این در واقع یک مزیت برای امنیت آمریکا در بلندمدت است. دلیل آن این است.
چندین توسعه اخیر نشان میدهد که سلطه دیرینه بازار جهانی تسلیحات توسط ایالات متحده ممکن است در حال کاهش باشد، از جمله در خاورمیانه.
با توجه به نحوه استفاده از تسلیحات آمریکایی در این منطقه در این دهه، کاهش فروش تسلیحات ایالات متحده میتواند در بلندمدت به نفع امنیت آمریکا باشد.
نقش آمریکا در تسهیل خشونت در خاورمیانه بزرگ است، نه تنها از طریق فروش نقدی به کشورهای خلیج فارس بلکه از طریق کمکهای نظامی به اسرائیل. اسرائیل از زمان آغاز جنگ غزه بیش از ۲۱ میلیارد دلار تسلیحات آمریکایی دریافت کرده است، با میلیاردها دلار دیگر در راه، اما مالیاتدهندگان آمریکایی هزینه اکثریت این تسلیحات را پرداخت میکنند. مصر و اردن نیز از دریافتکنندگان کمکهای نظامی ایالات متحده هستند، هرچند نه به اندازهای که به اسرائیل اختصاص داده شده است.
به زبان پنتاگون، هر فروش تسلیحاتی ایالات متحده به خاورمیانه “صلح و ثبات در منطقه را ترویج میکند.” اما واقعیت بسیار متفاوت است. عربستان سعودی از تسلیحات آمریکایی برای اجرای یک جنگ وحشیانه در یمن استفاده کرده است. اسرائیل از تسلیحات تأمینشده توسط ایالات متحده در غزه برای کشتن بیش از ۷۰,۰۰۰ نفر (بیشتر آنها غیرنظامی) و همچنین گرسنگی و جابجایی یک جمعیت کامل استفاده کرده است، که همه اینها به عنوان جنایات جنگی محسوب میشوند، و برای تسریع جنگ کنونی در خاورمیانه، جایی که منتقدان میگویند اسرائیل اکنون در حال انجام پاکسازی قومی در جنوب لبنان است.
حامیان فروش تسلیحات همیشه ادعا میکنند که این فروشها به ایالات متحده اهرم میدهد. اما اگر دولتهای هر دو حزب نتوانند از این اهرم برای متوقف کردن بمبارانهای بیهدف عربستان در یمن یا حملات اسرائیل به غزه و لبنان استفاده کنند، پس ارزش واقعی آن چیست؟ شاید دونالد ترامپ در دوره اول خود به طور علنی به این موضوع اشاره کرد، زمانی که توجیه کرد که چرا تسلیحات ایالات متحده باید به ریاض ادامه یابد حتی پس از اینکه رژیم سعودی خبرنگار مقیم ایالات متحده و تبعیدی سعودی، جمال خاشقجی را به قتل رساند، و گفت که نمیخواهد به کسبوکار “شرکتهای دفاعی فوقالعادهمان” آسیب بزند.
ترامپ یک عامل دیگر در فروش تسلیحات ایالات متحده را با ادعای اغراقآمیز خود مبنی بر اینکه ۵۰۰,۰۰۰ شغل در سراسر آمریکا به صادرات تسلیحات به عربستان مرتبط است، فاش کرد. یک ارزیابی عینی این رقم را حدود ۱۰ درصد آن تخمین زد.
ترامپ اغلب به پتانسیل ایجاد شغل فروش تسلیحات میپردازد. زمانی که رهبر de facto عربستان، محمد بن سلمان، در سال ۲۰۱۸ به کاخ سفید آمد، ترامپ نقشهای را با عکسهای تسلیحاتی که ایالات متحده به رژیم فروخته بود و تعداد شغلهایی که آن فروشها در ایالتهای کلیدی حمایت میکرد، بیرون آورد. ترامپ گفت: “عربستان سعودی یک کشور بسیار ثروتمند است و آنها امیدوارند که مقداری از آن ثروت را به ایالات متحده بدهند، امیدوارم به شکل شغل.”
