امروز یک سوال ساده: رژیم ایران چگونه هنوز پابرجاست؟ همچنین حتماً به انتهای مقاله مراجعه کنید تا به برخی نقشههای مفید در مورد این درگیری دسترسی پیدا کنید.
امروز روز ۱۷ جنگ با ایران است.
در روز اول، به نظر میرسید که این جنگ نسبتاً آسان خواهد بود. اقتصاد در حال افول بود، به دلیل دههها تحریم و سوءمدیریت، ارز در حال سقوط آزاد بود. جنگ ۱۲ روزه در ژوئن گذشته، ذخایر موشکی را کاهش داده بود. شبکه نیابتی رژیم در ویرانی به سر میبرد. در ژانویه، جمعیتی ناآرام در قیام برخواستند.
در کاغذ، جمهوری اسلامی هرگز به این اندازه آسیبپذیر به نظر نمیرسید. اما آنچه پس از آن رخ داده تقریباً هر فرضیهای را نادرست نشان داده است.
ترور رهبر عالی
عملیات آمریکایی-اسرائیلی فرض کرده بود که حذف سر، بدن را متلاشی خواهد کرد. کشتن خامنهای، به همراه بسیاری از اعضای خانوادهاش و مقامات ارشد امنیتی، به منظور ایجاد همین بحران طراحی شده بود.
اما اینگونه پیش نرفته است. مجتبی خامنهای در تاریخ ۹ مارس به عنوان رهبر عالی جدید اعلام شد و سپاه پاسداران و شخصیتهای سیاسی ارشد ایران به سرعت به او وفاداری خود را اعلام کردند. اما به جای شکستن سیستم، به نظر میرسد که ترور قدرت را در میان سختترین عناصر آن تقویت کرده است. خامنهای ارشد محتاطتر از بسیاری در سپاه پاسداران بود، که ممکن است اکنون احساس آزادی کنند تا بر روی طرحهایی که مدتها در ذهن داشتند اما هرگز اجازه اجرای آن را نداشتند، عمل کنند.
اینکه مجتبی خامنهای از زمان انتصابش در انظار عمومی ظاهر نشده است، ممکن است واقعاً به تابآوری غیرمنتظرهای در سیستم اشاره کند. در مدل جمهوری اسلامی که میشناسیم، رهبر عالی که نمیتواند چهرهاش را نشان دهد، نمایانگر بحران اقتدار است. اما اگر سپاه پاسداران جانشینی او را مهندسی کرده و سپاه در حال اداره جنگ است، ممکن است نیازی به او برای دیده شدن یا عملیاتی بودن برای حفظ عملکرد سیستم نداشته باشد. رژیم با وجود غیبت او پابرجاست، که خود نشاندهنده این است که سپاه پاسداران تا چه حد کنترل را متمرکز کرده است.
جمعیت در قیام آشکار تنها چند هفته پیش
جنگ در اوج خطرناکترین قیام داخلی در سطح کشور از سال 1979 آغاز شد. نیروهای امنیتی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هفت هفته قبل از سقوط اولین بمبها، به کشتار جمعی هزاران ایرانی پرداخته بودند. انتظار میرفت که شوک نظامی با خشم مدنی ترکیب شود و سیستم را از درون بشکند. در اظهاراتی که به مردم ایران در اولین روز جنگ بیان شد، رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ گفت: “وقتی کارتان تمام شد، حکومت خود را به دست بگیرید. این حکومت متعلق به شما خواهد بود. این احتمالاً تنها شانس شما برای نسلها خواهد بود.”
با این حال، رئیسجمهور ایالات متحده این دعوت به عمل را با یک هشدار و توصیه به “در امان ماندن. از خانه خارج نشوید. بیرون بسیار خطرناک است. بمبها در همه جا سقوط خواهند کرد.” پیش از این هشدار داد. در حالی که بمبها هنوز در حال سقوط هستند، به نظر میرسد مردم همچنان در خانههای خود ماندهاند و به اعتراض نمیپردازند.
شاید مهمتر از همه، رژیم در تهدیدات خود به جمعیت خود صریح بوده است. در یک پخش تلویزیونی که با آغاز جنگ صورت گرفت، سپاه پاسداران به طور مستقیم به سرکوب 8 و 9 ژانویه اشاره کرد که در آن هزاران ایرانی به دست رژیم قتلعام شدند و وعده داد که “ضربهای قویتر از 8 ژانویه” خواهد زد. همچنین به والدین هشدار داد که کودکانی که به اعتراضات بپیوندند یا “با دشمن همراستا شوند” با پیامدهایی از جمله مرگ مواجه خواهند شد.
ایستگاههای بازرسی بسیج به سرعت در سراسر تهران و شهرهای استانها برپا شدند. به نظر میرسید که وظیفه آنها در روزهای اخیر سختتر شده است، زمانی که اسرائیل شروع به هدف قرار دادن ایستگاههای بازرسی بسیج در تهران کرد، با هدف تضعیف امنیت داخلی جمهوری اسلامی و شاید تشویق معترضان ضد رژیم.
