پیشرفت فزاینده دهلی نو در غرب آسیا نشاندهنده یک تغییر اساسی از عدم تعهد تاریخی به سوی یک رویکرد واقعگرایانه و مبتنی بر قابلیتها در پیگیری خودمختاری استراتژیک است. در دورهای که نوسانات چندقطبی را تعریف میکند، قمار خلیج هند به عنوان یک آزمون با ریسک بالا عمل میکند که آیا ادغام تجاری میتواند به طور موفقیتآمیز به نفوذ ژئوپلیتیکی پایدار تبدیل شود بدون اینکه درگیریهای پرهزینه در منازعات نیابتی منطقهای را به همراه داشته باشد. این موقعیتگیری محاسبهشده نشان میدهد که قمار خلیج هند نیازمند تعادل بین روابط متضاد در ساختارهای امنیتی به شدت شکسته است در حالی که به طور همزمان باید بر نفوذ فزاینده چین به عنوان یک قدرت تجدیدنظرطلب در کریدورهای دریایی حیاتی هند-پاسیفیک نظارت داشته باشد.
قمار خلیج هند در غرب آسیا
سفر دیپلماتیک پنجکشوری نخستوزیر نارندرا مودی به امارات متحده عربی، هلند، سوئد، نروژ و ایتالیا از ۱۵ تا ۲۰ مه ۲۰۲۶، تلاش گستردهتر هند برای تثبیت خود بهعنوان یک بازیگر مهم در یک نظم چندقطبی بهطور فزایندهای تکهتکه شده را منعکس میکند. با تشدید رقابتهای ژئوپولیتیکی، بازسازی زنجیرههای تأمین و نوسانات بازار انرژی، دهلی نو به دنبال شراکتهایی است که قادر به حمایت از هر دو جنبه مدرنسازی اقتصادی و خودمختاری استراتژیک باشد.
دسترسی هند به اروپا و خلیج عمدتاً تحت تأثیر ملاحظات اقتصادی و فناوری قرار دارد. دسترسی به اکوسیستمهای نیمههادی، همکاری در زمینه انرژیهای تجدیدپذیر، زیرساختهای لجستیکی، تولید پیشرفته و سرمایهگذاری خارجی به محور استراتژی توسعه بلندمدت هند تبدیل شده است. مذاکرات مربوط به توافقنامه تجارت آزاد هند-اتحادیه اروپا و توافقنامه مشارکت تجاری و اقتصادی هند-EFTA نشاندهنده تلاش دهلی نو برای ادغام عمیقتر خود در شبکههای تولید و فناوری جهانی در حال تحول است.
در عین حال، سیاست خارجی هند از دیپلماسی که عمدتاً بر نمادگرایی و همراستایی سیاسی متمرکز بود، به رویکردی مبتنی بر قابلیتها تغییر یافته است که بر تابآوری صنعتی، هوش مصنوعی، تولید دفاعی و اتصال استراتژیک تمرکز دارد. امارات متحده عربی بهعنوان دروازه هند به غرب آسیا
در میان تمام ایستگاههای سفر مودی، امارات متحده عربی از نظر استراتژیک مهمترین است. دیدار مودی با رئیسجمهور محمد بن زاید آل نهیان بر پایه رابطهای است که در طول یک دهه گذشته عمق ژئوپولیتیکی قابل توجهی پیدا کرده است. تجارت، سرمایهگذاری در زیرساختها، همکاری در فناوری مالی، اتصال لجستیکی و هماهنگی انرژی، رابطه هند و امارات را به یکی از مهمترین شراکتها در خاورمیانه تبدیل کرده است.
هند بهطور فزایندهای به امارات بهعنوان یک تأمینکننده انرژی یا شریک تجاری نگاه نمیکند، بلکه آن را بهعنوان دروازهای به غرب آسیا میبیند که از طریق آن میتواند نفوذ منطقهای خود را گسترش دهد و موقعیت ژئوپولیتیکی خود را در یک منطقه استراتژیک حیاتی تقویت کند.
