با وجود اعلام بیطرفی در جنگ ایالات متحده و اسرائیل با ایران، بغداد نتوانسته است عراق را از این درگیری دور نگه دارد. در این پرسش و پاسخ، کارشناس گروه بحران، لاهیب هیگل، توضیح میدهد که چگونه این درگیری به آسیب رساندن به ساختار سیاسی عراق و فشار بر اقتصاد آن منجر شده است.
چه اتفاقی در حال وقوع است؟
برای بیش از دو دهه، دولت عراق در وضعیتی ناپایدار بین ایالات متحده و همسایهاش ایران نشسته و سعی کرده است روابط خوبی با دو کشوری که در تضاد با یکدیگر هستند، حفظ کند. اکنون، با درگیری آشکار ایالات متحده (به همراه اسرائیل) و ایران، تلاشهای بغداد برای برقراری تعادل، سرزمین عراق را به هدفی برای هر دو طرف تبدیل کرده است. دولت فدرال بیطرفی عراق در این درگیری را اعلام کرده است، اما نتوانسته کشور را از این درگیری دور نگه دارد: گروههای مسلح عراقی وابسته به ایران در برابر دیگرانی که به ایالات متحده مرتبط هستند و همچنین خود ایالات متحده و متحدانش در منطقه قرار دارند. تحت پلتفرم مشترک خود، که به نام مقاومت اسلامی در عراق شناخته میشود، گروههای وابسته به تهران بیش از ۷۵۰ حمله به اهداف ایالات متحده در عراق و منطقه را ادعا کردهاند. دولت منطقهای کردستان، که به ایالات متحده نزدیک است، خود را تحت حملات مشابهی یافته است، به طوری که ایران و گروههای وابسته به آن تقریباً ۵۰۰ حمله موشکی و پهپادی به این منطقه از آغاز جنگ تا اعلام آتشبس در ۸ آوریل انجام دادهاند.
آتشبس درجهای از آرامش را به ارمغان آورده است و ممکن است به نیروهای سیاسی در بغداد این امکان را بدهد که کار تشکیل یک دولت جدید را پس از انتخابات در نوامبر به پایان برسانند. اگر خصومتها از سر گرفته نشود، تنشها در درون ساختار سیاسی عراق احتمالاً کاهش خواهد یافت؛ اما جنگ تلاشهای بغداد برای حفظ روابط خوب با هر دو کشور ایالات متحده و ایران را مختل کرده و روابط آن با واشنگتن احتمالاً بدون آسیب نخواهد ماند. شاید بزرگترین خطر فوری اقتصادی باشد: با بازگشایی تنگه هرمز که در حال پیشرفت است، عراق به طور عمده نتوانسته است نفت خود را به بازار ارسال کند. اگر جنگ از سر گرفته شود و ثروت هیدروکربنی عراق همچنان بدون استفاده بماند، خطرات ناآرامیهای داخلی افزایش خواهد یافت.
چرا عراق به میدان نبردی در جنگ ایالات متحده و اسرائیل با ایران تبدیل شده است؟
ریشههای رقابت ایالات متحده و ایران در عراق به حمله ایالات متحده در سال ۲۰۰۳ برای سرنگونی رژیم صدام حسین برمیگردد که در پی آن، پایگاه نظامی، دیپلماتیک و اقتصادی وسیعی از ایالات متحده در سراسر کشور باقی ماند. از زمان برگزاری اولین انتخابات تحت اشغال ایالات متحده در سال ۲۰۰۵، واشنگتن به دولتهای عراقی متوالی کمکهای نظامی و توسعهای گستردهای ارائه داده است. ایران از سوی دیگر، در این رویدادها هم خطر و هم فرصت را مشاهده کرد. از یک سو، حمله ایالات متحده صدها هزار سرباز را که به واشنگتن پاسخگو بودند، در مرز غربی ایران مستقر کرده بود، که از زمان انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹، دشمن اصلی تهران به شمار میرفت. از سوی دیگر، این حمله یکی دیگر از دشمنان مرگبار، یعنی صدام حسین را از میان برداشت و در نهایت او را با دولتی جایگزین کرد که بخشی از آن توسط اسلامگرایان شیعهای حمایت میشد که سالها در تبعید در ایران به سر میبردند. جمهوری اسلامی که هنوز هم از تروماهای جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰ رنج میبرد، فرصتی برای به دست آوردن عراقی با گرایش سیاسی نزدیکتر به خود دید و در عین حال هر طرحی که ایالات متحده ممکن بود برای تغییر رژیم در تهران و بغداد طراحی کند، تضعیف کرد. برای مقابله با حضور ایالات متحده، ایران شروع به پرورش احزاب سیاسی عراقی و مسلح کردن گروههای شبهنظامی کرد.
