یک هفته پس از آغاز جنگ ایران، حوثیها هنوز به دفاع از ایران نپرداختهاند اما در ارتباطات رسمی هشدار دادهاند که «انگشتانشان روی ماشه است». احتیاط ظاهری حوثیها برای کسانی که آنها را صرفاً به عنوان یک نیروی نیابتی ایرانی یا یک شبهنظامی شلیکزنی میبینند، تعجبآور بوده است. هر دو این توصیفها کاهشدهنده هستند—حوثیها گروهی بسیار سازگار با اهداف بزرگ منطقهای و اهداف داخلی حلنشده هستند.
درگیر شدن در جنگ ایران همان مزایای داخلی و بینالمللی را برای حوثیها به همراه نخواهد داشت که حمله به اسرائیل و حمل و نقل دریایی در دریای سرخ در زمان جنگ غزه داشت، و جنگ در درگیری ایران میتواند خطرات بیشتری را به همراه داشته باشد. مشارکت حوثیها در جنگ غزه آنها را در صحنه بینالمللی ارتقا داد و به آنها اجازه داد از حمایت گسترده یمنیها از فلسطینیها در زمانی که جمعیت آنها در حال بیتابی بود، بهرهبرداری کنند. اما یمنیها در حمایت از ایران—کشوری با منابع فراوان که بسیاری از یمنیها آن را به عنوان یک قدرت خارجی دیگر که در کشورشان دخالت میکند، میبینند—بسیار محتاطتر هستند. علاوه بر این، مشارکت عربستان سعودی در جنگ کنونی به این معنی است که دخالت حوثیها میتواند آرامش حوثی-عربستانی که از سال 2022 برقرار بوده را مختل کند و ممکن است یمن را دوباره به جنگ فعال با ریاض بکشاند.
اگر حوثیها تصمیم بگیرند که خود را در جنگ ایران وارد کنند، ممکن است به این دلیل باشد که آنها تصمیم گرفتهاند که آرامش دیگر به نفعشان نیست. بنابراین، مشارکت حوثیها در جنگ ایران میتواند جنگ یمن را پس از چهار سال آرامش نسبی دوباره شعلهور کند، با پیامدهای قابل توجهی برای یمن و منطقه.
سه سناریو برای مشارکت حوثیها در جنگ ایران
کمخطرترین گزینه برای حوثیها این خواهد بود که حملات به اسرائیل را از سر بگیرند. در حالی که اکثریت قریب به اتفاق حملات موشکی و پهپادی حوثیها به اسرائیل در زمان جنگ غزه یا رهگیری شدند یا به هدف خود نرسیدند، این گروه نشان داده است که میتواند به فضای هوایی اسرائیل نفوذ کند. در واقع، حملات حوثیها به اسرائیل باعث تلفات زیادی شده و به فرودگاه بن گوریون آسیب رسانده است. این سناریو دعوت به حملات هوایی مجدد اسرائیل به یمن خواهد بود، که برای حوثیها از نظر نظامی و اقتصادی هزینهبر بوده اما همچنین به جمعآوری حمایت عمومی داخلی کمک میکند. حملات اسرائیل به بندر الحدیده به ویژه برای حوثیها آسیبزا بوده است، زیرا این بندر یک خط حیاتی برای کشور وابسته به واردات و منبع درآمدهای نفتی غیرقانونی حوثیها است. در عین حال، حوثیها مقاومت قابل توجهی در برابر حملات هوایی نشان دادهاند و اکنون برای بیشتر دهه گذشته در برابر کمپینهای هوایی سنگین ایستادگی کردهاند. در حالی که یک حمله اسرائیلی برخی از رهبری سیاسی در صنعا را کشت، رهبری نظامی حوثیها و قدرتهای واقعی درون این جنبش دست نخورده باقی ماندهاند.