این رویکرد منعکسکننده دکترین چندجانبهگرایی هند است، جایی که روابط بهطور همزمان در میان بلوکهای ژئوپولیتیکی رقیب پرورش مییابد بدون اینکه وارد ساختارهای ائتلافی سخت شود. با این حال، برخلاف محیط نسبتاً پایدار نهادی اروپا، خلیج عمیقاً تحت تأثیر درگیریهای نیابتی، رقابتهای فرقهای و تعادلهای قدرت منطقهای در حال تغییر قرار دارد. بازیگران خارجی که در چنین محیطی فعالیت میکنند، ناگزیر در معرض تناقضات زیرین آن قرار میگیرند.
هدف سفر مودی تقویت و مدرنسازی شراکت استراتژیک موجود بین هند و عمان بود. [رویترز]
ناوبری در تکهتکهگی با ریسک خلیج هند
روابط در حال گسترش هند با امارات متحده عربی به طور فزایندهای بحثهایی را در مورد پیامدهای وسیعتر استراتژی خلیج فارس این کشور به وجود آورده است. این درک به ویژه با عمیقتر شدن مشارکتهای هند با امارات و اسرائیل پس از توافقات ابراهیم، بیشتر مشهود شده است. در بخشهایی از جهان اسلام، این همپیمانیهای در حال تحول به طور فزایندهای از منظر تغییر وفاداریهای منطقهای و تغییر تعادلهای سیاسی در جهان اسلام دیده میشود.
چالش هند این است که نمیتوان به خلیج فارس تنها از طریق منطق تجاری نزدیک شد. نفوذ اقتصادی به تنهایی به طور خودکار به نفوذ ژئوپولیتیکی پایدار در منطقهای که روابط امنیتی و مشروعیت سیاسی همچنان مرکزی برای نظم منطقهای هستند، تبدیل نمیشود.
محدودیتهای استراتژی متمرکز بر امارات
اگرچه امارات متحده عربی به عنوان یکی از بازیگران اقتصادی و دیپلماتیک پویا در خلیج فارس ظهور کرده است، اما نفوذ آن هنوز در چارچوبهای منطقهای وسیعتری عمل میکند که عربستان سعودی از نظر سیاسی، مذهبی و انرژی اهمیت بینظیری دارد. نقش فزاینده ابوظبی در صحنههایی مانند یمن، سودان، لیبی و اختلافات دورهای تولید اوپک+ با عربستان سعودی، اختلافات فزایندهای را در درون شورای همکاری خلیج فارس در مورد رهبری منطقهای و اولویتهای امنیتی نمایان کرده است.
بنابراین، مشارکت در حال گسترش امارات با هند نمیتواند به طور کامل وابستگی مداوم آن به عربستان سعودی در زمینههایی از جمله هماهنگی نفت، معماری امنیت منطقهای و مشروعیت مذهبی را جبران کند. شکافهای در حال ظهور در درون شورای همکاری خلیج فارس همچنان نشان میدهد که ابوظبی نمیتواند به طور مستقل نقش مرکزی ریاض را در نظم خلیج فارس جایگزین کند.
در این محیط، هند در معرض رقابتهای منطقهای قرار میگیرد که نمیتواند به راحتی بر آنها تأثیر بگذارد یا آنها را کنترل کند.
محدودیتهای نهادی در قمار خلیج فارس هند
استراتژی خلیج هند همچنین با محدودیتهای ساختاری مواجه است که به سادگی نمیتوان از طریق تعاملات اقتصادی به آنها رسیدگی کرد. ساختارهای امنیتی خلیج – بهویژه آنهایی که به عربستان سعودی مرتبط هستند – بهطور تاریخی روابط نظامی و نهادی طولانیمدتی با پاکستان حفظ کردهاند. دههها همکاری دفاعی، نزدیکی جغرافیایی، ادغام نیروی کار و وابستگی مذهبی، پاکستان را در محیط استراتژیک وسیعتر خلیج گنجانده است.