پس از خروج بیشتر نیروهای ایالات متحده از عراق در سال ۲۰۱۱، این رقابت به رقابت مدیریتشدهای تبدیل شد که از طریق بازدارندگی و هماهنگیهای پنهانی تنظیم شده بود. بین سالهای ۲۰۱۴ و ۲۰۱۷، نیروهای نظامی ایالات متحده و دولت عراق در کنار گروههای شبهنظامی که تحت چتر الحشد الشعبی (موبیلاسیون مردمی) گرد هم آمده بودند، برای مقابله با داعش که یک سوم کشور را تصرف کرده بود، جنگیدند. برخی از گروههای داخل الحشد که در پاسخ به فراخوان روحانیون شیعه در شهر مقدس نجف شکل گرفته بودند، هیچ ارتباطی با تهران نداشتند، اما بسیاری از بهترین گروههای مسلح آنها چنین ارتباطی داشتند.
زمانی که ایالات متحده و اسرائیل برای اولین بار در ۲۸ فوریه به ایران حمله کردند، اسرائیل به طور همزمان به سایتهای پرتاب موشک و انبارهای تسلیحاتی متعلق به گروههای الحشد مرتبط با ایران در عراق حمله کرد. ایران با حمله به پایگاههای ایالات متحده در حریر و فرودگاه اربیل، هر دو در کردستان عراق، به این حملات پاسخ داد. اربیل، پایتخت منطقه کردستان، بزرگترین گروه نظامی ایالات متحده در عراق را در خود جای داده است که شامل حدود ۲۵۰۰ سرباز است و به عنوان بخشی از ائتلافی که ایالات متحده برای مبارزه با داعش تشکیل داده، باقی ماندهاند. در همین حال، گروههای حمایتشده توسط ایران، که همه اعضای “محور مقاومت” تهران هستند، به سرعت شروع به شلیک موشک به تأسیسات ایالات متحده در عراق و همچنین در عربستان سعودی، کویت، اردن و بعداً سوریه کردند. ایالات متحده نیز به نوبه خود به پایگاههای این گروهها حمله کرد که برخی از آنها با گروههای الحشد غیر مرتبط با ایران مشترک بودند و همچنین به فرماندهان ارشد آنها. در طول اولین ماه جنگ، حدود ۸۰ جنگجوی الحشد در بمبارانهای ایالات متحده کشته شدند.
در حالی که دهها گروه الحشد از سال ۲۰۱۶ به ساختار امنیتی دولتی جذب شدهاند، تعداد کمی از آنها که به ایران وفادارتر هستند، به طور خودمختار و با محدودیت کمی از بغداد عمل کردهاند. این گروهها شامل کتائب حزبالله هستند که به خاطر گرفتن گروگان از خارجیها برای پیشبرد خواستههایش شناخته شده است و حرکات النجباء؛ هر دو در کنار رژیم اسد در جنگ داخلی سوریه جنگیدهاند. آنها اکنون از پایگاهها و تسلیحات الحشد برای انجام حملات پهپادی و موشکی به تأسیسات مرتبط با ایالات متحده در عراق و منطقه استفاده میکنند. در هفته اول جنگ، آنها عمدتاً به پایگاههای نظامی حمله کردند. اما بعداً دامنه حملات خود را به مأموریتهای دیپلماتیک ایالات متحده و زیرساختهای انرژی در کردستان و بصره که شرکتهای نفتی ایالات متحده در آنجا فعالیت میکنند، گسترش دادند. در ۸ آوریل، واشنگتن ادعا میکند که یکی از این گروهها کاروانی را که دیپلماتهای ایالات متحده را در بغداد حمل میکرد، مورد حمله قرار داد. گاهی اوقات، چه به طور تصادفی و چه عمدی، پروژههای الحشد به مکانهای غیرنظامی اصابت کردهاند.
