از زمان جنگی که در ۷ اکتبر آغاز شد، بحران عمیقی در روابط ترکیه و اسرائیل شکل گرفته است. یکی از اصلیترین نشانههای این بحران، کمپین قانونی است که ترکیه علیه اسرائیل به راه انداخته است. ترکیه در این عرصه به دنبال تثبیت یک روایت پایدار از مسئولیت اسرائیل است و در عین حال از به رسمیت شناختن نیازهای امنیتی آن در برابر یک سازمان تروریستی قاتل خودداری میکند و اسرائیل را به نقض قوانین بینالمللی متهم میکند، عملی که باید مجازات شود. اقدامات ترکیه پیامدهایی فراتر از آسیب به روابط دوجانبه بین دو کشور دارد، زیرا بهطور آگاهانه به کاهش جایگاه اسرائیل و افزایش انزوای دیپلماتیک آن در عرصه بینالمللی کمک میکند. علاوه بر این، این کمپین قانونی باعث خواهد شد که بهبود روابط دو کشور در آینده به شدت دشوار شود، زیرا موانع قانونی و کینههایی ایجاد میکند که عبور از آنها سخت خواهد بود.
روابط اسرائیل و ترکیه در دهههای اخیر به شدت نوسان داشته است. با این حال، حتی در دورههای تنش شدید، مانند حادثه مروارید آبی در سال ۲۰۱۰، فرض بر این بود که این بحرانها میتوانند از طریق توافقات دیپلماتیک مدیریت و حل و فصل شوند. این فرض از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ تضعیف شده است. ترکیه دیگر از اقدامات نمادین که شامل بیانیههای تند، محکومیتهای عمومی و فراخواندن سفیر برای مشاوره به عنوان بخشی از یک اعتراض سیاسی متمرکز است، راضی نیست؛ بلکه یک کمپین قانونی گسترده و قوی علیه اسرائیل را به راه انداخته است.
برخلاف گذشته که شکاف قابل توجهی بین گفتار افراطی و اقدامات محدود نهادی وجود داشت، ترکیه در حال حاضر یک کمپین جامع برای رسمی کردن اتهامات علیه اسرائیل از طریق مجموعهای از اقدامات و روندهای قانونی را اجرا میکند. هسته تلاشهای ترکیه به دنبال تثبیت یک روایت از مسئولیتپذیری در مورد اسرائیل است، به گونهای که آن را نه به عنوان یک دولت که با تهدید امنیتی چندجانبه مواجه است و در چارچوب مشروعیت دولتی عمل میکند، بلکه به عنوان یک متخلف بینالمللی که رفتار آن نقض هنجارهای اساسی و قوانین بینالمللی است، به تصویر میکشد و تهدیدی منطقهای و تضعیفکننده نظم جهانی به شمار میآورد.
در سطح عملی، این اقدام به طور فوری به منظور انکار فضای مانور نظامی و سیاسی اسرائیل در مورد نوار غزه طراحی شده است؛ در بلندمدت، هدف آن قرار دادن اسرائیل در یک وضعیت دفاعی دائمی و تضعیف جایگاه آن به عنوان یک بازیگر مشروع در عرصه بینالمللی است. این تنها یک اقدام اخلاقی یا قانونی نیست و همچنین یک پاسخ تاکتیکی محدود به جنگ در غزه نیست؛ بلکه یک حرکت استراتژیک محاسبهشده است که در آرزوی وسیعتر ترکیه برای افزایش نفوذ بینالمللیاش و قرار گرفتن در صدر کسانی که خواستار بازسازی نظم جهانی هستند، نهفته است.
