بستن تنگه هرمز یک رویارویی نظامی محلی را به یک وضعیت اضطراری جهانی تبدیل کرده است و نشان میدهد که شبکههای تجاری متصل چقدر در برابر فلج سیستماتیک آسیبپذیر هستند. این درگیری رو به افزایش نشان میدهد که برخورد با بازارهای انرژی بهطور جداگانه نمیتواند به درستی نشان دهد که چگونه پلیبحران اقتصادی مدرن بهطور همزمان فشارهای صنعتی، مالی و فناوری موجود را تشدید میکند.
پلیبحران اقتصادی تهدیدی برای تأمینات صنعتی جهانی
بیش از دو ماه و نیم از جنگ ایران گذشته و پیامدهای اقتصادی این درگیری هنوز در حال گسترش در سطح جهانی است. بهطور طبیعی، چارچوبهای تحلیلی در مورد تأثیر اقتصادی عمدتاً بر معیارهای نفت و گاز متمرکز هستند. تنگه هرمز معمولاً حدود ۲۰ درصد از نفت و تأمین گاز جهانی را حمل میکند و بسته شدن مؤثر آن از اوایل مارس، آنطور که آژانس بینالمللی انرژی گفته، بزرگترین اختلال تأمین در تاریخ بازار جهانی نفت را به وجود آورده است. آخرین پیشبینی اقتصادی جهانی صندوق بینالمللی پول سه سناریو برای رشد جهانی مدلسازی کرده است که هرکدام عمدتاً به شدت و مدت زمان افزایش قیمت انرژی تنظیم شدهاند. گلدمن ساکس، سازمان همکاری و توسعه اقتصادی و بیشتر وزارتخانههای مالی نیز از همین رویکرد پیروی کردهاند.
جایی که این تحلیل کمی ناکافی است، در درک دامنه سیستمهای اقتصادی است که هرمز به آنها متصل است و نحوه اختلال همزمان آنها که گزینههای سیاستی موجود برای دولتها و بانکهای مرکزی را محدود میکند. بهجای تولید یک شوک واحد، جنگ ایران چندین شوک همپوشان تولید کرده است، یک پلیبحران اقتصادی که تعاملات آن ظرفیت ابزارهای استاندارد را برای رسیدگی مؤثر به هر یک از آنها کاهش میدهد. در حالی که وقایع ژئوپلیتیکی که شوکهای نفتی قبلی را به وجود آورده بودند نیز اختلالات دیگری ایجاد کرده بودند، معمولاً شامل الگوهای حمل و نقل و تجارت، این رویداد خاص فراتر از آن مثالهای تاریخی است که چگونه ورودیهای کلیدی جهانی را درگیر میکند و با چالشهای موجود تعامل دارد.
نمایی از کشتیهایی که از تنگه هرمز عبور میکنند پس از آتشبس موقت دو هفتهای که بین ایالات متحده و ایران به شرط بازگشایی تنگه به توافق رسیدند، در عمان در تاریخ ۸ آوریل ۲۰۲۶ مشاهده میشود. [شادی العسار – آژانس آناتولی]
فراتر از بازارهای انرژی، پلیبحران اقتصادی وجود دارد
در حالی که قیمتهای نفت برنت و WTI به نظر میرسد که به عنوان منشوری برای قضاوت درباره تأثیر اقتصادی جنگ مورد استفاده قرار میگیرند، سایر کالاها کمتر مورد توجه قرار میگیرند. تقریباً ۳۰ درصد از اوره تجاری جهانی، که پرکاربردترین کود نیتروژنی است، از تنگه هرمز عبور میکند. قیمتهای کود افزایش یافته و تهدیدی برای عملکرد کشاورزی ایجاد کرده و نگرانیهایی را در میان مقامات سازمان تجارت جهانی به وجود آورده است.
نزدیک به یک سوم از هلیوم با کیفیت بالا در جهان، که برای تولید نیمههادیها حیاتی است، از خلیج فارس تأمین میشود. کمبود دسترسی به این منبع، نگرانیهایی را در میان مراکز تولید تراشه در آسیا ایجاد کرده و ممکن است پیامدهای گستردهای برای بازارهای فناوری جهانی که در حال رقابت هستند، به همراه داشته باشد. اختلالات در زنجیرههای تأمین پتروشیمی در حال حاضر منجر به افزایش قیمتهای قابل توجهی برای مواد شیمیایی و مصالح حیاتی برای فرآیندهای صنعتی و بستهبندی شده است.
