حملات هوایی عربستان علیه جداییطلبان مورد حمایت امارات در این هفته به هیچ وجه مانع از شکلگیری یک “عربستان جنوبی” جدید از جمهوری رسمی یمن نخواهد شد.
در واقع، در حالی که اعلامیه روز سهشنبه درباره خروج نظامی امارات از یمن به وضوح در احترام به سیاست عربستان در آنجا بود، این امر نقش امنیتی امارات در جنوب را تضعیف نخواهد کرد و همچنین لزوماً چشمانداز جداییطلبی از سوی متحدان مسلح یمنیاش، شورای انتقالی جنوبی (STC) را تحت تأثیر قرار نخواهد داد.
قدرت ماندگاری آرام امارات
گسترش سرزمینی اخیر STC به جنوب شرقی یمن در حال حاضر حقایق مهمی را بر روی زمین ایجاد کرده است. STC و حامی اماراتیاش میتوانند به ادامه بهرهبرداری از این حقایق سرزمینی به سمت هدف مشترک خود، یعنی احیای دولت “عربستان جنوبی” در جنوب یمن، ادامه دهند. امارات کنترلهای ساحلی کوچک اما بسیار استراتژیک خود را در این دولت آرزومند حفظ خواهد کرد، از جمله در مکلا و عدن، علاوه بر نقش مستقیم و غیرمستقیم خود در آن بخشهای سواحل دریای سرخ در شمال یمن که تحت کنترل حوثیهای مورد حمایت ایران نیست.
در جنوب، حضور امنیتی و اطلاعاتی امارات که بهطور جزئی غیرنظامی است، پس از اعلام خاتمه آنچه که به عنوان نقش ضدتروریسم خود در “ائتلاف” بینالمللی تحت رهبری عربستان در جنوب یمن توصیف میکند، از سوی ابوظبی رها نخواهد شد. همچنین STC بهطور واقعی به درخواست دولت ضعیف اما عمدتاً به رسمیت شناختهشده جمهوری یمن، که تحت رهبری شورای رهبری ریاستجمهوری (PLC) است، برای واگذاری دستاوردهای سرزمینی اخیر خود در جنوب شرقی یمن به نفع شبهنظامیان “سپر ملی” ایجاد شده توسط عربستان، تن نخواهد داد.
این نیروی پلیس اخیر که در حال حاضر توسط STC در بخشهای مختلف جنوب شرقی یمن کنترل میشود و بخشی از عدن است که تحت تسلط STC قرار دارد، بیشتر یک تیپ مزدور سعودی است تا نیروی دولتی ادعایی جمهوری یمن.
سرزمین به دست آمده، نفوذ به دست آمده
زمانی که شورای انتقالی جنوبی (STC) مورد حمایت امارات در اوایل دسامبر کنترل بخش بزرگی از جنوب را به دست گرفت، شبهنظامیان همراستا با STC به داخل استان وسیع و غنی از انرژی حضرموت در جنوب شرقی یمن گسترش یافتند که از مرز با عربستان تا دریای عربی امتداد دارد. این موفقیت نسبتاً آسان در میدان نبرد با پیشروی جنگجویان همراستا با STC به استان همسایه و بهطور یکسان استراتژیک مهرا همراه بود که همچنین از عربستان تا دریای عربی کشیده شده است، اما مرز طولانی با عمان دارد، جایی که STC ادعا میکند در حال مقابله با قاچاق توسط قبایل محلی به نیروهای حوثی مورد حمایت ایران است که بخش عمدهای از شمال را کنترل میکنند.
با در دست داشتن این دو سرزمین حیاتی در جنوب شرقی یمن توسط STC — علاوه بر کنترل STC بر جزیره جنوب شرقی سقطری، که یک پروتکتور غیررسمی امارات در اقیانوس هند است — پروژه جداییطلبی جنوبی در حال پیشرفت است. تا دسامبر، STC عمدتاً به عنوان یک “دولت سایه” وجود داشت که توسط شبهنظامیان مورد حمایت امارات در بخشهای زیادی از جنوب غربی یمن، از جمله در “پایتخت” کوچک اما استراتژیک خود در عدن، حمایت میشد. در میان چنین پیشرفتهایی، گمانهزنیها درباره اینکه STC ممکن است اعلام استقلال کند، به شدت افزایش یافت.