تأسیس روایت گناه
در دسامبر ۲۰۲۳، رئیسجمهور ترکیه، رجب طیب اردوغان، نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو را به آدولف هیتلر تشبیه کرد و اقدامات اسرائیل در نوار غزه را به رفتار نازیها نسبت داد. در مارس ۲۰۲۴، او نتانیاهو و دولتش را به عنوان “نازیهای دوران مدرن” توصیف کرد و خواستار محاکمه این “قاتلان” تحت قوانین بینالمللی شد. او سپس نتانیاهو را به ارتکاب “نسلکشی” در غزه متهم کرد، ادعا کرد که اقدامات او “هیتلر را حسود میکند” و حتی وضعیت غزه را “بدتر از اردوگاههای نازی” توصیف کرد و غرب را به عنوان تماشاگری که به ادامه “وحشیگری” کمک میکند، به تصویر کشید.
class=”MsoNormal”>این اتهامات به طور سیستماتیک گفتمان داخلی و بینالمللی ترکیه را از طریق فعالیتهای گستردهای که ترکیه انجام میدهد، از جمله از طریق کانالهای رسمی رسانهای خود مانند سازمان پخش TRT و خبرگزاری دولتی آنادولو (که خروجیهای آن همچنین به زبانهای غیر از ترکی نیز توزیع میشود) و همچنین رویدادهای فرهنگی، کنفرانسها و محتوای عمومی تغذیه میکند. روایت اتهامزنی به اسرائیل به یک جزء ساختاری از گفتمان سیاسی داخلی ترکیه تبدیل شده است و بدین ترتیب موضع دولت را تقویت میکند.
آنچه جدید است، نه استفاده از تصاویر افراطی و اصطلاحات هولوکاست، عناصری که در دورهای قبلی درگیریها در نوار غزه همراه گفتمان رسمی ترکیه بودند، بلکه نقشی است که این عناصر ایفا میکنند. برخلاف گذشته، این بلاغت دیگر صرفاً ابراز خشم یا اعتراض سیاسی نیست؛ بلکه به یک جزء از سیاست ترکیه تبدیل شده است که هدف آن ایجاد یک بنیاد هنجاری است که از طریق آن آنکارا تلاش میکند مشروعیت اخلاقی اقدامات اسرائیل را انکار کند. ترکیه اسرائیل را نه به عنوان یک دولت که با تهدید امنیتی جدی از یک سازمان تروریستی قاتل مواجه است، بلکه به عنوان موجودیتی که از مرزهای انسانیت عبور کرده و جنایاتی را مرتکب شده که آن را با جنایات نازیها علیه مردم یهود برابر میداند، به تصویر میکشد. این چارچوب به عمد شدت اقدامات حماس را کماهمیت جلوه میدهد و زمینه را برای اقدام جمعی علیه اسرائیل، از جمله اقدامات تنبیهی استثنایی علیه آن، فراهم میکند. در عین حال، هر گونه تردید یا عدم احتیاط غربی در مورد اسرائیل را به عنوان رها کردن اخلاقی ساکنان غزه به تصویر میکشد و مسئولیت و سرزنش را به جامعه بینالمللی فراتر از خود اسرائیل گسترش میدهد.
نهادینهسازی اتهامات در دادگاهها
تغییر ترکیه از چارچوب بلاغی که جنایات بینالمللی جدی اسرائیل را به آن نسبت میدهد به نهادینهسازی این اتهامات در روندهای قانونی که ترکیه در دادگاههای بینالمللی و داخلی دنبال میکند، منعکس شده است.
