تلاش تهران برای کنترل حمل و نقل از طریق تنگه هرمز یکی از مجموعه چالشهای کلیدی برای رهبری جهانی ایالات متحده است که از جنگ آمریکا با ایران ناشی شده و نیاز به پاسخهای کوتاهمدت و بلندمدت دارد. این جنگ اهمیت قدرت دریایی را در شکلدهی به نتایج ژئوپولیتیکی در زمانی که ظرفیت دریایی ایالات متحده در حال کاهش است، به ویژه در مقایسه با چین، برجسته میکند.
علاوه بر این، واقعیتهای اصطکاک جنگ ایران و رهبری ایالات متحده در حال تخلیه تسلیحات نظامی حیاتی ایالات متحده است و این در زمانی اتفاق میافتد که تهدیدها در نقاط داغ دیگر در حال افزایش است. در نهایت، فشار استراتژیک ناشی از جنگ ایران و تنش رهبری ایالات متحده، ائتلاف غربی را بیشتر تکهتکه میکند، زیرا متحدان ناتو ما عمدتاً در حاشیه باقی مانده و حتی تلاشهای ایالات متحده را مسخره میکنند.
عواقب استراتژیک جنگ ایران و رهبری ایالات متحده
تلاش تهران برای کنترل حمل و نقل از طریق تنگه هرمز یکی از مجموعه چالشهای کلیدی برای رهبری جهانی ایالات متحده است که از جنگ آمریکا با ایران ناشی شده و نیاز به پاسخهای کوتاهمدت و بلندمدت دارد. این جنگ اهمیت قدرت دریایی را در شکلدهی به نتایج ژئوپولیتیکی در زمانی که ظرفیت دریایی ایالات متحده در حال کاهش است، به ویژه در مقایسه با چین، برجسته میکند. علاوه بر این، این درگیری در حال تخلیه تسلیحات نظامی حیاتی ایالات متحده است و این در زمانی اتفاق میافتد که تهدیدها در نقاط داغ دیگر در حال افزایش است. در نهایت، این جنگ ائتلاف غربی را بیشتر تکهتکه میکند، زیرا متحدان ناتو ما عمدتاً در حاشیه باقی مانده و حتی تلاشهای ایالات متحده را مسخره میکنند.
بدون شک، ایالات متحده (با کمک اسرائیل) تهدید فوری ناشی از ایران را با حذف رهبر عالی و فرماندهان نظامی ارشد آن به شدت کاهش داده است، به طوری که عمدتاً نیروی دریایی آن را نابود کرده، بسیاری از پرتابگرهای موشکی و تأسیسات تسلیحاتی آن را از بین برده و به شدت به تأسیسات هستهای آن آسیب زده است. اما واشنگتن برای همه اینها بهای سیاسی قابل توجهی پرداخته است که مشکلاتی را در جبهههای نظامی و دیپلماتیک ایجاد یا تشدید کرده که سالها طول خواهد کشید تا به آنها رسیدگی شود و اگر بدون رسیدگی رها شوند، تشدید خواهند شد.
تخلیه تسلیحات نظامی در جنگ ایران و رهبری ایالات متحده
از نظر نظامی، پنتاگون هزاران موشک کروز دوربرد، موشکهای رهگیر پاتریوت و موشکهای زمینی را “سوزانده است”، که واشنگتن را مجبور کرده بمبها، موشکها و سایر تسلیحات را از فرماندهیهای خود در آسیا و اروپا به خاورمیانه منتقل کند و در نتیجه، این فرماندهیها را کمتر آماده برای مقابله با چالشها در مناطق خود میگذارد.
data-path-to-node=”10″>از نظر دیپلماتیک، واشنگتن روابط پرخطر خود با متحدان اروپاییاش را با آغاز جنگ بدون مشورت با آنها حتی پرخطرتر کرد، جنگی که آنها از عواقب اقتصادی آن رنج میبرند. این توضیح میدهد که چرا آنها بهطور عمده از ارسال نیرو برای کمک به بازگشایی تنگه خودداری کردهاند، هرچند که اروپا از نظر اقتصادی از این کار بهرهمند میشد.
در عین حال، با وجود بمبارانهای ایالات متحده، ایران توانایی ادامه محدود کردن حمل و نقل از طریق تنگه را حفظ کرده است. این کشور “دسترسی عملیاتی” به 30 از 33 سایت موشکی خود در امتداد تنگه و همچنین 70 درصد از “ذخایر موشکی پیش از جنگ” خود، از جمله موشکهای بالستیک و کروز را احیا کرده است.