منطقه کردستان که تقریباً هر روز تحت حملات پهپادی و موشکی قرار دارد، بدترین آسیب را دیده است. اجزای غیر آمریکایی آنچه از ائتلاف ضد داعش باقی مانده است، از جمله گروههای ایتالیایی و فرانسوی، نیز تحت آتش قرار گرفتهاند؛ یک سرباز فرانسوی در ۱۳ مارس کشته شد. در بغداد، حملات مکرر به سفارت ایالات متحده و پایگاه پیروزی عراق نزدیک فرودگاه بینالمللی که ایالات متحده برای سفرهای دیپلماتیک و لجستیک استفاده میکند، منجر به خروج دیپلماتها و پرسنل نظامی شد، از جمله چند صد نفری که بخشی از یک مأموریت غیرنظامی ناتو هستند که از سال ۲۰۱۸ به نیروهای مسلح عراق مشاوره میدهد. پس از حمله به هتل الرشید بغداد که محل چندین مأموریت دیپلماتیک است، عربستان سعودی کارکنان سفارت خود را خارج کرد. بیشتر شرکتهای نفتی خارجی عملیات خود را متوقف کرده و کارکنان بینالمللی خود را از کشور خارج کردهاند. ایران نیز به نوبه خود به حملات خود ادامه داد، عمدتاً به گروههای مخالف کرد ایرانی مستقر در عراق، اما یک بارش موشکی نیز در ۲۴ مارس شش جنگجوی پیشمرگه کرد را کشت.
گروههای شبهنظامی مرتبط با ایران چه اهدافی را دنبال میکنند؟
I’m sorry, but it seems that the input section is incomplete or missing the text that needs to be translated. Please provide the text you would like me to translate, and I’ll be happy to assist you.
این اولین باری نیست که این گروهها با ایالات متحده درگیر میشوند. در گذشته، زمانی که واشنگتن و تهران با یکدیگر برخورد کردند، مانند پس از خروج رئیسجمهور دونالد ترامپ از توافق هستهای ایران در سال ۲۰۱۸، در دوره اول ریاستجمهوریاش، تعدادی از گروههای حشد و ایالات متحده تبادل آتش کردند. این خصومتها در ژانویه ۲۰۲۰ به اوج خود رسید، زمانی که یک حمله هوایی ایالات متحده در بغداد، رهبر حشد، ابومهدی المهندس و قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس ایران را به قتل رساند. احزاب سیاسی وابسته به حشد بعداً خواستار خروج کامل نیروهای ائتلاف تحت رهبری ایالات متحده از عراق شدند. (بر اساس توافق ایالات متحده و عراق در سال ۲۰۲۴، ایالات متحده در پاییز ۲۰۲۵ از پایگاههای خود در عراق خارج شد و خروج نهایی در سپتامبر برنامهریزی شده بود.) در عین حال، فقدان المهندس و سلیمانی، که شخصیت وحدتبخشی برای جناحهای حشد همسو با ایران بودند، شکافهایی را که قبلاً شروع به ظهور کرده بود، گسترش داد. در کل حشد، بیشتر گروهها از آن زمان اهمیت بیشتری به سیاستهای انتخاباتی نسبت به مقاومت مسلحانه دادهاند و احزاب وابسته به آنها در حال حاضر حدود ۸۰ کرسی از ۳۲۹ کرسی پارلمان عراق را اشغال کردهاند.
تنشها سپس به مدت سه سال عمدتاً کنترل شد تا اینکه دوباره با حملات حماس در جنوب اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و جنگ غزه که پس از آن رخ داد، شعلهور شد. در ابراز همبستگی با حماس، اعضای “محور مقاومت” به حملات به داراییهای اسرائیلی و آمریکایی در منطقه پرداختند. با این حال، نقش گروههای عراقی در این دوره نسبت به حزبالله در لبنان و حوثیها در یمن حاشیهای بود، زیرا هم ایران و هم ایالات متحده تمایل داشتند تا تشدید درگیریها در عراق را محدود کنند. تهران میخواست گروههای عراقی را به عنوان آخرین خط دفاعی خود در نظر بگیرد، همانطور که به استراتژی پشت محور اشاره میکند، و به دولت بغداد اجازه دهد که گروههای همسو با ایران را تحت کنترل نگه دارد. در طول جنگ دوازدهروزه بین اسرائیل و ایران در ژوئن ۲۰۲۵، که ایالات متحده بهطور مختصر به آن پیوست، این گروهها در حاشیه باقی ماندند.
اما در جنگ کنونی، دستکشها کنار رفته است. گروههای همسو با ایران این درگیری را به عنوان یک مسئله وجودی هم برای حامی خود، ایران، و هم برای خودشان میدانند. آنها به دنبال تسریع خروج تمامی نیروهای آمریکایی از عراق هستند، طبق خواسته دیرینه خود، در حالی که میکوشند شکاف پایداری بین واشنگتن و بغداد ایجاد کنند. آنها موفقیت تاکتیکی زودهنگامی را ادعا کردند زمانی که، پس از انجام یک سری حملات به سفارت ایالات متحده، ایالات متحده تعداد زیادی از پرسنل دیپلماتیک و نظامی خود را در طول یک توقف یکجانبه پنجروزه که توسط کتائب حزبالله در ۱۸ مارس اعلام شد، خارج کرد. ایالات متحده همچنین در طول این توقف تلاش برای کشتن رهبران این گروه را متوقف کرد.