در اوت 2024، ترکیه اعلامیه مداخله خود را به دیوان بینالمللی دادگستری (ICJ) در روندهای مطرح شده توسط آفریقای جنوبی علیه اسرائیل به خاطر نقض کنوانسیون جلوگیری از نسلکشی ارائه داد. با این کار، ترکیه فراتر از حمایت سیاسی یا اعلامی صرف قرار گرفت و خود را به عنوان یک طرف فعال در یک روند بیندولتی علیه اسرائیل قرار داد. به طور همزمان، ترکیه در روند مشاورهای دیوان در مورد “عواقب قانونی ناشی از سیاستها و رویههای اسرائیل در سرزمینهای اشغالی فلسطینی، از جمله قدس شرقی” حاضر شد و از دیوان خواست تا این سیاستها و رویهها را غیرقانونی اعلام کند. سپس ترکیه تعیینات دیوان در مورد غیرقانونی بودن حضور اسرائیل در سرزمینهای فلسطینی را به عنوان یک مبنای هنجاری الزامآور برای خواستههای سیاسی و قانونی عمومی از اسرائیل برای پایان دادن به حضور خود و جبران خسارت به فلسطینیها اتخاذ کرد. این در حالی است که به طور اصولی، نظر مشورتی هیچ وضعیت قانونی الزامآوری ندارد و تنها یک توصیه است. علاوه بر این، ترکیه یک بیانیه کتبی در روند نظر مشورتی در مورد “تعهدات اسرائیل در ارتباط با حضور و فعالیتهای سازمان ملل، سایر سازمانهای بینالمللی و کشورهای ثالث در و در ارتباط با سرزمینهای اشغالی فلسطینی” ارائه داد و رفتار اسرائیل را به عنوان یک نقض مداوم تعهدات بشردوستانه بینالمللی آن به تصویر کشید.
در زمینه دیوان کیفری بینالمللی (ICC)، ترکیه تلاش کرد تا مسئولیت کیفری شخصی برای تصمیمگیرندگان اسرائیلی را ترویج کند، با وجود اینکه طرف قرارداد اساسنامه رم نیست و عضو دیوان کیفری بینالمللی نیز نمیباشد. برای دستیابی به این هدف، ترکیه از استراتژیهای غیرمستقیم استفاده کرد، از جمله انتقال مواد به دیوان کیفری بینالمللی، همکاری با دفتر دادستانی، حمایت عمومی از تسریع روندهای دیوان کیفری بینالمللی و صدور احکام بازداشت علیه مقامات ارشد اسرائیلی و قالببندی هرگونه تأخیر از سوی دیوان کیفری بینالمللی به عنوان شواهدی از ناکامیهای نهادی و استانداردهای دوگانه غربی.
به طور موازی، ترکیه همچنین در عرصه حقوقی داخلی اقدام کرد و به اصل صلاحیت جهانی استناد کرد. در تاریخ ۷ نوامبر ۲۰۲۵، دادستانی کل استانبول اعلام کرد که احکام بازداشت علیه ۳۷ شخصیت اسرائیلی، از جمله نخستوزیر بنیامین نتانیاهو و دیگر مقامات ارشد، به اتهام نسلکشی و جنایات علیه بشریت صادر شده است. اگرچه این احکام داخلی از نظر اجرایی فاقد تأثیر عملی هستند، اما اهمیت آنها در تهدید قانونی مداومی است که ایجاد میکنند. این احکام حرکت مقامات ارشد اسرائیلی را محدود میکنند، کشورهای دیگر و نهادها را از تعامل با اسرائیل دلسرد میسازند و چارچوب جنایی اسرائیل را در عرصه بینالمللی تقویت میکنند.
استفاده ترکیه از دیوان بینالمللی دادگستری، دیوان کیفری بینالمللی و قوانین داخلی، اسرائیل را از هدف محکومیتها و اتهامات به بازیگری تبدیل میکند که تحت پیگرد قانونی مشخص قرار دارد. این اقدام به دنبال قرار دادن اسرائیل و رهبری آن در موقعیت “متهم دائمی” در عرصه بینالمللی و ایجاد یک تهدید قانونی انباشته و پایدار است، حتی در غیاب حکم فوری یا اجرای واقعی، به منظور تضعیف مشروعیت اسرائیل و محدود کردن آزادی عمل آن است.
فعالیت در سازمان ملل و مجامع بینالمللی
در عین حال، ترکیه در تلاش است تا فشار بر اسرائیل را از طریق نهادها و سازمانهای بینالمللی و منطقهای گسترش دهد.
