ما در طول سالها اعلامیههای بیشماری درباره زوال رژیم ایرانی داشتهایم. تروری که این بار توسط روحانیون در تهران آزاد شده است — با برآورد ۱۰,۰۰۰ تا ۲۰,۰۰۰ کشته و بیش از ۱۰,۰۰۰ بازداشتشده در اعتراضات اخیر — اوضاع را متفاوت کرده است.
دیکتاتوری روحانیون تاریخ انقضای مشخصی دارد که اکنون نزدیک است. یکی از راههای فکر کردن به یک جدول زمانی تسریعشده این است که بپرسیم آیا روسها و چینیها آمادهاند تهران را رها کنند.
سالهاست که شی جینپینگ و ولادیمیر پوتین منافع مشترکی در پیوستن به ایران برای مقابله با قدرت آمریکا و کنترل نفوذ غرب در خاورمیانه و شمال آفریقا دارند. این هدف از بین نرفته است. اما با بحران در ایران، مسکو و پکن ممکن است شروع به احتیاط کنند. هیچکدام روی چیزی که به طور فزایندهای به نظر میرسد یک دست بازنده باشد، شرطبندی نخواهند کرد.
ایران برای انتقال آماده شده است. رهبر عالی، آیتالله علی خامنهای در آوریل ۸۷ ساله میشود. برنامهریزی برای جانشینی در حال انجام است. رقابت شدید برای قدرت بین فرماندهان سپاه پاسداران، روحانیون و تکنوکراتهای وفادار در حال شکلگیری است. در اینجا فرصتی برای سیاستمداران آمریکایی وجود دارد.
در دسامبر، اعتراضات به دلیل یک بحران اقتصادی عمیق آغاز شد. هایپر اینفلاسیون، سقوط ریال (یک دلار آمریکا اکنون بیش از یک میلیون ریال ارزش دارد) و افزایش هزینههای زندگی به تازگی بازرگانان بازار تهران را به خیابانها کشاند.
با وجود بربریت غیرقابل توصیف اخیر نیروهای امنیتی، معترضان دوباره به خیابانها آمدهاند. نارضایتی اکنون در سراسر کشور و در میان نسلها گسترده و عمیق است. اشتهای اصلاحات به گفته همه از بین رفته است. مردم رنجکشیده ایران از دیکتاتوری روحانیون خسته شدهاند.
در طول سال گذشته، چین و روسیه تلاش کردند تا ایران را از تحریمها و اقدامات علیه عدم رعایت توافق هستهای تهران محافظت کنند. ایران و شرکای استراتژیکش، روسیه و چین ممکن است هنوز تمایل داشته باشند که جبهه مشترکی را نشان دهند — در حال حاضر. اما شکافهایی در اتحاد در حال نمایان شدن است.
هر سه کشور به یک تمرین دریایی اخیر بریکس به نام “اراده برای صلح ۲۰۲۶” که در سواحل آفریقای جنوبی برگزار شد، کشتی ارسال کردند. با این حال، ایران از این تمرین خارج شد، بهگفته گزارشها بهدلیل فشار دوستان بزرگقدرتش.
در آوریل، شی قرار است رئیسجمهور ترامپ را در پکن میزبانی کند. چین در حال بازی شطرنج جهانی است، اما مطمئناً ماهیهای بزرگتری برای سرخ کردن دارد تا اینکه بخواهد به حفظ یک رژیم در حال شکست که آمریکاییها میخواهند از بین برود، کمک کند. با نگاهی به تایوان — و تصورات از حوزههای نفوذ — چینیها به دنبال یک معامله بزرگ هستند. آیا شی اجازه خواهد داد که یک ایران لرزان و در حال تکهتکه شدن، اوضاع را به هم بریزد؟
در نوامبر، آمریکاییها یک کشتی چینی را که به سمت ایران با قطعاتی برای سلاحهای متعارف در حال حرکت بود، متوقف کردند. پکن هیچ واکنشی نشان نداد. و چین در واقع با حمایت خود از ادعای امارات متحده عربی بر سه جزیره در خلیج فارس، ایران را عصبانی کرده است.
خط حزب چینی در مورد آن اعتراضات خشمگین در سراسر ایران، حمایت بیمزهای از رژیم بود. در تاریخ ۱۲ ژانویه، وزارت خارجه چین “امید” خود را ابراز کرد که تهران “بر مشکلات کنونی غلبه کند و ثبات را در کشور حفظ کند.” همچنین پکن در تابستان گذشته از شریک استراتژیک خود حمایت هوایی نکرد و از آمریکا نخواست که در طول جنگ ۱۲ روزه، اورشلیم را مهار کند.
بسیاری از همین موارد به روسیه و روابط روسی-ایرانی نیز مربوط میشود. برای مسکو، تهران اکنون یک متحد قابل دور انداختن است.
در واقع، روسیه به پهپادها و موشکهای ایرانی برای جنگ خود علیه اوکراین وابسته بوده است. مسکو از سال ۲۰۲۱ نزدیک به ۳ میلیارد دلار موشک خریداری کرده است، اما ذخایر ایرانی محدود است و ممکن است به زودی تمام شود. به هر حال، ایران برای نوسازی برنامه موشکی خود به چین وابسته است — و این اکنون تحت کنترل آمریکاییها قرار دارد. از دیدگاه مسکو، تهران در مبارزه با غرب مفید است تا زمانی که ایران بتواند تحویل دهد.
اما محاسبات در حال تغییر است. روسیه در طول اعتراضات گسترده اخیر اساساً ساکت بود. دبیر شورای امنیت ملی، سرگئی شویگو، “مداخله خارجی” در ایران را محکوم کرد و این موضوع را با تبلیغات تهران همراستا کرد.
او، اما جرأت نکرد نام ایالات متحده یا اسرائیل را به زبان بیاورد. این یک تغییر نسبت به تابستان گذشته است که روسها مشتاق بودند حملات ایالات متحده به ایران را محکوم کنند.
چه ترامپ دوباره به ایران حمله کند یا نه، راههای دیگری برای تسریع در فروپاشی یک رژیم استبدادی که برای مردم ایران نفرین بوده و نیرویی ویرانگر و بیثباتکننده برای منطقه و فراتر از آن است، وجود دارد. چین و روسیه قطعات کلیدی این معما هستند.

