اقتصاد ایران در حال حاضر آسیبدیده است، اما همچنان مقاوم باقی مانده است. اقتصاد ایالات متحده کمتر در معرض تهدید قرار دارد، اما سیستم سیاسی آن تحمل کمتری نسبت به درد اقتصادی کوتاهمدت دارد.
با تحمیل محاصره بر تنگه هرمز، واشنگتن با دو چالش مواجه است: حفظ این محاصره در برابر فشارهای داخلی و جهانی و متقاعد کردن تهران که—با وجود ماهیت ناپایدار اقدامات ایالات متحده در جنگ تا کنون—این کشور اراده لازم برای ادامه آن را دارد.
بدون شک، ایالات متحده منابع نظامی لازم برای تحمیل هزینههای ویرانگر بر اقتصاد ایران را دارد، اقتصادی که پیش از آغاز جنگ در اواخر فوریه در آستانه سقوط بود و همچنان در حال decline است.
سوال این است که آیا واشنگتن میتواند در برابر عواقب آن در داخل و خارج از کشور ایستادگی کند. در داخل، آمریکاییها به طور فزایندهای از وضعیت اقتصادی ناامید شدهاند، جنگ با ایران هر روز کمتر محبوب میشود، نظرسنجیها نشان میدهد که آمار رئیسجمهور دونالد ترامپ در حال کاهش است و انتخابات میاندورهای پیش رو ممکن است هزینهای برای جمهوریخواهان در از دست دادن اکثریت کنگره داشته باشد. ادامه محاصره و افزایش قیمت بنزین که ممکن است به همراه داشته باشد، احتمالاً فشار سیاسی بیشتری بر ترامپ برای پایان دادن به درگیری قبل از دستیابی واشنگتن به اهدافش وارد خواهد کرد.
در خارج، هیچ یک از متحدان غربی هنوز به درخواست رئیسجمهور برای کمک به محاصره پاسخ ندادهاند، قدرت منطقهای عربستان سعودی او را به تغییر مسیر تشویق میکند تا خطر اینکه ایران “مسیرهای مهم کشتیرانی دیگر را مختل کند” کاهش یابد و او نه تنها با متحدان بلکه با شخصیتهای تأثیرگذاری مانند پاپ لئو چهاردهم بر سر جنگ در حال نزاع است و این امر حمایت از “رایدهندگان کاتولیک کلیدی” را به خطر میاندازد.
جمهوری اسلامی به وضوح آسیبپذیر است. پیش از جنگ، به دلیل دههها سوءمدیریت اقتصادی و تحریمهای جهانی، نرخ تورم در جمهوری اسلامی به نزدیک 70 درصد رسیده بود در حالی که ارزش ریال در طول یک دهه گذشته 80 درصد کاهش یافته بود.
اکنون، با جلوگیری از ورود یا خروج تمامی کشتیها از بنادر ایران، محاصره ایالات متحده میتواند رژیم ایران را از صادرات نفت یا واردات بنزین منع کند، منابع مالی آن برای تأمین مالی نیابتیهای تروریستیاش را از بین ببرد و مانع از تأمین موشک توسط چین و روسیه شود. با بیش از 90 درصد تجارت ایران از طریق خلیج فارس انجام میشود، این فشار بر صادرات و واردات میتواند به تهران روزانه حدود 435 میلیون دلار یا ماهانه 13 میلیارد دلار “آسیب اقتصادی” وارد کند.
اما آیا واشنگتن میتواند مقاومت کند؟ تهران ممکن است بدبین باشد، با توجه به نیمقرن روابط ایالات متحده و ایران، تغییر اهداف آمریکاییها در طول جنگ و سیگنالهای اولیه از کاخ سفید درباره ماهیت محاصره.
بار دیگر، واشنگتن و تهران در میز مذاکره بر سر برنامههای هستهای دومی قرار دارند، همانطور که در زمان ریاستجمهوری جرج بوش، باراک اوباما و جو بایدن نیز چنین بود. این میتواند امیدهای ایران را تقویت کند که دوباره قادر خواهند بود مذاکرات را به طول بیاندازند، مذاکرهکنندگان آمریکایی را فریب دهند و توافقی به دست آورند که زیرساختهای هستهای آنها را حفظ کند—بهویژه با توجه به فشارهای داخلی و بینالمللی که ترامپ با آنها مواجه است.
در حالی که عدم انعطافپذیری ایران در مذاکرات اخیر در اسلامآباد واشنگتن را متقاعد کرد که محاصره را اعمال کند، ترامپ گفت که مذاکرات احتمالاً در روزهای آینده از سر گرفته خواهد شد و هر دو طرف برای دور دوم آماده میشوند. تهران به وضوح میداند که چه میخواهد—حفظ برنامه هستهای خود به هر نحو ممکن—اما ممکن است این موضوع درباره واشنگتن صدق نکند.
رئیسجمهور پیشتر خواستار این شده بود که ایران بهطور کامل برنامه هستهای خود را کنار بگذارد و “هرگز به دنبال تسلیحات هستهای نرود.” اما در اسلامآباد، دو طرف بر سر مدت زمان “تعلیق” محدود فعالیتهای هستهای چانهزنی میکردند. اکنون، رئیسجمهور پیشنهاد آمریکا را رد کرده و خواسته حداکثری خود را دوباره تکرار کرده است. این نوع نوسانات میتواند اعتماد به نفس ایران را بیشتر تقویت کند.
در مورد محاصره، تهران ممکن است دلیلی برای تردید در مورد قدرت ماندگاری آمریکا و دشواریهای عملی گشتزنی در دریاها داشته باشد. نیروهای دریایی آمریکا بهطور گزارش شدهای محاصره را نه در تنگه، بلکه در خلیج عمان و دریای عربی اجرا میکنند، که “خطر حملات ایران علیه نیروی دریایی آمریکا را کاهش میدهد” اما “تمام زیرساختهای انرژی در خلیج… را آسیبپذیر میسازد.”
مقامات نظامی آمریکا میگویند هیچ کشتیای از بنادر ایرانی در ۲۴ ساعت اول از محاصره عبور نکرده است، اما گزارشها حاکی از آن است که برخی کشتیهای مرتبط با ایران، از جمله یک نفتکش چینی تحت تحریم آمریکا، با وجود محاصره از تنگه عبور کردهاند. اینکه آیا واشنگتن ریسک یک درگیری نظامی با پکن را خواهد پذیرفت، بهویژه در حالی که ترامپ آماده میشود تا ماه آینده با رهبر چین، شی جینپینگ، دیدار کند، سوالی باز است. علاوه بر این، حفظ محاصره حتی بدون خطر چنین درگیریای ممکن است چالشبرانگیز باشد. برای جلوگیری از شناسایی، کشتیها شروع به خاموش کردن سیستمهای خود یا جعل مبدا یا مقصد خود کردهاند—همانطور که روسیه با “ناوگان سایه” خود پس از حمله به اوکراین در سال ۲۰۲۲ و اعمال تحریمهای غربی بهخوبی انجام داده است.
برای روشن شدن، یک محاصره مؤثر آمریکا در طول زمان به شدت اقتصاد در حال بحران ایران را آسیبپذیر خواهد کرد، اگر نه کاملاً نابود. اما این محاصره همچنین هزینههایی را بر ایالات متحده تحمیل خواهد کرد. سوال این است که کدام یک استقامت بیشتری خواهد داشت، واشنگتن یا تهران؟