قمار استراتژیک STC
STC مدتهاست که در تلاش است تا آرزوی خود را برای احیای مجدد، از نظر سرزمینی، دولت مستقل یمن جنوبی که از ۱۹۶۷ تا ۱۹۹۰ وجود داشت، محقق کند و این کار را با متقاعد کردن قدرتهای غربی و منطقهای انجام دهد که میتواند به عنوان سپری در برابر تهدیدات امنیت دریایی در دریای سرخ که توسط جنبش حوثی زیدی شیعه که بخش زیادی از شمال یمن را اداره میکند، ارائه شود. گسترش اخیر STC باعث شده است که پیشنهاد نسبتاً توخالی آن در زمینه مبارزه با تروریسم که دو سال پیش مطرح شده بود، جذابتر به نظر برسد.
رئیسجمهور دونالد ترامپ، که به وضوح به دنبال کسب مزیت نظامی و سرزمینی علیه ایران به شیوههایی است که هم عربستان سعودی و هم اسرائیل را تقویت کند، ممکن است به یک دولت قابل قبول عربی جنوبی که قلمرو آن از دریای سرخ تا اقیانوس هند گسترش مییابد، با نظر مثبت نگاه کند.
رژیم حوثی شمال یمن همچنان یک تهدید بالقوه امنیت دریایی است که با کمک ایران به حمل و نقلهایی که به اسرائیل مرتبط میداند، آسیب میزند، با وجود آتشبس نوعی که بین دولت ترامپ و حوثیها در ماه مه گذشته به توافق رسید. این توافق بیش از یک سال حملات هوایی نیروهای آمریکایی و بریتانیایی علیه اهداف حوثی را که در تلافی حملات گروه به حمل و نقل بینالمللی انجام شده بود، به پایان رساند. اسرائیل به حملات خود به اهداف حوثی ادامه داده است، در حالی که حوثیها به طور دورهای به اسرائیل حمله میکنند. حوثیها در ابتدا حملات خود به کشتیهایی که در دریای سرخ تردد میکردند را به نشانه همبستگی با غزه پس از آغاز کمپین نظامی اسرائیل علیه حماس در اکتبر ۲۰۲۳ آغاز کردند.
ایدروس الزبیدی، رهبر STC، در اواخر سپتامبر ۲۰۲۵ به رسانههای اماراتی گفت که دولت عربی جدید برنامهریزی شدهاش به توافقهای ابراهیم که تحت حمایت ایالات متحده است، ملحق خواهد شد. او این توافقهای صلح با اسرائیل را به عنوان یک مزیت برای امنیت منطقهای توصیف کرد، به شرطی که “حقوق” فلسطینیها بخشی از این بسته باشد.
جدایی یمن جنوبی میتواند با حمایت اسرائیل همراه باشد. به گفته رسانههای اسرائیلی، دولت اسرائیل به طور محرمانه از سوی STC به حمایت از این هدف تشویق میشود. با وجود اینکه امارات متحده عربی، پیشروترین حامی خارجی استقلال جنوبی، شریک کلیدی منطقهای اسرائیل است، دولت نتانیاهو در حال احتیاط است. این موضوع تا حد زیادی به دلیل نگرانی عربستان و بنابراین ایالات متحده از تلاش مسلحانه STC برای دستیابی به دولت جنوبی به هزینه دیگر متحدان یمنی است.
