قابلیتهای سیستم هوش مصنوعی Mythos نمایانگر تحولی به همان اندازه بزرگ به انقلاب صنعتی دوم است و دورهای جدید را ایجاد میکند که در آن قدرت ملی با اجرای استراتژیک سیستم هوش مصنوعی Mythos تعریف میشود.
هشدار ژئوپلیتیکی سیستم هوش مصنوعی Mythos
با تمرکز جهان بر ایران، تنگه هرمز و ریاستجمهوری پرتحرک دونالد ترامپ، یادآوری این نکته ضروری است که ژئوپلیتیک هوش مصنوعی (AI) تقریباً قطعاً پیامدهای بسیار ماندگارتری نسبت به هر یک از این موارد خواهد داشت. ما در حال تجربه تحولی به همان اندازه بزرگ به انقلاب صنعتی دوم در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم هستیم.
با این حال، انقلاب هوش مصنوعی با سرعتی بسیار بیشتر و زمان کمتری برای سازگاری رهبران جهانی در حال حرکت است، بنابراین خطرات بیشتر است—با وجود وعدههای قابل توجه هوش مصنوعی.
انقلاب صنعتی تاریخ را دوباره سیمکشی کرد؛ قدرت را از کشاورزی به صنعت، از اشرافیتهای زمیندار به بارونهای تولید، و از امپراتوریها به دولت-ملتهایی که میتوانستند در مقیاس وسیع تولید، بسیج و نوآوری کنند، منتقل کرد. از این آشفتگی، سرمایهداری و کمونیسم، سیاستهای تودهای و جنگهای تودهای و در نهایت فاجعههای دو جنگ جهانی برآمد.
قدرت مخرب سیستم هوش مصنوعی Mythos
پس ژئوپلیتیک انقلاب هوش مصنوعی چگونه به نظر میرسد؟ رقابت قرن بیستم برای انرژی، مواد خام و قابلیت هستهای تنها با توجه به اشتهای سیریناپذیر مراکز داده برای انرژی تشدید خواهد شد.
اما این رقابت با مسابقهای برای قدرت محاسباتی، تسلط بر دادهها و برتری الگوریتمی همراه خواهد بود. کشورهایی که در زمینه هوش مصنوعی پیشرو هستند نه تنها از نظر اقتصادی سریعتر رشد خواهند کرد، بلکه به شیوهای متفاوت حکومت خواهند کرد، به شیوهای متفاوت خواهند جنگید و نفوذ خود را به روشهایی که پیشبینی آن دشوار است، به نمایش خواهند گذاشت.
در این زمینه است که باید به ظهور اخیر Mythos، سیستم هوش مصنوعی پیشرفته Anthropic که قابلیتهای آن به قدری مخرب و قدرتمند است که سازندگان آن در حال حاضر محدودیتهایی برای استفاده از آن ایجاد کردهاند، فکر کرد.
بر اساس گزارشها، این سیستم میتواند بهطور خودکار آسیبپذیریهای نرمافزاری ناشناختهای—هزاران مورد—را در سیستمهایی که عملکردها و عملیاتهای اساسی برای مالی جهانی، ارتباطات و زیرساختهای حیاتی را پشتیبانی میکنند، شناسایی و بهرهبرداری کند.
آسیبپذیریها در زیرساختهای جهانی
این بدان معناست که بانکها، خدمات اینترنتی و سیستمهای تصفیه آب شما همگی آسیبپذیرتر میشوند. در شورای آتلانتیک در طول نشستهای بهاری صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی در اوایل این ماه، رهبران مالی جهانی و بانکداران مرکزی در گفتگوهای خصوصی نگرانیهای خود را درباره Mythos به همان اندازه که درباره رشد کند، قیمتهای انرژی و سطوح بدهی بینالمللی مطرح کردند.
Mythos نگاهی به دنیای آینده ارائه میدهد که در آن تعادل حمله و دفاع در فضای سایبری، میدانهای نبرد نظامی و فراتر از آن بهطور چشمگیری به نفع کسانی که میتوانند قابلیتهای هوش مصنوعی را زودتر به کار بگیرند، متمایل میشود. به همین دلیل است که به نظر من Mythos، و نه ایران، مهمترین سیگنال هشدار ژئوپلیتیکی برای این لحظه است. (هرچند شایان ذکر است که یک مقام ارشد آمریکایی به من گفت که OpenAI و Google با قابلیتهای مشابه چندان عقب نیستند.)
مزیت استراتژیک از طریق سیستم هوش مصنوعی Mythos
جنگهایی مانند آنچه در حال حاضر در اطراف ایران در حال وقوع است، مرگبار، خطرناک و مهم هستند. اما آنها همچنین آشنا هستند. ما میتوانیم دینامیکهای آنها را تحلیل کنیم، محاسبه کنیم که چه چیزی بازدارندگی را تشکیل میدهد و بنابراین میتوانیم تشدید آنها را محدود کرده و از اشتباه محاسباتی جلوگیری کنیم و از یک کتاب راهنمای شناخته شده استفاده کنیم.