رژیمی که در ژانویه هزاران شهروند خود را کشت و اینترنت را ظرف چند ساعت پس از اولین حملات برای بار دوم در سال 2026 قطع کرد (به این معنی که ایرانیان اکنون بیش از یک سوم این سال را از دنیای خارج قطع شدهاند)، هرگز اجازه نخواهد داد که نارضایتی واقعی بروز کند. این رژیم دارای تمایل اثبات شدهای برای قتلعام مردم خود است و جمعیتی که این موضوع را میداند.
فروپاشی اقتصادی
تا زمانی که اولین بمبها در 28 فوریه سقوط کردند، مرکز آمار ایران گزارش داده بود که قیمتها 68 درصد بالاتر از سال گذشته بوده و هزینههای غذایی بیش از دو برابر شده است. ایرانوایر این وضعیت را به عنوان بالاترین نرخ تورم ثبت شده از زمان جنگ جهانی دوم توصیف کرد.
و ایالات متحده ماهها به طور عمدی کمبود دلار را در داخل ایران مهندسی کرده بود. “بانک مرکزی مجبور به چاپ پول شد، ارز ایرانی به سقوط آزاد رفت، تورم به شدت افزایش یافت و بنابراین ما شاهد حضور مردم ایران در خیابانها بودیم”، اسکات بسنت، وزیر خزانهداری ایالات متحده در جلسه کمیته بانکی سنا در فوریه گفت.
به گفته ایران اینترنشنال، ویدیوهای ویروسی در دسامبر 2025 از افسران پلیس ایرانی منتشر شد که از مشکلات مالی شدید صحبت میکردند، به طوری که یکی از افسران گفت که حقوق ماهانهاش که حدود 171 دلار است، او را به فکر فروش یک کلیه برای زنده ماندن انداخته است.
اما فروپاشی اقتصادی و فروپاشی سیاسی یکسان نیستند. جمهوری اسلامی هرگز از طریق رفاه حکومت نکرده است. این رژیم از طریق ترس حکومت میکند. افسر سپاه که به فکر فروش یک کلیه است، هنوز هم به محل کار خود میرود. بسیجی هنوز در ایستگاه بازرسی حضور دارد. رژیمی که دستور قتلعام هزاران شهروند خود را صادر کرده، قبلاً به این سؤال پاسخ داده است که آیا دست خود را شل خواهد کرد یا خیر. آنچه ممکن است پیشبینی نشده باشد این است که رژیمی که از همه چیز دیگر محروم شده، بیشتر به اجبار وابسته میشود، نه کمتر.
زرادخانه موشکی و ارتش متعارف آسیبدیده
ایران وارد جنگ شد در حالی که قبلاً در درگیری ژوئن 2025 با اسرائیل تلفات نظامی شدیدی را متحمل شده بود. ارتش اسرائیل در آستانه حملات 28 فوریه ارزیابی کرد که با وجود تلاشها برای بازسازی، ذخایر موشکی بالستیک ایران به طور قابل توجهی کاهش یافته است. اهداف اعلام شده واشنگتن شامل نابود کردن آنچه از برنامه هستهای ایران باقی مانده، موشکهای بالستیک، نیروی دریایی، پهپادها و شبکههای نیابتی بود. در عرض چند روز، نتایج به وضوح مشخص شد. فرماندهی مرکزی ایالات متحده (CENTCOM) گزارش داد که بیش از 40 کشتی نیروی دریایی ایران نابود یا آسیب دیدهاند. نرخ پرتاب موشکهای بالستیک در عرض ده روز 90 درصد از اوج روز اول کاهش یافت، زیرا پرتابگرها سریعتر از آنکه بتوانند دوباره مستقر شوند، مورد هدف قرار گرفتند. تا 5 مارس، ایران بیش از 500 موشک بالستیک و دریایی و تقریباً 2,000 پهپاد شلیک کرده بود، اما نرخ پرتابها از آغاز جنگ کاهش یافت.
با این حال، این روند ممکن است تا حدی فریبنده باشد. استراتژی نظامی ایران بر استقامت نامتقارن متمرکز است. ایران سالها وقت صرف ساخت آنچه که “شهرهای موشکی” مینامد، کرده است. اینها شبکههای تونل زیرزمینی سخت شدهای هستند که در چندین استان پراکنده شدهاند و برای ذخیره و شلیک موشکها حتی پس از حملات به زیرساختهای سطحی طراحی شدهاند. ساختارهای فرماندهی نیز به طور مشابه پراکنده شدهاند، به طوری که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) به سی و یک واحد نیمهخودمختار استانی reorganized شده است که قادر به عمل به طور مستقل در صورت قطع فرماندهی مرکزی هستند. به جای تلاش برای جلوگیری از تمام حملات، سیستم به گونهای ساخته شده است که بتواند آنها را تحمل کند، با قابلیت حمله ثانویه که از طریق پراکندگی و پنهانسازی حفظ شده است. ذخایر موشکی کوچکتر از قبل از ژوئن 2025 است، اما به طور محتاطانهای مصرف میشود و هدر نمیرود.
