سازمان ملل نیاز دارد که یک کریدور انسانی از طریق تنگه هرمز ایجاد کند. این اقدام کمکهای ضروری را از طریق این آبراه آزاد خواهد کرد، نیازهای فزاینده غذایی و پزشکی را برطرف میسازد و به مذاکرهکنندگان آمریکایی و ایرانی یک پیروزی آسان برای ایجاد یک مسیر برای یک پیشرفت بزرگتر ارائه میدهد. سام ویگرسکی یک پژوهشگر امور بینالملل در شورای روابط خارجی است. ویگرسکی از سال ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۴ مذاکرهکننده اصلی کمکهای انسانی ایالات متحده در سازمان ملل بود.
با وجود آتشبس شکننده ایالات متحده و ایران و مذاکرات صلح طولانی در اسلامآباد در آخر هفته، تنگه هرمز به یک گلوگاه فزاینده تبدیل شده است. از زمان آغاز جنگ، تنها مقدار کمی ترافیک از این آبراه عبور کرده و رئیسجمهور دونالد ترامپ روز دوشنبه یک محاصره بر تنگه اعمال کرد. در همین حال، رأیگیری ناموفق شورای امنیت سازمان ملل در ۷ آوریل برای بازگشایی این آبراه که توسط چین و روسیه وتو شد، نشان میدهد که جامعه بینالمللی هیچ راهحلی سریع برای مقابله با نفوذ ایران ندارد. با این حال، یک نتیجه دیپلماتیک فوری وجود دارد که در دسترس تمام طرفهاست اگر فقط تصمیم به پیگیری آن بگیرند: یک کریدور انسانی از طریق تنگه.
اگرچه تأثیر جنگ بر تجارت جهانی بهویژه فاجعهبار بوده است، سایر درگیریها—مانند جنگ داخلی سوریه و حمله روسیه به اوکراین—نیز اختلالات تجاری را به همراه داشتهاند. اما همیشه یک استثنای حیاتی وجود داشته است: کریدورهای انسانی که ابتدا و بهطور جداگانه از دسترسی تجاری گستردهتر مذاکره شدهاند. طرفها مایل بودند به کمکها پاسخ مثبت دهند—همانطور که در سوریه و اوکراین انجام دادند—زمانی که به همه چیز دیگر پاسخ منفی دادند، نه به این دلیل که عبور انسانی مهمترین هدف بود، بلکه به این دلیل که آسانترین نقطه توافق بود.
با این حال، سازمان ملل و جامعه بینالمللی در حال انتخاب سختترین مسیر برای شروع هستند. با دور زدن این مرحله اولیه توسط شورای امنیت و گروه کاری دبیرکل برای کود، مذاکرهکنندگان در اسلامآباد بدون یک چارچوب فنی که جزئیات آنچه، کجا و چگونه برای توافق بر روی یک کریدور انسانی لازم است، وارد شدند—و این یک پیروزی آسان را هدر داد، زیرا مذاکرات به شکست انجامید. با این کار، آنها نه تنها در آزادسازی کمکهای نجاتبخش در منطقه خلیج فارس ناکام ماندند، بلکه یک اقدام حیاتی برای ایجاد اعتماد برای یک پیشرفت بزرگتر در ترافیک تجاری را نیز از دست دادند.
این باید تغییر کند—و سریع. سازمان ملل نیاز به یک ابتکار قوی و مستقل دارد که بهطور انحصاری به یک کریدور انسانی اختصاص یابد. سوال دیگر این نیست که آیا نبود یک کریدور زندگیها را هزینه خواهد کرد، بلکه این است که چند نفر.
دهها سازمان کمکرسان همچنان در حالت تعلیق هستند و میلیونها نفری که به آنها خدمت میکنند، روز به روز ناامیدتر میشوند. دبی و شهر انسانی بینالمللی آن، که زمانی یک مرکز بینظیر بود، اکنون دارای ردیفهایی از انبارهای بزرگ به اندازه کاسکو پر از کمکهای نجاتبخش است که به هیچجا نمیروند.
سازمان «نجات کودکان» داروهای ضروری را در دبی در اختیار دارد که قرار است به نود مرکز بهداشت اولیه در سودان، بزرگترین فاجعه انسانی در جهان، برسد. سازمان بهداشت جهانی از تأخیر در ارسال محمولهها از خلیج فارس به بیست و پنج کشور خبر داد، از جمله شش میلیون دلار دارو برای غزه. میلیونها غیرنظامی در سراسر جهان در آستانه قحطی هستند و هفتاد هزار تن مواد غذایی—به اندازه کافی برای تغذیه چهار میلیون نفر در بحران به مدت یک ماه—در دریا معلق مانده است.