class=”MsoNormal”>گزینه دوم این است که حوثیها حملات خود را علیه کشتیهای تجاری در دریای سرخ از سر بگیرند، که میتواند به طور بالقوه آتشبس آنها با عربستان سعودی را تهدید کند. مختل کردن حمل و نقل تجاری برای حوثیها بسیار آسانتر از حمله به اسرائیل است، با توجه به موقعیت استراتژیک آنها در کنار تنگه باب المندب. حوثیها در طول جنگ غزه چندین کشتی تجاری را با استفاده از ترکیبی از پهپادها، موشکها و قایقهای سرنشیندار و بدون سرنشین غرق کردند. و خطرات ناشی از حملات آنها تقریباً عبور از دریای سرخ و کانال سوئز را در سال ۲۰۲۳ متوقف کرد. حمله به دریای سرخ در سال ۲۰۲۶ هم تأثیر بیشتری خواهد داشت و هم برای حوثیها بسیار پرخطرتر خواهد بود. با توجه به اینکه تنگه هرمز به دلیل جنگ با ایران به طور مؤثر بسته شده است، عربستان سعودی به تأسیسات خود در طول دریای سرخ برای حفظ برخی از صادرات نفت—که بیشتر آنها به آسیا میرود و معمولاً به سمت یمن در جنوب منتقل میشود—تکیه میکند. در غیاب مسیر دریای سرخ، جریان نفت خلیج فارس ممکن است پس از چند هفته دیگر جنگ متوقف شود. با توجه به این موضوع، عربستان سعودی احتمالاً به حوثیها پیام میدهد که حملات به حمل و نقل دریای سرخ اکنون یک خط قرمز است و میتواند پاسخ نظامی عربستان را به دنبال داشته باشد. حوثیها تمایل دارند که خطوط قرمز را آزمایش کنند، بنابراین ممکن است حملات جزئی به دریای سرخ انجام دهند و سپس در صورت تشخیص اینکه این کار آتشبس آنها با عربستان سعودی را نقض میکند، عقبنشینی کنند. به طور متناوب، حوثیها میتوانند سعی کنند از افزایش نگرانیهای عربستان سعودی در مورد اختلالات در دریای سرخ بهرهبرداری کنند تا امتیازات جدیدی از ریاض بگیرند.
گزینه سوم و مهمترین گزینه این است که حوثیها حملات خود را علیه عربستان سعودی و/یا امارات متحده عربی از سر بگیرند. این میتواند به طور بالقوه در ترکیب با حملات در دریای سرخ و حملات زمینی در داخل یمن که هدف آن تصرف منابع نفت و گاز یمن و تضعیف دولت یمن به رسمیت شناخته شده بینالمللی است، انجام شود. با انجام این کار، حوثیها به طور مؤثر جنگ یمن را دوباره شعلهور خواهند کرد. اگر عربستان سعودی یا امارات متحده عربی تصمیم بگیرند به حملات ایران به زیرساختهای غیرنظامی و اقتصادی در هر دو کشور پاسخ نظامی دهند، حوثیها میتوانند از آن تلافی استفاده کنند تا استدلال کنند که این کشورهای خلیج بودند که آتشبس را شکستند، نه حوثیها. اگر حوثیها تصمیم بگیرند که به این مسیر بروند، عمدتاً تحت تأثیر محاسبات خود درباره وضعیت داخلی یمن خواهند بود، نه جنگ در ایران.
تغییرات در یمن
حوثیها در آوریل ۲۰۲۲ به آتشبس میانجیگری شده توسط سازمان ملل با دولت یمن توافق کردند، پس از اینکه یک سری حملات پرهزینه حوثیها نتوانستند کنترل منابع نفت و گاز در استان مارب یمن را به دست آورند. در حالی که تقریباً ۷۵ درصد از حدود ۳۵ میلیون نفر یمن تحت کنترل حوثیها زندگی میکنند، حوثیها هیچیک از منابع نفت و گاز یمن را کنترل نمیکنند. حوثیها از فروشهای غیرقانونی نفت، مالیاتهای تهاجمی و کنترل شدید بر فعالیتهای اقتصادی برای تأمین مالی انباشت نظامی این جنبش استفاده کردهاند، اما یمن شمالی با یک بحران اقتصادی دائمی مواجه است که تهدیدی برای قابلیت کنترل حوثیها در بلندمدت به شمار میرود. این بحران به دلیل بازداشتهای حوثیها از کارمندان کمکهای بشردوستانه و سایر آزارها تشدید شده است که باعث شد برنامه جهانی غذا در ژانویه توزیع غذا در بخش شمالی کشور را متوقف کند و یمن تحت کنترل حوثیها به طور فزایندهای منزوی شود.