همانطور که در آخرین نسخه این گزارش اشاره کردم، کمپین کینتیک همچنین با یک حمله سایبری قابل توجه همراه بوده است. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرد که زیرساختهای بانکی و مالی ایالات متحده و اسرائیل را هدف قرار داده است، به همراه حملات به شبکههای ارتباطی در سراسر منطقه. این بعد از جنگ نمایانگر جبههای است که ایران قابلیت تهاجمی معناداری را حفظ میکند، صرف نظر از اینکه زرادخانه متعارف آن چقدر کاهش یابد.
نابودی سپر نیابتی
مدل بازدارندگی ایران در طول چهار دهه نه بر اساس جنگ مستقیم، بلکه بر تهدید دشمنان از طریق حلقهای از نمایندگان مسلح استوار بود: حزبالله، حماس، حوثیها و شبهنظامیان عراقی. تا فوریه ۲۰۲۶، آن سپر بهطور عمده از بین رفته بود. ایران دههها و میلیاردها دلار صرف ساخت این حائل کرده بود تا هر حمله مستقیم را به حدی پرهزینه کند که قابل تصور نباشد. با از بین رفتن یا تضعیف نمایندگان، آن استراتژی بازدارندگی فروپاشید و واشنگتن و اورشلیم محاسبه کردند که میتوانند بدون پرداخت هزینههای منطقهای که ایران همیشه تهدید کرده بود، حمله کنند.
ایران اکنون یک استراتژی جدید پیدا کرده و رویکردی تهاجمیتر را اتخاذ کرده است که بر گسترش جنگ در سراسر خاورمیانه، بهویژه علیه کشورهای عرب خلیج فارس و زیرساختهای اقتصادی حیاتی متمرکز است. ایران زیرساختهای نظامی و غیرنظامی را در سراسر اسرائیل و خلیج هدف قرار داده و به داراییهای انرژی، بنادر، خطوط لوله و واحدهای پردازش حمله کرده است. جایی که نمایندگان قبلاً هزینههایی را بهطور غیرمستقیم برای دشمنان ایران ایجاد میکردند، اکنون ایران بهطور مستقیم این کار را انجام میدهد و پیام واضحی میفرستد: نیروهای آمریکایی را میزبانی کنید و شما در این جنگ هستید. تنها شب گذشته، یک پهپاد ایرانی به یک مخزن سوخت نزدیک فرودگاه بینالمللی دبی حمله کرد و برای چهارمین بار از آغاز جنگ، پروازها در شلوغترین مرکز هوایی جهان بهطور موقت متوقف شد.
با بستن مؤثر تنگه هرمز، ایران هزینهای را ایجاد کرد که هیچ راهحل نظامی برای آن وجود ندارد. قیمت نفت از ۱۰۰ دلار در هر بشکه عبور کرد. هر روز که جنگ ادامه پیدا کند، فشار اقتصادی بر غرب افزایش مییابد. رژیم نمیتواند دشمنان خود را بهطور نظامی شکست دهد. اما ممکن است نیازی به این کار نداشته باشد. تنها کافی است جنگ را به اندازه کافی برای غرب پرهزینه کند.
سرانجام، حزبالله به جنگ پیوسته است. از اوایل مارس، این گروه به سمت شمال اسرائیل موشک و پهپاد شلیک کرده و حملات را با ایران هماهنگ کرده است. یک شبکه نمایندگی که قرار بود بهطور عمده خنثی شود، بهطور جزئی به عنوان جبههای دوم دوباره شکل گرفته است. این موضوع تعادل کلی را تغییر نمیدهد، اما به این معناست که ایران تنها نمیجنگد.
آیا رژیم زنده خواهد ماند؟
جمهوری اسلامی در این جنگ ضعیفتر از هر زمان دیگری در تاریخ خود وارد شده است. این رژیم تقریباً همه را با ادامه حضورش شگفتزده کرده است. همچنین به نظر نمیرسد که به تسلیم فکر کند. روز شنبه، رئیسجمهور ایالات متحده به NBC گفت که او به یک توافق باز است اما خواهان شرایط بهتری است. وزیر امور خارجه ایران، عباس عراقچی، روز یکشنبه در CBS گفت که کشورش هرگز خواستار آتشبس و هرگز خواستار مذاکره نشده است. او گفت: “ما آمادهایم تا هر زمان که لازم باشد از خود دفاع کنیم.” واسطههای منطقهای از جمله عمان و مصر سعی کردهاند کانالهایی را باز کنند. هم واشنگتن و هم تهران این تلاشها را رد کردهاند. جنگ ادامه دارد. آیا رژیم نیز ادامه خواهد داشت؟ ما منتظر میمانیم و میبینیم.