در مقابل، تعامل هند با خلیج عمدتاً تحت تأثیر اقتصاد، تجارت، وابستگی انرژی و ارتباطات دیاسپورا قرار دارد. در حالی که روابط تجاری و سرمایهگذاری هند و امارات به سرعت گسترش یافته است، حضور منطقهای دهلی نو بیشتر تجاری است تا متمرکز بر امنیت. چین و نظم نوظهور خلیج
قمار خلیجی هند در برابر پکن
گسترش هند در خلیج همچنین منعکسکننده رقابت استراتژیک فزاینده با چین در سراسر غرب آسیا است. نفوذ رو به گسترش پکن از طریق شراکتهای انرژی، سرمایهگذاری در زیرساختها، بنادر، کریدورهای لجستیکی و همکاریهای فناوری، خلیج را به یک عرصه بزرگ رقابت ژئوپولیتیکی آسیایی تبدیل کرده است.
ابتکار «یک کمربند، یک جاده» چین، همراه با وابستگی عمیق انرژی خلیج و چین، بهطور مداوم نفوذ منطقهای پکن را گسترش داده است. در عین حال، کشورهای خلیج نیز بهطور فزایندهای در حال تنوعبخشی به شراکتهای خود هستند، در حالی که نسبت به مسیر بلندمدت نظم بینالمللی و برداشتها از کاهش تدریجی استراتژیک آمریکاییها دچار عدم قطعیت هستند.
این محیط در حال تغییر فضای بیشتری برای قدرتهای میانه مانند هند ایجاد کرده است تا ردپای دیپلماتیک و اقتصادی خود را در سراسر غرب آسیا گسترش دهند. برای دهلی نو، تعامل عمیقتر با امارات و اقتصادهای وسیعتر خلیج، نه تنها بهمعنای تنوع اقتصادی، بلکه همچنین بهمنظور جلوگیری از حاشیهنشینی استراتژیک در منطقهای است که بهطور فزایندهای به اتصال اوراسیا و رقابت هند و اقیانوس آرام مرکزی تبدیل میشود.

قطببندی منطقهای آزمون قمار خلیجی هند
فعالیتهای در حال گسترش هند در خلیج فارس در دورهای از ناپایداری فزاینده منطقهای در حال شکلگیری است. ناپایداری مداوم در یمن و سودان، تنشهای حلنشده پیرامون موضع منطقهای ایران، نوسانات دینامیکهای اوپک+ و رقابت فزاینده ایالات متحده و چین همگی به ایجاد یک محیط استراتژیک به طور فزایندهای غیرقابل پیشبینی کمک کردهاند. چالش اصلی هند در حفظ خودمختاری استراتژیک در حالی است که به طور همزمان روابط خود را با بازیگران منطقهای که منافع آنها غالباً با یکدیگر در تضاد است، عمیقتر کند. متعادل کردن روابط با امارات متحده عربی، عربستان سعودی، اسرائیل، ایران و قدرتهای غربی ممکن است در کوتاهمدت انعطافپذیری دیپلماتیک را فراهم کند، اما حفظ چنین تعادلی با عمیقتر شدن قطببندی منطقهای به طور فزایندهای دشوار خواهد شد.
فراتر از دیپلماسی اقتصادی
در نهایت، دیپلماسی خلیج فارس مودی هم همت و هم آسیبپذیریهای استراتژی ژئوپلیتیکی نوظهور هند را منعکس میکند. دهلی نو دیگر از دیپلماسی نمادین یا عدمتعهد بیانی راضی نیست. این کشور به دنبال نفوذ ملموس در بازارهای انرژی، کریدورهای تجاری، اتصال لجستیکی، اکوسیستمهای فناوری و چارچوبهای حکمرانی منطقهای است.
با این حال، خلیج فارس یک عرصه ژئوپلیتیکی بهطور خاص حساس باقی میماند که در آن شراکتهای تجاری به تنهایی نمیتوانند قدرتهای خارجی را از رقابتهای عمیق منطقهای و رقابتهای امنیتی مصون نگه دارند.
با عمیقتر شدن رقابتهای خلیج فارس و سیالتر شدن همراستاییهای منطقهای، هند ممکن است دریابد که حفظ انعطافپذیری استراتژیک در غرب آسیا به مراتب دشوارتر از گسترش نفوذ در آن است.