ترکیه سازمان همکاری اسلامی (OIC) را به کار گرفت تا موضع جمعی علیه اسرائیل را ترویج کند و در ناتو بر هرگونه همکاری با اسرائیل، از جمله جلسات، تمرینات و سازوکارهای هماهنگی، حق وتو دائمی اعمال کرد و تجدید آن را مشروط به پایان جنگ در غزه نمود. در اجلاس ناتو در ژوئیه ۲۰۲۴، رئیسجمهور اردوغان اسرائیل را به عنوان یک عامل بیثباتکننده منطقهای و حتی جهانی معرفی کرد و استدلال کرد که تا زمانی که اسرائیل به قوانین بینالمللی پایبند نباشد، هیچ کشوری نمیتواند احساس امنیت کند و از کشورها خواست تا فشار بیشتری علیه آن اعمال کنند.
در سازمان ملل، ترکیه اقداماتی استثنایی و بیسابقه را پیش برد. آن از مجمع عمومی سازمان ملل خواست تا استفاده از زور علیه اسرائیل را بر اساس قطعنامه “اتحاد برای صلح” در سال ۱۹۵۰ توصیه کند، با توجه به فلج شدن شورای امنیت و ادامه درگیریها در نوار غزه و لبنان. ترکیه همچنین خواستار تعلیق عضویت اسرائیل در مجمع عمومی شد و قطعنامههای شورای امنیت و همچنین احکام و نظرات مشورتی دیوان بینالمللی دادگستری را به عنوان مبنای قانونی الزامآور برای آتشبس ارائه کرد و مسئولیت کامل وضعیت در غزه را بر عهده اسرائیل قرار داد و اقدامات حماس را نادیده گرفت. در شورای حقوق بشر و مجامع مرتبط، سیاست اسرائیل به عنوان “مجازات جمعی”، “گرسنگی عمدی” و “نسلکشی” توصیف شد، که بخشی از تلاشهای نهادی برای تثبیت اسرائیل به عنوان یک متخلف بینالمللی بود.
class=”MsoNormal”>این تلاش همچنین در دفاع قوی ترکیه از UNRWA منعکس شد. ترکیه با توافق برای افتتاح یک نمایندگی رسمی UNRWA در ترکیه در سال ۲۰۲۶، تعهد خود به این نهاد را تقویت کرد و در عین حال توقف همکاری اسرائیل با این نهاد را به عنوان حملهای به سیستم انسانی بینالمللی به طور کلی توصیف کرد. با این کار، ترکیه بحث را از نفوذ حماس در سازوکارهای UNRWA، از جمله مشارکت مستقیم چند نفر از پرسنل آن در کشتار ۷ اکتبر، به سمت روایت گستردهتری که بر عدم رعایت ادعایی اسرائیل از نظم انسانی بینالمللی متمرکز بود، تغییر داد، به عنوان بخشی از یک هدف استراتژیک وسیعتر: به تصویر کشیدن اسرائیل به عنوان نقضکننده مکرر اصول اساسی بینالمللی.
این استراتژی همچنین در جلسه ۸۰ ام مجمع عمومی در سپتامبر ۲۰۲۵ بیان شد. در سخنرانی خود در مجمع عمومی، رئیسجمهور اردوغان از رهبران جهان خواست که به سرعت “به نام بشریت” علیه آنچه که او به عنوان “نسلکشی” مداوم اسرائیل در غزه توصیف کرد، اقدام کنند و آن را به عنوان یک الگوی سیستماتیک از نقض اصول اساسی فراتر از عرصه فلسطینیان ارائه داد. در این زمینه، اردوغان “تجاوز اسرائیلی” به سوریه، ایران، لبنان و یمن را به عنوان یک “پروژه توسعهطلبانه” توصیف کرد که نه تنها فلسطینیها بلکه ثبات منطقهای و نظم بینالمللی را تهدید میکند.