این تعلیق کوتاه در درگیری، رویکردهای مختلف گروههای همسو با ایران را نمایان کرد. برای شروع، حركت النجباء از رهبری کتائب حزبالله پیروی نکرد. همچنین به نظر نمیرسد که گروهها در مورد اینکه تا چه حد باید دولت عراق را به عنوان دشمن تلقی کنند، توافق داشته باشند. در ۲۱ مارس، یکی از گروهها به مقر سرویس اطلاعات ملی عراق (INIS) حمله کرد و یک افسر را کشت و موجب محکومیت از سوی کل نهاد سیاسی عراق شد. هیچیک از جناحها مسئولیت این حمله را بر عهده نگرفتند، اگرچه هر دو گروه در ابتدا سعی کردند این حمله را توجیه کنند و ادعا کردند که افسران اطلاعاتی عرب سنی و کرد به نمایندگی از موساد، سازمان جاسوسی اسرائیل عمل میکردند. با افزایش محکومیتها نسبت به این حمله، کتائب حزبالله ادعا کرد که خود INIS این حمله را طراحی کرده است تا گروههای همسو با ایران را بیاعتبار کند. سردرگمی مشابهی پس از حمله یکی از گروهها به اقامتگاه نیچروان بارزانی، رئیس منطقه کردستان، در دهوک در ۲۸ مارس به وجود آمد. پس از یک همهمه از نارضایتی که شامل وزیر امور خارجه ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود، دو گروه همسو با ایران، کتائب حزبالله و کتائب سید الشهداء، این حمله را محکوم کردند و بهطور ضمنی – بدون ارائه جزئیات – اشاره کردند که ممکن است این حمله یک عملیات پرچم دروغین بوده باشد.
با وجود تفاوتها و رقابتهایشان، گروههای همسو با ایران همه میخواهند دولت عراق را به خواستههای خود bend کنند. یک جزء مرکزی از این استراتژی، ربودن حشد بوده است. با استفاده از داراییهای دولتی حشد، در حالی که عملاً خارج از زنجیره فرماندهی نخستوزیر باقی ماندهاند، این جناحها سازمان را بهطور کلی هدف حملات ایالات متحده قرار دادهاند. تلفات متعدد در میان ردهبالای حشد، خشم بسیاری از کسانی را که با برنامههای جناحهای همسو با ایران همنظر نیستند، برانگیخته است. چنین احساساتی در میان عموم مردم نیز در حال گسترش است، پس از حمله ایالات متحده در استان انبار در ۲۵ مارس که هفت سرباز مستقر در نزدیکی یک پایگاه حشد را به قتل رساند.
نه تنها گروههای همسو با ایران، بلکه خود ایران نیز احتمالاً اگر فقط در این درگیریها سالم بمانند، پیروزی را ادعا خواهند کرد. گروههایی مانند کتائب حزبالله و کتائب سید الشهداء ممکن است در سیاست عراق و همچنین در شکلدهی به سیاستهای دولتی نسبت به اتحادهای خارجی، حتی بیشتر قاطع شوند. اما شخصیتهای حشد که به شدت در سیاستهای انتخاباتی سرمایهگذاری کردهاند و به نیاز عراق برای ایجاد تعادل بین ایران و ایالات متحده توجه دارند، از این چشمانداز نگران هستند. دو مورد جالب در این زمینه، قیس الخزعلی و هادی العامری، رهبران حشد هستند که موقعیتهای آنها بهطور کلی همراستا با گروههای همسو با ایران را نشان میدهد (عامری حتی در طول جنگ ایران و عراق در کنار تهران جنگید). هر دو رهبر قبلاً در برابر اشغال ایالات متحده در عراق مقاومت کردهاند. اما هر دو همچنین نشانههایی از نگرانی نسبت به مشارکت بیرویه شبهنظامیان در جنگ کنونی نشان دادهاند.
I’m sorry, but it seems that there is no text provided for translation. Please provide the text you would like me to translate into Persian.
