در تاریخ ۶ فوریه ۲۰۲۶، عمان میزبان مذاکرات غیرمستقیم بین ایالات متحده و ایران بود که توسط وزیر امور خارجه ایران عباس عراقچی و همتای عمانیاش بدر بن حمد البوسعیدی و همچنین رسانههای منطقهای به عنوان سازنده و در فضایی مثبت توصیف شد. با این حال، این مذاکرات محدود به دو جلسه بود و مذاکرات مستقیم نبودند. رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، بهطور دیرهنگام اظهار نظر کرد و این مذاکرات را “خوب” خواند و اشاره کرد که ایران به نظر میرسد مشتاق به رسیدن به توافق است و به واشنگتن زمان برای مذاکره میدهد. با این حال، کمی قبل از این اظهار نظر، ترامپ یک دستور اجرایی امضا کرده بود که تعرفههایی بر کالاهای کشورهای همچنان در حال تجارت با ایران وضع میکرد.
این مذاکرات نخستین دور از مذاکرات پس از جنگ ۱۲ روزه علیه ایران در ژوئن ۲۰۲۵ بود. در حالی که مقامات اسرائیلی و آمریکایی ادعا کردند که جنگ به تمامی اهداف خود دست یافته و بسیاری انتظار داشتند که این درگیری برای باقیمانده دوره ترامپ به پایان برسد، تنشها به سرعت پس از اعتراضات سراسری علیه رژیم ایران در اواخر دسامبر ۲۰۲۵ و اوایل ژانویه ۲۰۲۶ دوباره افزایش یافت. در پاسخ به این تظاهرات، ترامپ لحن خود را علیه تهران افزایش داد و هم همدردی با معترضان و هم نیاز به مقابله با تلاشهای سرکوبگرانه دولت ایران را مطرح کرد. با وجود اینکه ایران در نهایت اعتراضات را سرکوب کرد، ایالات متحده حضور نظامی خود را در منطقه و اطراف آبهای ایران تقویت کرد.
از اعتراضات تا پرونده هستهای
ترامپ به سرعت از انتقاد از سرکوب داخلی ایران به پرونده هستهای منتقل شد. او قبلاً از توافق هستهای که در دوران اوباما برقرار شده بود، خارج شده و ادعا کرده بود که حملات ایالات متحده به سایتهای هستهای ایران در ژوئن ۲۰۲۵ برنامه هستهای را به طور کامل نابود کرده است. علاوه بر این، مقامات آمریکایی پیشنهاد کردند که خواستههای آمریکایی شامل برنامه موشکی ایران و حمایت منطقهای از نمایندگان در یمن، فلسطین و لبنان باشد — خواستههایی که ایران رد میکند. علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، بهطور قاطع اعلام کرد که تهران تنها بر سر موضوع هستهای مذاکره خواهد کرد.
تا اواخر ژانویه ۲۰۲۶، انتظارات برای حمله ایالات متحده به ایران بالا بود، زیرا اظهارات تهران هیچ نشانهای از تسلیم را نشان نمیداد و ترامپ تمایل محدودی برای عقبنشینی نشان داده بود، بهویژه پس از دستیابی به اهدافش در ونزوئلا. با این حال، ارزیابی دقیقتر ایالات متحده از وضعیت داخلی ایران، همراه با فشار از سوی متحدان منطقهای مانند ترکیه، عربستان سعودی و قطر — که بهطور فشرده با تهران و واشنگتن در تعامل بودند — طرفین را متقاعد کرد که به بررسی مذاکرات بپردازند، در ابتدا بهعنوان یک آزمایش.
چرا عمان، چرا اکنون
اگرچه ترکیه در ابتدا به نظر میرسید که آماده میزبانی مذاکرات با ناظران از ترکیه، قطر و عربستان سعودی است، ایران بهطور غیرمنتظرهای عمان را بهعنوان محل برگزاری انتخاب کرد و نمایندگان دیگر منطقه را کنار گذاشت. تهران قصد داشت از دادن قدرت میانجیگری به ترکیه جلوگیری کند یا از ایجاد درخواستهای اضافی از سوی کشورهای همسایه پرهیز کند. نشتهای اطلاعاتی ایرانی نشان میدهد که این رویکرد منعکسکننده چارچوبهای مذاکره رد شده، مانند موارد مربوط به غزه بود.