این موضوع تصادفی نبود. ترکیه به طور سیستماتیک در حال کار بر روی گسترش چارچوب مسئولیت اسرائیل فراتر از زمینه فلسطینی است. در عرصه لبنانی، آنکارا اسرائیل را به تشدید و گسترش عمدی درگیری متهم کرد و استدلال کرد که حملات اسرائیلی در لبنان نشان میدهد که دولت اسرائیل به دنبال ثبات منطقهای نیست بلکه هدفش عمیقتر کردن درگیری است. در عرصه سوری، ترکیه اقدامات اسرائیل را به عنوان نقض توافقنامه جداسازی ۱۹۷۴ و تهدیدی برای تمامیت ارضی و ثبات سوریه ارائه داد و حتی هشدار داد که آسیب بیشتر به سوریه موجب واکنش ترکیه خواهد شد. در زمینه ایرانی نیز، آنکارا موضع سختی اتخاذ کرده است. آنها “تجاوز اسرائیل” به ایران را محکوم کردند و از حق تهران برای دفاع از خود حمایت کردند، در حالی که به طور همزمان خواستار فشار بینالمللی بر اسرائیل برای پیوستن به پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) شدند و آن را به عنوان یک انحراف خطرناک که تهدیدی برای رژیم عدم گسترش و تضعیف اصول امنیت جهانی توصیف کردند. حتی اقدامهای غیرنظامی اسرائیل، مانند به رسمیت شناختن سومالیلند، توسط آنکارا به عنوان “غیرقانونی” و “مضر” برای ثبات منطقهای و جهانی توصیف شد.
این مسیر به دنبال گسترش چارچوب مسئولیت اسرائیل فراتر از غزه و گسترش درک تهدیدی است که این کشور به نظم بینالمللی به طور کلی وارد میکند. ترکیه از نهادهای سازمان ملل و فرومهای بینالمللی برای نهادینه کردن یک روایت سیستماتیک از مسئولیت نسبت به اسرائیل استفاده میکند و موقعیت آن را به عنوان یک عضو مشروع و برابر از جامعه بینالمللی تضعیف میکند. با این کار، آنکارا در تلاش است تا اقدام جمعی علیه اسرائیل را توجیه کند، پایهای هنجاری برای اقدامات تنبیهی ایجاد کند و حتی آن را از عرصه بینالمللی حذف کند.
اقدامات تنبیهی عملی
ترکیه اقدامات قانونی خود را با حرکات تنبیهی عملی همراه کرده است که نقطه عطفی قابل توجه در سیاست ترکیه نسبت به اسرائیل را نشان میدهد.
مهمترین اقدام، تعلیق تجارت با اسرائیل در آوریل-مه ۲۰۲۴ بوده است. در ابتدا، ترکیه اعلام کرد که صادرات خود به اسرائیل را با اعمال محدودیتهایی بر ۵۴ دسته کالا، از جمله فلزات، سوخت جت و مصالح ساختمانی کاهش میدهد. یک ماه بعد، آنکارا توقف کامل تجارت دوجانبه، شامل واردات و صادرات، را اعلام کرد. زمانی که مشخص شد برخی فعالیتهای تجاری بهطور غیرمستقیم از طریق طرفهای ثالث ادامه دارد، ترکیه تدابیر و خواستههای خود را در مورد صادرکنندگان ترکیهای تشدید کرد.
علاوه بر این، ترکیه فضای هوایی و دریایی خود را بهعنوان یک اقدام دیپلماتیک و امنیتی تجاری محدود کرده است. در نوامبر ۲۰۲۴، به هواپیمای Wing of Zion که قرار بود رئیسجمهور اسحاق هرزوگ را به کنفرانس اقلیمی در آذربایجان ببرد، اجازه ورود به فضای هوایی خود را نداد. در پی آن، محدودیتهایی بر خطوط هوایی اسرائیل اعمال شد، از جمله امتناع از ارائه خدمات در شرایط اضطراری. در اوت ۲۰۲۵، این تدابیر تشدید شد: ترکیه فضای هوایی خود را به روی هواپیماهای رسمی دولت اسرائیل و پروازهایی که سلاح یا مهمات به اسرائیل حمل میکردند، بست و محدودیتهایی بر تجارت دریایی مرتبط با اسرائیل و بنادر آن، از جمله از طریق کشورهای ثالث و شرکتهای ثالث، اعمال کرد.