دولت عراق میخواهد از جنگ دور بماند اما نتوانسته است. این دولت نمیتواند از نقض حریم هواییاش توسط ایالات متحده، اسرائیل یا ایران با پهپادها و موشکهای بالستیک جلوگیری کند و نمیتواند از شلیک پروژههای گروههای حشد مردمی مورد حمایت ایران به اهدافی در داخل یا خارج از مرزهای عراق جلوگیری کند. سرکوب این گروهها نیازمند آن است که دولت نیروهای شیعه را در برابر یکدیگر قرار دهد، موضوعی که هیچ یک از رهبران شیعه تمایلی به شکستن آن ندارند. در نتیجه، ثبات عراق پس از داعش که همیشه شکننده بوده، در خطر جدی قرار دارد.
عراق هنوز پس از انتخابات نوامبر ۲۰۲۵ دولت جدیدی تشکیل نداده است، به این معنی که نخستوزیر محمد شیاع السودانی تنها یک سرپرست است. اما مشکلات کابینه او عمیقتر از این است. حتی یک دولت کاملاً توانمند نیز در حفظ عراق از درگیریها با توجه به وابستگی مداوم به ایالات متحده در زمینههای نظامی و اقتصادی و همچنین وابستگی به ایران برای واردات انرژی و روابط تجاری با چالش مواجه خواهد بود. استراتژی متعادلسازی ایالات متحده در برابر ایران برای محافظت از کشور در برابر شوکهای خارجی که توسط دولتهای متوالی عراق دنبال شده، دیگر به نظر نمیرسد عملی باشد.
پس از حمله ایالات متحده و اسرائیل به ایران، بغداد به ادامه راهی باریک بین دو شریک خارجی مهم خود پرداخته است. این کشور خواستار بازگشت به مذاکرات برای پایان دادن به جنگ شده و تلاش کرده است خود را از درگیریها دور کند، با محکوم کردن نقض حاکمیت عراق و اعلام اینکه خاک عراق نباید برای حمله به مأموریتهای دیپلماتیک یا کشورهای همسایه استفاده شود. این کشور سعی کرده است در محکومیتها بیطرف باشد و همه طرفها را راضی کند، اما در نهایت هیچیک را راضی نکرده است. در ۲۴ مارس، دولت حملات ایالات متحده به حشد و حملات ایران به پیشمرگههای کرد را محکوم کرد و هر دو طرف، یعنی کاردار ایالات متحده و سفیر ایران در بغداد را به وزارت خارجه احضار کرد. همچنین از رهبری حشد خواست تا از اقدامات غیرقانونی اعضای خود جلوگیری کند، بدون اینکه بهطور صریح نام گروههای مورد نظر را ذکر کند، در حالی که به پرسنل دولتی – از جمله مبارزان حشد – اجازه استفاده از زور در دفاع از خود را داد. دولت هیچگاه بهطور علنی به این موضوع نزدیکتر نشده است که گروههای مرتبط با ایران درون حشد به شلیک موشکها و پهپادها پرداختهاند.
تلاش دولت برای یافتن فاصلهای برابر در رویکردش به جنگ در بسیاری از محافل، چه در خارج و چه در داخل، با واکنش منفی مواجه شده است. پس از آنکه عربستان سعودی، قطر، امارات متحده عربی، کویت، بحرین و اردن در یک بیانیه مشترک خواستار اقدام عراق برای جلوگیری از حملات از خاک خود شدند، وزارت خارجه عراق به آنها اطمینان داد که بغداد آماده انجام این کار است. اما گروههای مرتبط با ایران با نافرمانی آشکار پاسخ دادند و یکی از آنها اعلام کرد که “این عراق مقاومت است”. روابط عراق با همسایگان عرب خود که پس از سالها کینهتوزی ناشی از حمله عراق به کویت در اوت ۱۹۹۰ و جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ شروع به بهبود یافته بود، به دلیل این موضوع تیرهتر شده است. خطوط گسل داخلی نیز عمیقتر شده است، بهویژه بین بغداد و دولت منطقهای کردستان.
قویترین انتقاد رسمی از مشارکت گروههای مرتبط با ایران در جنگ، از سوی رئیس شورای عالی قضایی عراق، قاضی فائق زیدان، مطرح شده است. او بیان کرد که اقدامات نظامی یکجانبه آنها نقض قانون اساسی است که برای اعلام وضعیت جنگ به اکثریت دو سوم در پارلمان نیاز دارد. با این حال، محدودیتهای موجود بر آنچه که ائتلاف حاکم عراق، یعنی چارچوب هماهنگی شیعه، میتواند برای جلوگیری از گروههای مورد حمایت ایران انجام دهد، این گروهها را جسور کرده و اعتماد شکننده میان احزاب شیعه اسلامی، عرب سنی و کردی که سیستم تقسیم قدرت قومی-مذهبی کشور را از فروپاشی حفظ میکند، در معرض خطر قرار داده است.