خوشبختانه، آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، از قبل یک برنامه برای این بحران دارد. در سال ۲۰۲۲، او توافقنامهای به نام «ابتکار غلات دریای سیاه» را میان روسیه و اوکراین به عنوان یک توافق میانجیگری شده توسط سازمان ملل به امضا رساند که کریدوری دریایی برای صادرات غذایی و کود انسانی در اوج جنگ ایجاد کرد. نتایج: سی و سه میلیون تن ذرت، گندم و سایر مواد غذایی به چهل و پنج کشور رسید و به تثبیت قیمتهای جهانی غذا در زمانی که ناامنی غذایی به شدت افزایش یافته بود، کمک کرد. یک کریدور انسانی در هرمز نیز تأثیر مشابهی خواهد داشت.
نشانهها از طرفهای درگیر در جنگ نشان میدهد که توافقی ممکن است. در نامهای به تاریخ ۲۲ مارس به سازمان بینالمللی دریانوردی سازمان ملل، ایران نوشت که کشتیهای «غیرخصمانه» میتوانند از تنگه هرمز عبور کنند؛ تنها چند روز بعد، سفیر ایران در سازمان ملل در ژنو موافقت کرد که «حمل و نقل انسانی و کشاورزی» را از طریق تنگه تسهیل و تسریع کند. ایالات متحده نیز به وضوح اعلام کرده است که میخواهد ترافیک دریایی از سر گرفته شود.
این فرصتهای دیپلماتیک تنها میتوانند توسط مذاکرهکنندگان انسانی سازمان ملل آزمایش شوند که میدانند چگونه کلمات را به چارچوبها و عملیات تبدیل کنند. آنها باید تعریف کنند که چه چیزی به عنوان کمکهای انسانی محسوب میشود، فهرستی از مقاصد اولویتدار تهیه کنند و تصمیم بگیرند که چه کسانی باید در میز مذاکره حضور داشته باشند. لجستیک، از جمله تفکیک نظامی برای اطمینان از عبور ایمن، در پی خواهد آمد.
موفقیت در ایجاد یک کریدور انسانی به این بستگی دارد که چه کسی رهبری را بر عهده میگیرد. گروه کاری هرمز که گوترش راهاندازی کرده است، بهطور مشترک توسط چهار آژانس جداگانه سازمان ملل رهبری میشود، اما بهترین شانس موفقیت خود را نادیده میگیرد: دفتر هماهنگی امور انسانی سازمان ملل (OCHA).
این غفلت باید فوراً اصلاح شود. نقش OCHA روشن است. این نهاد از سوی مجمع عمومی سازمان ملل به عنوان تنها نهاد مسئول هماهنگی کمکهای نجاتبخش در سراسر سازمان ملل و سازمانهای غیردولتی از سال ۱۹۹۱ منصوب شده است. نادیده گرفتن این پیشینه نه تنها سیاست بدی است؛ بلکه اعتماد به احترام سازمان ملل به اراده کشورهای عضو خود را تضعیف میکند.
علاوه بر این، این امر برنامه مؤثر خود گوترش را نادیده میگیرد. ابتکار غلات دریای سیاه دو گروه کاری را بهطور همزمان اداره میکرد. یکی بر صادرات غذایی و کود روسیه و دیگری بر حمل و نقل غلات اوکراین و نیازهای انسانی تمرکز داشت. این بار، هیچ مسیر انسانی اختصاصی وجود ندارد.
استفاده از OCHA برای رهبری یک جریان کار انسانی، دامنه کار را به چیزی قابل توافق و دستیافتنی محدود میکند و اعتماد و زیرساختهای لازم برای یک پیشرفت بزرگتر در زمینه سوخت و کود را ایجاد میکند. سایر نهادهای سازمان ملل، از جمله آنهایی که در حال حاضر در گروه کاری هستند، میتوانند از آنجا ادامه دهند. اما شروع کوچک و پیروزی میتواند اعتماد لازم برای آنچه در آینده میآید را بسازد.
هر روزی که آن کانتینرها در دبی بیتحرک میمانند، کودکان بیشتری که میتوانستند تغذیه، آبرسانی یا درمان شوند، برای آخرین بار از دریافت کمک محروم میشوند. در نهایت، سازمان ملل این مشکل را قبلاً با شروع از آسانترین موارد حل کرده است. چرا به جای آن، با موارد دشوار شروع میکنند؟