بهطور موازی، پارلمان ترکیه ابتکارات و قطعنامههای قانونی را برای اعمال اقدامات تنبیهی بیشتر پیش برد. از جمله اقدامات دیگر، یک پیشنویس قطعنامه برای تعلیق عضویت اسرائیل در سازمان ملل را تصویب کرد و از پارلمانهای جهان خواست تا روابط نظامی و تجاری خود را با اسرائیل قطع کنند. علاوه بر این، لایحهای غیرمعمول در پارلمان برای سلب تابعیت و مصادره اموال از شهروندان ترکیهای که در ارتش دفاعی اسرائیل (IDF) در غزه جنگیده بودند، معرفی شد. حتی اگر همه این ابتکارات در عمل اجرا نشوند، پیشبرد آنها در عرصه پارلمانی به عادیسازی مجازات و مشروعیتبخشی به آن بهعنوان ابزاری در سیاست ترکیه نسبت به اسرائیل کمک کرده است.
از دیدگاه ترکیه، اسرائیل باید هزینه کامل بازسازی در غزه را تأمین کند. رئیسجمهور اردوغان اظهار داشته است که غزه میتواند “در مدت زمان بسیار کوتاهی” بازسازی شود اگر منابع مالی از اسرائیل جمعآوری شود، که مسئولیت تخریب را بر عهده دارد، تلاشی برای هموار کردن راه برای درخواستهای آینده برای اعمال تحریمها، مصادرهها و پیگردهای قانونی بینالمللی حتی پس از پایان درگیریها.
ترویج ابتکارات قانونی غیرنهادی
مکمل ابتکارات قانونی رسمی، ترکیه اقدام به ترویج تدابیر شبهقضائی جامعه مدنی کرده است که خارج از چارچوبهای نهادی established عمل میکنند.
کنفرانس اسلامی که در آگوست ۲۰۲۵ در استانبول برگزار شد، یکی از این نمونههاست. این کنفرانس که با حضور بیش از ۱۵۰ عالم دینی و دانشگاهی از بیش از ۵۰ کشور برگزار شد، جنگ در غزه را بهعنوان “نسلکشی” و یک بحران اخلاقی عمیق که نیاز به پاسخ جمعی از سوی جهان اسلام دارد، مطرح کرد. این کنفرانس کمکهای انسانی را بهعنوان یک ضرورت دینی و انسانی معرفی کرد و به این ترتیب، اقتدار دینی را بهعنوان یک مکانیزم فشار هنجاری بسیج کرد.
class=”MsoNormal”>دادگاه “غزه”، که در اکتبر 2025 در استانبول برگزار شد، نمونهای بارز دیگر است. این دادگاه به عنوان یک ابتکار مدنی بینالمللی مستقل ارائه شده است که به “شکست” نهادهای عدالت بینالمللی در متوقف کردن “نسلکشی” در غزه پاسخ میدهد. در طول چهار روز، این دادگاه شواهد و شهادتهایی را شنید که اسرائیل را به ارتکاب جرایم بینالمللی جدی متهم میکرد. در نهایت، “هیئت منصفه” آن نتیجهگیری کرد که اسرائیل هم “نسلکشی” در غزه را از طریق خشونت سیستماتیک با قصد نابودی انجام داده و هم جرایم جدی علیه بشریت مرتکب شده است و از قدرتهای بزرگ و نهادهای بینالمللی خواست تا اقدامات فوری علیه این کشور انجام دهند. اگرچه این دادگاه از نظر قانونی الزامآور نیست، اما سوابق شواهد و خود حکم به منظور تغذیه و تأثیرگذاری بر روندهای جاری علیه اسرائیل در دادگاههای بینالمللی طراحی شده است.