بازی دوگانه ریاض
با این حال، شایعاتی وجود داشت مبنی بر اینکه دستاوردهای سرزمینی اخیر STC تحت حمایت امارات در جنوب شرق به طور مخفیانه با عربستان سعودی هماهنگ شده است. بر اساس این روایت، ریاض از درگیریهای سیاسی و نظامی مداوم در آن نسخه از جمهوری یمن، که به عنوان شورای رهبری ریاستجمهوری (PLC) سازماندهی شده بود، خسته شده بود. PLC، که نهاد اجرایی تقسیم قدرت دولت یمن مورد شناسایی بینالمللی است، در سال 2022 با حمایت امارات و تحت رهبری رئیسجمهور جدید، رشاد العلیمی، تشکیل شد. هدف ظاهری این بود که به آنچه عمدتاً به یک درگیری بین جنگجویان جنوبی تحت حمایت امارات و کسانی که به حزب اصلاح وفادار بودند، پایان دهد و به جای آن در برابر حوثیها در شمال متحد شوند.
در واقع، “دولت مشروع” یمن به همان اندازه که اجزای آن از نظر نظامی متلاطم بودند، از نظر سیاسی نیز دچار تفرقه بود و این ضعف ملی زمینهساز گسترش سرزمینی STC در دسامبر بود. نیروهای وفادار به اصلاح قبلاً بخش مهمی از قدرت نظامی در داخل حضرموت (وادی حضرموت) بودند. با این حال، وادی حضرموت همچنین به خاطر جاهطلبیهای جداییطلبانه خود، که توسط رهبر قبیلهایاش، عمر بن حبرایش، که همچنین یک متحد سعودی است، تجسم یافته است، تحت تأثیر قرار دارد. علاوه بر گزینه احتیاطی عربستان سعودی برای استقلال حضرموت، ریاض قبلاً برند اسلامگرایی “قبیلهها و تکنسینها” اصلاح را در دفاع از یمن متحد مفید یافته است، با وجود ارتباطات تاریخی اصلاح با اخوان المسلمین. اصلاح در سرکوب تلاش جداییطلبی جنوبی در سال 1994 نقش کلیدی داشت.
رویدادهای اخیر در حضرموت به نظر میرسد اصلاح را به افول سیاسی و به طور قابل بحثی نظامی دچار کرده است، به ویژه زمانی که موقعیت آن در بخشهای زیادی از شمال به شدت تحت تأثیر حوثیها قرار دارد. علاوه بر این، به نظر میرسد که دولت ترامپ نسبت به اصلاح همدردی ندارد. در اواخر نوامبر، ترامپ اقدام به تعیین “برخی” (که هنوز تعریف نشدهاند) از شاخههای اخوان المسلمین به عنوان تروریست کرد، گروهی جهانی که امارات آن را تهدیدی وجودی برای خود و همه رهبران منطقهای عملگرا و همسو با غرب میداند.
با این حال، دبیرکل سرپرست اصلاح، عبدالرازق الهجری، به این نویسنده تأکید کرد که این گروه دیگر یک بال مسلح ندارد. او گفت که حامیان اصلاح بخشی از وزارت دفاع “دولت مشروع” هستند و بنابراین تحت فرمان رئیسجمهور العلیمی قرار دارند. هنوز مشخص نیست که آیا چنین انضباط نظامی ادعایی در میان شبهنظامیان “سابق” اصلاح در دفاع از آن سرزمینهای شمالی که STC اکنون به دنبال آزادسازی آنهاست، اعمال خواهد شد یا خیر. به هر حال، الهجری ادعا میکند که “رهبران ارتش” دستوری برای دفاع از حضرموت و مهرا در برابر STC صادر نکردهاند.
اما اتحاد یمنی هنوز در ریاض یا واشنگتن از محبوبیت نیفتاده است. جنگجویان “ملی” یمنی خود سعودیها، نیروهای قبیلهای که با حمایت و آموزش سعودیها به نام درع الوطن (سپر ملی) شناخته میشوند و تا زمان ورود جنگجویان STC، شهر سیئون، پایتخت وادی حضرموت را در اختیار داشتند، پایگاه نظامی نزدیک خود در طارم را ترک کرده و به حضرموت غربی منتقل شدند. در عین حال، نیروهای سپر ملی هنوز در مهرا نیز حضور دارند، اگرچه به همان اندازه در برابر STC مقاومتی ندارند، جایی که جنگجویان محلی تحت حمایت عمان قرار دارند. همانطور که اشاره شد، نیروهای سپر ملی تحت حمایت سعودیها همچنین در استان عدن حضور دارند.
