قیمتهای بالای انرژی و تصمیم ایالات متحده برای کاهش تحریمها بر نفت روسیه، به مسکو فرصتی فراهم کرده است که میتواند به حفظ جنگش در اوکراین کمک کند.
جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران، هدیهای خوشایند برای ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه بوده است.
این جنگ باعث ایجاد بحران انرژی شد زیرا قیمتهای نفت و گاز پس از بسته شدن مؤثر تنگه هرمز توسط ایران، به شدت افزایش یافت. ترکیب این موضوع با کاهش موقت تحریمها بر نفت روسیه از سوی ایالات متحده، قیمتهای رو به افزایش نفت، بودجه و درآمدهای صادراتی روسیه را در زمانی که تحریمهای غربی به اقتصاد روسیه آسیب میزد، تقویت کرده است.
این فرصت به احتمال زیاد توانایی روسیه را برای ادامه جنگ علیه اوکراین افزایش خواهد داد. پوتین همچنین از طریق تأثیرش بر بازارهای جهانی انرژی در زمان بحران، نفوذ بیشتری پیدا کرده است. او احتمالاً امیدوار است که این موضوع میتواند رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ را ترغیب کند تا اوکراین و اروپا را به پذیرش توافق صلحی که به نفع مسکو باشد، وادار کند.
زمانبندی خوششانس
تصمیم ترامپ برای حمله به ایران در اواخر فوریه نمیتوانست در زمان بهتری برای پوتین انجام شود.
در ماههای اول سال 2026، به نظر میرسید که تاکتیکهای اقتصادی غرب علیه روسیه بالاخره مؤثر واقع شدهاند. این نتیجهای بود از تنگتر شدن تحریمها در طول سال گذشته (با تحریمهای ثانویه سختتر بر کسانی که با شرکتهای بزرگ نفتی روسیه تجارت میکردند)، کاهش سقف قیمت نفت گروه 7 به 46 دلار در هر بشکه، و واکنش قویتر به نفتکشهای ناوگان سایه روسیه.
در نتیجه، هم بودجه روسیه و هم درآمدهای صادراتی آن از انرژی کاهش یافته بود.
در فوریه 2026، دادههای آژانس بینالمللی انرژی نشان میدهد که درآمدهای صادراتی روسیه از نفت و محصولات نفتی در این ماه به 1.5 میلیارد دلار کاهش یافته و به 9.5 میلیارد دلار رسیده است که پایینترین سطح از زمان آغاز تهاجم تمامعیار به اوکراین در سال 2022 است. در همان ماه، حجم صادرات نفت روسیه به 6.6 میلیون بشکه در روز (bpd) کاهش یافته که 850,000 بشکه در روز کمتر از ماه قبل و دوباره پایینترین سطح از سال 2022 است.
به نظر میرسد که حجم صادرات نه تنها به دلیل محدودیتهای ناشی از تحریمها کاهش یافته، بلکه به دلیل حملات پهپادی و موشکی اوکراین به زیرساختهای بخش انرژی روسیه نیز بوده است. حملات اخیر به بنادر بالتیک پریمورسك و اوست-لوگا، به همراه حملات در دریای سیاه، ممکن است حجم فیزیکی صادرات نفت روسیه را تا 40 درصد کاهش داده باشد، به گفته رویترز.
این موضوع بر تراز پرداختهای روسیه تأثیر گذاشت. طبق گزارش Emerging Market Watch، مازاد تجارت کالا در ژانویه تنها 6.5 میلیارد دلار بود: که حدود یک سوم نسبت به ماه قبل کاهش یافته و بیش از 10 درصد نسبت به سال قبل کاهش داشته است.
این همچنین بر بودجه تأثیر گذاشت: درآمدهای نفت و گاز در سهماهه اول سال نسبت به سال قبل 45 درصد کاهش یافته است.
کسری بودجه در دو ماه اول به 1.5 درصد تولید ناخالص داخلی رسید که نزدیک به هدف کسری بودجه سالانه 1.6 درصد تولید ناخالص داخلی است. دولت با افزایش مالیاتها پاسخ داد، به طوری که مالیات بر ارزش افزوده از 20 به 22 درصد افزایش یافت.
چشمانداز تیره
قبل از جنگ با ایران، به نظر میرسید که دولت پوتین با محدودیتهای بودجهای فزایندهای مواجه خواهد شد، با درآمدهای کمتر، تقاضاهای بیشتر از سوی نظامی و کاهش ذخایر.
با کاهش منابع موجود در صندوق رفاه ملی، دولت نیاز داشت تا کسری بودجه بزرگتری را از طریق افزایش انتشار بدهی در داخل کشور پوشش دهد. این سیاست به معنای نرخهای بهره بالاتر و احتمالاً تورم بالاتر خواهد بود که به رشد آسیب خواهد زد.
اقتصاد قبلاً در آستانه رکود به نظر میرسید. تولید ناخالص داخلی واقعی در چند ماه اول سال 2026 کاهش یافت و پیشبینی صندوق بینالمللی پول برای رشد تولید ناخالص داخلی واقعی در طول سال تنها 0.8 درصد بود.
اقتصاد روسیه به طور فزایندهای به صورت دو سرعت به نظر میرسد. بخش نظامی-صنعتی هنوز از افزایش هزینههای دفاعی و اولویتبندی بهرهمند است. اما بقیه اقتصاد با تورم بالا، بدهی و نرخهای بهره، و همچنین کمبود نیروی کار مواجه است.