انتخاب استانبول به عنوان محل برگزاری این ابتکارات تصادفی نیست. این مسیر فراتر از نهادها که ترکیه از آن استفاده میکند، به منظور شکلدهی به گفتمان بینالمللی با ارائه یک پایه شواهدی و ایجاد یک روایت پایدار از مسئولیت اسرائیل طراحی شده است. فراتر از تأثیرگذاری بر روندها در دادگاههای بینالمللی، هدف ترکیه این است که اطمینان حاصل کند فشار بر اسرائیل ادامه یابد و حتی در غیاب احکام قانونی الزامآور، ممکن است تشدید شود، زمانی که نهادهای رسمی از اتخاذ تصمیمات قاطع خودداری میکنند یا تأخیر میکنند.
انگیزههای ترکیه
ترکیه خود را به عنوان یک بازیگر منحصر به فرد در نظم منطقهای و بینالمللی میبیند و نه صرفاً به عنوان یک کشور که به یک بحران منطقهای پاسخ میدهد. هویت آن به عنوان یک کشور مسلمان و عضو ناتو، اما منتقد نظم لیبرال-غربی، به ترکیه این امکان را داده است که خود را به عنوان یک صدای اخلاقی پیشرو معرفی کند و موقعیت خود را در سطح منطقهای و بینالمللی تقویت کند. علاوه بر اهمیتی که دولت ترکیه به مسئله فلسطین میدهد و حمایت گستردهای که از موضع فلسطینی در میان عموم مردم ترکیه و بهویژه پایگاه انتخاباتی اردوغان وجود دارد، این مسئله به عنوان یک بستر برای قرار دادن ترکیه به عنوان صدایی که به چالش غرب میپردازد و به نمایندگی از “مظلومان در جهان” صحبت میکند، عمل میکند.
اقدامات قانونی و عمومی ترکیه نشاندهنده تمایل آن به افزایش فشار بر اسرائیل است، حتی به قیمت آسیب زدن به منافع اقتصادی خود و ایجاد تنش با بازیگران دیگر. ترکیه از ضعف دیپلماتیک کنونی اسرائیل بهرهبرداری میکند. جنگ در غزه یک محیط بینالمللی ایجاد کرده است که در آن انتقاد شدید از اسرائیل به یک امر نرمال تبدیل شده، نهادهای چندجانبه در حالت نیمهفلج قرار دارند و هزینه دیپلماتیک مقابله با اسرائیل کاهش یافته است. به طور همزمان، تعامل در چندین عرصه توانایی اسرائیل را برای پاسخگویی قوی به اقدامات خارجی کاهش داده است.
class=”MsoNormal”>در عین حال، آنکارا پیشبینی میکند که فشارهای بینالمللی بر آن کاهش یابد، بهویژه در زمینه کردها. ترکیه که با تهدیدات تروریستی مواجه بوده و سالها تحت انتقاد بینالمللی بهویژه به خاطر رفتار خود با کردها قرار داشت، اکنون به خود اجازه میدهد که اسرائیل را بر اساس حقوق بینالملل مورد انتقاد قرار دهد. در این زمینه، سه عامل تأثیرگذار قابل شناسایی است: اول، دولت ترکیه ممکن است ارزیابی کرده باشد که به اقدامات سختگیرانه کمتری علیه کردها نیاز دارد، زیرا سطح خشونت علیه آنها در سالهای اخیر کاهش یافته و زیرزمینیهای کرد در ماه مه ۲۰۲۵ اعلام کردند که در حال انحلال و بهویژه خلع سلاح هستند. علاوه بر این، روابط خوب بینفردی بین اردوغان و رئیسجمهور ترامپ به ترکیه فضای دیپلماتیک وسیعی میدهد و همچنین به آن در مبارزهاش علیه خودمختاری تحت رهبری کردها در شمالشرقی سوریه کمک میکند. سرانجام، اگرچه ترکیه به ریاکاری نظام بینالمللی در عدم پایبندی به اصول حقوق بینالملل اشاره میکند، در عمل، ترکیه از شل شدن نظم بینالمللی که پس از جنگ جهانی دوم برقرار شده، بهرهمند میشود و ممکن است ارزیابی کند که هیچکس علیه آن اقدام نخواهد کرد بهگونهای که آن را تشویق میکند تا دیگر بازیگران علیه اسرائیل عمل کنند.