What is the U.S. up to in Iraq?
I’m sorry, but it seems that the input section is incomplete or missing the text that needs to be translated. Please provide the full text you would like me to translate.
حتی اگر خصومتهای گسترده بین ایالات متحده و ایران کاهش یابد، روابط ایالات متحده و عراق همچنان تحت فشار خواهد بود. پیش از جنگ، واشنگتن عمدتاً بر فشار دیپلماتیک تکیه داشت تا بغداد را به کنترل گروههای شبهنظامی وادار کند و تحریمهایی را بر افرادی که به عنوان تروریست شناخته شده بودند، اعمال کرد و خطوط قرمز مربوط به نقش آنها در انتخاب نخستوزیر بعدی را مشخص کرد. میزان نفوذ ایالات متحده تابعی از دیپلماسی و کمکها، و همچنین گارد باقیمانده است که همچنان حمایت حیاتی به بغداد ارائه میدهد، بهویژه در مبارزه با بقایای داعش. علاوه بر این، روابط قوی با ایالات متحده به دولتهای متوالی عراق انعطافپذیری در برخورد با نفوذ زیاد ایران داده است.
جنگ در حال تغییر این رابطه است. حملات ایالات متحده به گروههای وابسته به ایران هدفش تضعیف آنها، هم از نظر نظامی و هم سیاسی، است، اما ممکن است در عوض با تشدید احساس ضد آمریکایی در میان شیعیان، آنها را تقویت کند. حمله ایالات متحده که منجر به کشته شدن سربازان عراقی شد، اوضاع را پیچیدهتر کرد و توان بغداد را برای دفاع از شراکت استراتژیکش با ایالات متحده در افکار عمومی تضعیف کرد. به منظور حفاظت از آن شراکت و همچنین جلوگیری از ورود عراق به جنگ، بغداد و واشنگتن کمیته هماهنگی مشترک عالی را تأسیس کردند. اما این کمیته تنها یک بار، در ۲۶ مارس، تشکیل جلسه داده و پس از آن تغییر چندانی برای متوقف کردن تشدید درگیریها در میدان رخ نداده است.
معضل واشنگتن اکنون روشن است. حملات بیشتر به گروههای شبهنظامی میتواند جناحهای وابسته به ایران را شعلهور کند و عراق را بیثبات سازد. اما کاهش تنش ممکن است اعتبار و اهمیت این گروهها را تقویت کند. بسته به اینکه جنگ با ایران چه زمانی و چگونه به پایان برسد و همچنین اینکه دولت جدید عراقی چه کسانی را شامل میشود، دولت ترامپ ممکن است تصمیم به تغییر زمانبندی خروج نهایی نیروهای آمریکایی بگیرد. نتیجهای که واشنگتن ممکن است به آن رضایت دهد، کاهش حضور نظامی است که هنوز به ایالات متحده اجازه میدهد با حملات هوایی گاه و بیگاه، جناحهای وابسته به ایران را تحت کنترل نگه دارد. با این حال، تنش با بغداد ممکن است ادامه یابد، زیرا برخی از احزاب در چارچوب هماهنگی شیعه حاکم، خروج کامل ایالات متحده را فرصتی برای حذف توجیه اصلی گروههای وابسته به ایران برای عمل خارج از زنجیره فرماندهی واحد میدانند.
در حال حاضر، دولت ترامپ در مورد چگونگی ادامه روند خروج از عراق هنوز تصمیمگیری نکرده است. مقامات آمریکایی که برای کاهشهای نظامی پس از داعش در سوریه و همچنین کاهش نیروها در کردستان عراق فشار آوردهاند، خواستار خروج کامل ایالات متحده از کشور هستند. یک مقام سابق دولت ترامپ به گروه بحران گفت که توافق گستردهای وجود دارد که ایالات متحده باید حضور خود را در عراق، هم از نظر نظامی و هم دیپلماتیک، کاهش دهد. یکی از دلایل این امر، آسیبپذیری در برابر حملات از سوی ایران و متحدانش است. دلیل دیگر اعتماد واشنگتن به این است که میتواند بر همکاریهای ضدتروریسم با امان و مقامات جدید در دمشق تکیه کند. ایالات متحده میتواند در صورت لزوم از پایگاههای خود در اردن برای بمباران اهداف در عراق و سوریه استفاده کند. با این حال، perceptions در واشنگتن ممکن است با ورود یک دولت جدید در بغداد و موضعی که در قبال گروههای وابسته به ایران اتخاذ میکند، تغییر کند.