آنچه واشنگتن واقعاً میخواهد
اهداف ایالات متحده در مذاکرات گسترده است. گزارشهای خبری حاکی از آن است که واشنگتن خواستار توقف غنیسازی اورانیوم و انتقال ۴۰۰ تا ۴۵۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای بالا است و به نگرانیها در مورد قابلیتهای احتمالی سلاح هستهای ایران و اثرات بیثباتکننده منطقهای اشاره میکند. بهگفتهی واسطهها، پیشنهاداتی برای اقدامات سازشآمیز مطرح شده است که به ایران اجازه میدهد تا غنیسازی محدودی تا ۱.۵ درصد داشته باشد و اورانیوم اضافی را به ترکیه یا روسیه منتقل کند، که پیشنهاد دادهاند غنیسازی را برای مقاصد صلحآمیز انجام دهند. گفتگوهای غیررسمی نشاندهندهی علاقه آمریکاییها به کسب نفوذ بر بخش نفت و گاز ایران و بهرهبرداری از مواد معدنی نادر، همچنین احیای تعامل اقتصادی آمریکاییها بود.
نقش اسرائیل در مذاکرات
قبل از مذاکرات عمان، مذاکرهکننده آمریکایی استیو ویتکاف در تاریخ ۲ فوریه با نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، دیدار کرد و نشان داد که مذاکرات آمریکا شامل نگرانیهای اسرائیل خواهد بود، بهویژه در مورد برنامه موشکی ایران و نفوذ منطقهای آن. در حالی که اسرائیل خواستار محدودیتهایی در مورد برد و تعداد موشکها بود، تأییدیهای وجود ندارد که دولت ترامپ بهطور کامل این خواستهها را تأیید کرده باشد. دیدار بعدی ترامپ و نتانیاهو در تاریخ ۱۱ فوریه بهطور گزارششدهای مسئله هستهای را برای واشنگتن در اولویت قرار داد، در حالی که اسرائیل بر گنجاندن نگرانیهای امنیتی استراتژیک تأکید کرد.
ایران از موضع ضعف مذاکره میکند
ایران از موضع ضعیفی نسبت به دورهای قبلی به مذاکرات نزدیک شد و با کاهش نفوذ منطقهای مواجه بود — بهویژه پس از سقوط رژیم اسد در سوریه، تضعیف متحدان در فلسطین و لبنان و کاهش نفوذ در عراق و یمن. تحریمهای اقتصادی و فشارهای مالی چالشهای داخلی شدیدی را بهوجود آورده بود، از جمله سقوط ارز، تورم و اعتراضات عمومی. تهران محدودیتهای ظرفیت نظامی خود در برابر ایالات متحده را درک کرد و فهمید که هرگونه رویارویی بیشتر میتواند فاجعهبار باشد.
بنابراین، ایران رویکردی عملگرایانه اتخاذ کرد و آماده بود تا در سطوح غنیسازی هستهای concessions دهد در حالی که اصول دفاعی و حاکمیت خود را حفظ کند. ایران بهطور قاطع از بحث درباره برنامه موشکی خود خودداری میکند و آن را برای دفاع ملی ضروری میداند. تهران همچنین بهدنبال حفظ برخی از حضورهای منطقهای خود، بهویژه در عراق، لبنان، یمن و فلسطین است و ممکن است مشارکت خود را به حوزههای انسانی، فرهنگی و مذهبی محدود کند. هدف اصلی آن کاهش تحریمها برای بازسازی اقتصادی است که به شدت تحت تأثیر اقدامات آمریکا و بینالمللی قرار گرفته است. هر توافقی احتمالاً شامل کاهش تدریجی تحریمها خواهد بود که نشاندهنده بیاعتمادی عمیق بین آمریکا و ایران است.
توافقی که همچنان دور از دسترس است
مذاکرات عمان بر ایجاد یک چارچوب کلی برای مذاکرات متمرکز بود و به مسائل هستهای جزئی نپرداخت. تهران نشان داد که انتقال اورانیوم با غنای بالا به خارج از کشور یک “خط قرمز” است، اگرچه ممکن است کاهش سطوح غنیسازی در داخل کشور را بپذیرد. امکان گنجاندن بحثهای آمریکایی-ایرانی در مورد نفوذ منطقهای وجود دارد، با این حال ایران بهدنبال حفظ مشارکت محدود در حالی است که به خطوط قرمز خود پایبند باشد.
در نهایت، رویارویی جاری بین آمریکا و ایران پیچیده باقی مانده است و هر دو طرف در حال ارزیابی مذاکره در برابر احتمال تجدید درگیری هستند. دستیابی به توافق نیازمند کاهش خواستههای اولیه هر دو طرف خواهد بود. اگر مذاکرهکنندگان آمریکایی بهطور کامل نگرانیهای امنیتی اسرائیل را بپذیرند، دستیابی به توافق بسیار دشوار خواهد بود. از سوی دیگر، ایران ممکن است در برابر concessions که بهعنوان تضعیف حاکمیت یا دفاع ملی تلقی میشود، مقاومت کند، حتی اگر با تهدید تشدید نظامی مواجه باشد. مسیر پیش رو نامشخص است و بین مذاکره و خطر مداوم رویارویی تعادل برقرار میکند.