این موضوع در افزایش ورشکستگیها در سال 2025 به میزان 31 درصد به 568,000 منعکس شده است. بانک مرکزی روسیه در تاریخ 1 مارس مقررات جدیدی را برای کاهش ریسکهای اعتباری به بانکها معرفی کرد – حرکتی که اگر چشمانداز خوشبینانه بود، انجام نمیداد.
کارت نجات؟
اما درست زمانی که به نظر میرسید رکود اقتصادی پوتین را مجبور به اتخاذ تصمیمات دشوار خواهد کرد – شاید مجبور به concessions در مذاکرات صلح اوکراین – جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران به پوتین یک پیروزی بزرگ هدیه داد.
در کوتاهمدت، این موضوع به عنوان یک کارت نجات برای پوتین عمل خواهد کرد. قیمتهای بالای نفت و انرژی و تصمیم ایالات متحده برای کاهش تحریمها بر نفت روسیه، ورودیهای بودجه و تراز پرداختها به روسیه را تقویت خواهد کرد.
به نظر میرسد قیمتهای نفت اورال سه برابر شده است و این به راحتی میتواند درآمدهای نفت و انرژی روسیه را تا 10 میلیارد دلار در ماه افزایش دهد، طبق محاسبات بلومبرگ. بر اساس گزارش بلومبرگ، در هفته منتهی به 5 آوریل، درآمدهای صادرات نفت روسیه به بالاترین سطح از ژوئن 2022 بازگشته است. و طبق محاسبات رویترز، درآمد ناشی از بزرگترین مالیات نفتی روسیه در آوریل به 9 میلیارد دلار دو برابر خواهد شد که نتیجه افزایش قیمتهاست.
تمام این موارد یک سود بادآورده بزرگ برای روسیه است که به پوتین منابع بیشتری برای ادامه جنگ علیه اوکراین میدهد.
نتایج جایگزین
با این حال، چند نکته مهم وجود دارد که باید در نظر گرفته شود.
نخست، بسیاری از مسائل هنوز به توانایی اوکراین در ادامه حملات به زیرساختهای صادرات انرژی نفتی روسیه بستگی دارد که در بالا به آن اشاره شد. در حالی که قیمت نفت روسیه ممکن است افزایش یافته باشد، اگر مقدار فیزیکی صادرات محدود شود، آنگاه منافع برای بودجه کلی و تراز پرداختهای روسیه محدود خواهد بود.
روسیه توانست از افزایش قیمت نفت بهرهبرداری کند زیرا مقداری از ۱۴۰ میلیون بشکه نفتی که به دلیل تحریمها در دریا مانده بود را به فروش رساند. اکنون تنها حدود ۱۰۰ میلیون بشکه از آن ذخیره باقی مانده است که اگر اوکراین فشار بر بنادر روسیه را ادامه دهد، به آرامی تجدید خواهد شد.
دوم، در این دورههای ریسک سیستماتیک جهانی، اغلب تأثیرات ثانویه نامشخص یا غیرقابل پیشبینی وجود دارد. به عنوان مثال، قیمت طلا نیز حدود ۱۵ درصد از ژانویه ۲۰۲۶ کاهش یافته است. روسیه از افزایش قیمت طلا بهرهمند شده بود و ۲۰۰ میلیارد دلار سود کلان به دست آورده بود، اما اکنون بسیاری از آن سود – حدود ۵۵ میلیارد دلار – بر اساس محاسبات مبتنی بر دادههای بلومبرگ در ضررهای کاغذی ناپدید خواهد شد.
سوم، هنوز نمیدانیم که پیامدهای بلندمدت یک دوره طولانی از قیمتهای بالای نفت چه خواهد بود. با این حال، این احتمالاً منجر به کاهش پایدار تقاضا برای نفت به دلیل رشد جهانی پایینتر خواهد شد، مشابه دورهای که در اطراف COVID-19 یا بحران مالی جهانی ۲۰۰۸ بود.
اگر این وضعیت به طور جهانی سیستماتیک شود، میتواند در نهایت قیمتهای نفت و کالاها را به شدت کاهش دهد که این امر به شدت به روسیه آسیب خواهد زد. به عنوان مثال، قیمت نفت ممکن است به ۵۰ دلار در بشکه یا کمتر کاهش یابد و در عین حال روسیه با محدودیتهای تولید و صادرات فیزیکی به دلیل تأثیرات طولانیمدت تحریمها و حملات عمیق اوکراین دست و پنجه نرم کند.
این میتواند چشمانداز اقتصادی فاجعهباری برای روسیه ایجاد کند: با کسریهای دوقلو، رکود و فرار سرمایه به مقیاس وسیع، به همراه فشار منفی بر روبل، تورم بالاتر و ریسکهای سیستماتیک برای بخش بانکی.
در این سناریو، تأثیر بلندمدت جهانی جنگ ایران میتواند به طور بالقوه اقتصاد روسیه را نابود کند، صندوق جنگ پوتین را مصرف کند و فشار برای صلح – و شاید حتی تغییر دولت در روسیه – را ایجاد کند که برخی در غرب مدتهاست به دنبال آن بودهاند.