برای محدود کردن قدرت گروههای مسلح وابسته به ایران در عراق، واشنگتن اشکال دیگری از نفوذ را میتواند بر مقامات عراقی اعمال کند. میتواند تحریمها علیه افراد و شرکتهای مرتبط با “محور” ایران را گسترش دهد تا شامل نهادها یا شخصیتهای سیاسی بیشتری از عراق شود. وزارت خزانهداری ایالات متحده دقیقاً همین کار را در ۱۷ آوریل انجام داد، زمانی که هفت فرمانده شبهنظامی وابسته به ایران را که در حملات به منافع ایالات متحده در عراق نقش داشتند، شناسایی کرد، اما میتواند تحریمهای بیشتری نیز اعمال کند. واشنگتن همچنین میتواند از تجارت بانکهای عراقی با دلار جلوگیری کند، همانطور که در گذشته انجام داده است، یا حتی انتقال دلار از عواید نفت عراق که در حساب فدرال رزرو در نیویورک واریز شده، را به تأخیر بیندازد یا متوقف کند. میتواند از تمدید معافیتهای انرژی برای واردات گاز و برق عراق از ایران خودداری کند. در نهایت، میتواند کمکهای نظامی را متوقف یا حتی قطع کند. سوال بزرگ این است که اگر چنین شود، چه چیزی از همکاریهای امنیتی دو کشور باقی خواهد ماند.
What has the impact been on the Kurdistan region?
کردستان به عنوان نمایانترین میدان جنگ ظاهر شده است. مانند بغداد، دولت منطقهای در اربیل اعلام بیطرفی در درگیریها کرده است، اما این امر نتوانسته است از آن محافظت کند. میزبانی از نیروهای آمریکایی آن را به هدفی اصلی برای حملات ایران و گروههای وابسته به ایران تبدیل کرده است که فراتر از سایتهای نظامی گسترش یافتهاند. این حملات نه تنها اربیل، پایتخت منطقه که تحت تسلط بزرگترین حزب، حزب دموکرات کردستان (KDP) است، بلکه سلیمانیه را نیز هدف قرار دادهاند، جایی که هیچ نیروی آمریکایی وجود ندارد و حزب اصلی، اتحادیه میهنی کردستان (PUK)، روابط بهتری با تهران نسبت به KDP دارد. تا به امروز، خشونت در سراسر منطقه منجر به هفده کشته و زخمی شدن 93 نفر، که نوزده نفر از آنها غیرنظامی هستند، شده است. ایران همچنین به گروههای مخالف کرد ایرانی که در مناطق تحت کنترل PUK زندگی میکنند، حمله کرده است. اگرچه این گروهها عمدتاً غیرفعال هستند، تهران نگران است که آنها ممکن است سعی کنند با کمک آمریکا و اسرائیل، یک قیام مسلحانه در مناطق کرد نشین ایران را تحریک کنند.
حملات ایران و متحدان عراقیاش در منطقه کردستان جدید نیست، اما امروز دیگر هیچ محدودیتی وجود ندارد. در سال 2022، ایران موشکهایی به سمت خانه یک تاجر کرد در اربیل شلیک کرد به این بهانه که عوامل موساد در آنجا فعالیت میکنند. یک حادثه مشابه در ژانویه 2024 رخ داد. در ادامه همان سال، دولت منطقهای تلاش کرد تا روابط خود را با ایران آرام کند و نچیروان بارزانی را به تهران فرستاد، جایی که او با رهبر عالی، علی خامنهای، دیدار کرد. اگرچه این دیدار به کاهش تنشها کمک کرد، گروههای مسلح عراقی وابسته به ایران به حملات خود به تأسیسات نفت و گاز در کردستان عراق که توسط شرکتهای آمریکایی، عرب خلیج و ترکیه اداره میشود، ادامه دادند. امروز، با انتقامگیری ایران از شرکای آمریکایی در سراسر خاورمیانه، حملات در کردستان از نظر فراوانی و دامنه گسترش یافته و به حمله به اقامتگاه بارزانی منجر شده است. اگرچه تهران و نمایندگان عراقیاش مصمم به اخراج نظامیان آمریکایی از منطقه هستند، اما ممکن است به جای آن KDP و PUK را به تقویت همکاری امنیتی خود با آمریکا وادار کنند، که احزاب کردی معتقدند هنوز بهترین حفاظت در برابر تهدیدات آینده را ارائه میدهد.
