کشورهای دارای سلاح هستهای به طور فزایندهای با تهدیدات هستهای راحتتر شدهاند در حالی که اعتبار ایالات متحده در حال کاهش است.
با نزدیک شدن به “پنجره دیویدسون” در سال ۲۰۲۷، به نظر میرسد واشنگتن کمتر نگران شکست بازدارندگی در آسیا نسبت به هر زمان دیگری در سالهای اخیر است. این عبارت که از هشدار دریادار فیلیپ دیویدسون، فرمانده پیشین هند-اقیانوسیه ایالات متحده، درباره زمانبندی چین برای دستیابی به آمادگی نظامی برای یک بحران تایوان گرفته شده، به طور غیررسمی به ترس از درگیری قریبالوقوع تبدیل شده است، به ویژه پس از حمله روسیه به اوکراین.
با این حال، “بازدارندگی” به ندرت در ارزیابی تهدید سالانه ۲۰۲۶ جامعه اطلاعاتی ایالات متحده ذکر شده است، که سند اصلی جامعه اطلاعاتی است. در حالی که این ارزیابی خاطرنشان میکند که آرزوهای پکن در مورد تایوان همچنان بدون تغییر باقی مانده، تأکید میکند که “رهبران چین در حال حاضر برنامهای برای اجرای حمله به تایوان در سال ۲۰۲۷ ندارند و همچنین زمانبندی ثابتی برای دستیابی به وحدت ندارند.” به نظر میرسد جامعه اطلاعاتی دیدگاهی از استراتژی شی جینپینگ را به عنوان تدریجی، موضعی و سیاسی پذیرفته است که هدف آن تنگتر کردن کنترل بر آنچه پکن آن را یک استان سرکش مینامد، است، هرچند که جمهوری خلق چین هرگز تایوان را اداره نکرده است.
هشدار دریادار دیویدسون هرگز پیشبینی جنگ قریبالوقوع نبود. این یک هشدار درباره همگرایی دو روند بود: نقطه عطف مدرنیزاسیون نظامی چین در سال ۲۰۲۷ و احتمالاً کاهش وضعیت نیروهای ایالات متحده، که میتواند شکافی در بازدارندگی ایجاد کند. به طرز عجیبی، در آستانه صدمین سالگرد ارتش آزادیبخش مردم در سال ۲۰۲۷، واشنگتن در معرض خطر بیش از حد خوشبینی درباره دوام بازدارندگی در هند-اقیانوسیه قرار دارد.
اگرچه ارزیابی تهدید سالانه منعکسکننده احتیاط تحلیلی معقول است، اما در معرض خطر خودرضایتی استراتژیک قرار دارد.
در سراسر آسیای جنوبی و شرقی، روندهای ساختاری در حال تضعیف بازدارندگی هستند. یک نظم بینالمللی در حال فروپاشی، گسترش درگیری زیر آستانه هستهای و تأثیر شتابان فناوریهای نوظهور به طور مشترک ثبات را تضعیف میکنند. این زمان مناسبی برای کاهش تلاشها برای تقویت بازدارندگی نیست.
شکست بازدارندگی هستهای
درگیریهای اخیر درس واضحی را نشان میدهد که در حالی که سلاحهای هستهای ممکن است هنوز جنگهای بزرگمقیاس را بازدارند، اما از درگیری جلوگیری نمیکنند. در واقع، به نظر میرسد کشورهای دارای سلاح هستهای به طور فزایندهای مایل به پذیرش ریسک از طریق عملیات زیر آستانه هستهای هستند. حمله روسیه به اوکراین همچنان بارزترین نمونه است. اگر کییف زرادخانه هستهای خود را حفظ کرده بود، تصور اینکه روسیه جنگی طولانیمدت را بر روی سرزمینش ادامه دهد دشوار است.
ایران نمونهای جدیدتر از شکست بازدارندگی را ارائه میدهد. تهران تواناییهای خود را از طریق استفاده زودهنگام نمایان کرد، اعتبار را به نمایندگان غیرقابل اعتماد واگذار کرد و در آستانه هستهای باقی ماند که برای تحریک حمله کافی بود اما برای جلوگیری از آن ناکافی بود. آنچه باید احتیاط را تحمیل میکرد، در عوض فرصتی برای رقبایش ایجاد کرد. بازدارندگی به آرامی شکست نخورد؛ بلکه به وضوح فروپاشید.
به طور کلی، بازدارندگی دیگر به طور قابل اعتمادی فضای زیر جنگهای بزرگ را مدیریت نمیکند. این موضوع در آسیای جنوبی در بهار ۲۰۲۵ مشهود بود. پس از یک حمله تروریستی در پاهالگام که ۲۶ غیرنظامی را کشت، هند عملیات سیندور را آغاز کرد و به عمق پاکستان حمله کرد، از جمله نزدیک زیرساختهای نظامی حساس. این واقعه تحمل بالاتری برای ریسک را در هر دو طرف نشان داد. این نتیجه نگرانکننده را تقویت کرد که حتی رقبای دارای سلاح هستهای نیز معتقدند هنوز فضایی برای درگیری بدون تحریک تشدید هستهای وجود دارد. تنشها همچنان در خط دوراند بین پاکستان و افغانستان در حال جوشیدن است و سال گذشته آخرین باری نبود که تروریسم باعث تلافی نظامی خواهد شد. تغییر بعدی هند به سمت اجبار، که در چشمانداز نیروهای دفاعی ۲۰۴۷ ترسیم شده، این روند را تأکید میکند.
در درگیریهای اخیر، از اوکراین تا ایران، کشورها در حال آزمایش محدودیتهای تشدید هستند و بررسی میکنند که چقدر میتوانند بدون عبور از خطوط قرمز هستهای پیش بروند. در واقع، یک مطالعه بنیاد کارنگی درباره تهدیدات هستهای در سالهای اخیر نشان میدهد که دولتهای دارای سلاح هستهای در حال افزایش مهارت در دستکاری ترس از تبادل هستهای برای دستیابی به اهداف متعارف هستند. برخی ممکن است فکر کنند که حتی استفاده تاکتیکی از سلاح هستهای ممکن است بیش از تلافی متعارف را به همراه نداشته باشد.
این فرض به شدت نادرست است. با محو شدن مرز بین اجبار و درگیری و با درهم آمیختن حوزههای متعارف و هستهای، ابهام در حال افزایش است. و با ابهام، خطر اشتباه محاسباتی افزایش مییابد. این فشارها جهانی هستند، اما در هیچکجا به اندازه آسیای شمال شرقی خطرناکتر نیستند.