به عبارت دیگر، سعودیها در جنوب مزدوران یمنی دارند، هرچند که به مراتب ضعیفتر از نیروهای همسو با STC امارات هستند که از دسامبر در آنجا در حال صعود هستند. در میان چنین وضعیتی بسیار ناپایدار، STC جسارت بیشتری پیدا کرده و از مشارکت در یک نیروی توافقشده بینالمللی برای آزادسازی سرزمینهای شمالی از حوثیها صحبت کرده است، از جمله مناطقی که برای ادعاهای استراتژیک بینالمللی خود حیاتی هستند — یعنی کل باب المندب در دریای سرخ.
واشنگتن و جایزه عربی جنوبی
شور و هیاهوی عمومی در جنوب برای استقلال (و تمایل برخی از جنوبیها به ریسک کردن بر روی STC برای تحقق آن) ممکن است برای جداییطلبان دشوار باشد که از اعلام حاکمیت خودداری کنند، حداقل در جنوب. زمانی که STC در سال 2020 به طور مبهم “خودمدیریتی” را اعلام کرد، حمایت واضح امارات متحده عربی را نداشت. برای اعلام حاکمیت در حال حاضر، نه تنها باید ابوظبی را به طور کامل در کنار خود داشته باشد، بلکه همچنین باید مطمئن شود که سعودیها میتوانند ایجاد یک دولت تحت حمایت امارات را برای منافع استراتژیک خود در آنچه که برای سعودیها یک موضوع وجودی واقعی است، مفید بدانند.
در حالی که شبه جزیره عربی جنوبی داراییهای مفیدی مانند پایگاههای دریایی خارجی را برای امارات فراهم میکند، عربستان سعودی کل یمن را یک موضوع حیاتی امنیت ملی میداند. این موضوع با حملات هوایی سعودیها علیه STC در حضرموت در تاریخ 26 دسامبر تأکید شد، هرچند که ریاض این موضوع را تأیید نکرد. روز بعد سعودیها به طور علنی اعلام کردند که اگر STC از سرزمینی که به سمت جنوب شرقی پیشروی کرده است، عقبنشینی نکند، ریاض اقداماتی را برای اطمینان از این موضوع انجام خواهد داد. هیچ یک از این موارد به این معنا نیست که ریاض با حاکمیت جنوبی مخالف است، بلکه فقط گسترش یکجانبه تشویقشده توسط امارات را رد میکند. بمباران سعودیها از یک محموله تسلیحاتی اماراتی به بندر حضرموت در مکلا در تاریخ 30 دسامبر، که ریاض ادعا کرد برای STC بوده، در راستای این موضوع بود.
حاکمیت: آرزو با واقعیت مواجه میشود
با وجود لحن تند و پیامهای مسلحانه، سعودیها احتمالاً به سیاست خارجی سنتی خود در مورد یمن، که مدتها محل رقابت درون خلیج بوده، باز خواهند گشت. محاسبات تاکتیکی سعودیها آنها را تشویق میکند که گزینههای اتحادی و جداییطلبی را زنده نگه دارند تا از ایجاد یک دولت جدید در جنوب عربستان جلوگیری کنند. ترامپ و به تبع آن دوستان اروپاییاش بعید است که بخواهند ریاض را به گونهای دیگر متقاعد کنند با توجه به چالشهای درون جنوبی یمن که اعلام حاکمیت میتواند به راحتی آنها را تشدید کند. جایزه فرضی یک دولت حائل رسمی ضد ایرانی و pro-Israeli در جنوب عربستان هنوز به اندازهای غیرقابل پیشبینی به نظر میرسد که ایالات متحده بخواهد آن را “شناسایی” کند. دستاوردهای ایالات متحده و اسرائیل در سوریه و به نظر میرسد در لبنان، احتمالاً مبارزه با ایران از طریق یک دولت یمنی دیگر را در حال حاضر جذاب نمیکند.