آزادی دریاها و جنگ ایران و رهبری ایالات متحده
در نقش خود پس از جنگ به عنوان رهبر دنیای آزاد، ایالات متحده “آزادی دریاها” را ممکن کرده است—اطمینان از اینکه 90 درصد تجارت بینالمللی از طریق کشتی انجام میشود، مقابله با تهدیدات منطقهای برای ترافیک دریایی و در این فرآیند، اعمال قدرت و نفوذ جهانی ایالات متحده.
این نقشی است که بریتانیا به مدت بیش از دو قرن ایفا کرده و به قدرت بخشیدن به انقلاب صنعتی و رشد اقتصادی جهانی کمک کرده است. بهطور مشابه، نقش ایالات متحده به رشد اقتصادی عظیم و استانداردهای زندگی بهطور چشمگیری بالاتر در 80 سال گذشته، هم در داخل و هم در خارج از کشور کمک کرده است.
تنگه هرمز، یک آبراه باریک که ایران از شمال به آن محدود میشود، برای اقتصاد جهانی حیاتی است. حدود یک چهارم “تجارت جهانی نفت دریایی”، 20 درصد از گاز طبیعی مایع (LNG) و یک سوم کودها از طریق این تنگه عبور میکند. “کنترل” ایران بر آن قیمت گاز ایالات متحده را 50 درصد افزایش داده، حدود 1,500 کشتی و 20,000 کارگر کشتی را در وضعیت بلاتکلیفی قرار داده و نرخ بیمه کشتیها را به شدت افزایش داده است.
پروتکلهای تنگه هرمز: جنگ ایران و رهبری ایالات متحده
اخیراً، تهران پروتکل جدیدی برای کشتیهای عبوری از تنگه برقرار کرده است که شippers را مجبور به رعایت آن میکند یا در معرض حملات نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قرار میگیرد. تهران همچنین 2 میلیون دلار به عنوان “هزینههای عبور” دریافت کرده است که برخی از شippers آن را پرداخت کردهاند.
در پاسخ به این چالشها، واشنگتن باید چهار اقدام انجام دهد—دو اقدام در کوتاهمدت و دو اقدام در بلندمدت.
در کوتاهمدت، باید هر آنچه لازم است برای بازگشایی تنگه و کاهش تلاشهای ایران برای کنترل آن انجام دهد، و به بازگرداندن آزادی دریاها و اعتبار ایالات متحده در منطقه و فراتر از آن کمک کند.
علاوه بر این، واشنگتن باید در نهایت هدفی محکم و سازگار برای جنگ تعیین کند، آن را به وضوح به مخاطبان داخلی و بینالمللی منتقل کند و با تمرکز شدید به دنبال آن برود که این امر همچنین به بازگرداندن اعتبار ایالات متحده کمک خواهد کرد.
بازسازی ظرفیت دریایی در میان جنگ ایران و رهبری ایالات متحده
در بلندمدت، ایالات متحده باید ظرفیت دریایی و نظامی گستردهتری را برای مقابله با چالشهای پیشرو بازسازی کند.
پس از یک “تلاش سریع برای نوسازی” چند ساله، چین بزرگترین نیروی دریایی جهان را با بیش از ۳۷۰ کشتی ساخته است، در حالی که نیروی دریایی ایالات متحده کمتر از ۳۰۰ کشتی دارد. در حالی که ناوگان آمریکا همچنان بسیار قدرتمندتر است، نیروی دریایی چین جدیدتر و متنوعتر است و پکن قصد دارد یک “نیروی دریایی با کلاس جهانی” بسازد تا نفوذ خود را فراتر از اقیانوس آرام گسترش دهد. ایالات متحده به کشتیهای بیشتری نیاز خواهد داشت اگر بخواهد به تضمین آزادی در دریاها ادامه دهد در حالی که چالشها در نقاط تنگه مختلف افزایش مییابد.
ترمیم اتحادهای شکسته برای جنگ ایران و رهبری ایالات متحده
علاوه بر این، ایالات متحده باید اتحادهای شکسته خود را ترمیم کند زیرا آنها نه تنها “ضربکننده نیرو” هستند بلکه همچنین به آن کمک میکنند تا قدرت و نفوذ خود را در سراسر جهان به نمایش بگذارد.
این تلاشهای بلندمدت باید فراتر از دولت کنونی کشیده شود تا به ثمر بنشیند، اما به همان اندازه فوری هستند که نیازهای کوتاهمدت ما نیز هستند.