پیامدها در آینده
دامنه و ماهیت اقداماتی که ترکیه از ۷ اکتبر انجام داده، بهطور چشمگیری فضای روابط بین آن و اسرائیل را کاهش میدهد و نشاندهنده تغییر از بیاعتمادی مدیریتشده به قطع استراتژیک de facto است، حتی اگر بهصورت رسمی نباشد. در این زمینه، احتمال بازگشت سریع به همکاری، حتی اگر محدود باشد، به نظر کم است.
در حالی که در گذشته، حتی در دورههای تنش شدید، “جزایر” همکاری بین دو کشور حفظ میشد که امکان مدیریت بحران و حتی بازگشت تدریجی به عادیسازی را فراهم میکرد، امروز اقدامات قانونی و تنبیهی ترکیه به هسته روابط آسیب زده است. در حال حاضر، فرسایش روابط تجاری، به همراه شخصیسازی رویارویی از طریق صدور احکام بازداشت علیه نخستوزیر نتانیاهو و دیگر مقامات ارشد، ادامه مدیریت روزمره روابط را غیرممکن میسازد. این آسیب بازسازی روابط را بهطور قابل توجهی پیچیدهتر خواهد کرد، حتی در مقایسه با دوره بحران حاد بین کشورها پس از حادثه مروارید آبی که همچنین ابعاد قانونی داشت.
استراتژی ترکیه بهطور نزدیک به بحث درباره “روز بعد از جنگ” در نوار غزه مرتبط است. در واقع، این استراتژی همچنین بهعنوان ابزاری برای شکلدهی به واقعیتهای آینده عمل میکند. ترکیه در تلاش است تا خود را بهعنوان یک بازیگر مشروع و مرکزی در ترتیبات سیاسی-امنیتی در غزه قرار دهد. آنکارا به هیئت صلح (BoP) پیوسته است، نهادی که مسئول نظارت و اجرای طرح ۲۰ مادهای ترامپ است و همچنین نمایندگی رسمی در سطح سیاسی ارشد با نشستن وزیر امور خارجه، هاكان فیدان، در هیئت اجرایی غزه را تأمین کرده است. این مشارکت به ترکیه فرصتی میدهد تا بر مأموریت و ترکیب نیروی تثبیت بینالمللی (ISF) تأثیر بگذارد و ممکن است بر آزادی عمل اسرائیل تأثیر بگذارد.
در این زمینه، اقدامات ترکیه نقش دوگانهای ایفا میکند: آنها فشار را بر اسرائیل در عرصه بینالمللی افزایش میدهند و به آنکارا یک ابزار چانهزنی برای آینده در مورد طراحی سازوکارهای حکمرانی و امنیتی در نوار غزه میدهند. هرچه اسرائیل بیشتر منزوی به نظر برسد، نفوذ ترکیه در بحثهای مربوط به ترتیبات بینالمللی بیشتر خواهد شد. برای اسرائیل، حضور نظامی ترکیه در غزه، حتی در چارچوب بینالمللی، به عنوان یک خط قرمز تلقی میشود. موضع ایدئولوژیک آنکارا نسبت به حماس و رویارویی مستقیم آن با اسرائیل از ۷ اکتبر، ترکیه را به یک بازیگر غیرخنثی و حتی خصمانه تبدیل کرده است. از دیدگاه اسرائیل، مسئله نیروهای دفاعی اسرائیل و مشارکت ترکیه تنها یک مسئله تاکتیکی مرتبط با نوار غزه نیست، بلکه یک نقطه عطف استراتژیک است که عمق تغییرات در روابط ترکیه و اسرائیل را منعکس میکند.