اما ترامپ تنها نبود. دولت باراک اوباما در اواخر سال ۲۰۱۰ با یک بسته تسلیحاتی ۶۰ میلیارد دلاری به عربستان موافقت کرد. پنج سال بعد، ائتلاف تحت رهبری عربستان از بسیاری از آن تسلیحات برای بمباران مدارس، بیمارستانها و زیرساختهای غیرنظامی در یمن استفاده کرد. ترامپ یک فروشنده تسلیحات پرصدا است، اما اقدامات او در یک الگوی دیرینه قرار میگیرد.
برای شرکتهای بزرگ تسلیحاتی ایالات متحده گریه نکنید، اما تسلط آنها بر بازارهای تسلیحات جهانی و منطقهای ممکن است در حال کاهش باشد. تأمین تسلیحات برای اوکراین و اسرائیل، به علاوه بمبارانهای شدید در جنگ کنونی علیه ایران، ذخایر ایالات متحده را کاهش داده است. بنابراین اگر تولید جدیدی وجود داشته باشد، بخش عمدهای از آن برای تجدید ذخایر تسلیحاتی ایالات متحده خواهد بود و نه برای فروش به خارج. و تعداد زیادی قرارداد در دست اقدام وجود دارد — از جمله فروشهای بیسابقه به کشورهای ناتو در اروپا در سال پایانی دولت بایدن — که صنعت ایالات متحده از ظرفیت لازم برای تأمین تسلیحات به مشتریان بالقوه در هر زمان معقولی برخوردار نیست.
قدرتهای میانهای مانند کره جنوبی به پر کردن این خلأ پرداختهاند، به عنوان مثال، در یک قرارداد برای تأمین تسلیحات به ارزش دهها میلیارد دلار برای لهستان. مزیت آنها؟ آنها میتوانند تسلیحات را بسیار سریعتر از شرکتهای آمریکایی تحویل دهند.
توسعه دیگری که میتواند تسلط ایالات متحده بر تجارت تسلیحات را تضعیف کند، ظهور جنگهای پهپادی است. زمانی که کشورها به خرید اقلام گرانقیمت مانند جنگندهها میپرداختند، تنها چند کشور قادر به تولید و صادرات آنها بودند. اما پهپادها سادهتر و ارزانتر برای ساخت هستند و اسرائیل، ترکیه و اوکراین همگی در این بازار حضور دارند.
ایالات متحده — که به اقلام گرانقیمت وابسته است که برای لاکهید مارتینهای جهان سودآورتر هستند — در حال عقبماندگی است. شرکتهای نوپای سیلیکون ولی ادعا میکنند که میتوانند این روند را با تولید پهپادهای کمهزینه خود معکوس کنند. اما در عمل، آنها در گرفتن سهم بازار از رقبای خارجی خود ناکام ماندهاند.
در اوکراین، در اوایل جنگ خود علیه تهاجم روسیه به کشورشان، کییف تصمیم گرفت که پهپادهای سیلیکون ولی بسیار شکننده و گران هستند. بنابراین آنها شروع به ساخت پهپادهای خانگی کردند — پهپادهای تجاری چینی با بمب و دوربینی که بر روی آنها نصب شده است.
اوکراین اکنون بیش از یک میلیون پهپاد خانگی ساخته است. و از آنجا که این پهپادها عمدتاً به عنوان پهپادهای انتحاری برای هدف قرار دادن وسایل نقلیه زرهی استفاده میشوند، نیازی به فناوری بسیار پیشرفته ندارند. تمام این موارد ادعاهای سیلیکون ولی را مبنی بر اینکه جنگ اوکراین یک نمونه منحصر به فرد از ارزش نظامی محصولات آنها است، زیر سؤال میبرد.
هیچکس نباید برای غولهای تسلیحاتی ایالات متحده اشک بریزد اگر کشورهایی مانند کره جنوبی، فرانسه، ترکیه و اسرائیل سهم بازار آنها را بگیرند. اما یک تجارت چندوجهی بهطور خودکار بهتر نخواهد بود. این میتواند به جنگی هابزی تبدیل شود که در آن همه علیه همه هستند، با تسلیحات مؤثر و ارزان در دسترس هر دو طرف هر درگیری جاری.
بنابراین، آنچه نیاز است، یک سیستم برای محدود کردن تجارت تسلیحات و جایگزینی مزایای اقتصادی (بیش از حد بزرگنمایی شده) آن با اشکال دیگری از تجارت است که چنین ویرانی انسانی و استراتژیک را امکانپذیر نکند.