نمایی از پهپاد از نفتکش HELGA که در یکی از پایانههای نفتی دریایی جنوبی عراق نزدیک بصره لنگر انداخته و در حال آمادهسازی برای بارگیری نفت خام است و دومین کشتی است که از زمان بسته شدن تنگه هرمز در ۲۴ آوریل ۲۰۲۶ به آنجا میرسد. REUTERS/Mohammed Aty
آسیبپذیریهای پیشین، بحران اقتصادی در حال ظهور را تشدید میکند
این انباشتگی زمانی که این اختلالات با فشارهایی که پیش از جنگ وجود داشت، تعامل میکنند، پیامدهای بیشتری پیدا میکند. رژیم تعرفهای ایالات متحده، که از میانه سال ۲۰۲۵ برقرار شده بود، قبلاً هزینههای ورودی را برای تولیدکنندگان اروپایی و آسیایی افزایش داده بود. هزینههای دفاعی اروپا به دلیل جنگ اوکراین و تعهدات گستردهتر ائتلافها در حال افزایش بود. بحرانهای قبلی در شش سال گذشته، از جمله پاندمی COVID-19 و حمله روسیه به اوکراین، استراتژیهای سازگاری شرکتی را خسته کرده و منجر به سطوح بالای بدهیهای دولتی جهانی شده است.
به طور نظری، هر یک از این مشکلات به تنهایی قابل مدیریت است. اقتصادهای اروپایی شوک تعرفهای را تحمل کرده، به بودجههای دفاعی بالاتر عادت کرده و هزینههای بالای استقراض را تا سال ۲۰۲۵ جذب کردهاند. در شرایط عادی، هر یک از این شوکها با استفاده از استراتژیهای متعارف و آزموده شده مورد رسیدگی قرار میگرفت. دشواری زمانی بروز میکند که جنگ ایران یک شوک شدید انرژی و کالا را به طور همزمان بر روی هر سه فشار وارد میکند، زیرا هر فشار پاسخهای سیاستی را که معمولاً به دیگران رسیدگی میکند، مسدود میکند.
اقتصادی که با شوک شرایط تجاری ناشی از تعرفهها مواجه است، میتواند با افزایش صادرات جبران کند، اما شوک انرژی هزینههای تولید را افزایش داده و رقابتپذیری را تضعیف میکند. اقتصادی که نیاز به افزایش هزینههای دفاعی دارد، میتواند از طریق رشد، فشار مالی را جبران کند، اما رشد تحت وزن ترکیبی هزینههای انرژی و اصطکاک تجاری تضعیف میشود. اقتصادی که نیاز به سرمایهگذاری سنگین در انرژیهای تجدیدپذیر دارد تا وابستگی ساختاری خود به سوختهای فسیلی وارداتی را کاهش دهد، میتواند این سرمایهگذاری را از طریق بازارهای سرمایه تأمین کند. با این حال، فشار بر سرمایه هزینههای وامگیری بلندمدت را افزایش میدهد.

محدودیتهای سیاستگذاری بانک مرکزی در بحران چندگانه اقتصادی
دولتها با فضای مالی به مراتب کمتری نسبت به بحرانهای انرژی قبلی وارد این بحران شدهاند. نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی در اقتصادهای پیشرفته از دوران پاندمی بالا باقی مانده و هزینههای بالای وامگیری بلندمدت، برنامههای حمایتی تأمین مالی شده از طریق کسری را گرانتر میکند. در اروپا، یارانههای انرژی و تعلیق مالیات سوخت در حال رقابت برای فضای بودجه با تعهدات جدید افزایش یافته هزینههای دفاعی هستند. در همین حال، بانکهای مرکزی با کاهش انعطافپذیری سیاستی مواجه هستند. واکنش متعارف به کاهش تولید و افزایش بیکاری، کاهش نرخها خواهد بود، اما انجام این کار در حالی که قیمتهای نفت و کالاها در حال افزایش است، خطر تشدید نگرانیهای موجود در مورد تورم را به همراه دارد.
در سطح شرکتها، مشکل خستگی مضاعف است، زیرا شرکتهایی که زنجیرههای تأمین خود را در دوران COVID-19 و دوباره پس از شوک انرژی روسیه-اوکراین بازسازی کردهاند، در حال حاضر برای بار سوم در شش سال گذشته خواسته میشوند که سازگار شوند. هر دور از بازسازی سرمایه و توجه مدیریت را مصرف میکند که در غیر این صورت به سمت نوآوری و سرمایهگذاری هدایت میشد. اثر تجمعی این وضعیت، اقتصادی جهانی است که در آن بخش عمومی فضای کمتری برای هزینه کردن دارد، مقامات پولی فضای کمتری برای تسهیل دارند و بخش خصوصی ظرفیت کمتری برای سازگاری دارد، در حالی که شوک به هر سه نیاز دارد.