آتشبس آوریل 2022 و مذاکرات پنهانی سعودی-حوثی که از آن ناشی شد، نشاندهنده تغییر در رویکرد حوثیها بود. پس از ناکامی در تأمین یک منبع درآمد پایدار و تثبیت کنترل خود بر یمن از طریق روشهای نظامی، آنها به جای آن به دنبال انجام این کار از طریق مذاکرات بودند. حوثیها امیدوار بودند که عربستان سعودی دولت یمن که به رسمیت شناخته شده است را وادار کند تا توافقی را بپذیرد که کنترل بیشتر منابع کشور را به حوثیها بدهد، حتی پس از اینکه حوثیها کمپین دریای سرخ خود را آغاز کردند و در مارس 2025 به عنوان یک سازمان تروریستی خارجی توسط ایالات متحده مجدداً طبقهبندی شدند. نگرانیها در مورد چنین توافقی ممکن است یکی از عواملی بوده باشد که شورای انتقالی جنوبی (STC) مورد حمایت امارات را به تصرف سرزمین از دیگر گروههای وابسته به دولت در دسامبر وادار کرد.
پس از عملیات STC و در میان تشدید تنشها بین عربستان سعودی و امارات، رهبری سعودی تصمیم به افزایش حمایت خود از دولت یمن که به رسمیت شناخته شده است گرفت و صدها میلیون دلار حمایت اقتصادی جدید به آن ارائه داد و فرماندهی نظامی خود را متمرکز کرد. این میتواند نشاندهنده تغییر در رویکرد سعودی باشد: زمانی که شورای رهبری ریاستجمهوری (PLC)، نهاد اجرایی دولت یمن، در سال 2022 تشکیل شد، ریاض به نظر میرسید که آن را به عنوان یک نهاد مذاکرهکننده برای مذاکرات صلح آینده با حوثیها میدید. اکنون، سعودیها در حال تقویت PLC به عنوان یک نهاد حکومتی مؤثر به گونهای هستند که—اگر موفق شود—میتواند تهدیدی مستقیم برای حوثیها باشد.
اگر حوثیها ارزیابی کنند که رویکرد سعودی تغییر کرده و توافق دیگر ممکن نیست، این میتواند آنها را به از سرگیری جنگ وادار کند. حوثیها ممکن است تشخیص دهند که با توجه به اینکه دولت یمن هنوز در حال بازسازی است و عربستان سعودی به دلیل حملات ایران حواسش پرت است، اکنون زمان مناسبی برای آغاز یک حمله نظامی به منظور تصرف منابع نفت و گاز یمن است. برخی از تحلیلگران یمنی شروع به هشدار دادهاند که حوثیها به نظر میرسد که برای یک جنگ زمینی بسیج میشوند، از جمله از طریق کمپینهای جذب انبوه.
عواقب از سرگیری جنگ یمن
در حالی که یمن همچنان منبعی پایدار از بیثباتی منطقهای است، جنگ داخلی و حملات مرزی حوثیها علیه عربستان سعودی و امارات در چهار سال گذشته متوقف شده است. حتی قبل از آتشبس آوریل 2022، ائتلاف تحت رهبری عربستان به طور قابل توجهی عملیات خود را در داخل کشور کاهش داده بود. از سال 2018، یمن شاهد درگیریهای بزرگمقیاس و کمپینهای ائتلافی که به دنبال برکناری حوثیها بودند، نبوده است. اگر جنگ یمن از سر گرفته شود، جبههای بزرگ دیگر در زمانی که خاورمیانه در حال حاضر از جنگ آسیب دیده است، باز خواهد شد. برای یمنیها، این بحران انسانی کشور را عمیقتر خواهد کرد که با کمبود کمکهای غذایی بیشتر تشدید خواهد شد. حملات مجدد حوثیها همچنین چالش تاکتیکی جدی برای عربستان سعودی ایجاد خواهد کرد، زیرا ریاض مجبور خواهد بود که دفاع هوایی محدود خود را به سمت حملات از جنوب و شرق هدایت کند.
با گسترش تعداد بازیگران درگیر در درگیریهای درهمتنیده در سراسر خلیج، یک جنگ فعال در داخل یمن همچنین میتواند یافتن راهحلهای خروج را به طور قابل توجهی دشوارتر کند و عواقب جنگی را که به طور قطع منطقه را برای سالها تغییر خواهد داد، گسترش دهد.