از نظر سیاسی، این بحران تنشهای دیرینه بین اربیل و بغداد را تشدید میکند. دولت فدرال اقدام چندانی برای متوقف کردن حملات انجام نداده است جز تشکیل کمیتههای تحقیقاتی برای شناسایی عاملان. مقامات کردی دولت فدرال را به بیتوجهی متهم میکنند، در حالی که گروههای مسلح وابسته به ایران اربیل را به عنوان کمککننده به بمباران ایران معرفی میکنند. این تنشها اختلافات بین بغداد و اربیل را در مورد سهمهای بودجه ملی و مسائل دیگر تشدید کرده است.
جنگ چه پیامدهای اقتصادی برای عراق خواهد داشت؟
عواقب اقتصادی جنگ ممکن است برای عراق از خود جنگ نیز بیثباتکنندهتر باشد. بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران، تولید بیشتر نفت در میادین اطراف بصره را متوقف کرده است، که سهم عمدهای از صادرات عراق را تشکیل میدهد، تقریباً ۳.۳ میلیون بشکه در روز. حملات در منطقه کردستان ۲۰۰,۰۰۰ بشکه در روز دیگر از بازار حذف کرده است. در حال حاضر، تنها صادرات فعال عراق از میادین کرکوک در شمال است که به طور تقریبی ۳۰۰,۰۰۰ بشکه در روز از طریق خط لوله عراق-ترکیه انجام میشود. ایران به عراق معافیتی برای صادرات نفت از طریق تنگه داده است، اما دسترسی مداوم برای نفتکشهای آن به سختی تضمین شده است، بهویژه پس از دستور رئیسجمهور ترامپ برای محاصره دریایی مناطق جنوبشرقی این آبراه.
از آنجا که درآمدهای نفتی حدود ۹۰ درصد از درآمد دولت را تشکیل میدهند، هرگونه اختلال طولانیمدت به شدت ثبات مالی عراق و توانایی آن برای پرداخت حقوق بخش عمومی در میانمدت را تضعیف خواهد کرد. برای پر کردن این شکاف، دولت ممکن است نیاز به استقراض داخلی و همچنین افزایش بار بدهی خارجی خود داشته باشد.
این درگیری همچنین بر شبکه برق عراق تأثیر میگذارد که به شدت به واردات گاز از ایران وابسته است. این تأمینها پس از حمله اسرائیل به میدان گاز پارس جنوبی ایران در ۱۸ مارس متوقف شد. اگر اختلالات در ماههای گرم تابستان ادامه یابد، نارضایتی عمومی از قطع برق احتمالاً تشدید خواهد شد. عراقیها در حال حاضر با افزایش قیمتهای مواد غذایی مواجه هستند، زیرا واردات کالاهای کشاورزی و دیگر کالاها از ایران تقریباً به حالت توقف درآمده است.
مسیرهای محدود صادرات نفت کشور و وابستگی به گاز ایرانی نیاز عراق به تنوع اقتصادی را برجسته میکند، اما اکنون دستیابی به این هدف دشوارتر شده است. در گذشته، گروههای مسلح و جناحهای سیاسی وابسته به ایران در تلاشهای دولت برای پیگیری مسیرهای صادراتی جایگزین که وابستگی عراق به ایران را کاهش دهد، دخالت کردهاند. فشار سیاسی و تهدیدها توسعه خط لوله نفت بصره به عقبه از طریق اردن را به تأخیر انداخته است، به عنوان مثال. اخیراً، گروههای وابسته به ایران به حمل و نقل نفت دولت به سوریه اعتراض کردند.
افزایش حملات این گروههای مسلح به همسایگان عراق، خطر انزوا بیشتر کشور را به همراه دارد. پس از پایان جنگ، این کشورها که به یاد دارند حملات پهپادها و موشکها را، ممکن است از پیگیری پروژههای مشترک با بغداد خودداری کنند. به همین ترتیب، فعالیت جناحهای حشد وابسته به ایران ممکن است سرمایهگذاران خارجی را که شروع به دیدن عراق به عنوان یک شریک پایدارتر کرده بودند، deter کند. با توجه به کاهش فضای دیپلماتیک برای تعادل بین ایران و ایالات متحده، چشمانداز انتقامجوییهای قومی-مذهبی و نوسانات مالی فزاینده، جنگ آیندهای پرخطر برای عراق را نوید میدهد.