برای یک لحظه هم به کسی که میخواهد به شما اطمینان دهد که ما برای دنیای جدید چالشهایی که هوش مصنوعی معرفی میکند، آمادهایم، اعتماد نکنید. رهبران منتخب دموکراتیک سیستمهایی را که موظف به تنظیم آنها هستند، درک نمیکنند.
پرونده در حال unfolding بین کارآفرینان فناوری، ایلان ماسک و سم آلتمن در اوکلند، کالیفرنیا، در این هفته، نشان میدهد که رقابتهای جزئی بین غولهای صنعت هوش مصنوعی، توانایی ما را برای کشف نوعی علت مشترک ملی پنهان میکند.
بیاعتمادی در میان آمریکاییها نسبت به هوش مصنوعی در حال افزایش است و نظرسنجی گالوپ نشان میدهد که تقریباً نیمی از کارگران نسل Z معتقدند که خطرات هوش مصنوعی در نیروی کار بیشتر از مزایای آن است.
بیاعتمادی عمومی و بهرهبرداری اقتدارگرا
رژیمهای اقتدارگرا، و بهویژه چین، با نظر عمومی کمتر مشکل خواهند داشت و به سرعت در حال حرکت به سمت بهرهبرداری از هوش مصنوعی برای کسب مزیت استراتژیک در برابر ایالات متحده و نظارت و کنترل بر مردم خود هستند. و در حالی که شرکتهای هوش مصنوعی ایالات متحده ممکن است در زمینه مدلهای زبانی بزرگ مزیت تجاری داشته باشند، چین در زمینه بهکارگیری هوش مصنوعی در رباتیک و تولید و احتمالاً جنگ پیشرفت میکند. به عنوان یک خوشبین فوقالعاده،
من از اینکه هوش مصنوعی میتواند قدرت فوقالعادهای به نیکوکاران جهان بدهد، خوشحالم. اما بدبینی ماندگار در من به همان اندازه نگران است که چه کارهای خطرناکی ممکن است از سوی افراد شرور فوقالعاده قدرتمند آزاد شود. وعدهها به اندازه خطرات شگفتانگیز است. آنچه این لحظه را متفاوت میکند، بزرگی خوبی و بدی است که میتواند نتیجه دهد و واقعیت این است که هر دو میتوانند بهطور همزمان به وقوع بپیوندند.
دستاوردها و خطرات سیستم هوش مصنوعی Mythos
هوش مصنوعی در حال حاضر پیشرفتهای زیر را تسریع میکند: تشخیص زودهنگام و درمان شخصیسازی شدهتر سرطان، راههای جدید برای کند کردن و حل مشکل آلزایمر، طراحی داروهای نجاتدهنده زندگی در عرض چند ماه به جای چند سال، و بهینهسازی همه چیز از شبکههای انرژی تا تولید غذا.
این فناوری میتواند خلاقیت را به شیوههایی گسترش دهد که ما تنها در حال آغاز به تصور آن هستیم و افزایش بهرهوری را که استانداردهای زندگی را در سطح جهانی ارتقا میدهد، آزاد کند. در عین حال، هوش مصنوعی خطرات نسلزایی زیر را نیز به همراه دارد: تسلیح زیستشناسی، فرسایش حقیقت در میان رسانههای مصنوعی، تمرکز قدرت در دستان چند کشور یا شرکت، و جابجایی کارگران که از توانایی ما برای سازگاری فراتر میرود.
نقطه عطف اینجا است: آیا ایالات متحده و شرکای آن هوش مصنوعی را به عنوان یک رقابت برای پیروزی به هر قیمتی میبینند، یا به عنوان یک نیروی تحولآفرین که نیاز به قوانین و چارچوبهای جدید، اشکال جدید همکاری بینالمللی و حتی نهادهای جدید دارد؟
تاریخ به عنوان یک هشدار دیجیتال
تاریخ یک هشدار ارائه میدهد. انقلاب صنعتی ثروت و نوآوری فوقالعادهای تولید کرد، اما همچنین افراطگرایی ایدئولوژیک و درگیریهایی به مقیاس بیسابقهای را به وجود آورد، از جمله اردوگاههای مرگ صنعتی هیتلر و حملات پایاندهنده جنگ به هیروشیما و ناگازاکی.
سالها و دو جنگ جهانی طول کشید تا ایالات متحده و متحدانش در زمان جنگ یک نظم بینالمللی پایدار را به وجود آورند که شامل تأسیس سازمان ملل، ناتو، نهادهای برتون وودز و سایر سازمانها بود. عصر هوش مصنوعی ممکن است به ما آنقدر زمان ندهد. سیستم جهانی موجود از قوانین و نهادها در حال حاضر تحت فشار بیاعتمادی، تکهتکه شدن و اکنون جنگ قرار دارد.
این سیستم فاقد مکانیزمهایی برای مدیریت یک چالش فناوری به این وسعت تاریخی است. بازارهای ایالات متحده سرعت و مقیاس را پاداش میدهند اما هماهنگی بینالمللی را نه. اگر با غریزههای معاملاتی به این لحظه تحولآفرین مواجه شویم، در معرض تکرار فصلهای تاریکتر قرن بیستم قرار میگیریم—این بار با سرعت دیجیتال.

