبیهات تاریخی بسیار بد است.
5) سیاسی کردن عیسی معمولاً چند واقعیت کلیدی را نادیده میگیرد، مانند اینکه عیسی یک یهودی فلسطینی در قرن اول بود و نه یک غربی در قرن بیست و یکم. من شنیدهام که عیسی را یک تاجر جمهوریخواه نامیدهاند زیرا supposedly کارآفرینان را جذب کرده و کارها را به انجام رسانده است. از دوران کودکی شنیدهام که او را یک هیپی نامیدهاند زیرا موهای بلندی داشت، که اگر درست باشد، فقط به این معناست که او رومی نبود. من شنیدهام که او را یک دموکرات نامیدهاند زیرا به مردم گفته بود که باید تقسیم کنند، هرچند که اشاره میکنم او هیچ دستوری در مورد چگونگی وادار کردن دیگران به تقسیم (یا در مورد چگونگی زندگی در لوکسی در حومه شهر در حالی که دیگران را مجبور به تقسیم میکند) ارائه نکرده است.
در اینجا باید به این ادعای خستهکننده بپردازیم که “عیسی به خاطر جرم سیاسی اعدام شد.” این استدلال محبوب است زیرا گوینده یا نویسنده را از مسئولیت سرزنش رهبران یهودی برای محاکمه و محکومیت عیسی معاف میکند و بدین ترتیب از اتهام ضد یهودیگری دوری میکند.
واقعیت – اگر بتوانیم به هر چیزی که انجیلها میگویند ایمان بیاوریم – این است که رهبران یهودی او را مرده میخواستند، اما تحت سلطه رومیها نمیتوانستند خودشان او را اعدام کنند. پونتیوس پیلاطس، یک سیاستمدار متوسط که فکر میکرد عیسی بیگناه است، قبلاً نارضایتی رؤسای خود را با آنچه که آنها به عنوان پاسخ ناکافی به بینظمی در اطراف میدیدند، به دست آورده بود. پیلاطس به شدت خواهان صلح در خاورمیانه بود و موافقت کرد که عیسی را بفرستد تا از برانگیختن شورش توسط رهبران یهودی جلوگیری کند.
به طور خلاصه، عیسی به عنوان یک مجرم سیاسی محکوم شد، اما نه به خاطر اینکه واقعاً یکی بود. او قربانی یک معامله سیاسی تأسفبار بود که به منظور نجات شغل یک بوروکرات رومی طراحی شده بود.
اگر این موضوع شما را به فکر وا نمیدارد که عیسی را با سیاست مرتبط کنید، شما فردی به شدت آشفته هستید.
گروه شخصیتها در محاکمه عیسی قطعاً جالب است: کشیشها نماینده طبقه بالای ملت یهود بودند. فریسیها و کاتبان از طبقه متوسط بودند، هرچند که این طبقه چگونه بود. طبقات پایین، که عیسی برای آنها کارهای زیادی انجام داده بود، سیاست را به روال عادی ترجیح میدادند و اعدام عیسی و آزادی یک زندانی که به خاطر ارتکاب یک قتل سیاسی محکوم شده بود را درخواست کردند. رومیها فقط برای داوری در آنچه که فکر میکردند یک دعوای داخلی میان بومیان عجیب است، آنجا بودند و گفتند: “خوب، هر چه باشد”، و آن را به عنوان یک روز دیگر در استانها ثبت کردند.
آیا واقعاً میخواهیم عیسی را با چیزی اینچنین بیارزش مرتبط کنیم و در واقع او را به تأیید نحوه کار دنیا وادار کنیم؟
اگرچه من خوشبین نیستم، امیدوارم که سفر ترامپ به سمت کفرگوییهای افراطی باعث تفکر جدی در میان حامیانی شود که دین و سیاست را بسیار نزدیکتر از یک تمایل صرف برای دیدن تأثیر مثبت اولی بر دومی مرتبط کردهاند.
من درک میکنم که روایت کتاب مقدس از عیسی به این معناست که زندگی پس از سیاست، اقتصاد و کسب و کار به روال عادی وجود دارد. اگر باور داشته باشیم که عیسی به ناحق مورد آزار قرار گرفت و بر همه اینها غلبه کرد، باید سعی کنیم مانند او عمل کنیم. این باید همه ما را مشغول نگه دارد، صرفنظر از اینکه چگونه رأی میدهیم.