عدم تقارن منطقهای در چشمانداز بحران اقتصادی ساختاری
به جلو نگاه میکنیم، حباب هوش مصنوعی، که عامل اصلی رشد اقتصادی ایالات متحده در سال گذشته بوده، نشانههایی از فرسایش را نشان میدهد. ترکهایی در بازار اعتبار خصوصی جهانی به ارزش ۳ تریلیون دلار در حال ظهور است. این مسائل عمدتاً به جنگ مربوط نمیشوند. با این حال، کاهش سرمایهگذاری جهانی توسط صندوقهای ثروت ملی و وسایل سرمایهگذاری شورای همکاری خلیج فارس (GCC) در میان عدم قطعیتهای جنگ میتواند این مسائل را تشدید کند. به هر حال، این مسائل همچنین نیاز به گزینههای سیاستگذاری حکمرانی و تزریق سرمایه دارند که هر دو در دسترس نخواهند بود.
data-path-to-node=”17″>دامنه این اثرات تعاملی در مناطق مختلف به دلیل اینکه شوکهای کالایی به صورت متوالی و نامتقارن هستند، متفاوت است. ایالات متحده، به عنوان یک تولیدکننده بزرگ انرژی با ظرفیت مالی عمیقتر و وابستگی کمتر به گاز طبیعی مایع خلیج فارس، با نسخهای کمتر شدید از این مشکل ترکیبی مواجه است. در مقابل، آسیبپذیری آسیا بیشتر است. بیش از 80 درصد از گاز طبیعی مایع که از تنگه هرمز عبور میکند، به بازارهای آسیایی میرود و چندین اقتصاد جنوب شرق آسیا از قبل شروع به سهمیهبندی انرژی کرده و دستورات اضطراری کار از خانه را اجرا کردهاند.
افزایش قیمت سوخت در تابلوهای ایستگاههای بنزین در برلین، آلمان در تاریخ 11 مارس 2026 مشاهده میشود. [Halil Sağırkaya – Anadolu Agency]
اروپای فاقد انرژی منابع بومی مانند ایالات متحده را ندارد، اما وابستگی کمتری به تجارت خلیج فارس نسبت به کشورهای آسیایی دارد. در حالی که قیمتهای برق و گاز طبیعی از قبل افزایش یافته است، دسترسی آن به محصولات نفتی تصفیهشده تنها اکنون تحت تأثیر قرار میگیرد زیرا فروشندگان به خریداران آسیایی که به شدت نیاز دارند روی میآورند و ذخایر ذخیرهسازی کاهش مییابد. رهبران صنعت نسبت به افزایش قیمتهای ناشی از عرضه در ماه مه برای سوختهای میانه مانند سوخت جت، دیزل و نفت سفید که برای حمل و نقل و تولید صنعتی حیاتی هستند، هشدار میدهند.
عدم توازن توزیع اهمیت دارد زیرا هماهنگی بینالمللی که بحران چندگانه نیاز دارد را پیچیده میکند. ساختارهای انگیزشی برای حل اختلال در هرمز به طور قابل توجهی بین واشنگتن، که میتواند قیمتهای بالای نفت را راحتتر از اکثر کشورها تحمل کند، و توکیو یا دهلی نو که برای آنها این اختلال یک وضعیت اضطراری اقتصادی در کوتاهمدت به شمار میرود، متفاوت است.
data-path-to-node=”20″>با این حال، هنوز ابزارهای متعددی وجود دارد که دولتها میتوانند برای مدیریت وضعیت کنونی به آنها دسترسی پیدا کنند. بانکهای مرکزی دههها تجربه در مدیریت شوکهای عرضه دارند. نهادهای بینالمللی بهطور فعال در حال هماهنگی هستند. ذخایر استراتژیک برای نفت وجود دارد، حتی اگر برای کود یا هلیوم وجود نداشته باشد. نکته این است که این ابزارها برای جهانی طراحی شدهاند که در آن اختلالات اقتصادی در دستههای جداگانه بروز میکنند، و این جنگ وضعیتی را ایجاد کرده است که در آن دستهها همپوشانی، تعامل و تأثیر متقابل بر اثربخشی درمانهای یکدیگر دارند.
تصویرسازی توسط اد جانسون؛ منبع عکس: رویترز
البته، هرمز تنها گره جغرافیایی نیست که چندین سیستم اقتصادی حیاتی بهطور همزمان از آن عبور میکند. تنگه مالاکا، تنگه تایوان و مجتمع تولید نیمههادیها در هسینچو همه نمونههایی از تمرکز شدید وابستگیهای اقتصادی متنوع در یک مکان واحد هستند که آن را در برابر اختلالات ژئوپلیتیکی آسیبپذیر میسازد. جنگ ایران در حال مستند کردن نحوه گسترش شوکهای ترکیبی و اینکه چرا ابزارهای سیاستی استاندارد در مهار آنها با مشکل مواجه هستند، میباشد. اینکه آیا این سوابق قبل از وقوع رویداد بعدی مورد مطالعه قرار میگیرد یا تنها پس از آن، ممکن است تعیین کند که چه مقدار از آنچه اکنون مشاهده میکنیم باید دوباره یاد گرفته شود.

