بستن تنگه هرمز توانایی ایران در تهدید تأمین غذای جهانی را آشکار کرده است.
زندگی در ارتفاعات اتیوپی ناامن است. مناظر آن با کشاورزانی که در قطعات کوچک کوهپایهای کار میکنند، پوشیده شده است—که به طور متوسط کمتر از یک چهارم هکتار است—و تنها به اندازهای تولید میکنند که بتوانند زنده بمانند. این کشاورزان و بیش از ۱۳۰ میلیون اتیوپیایی که به فصل بارانی کیرمت برای بقا وابستهاند، اکنون با تهدیدی وجودی مواجه هستند که هزاران مایل دورتر به وجود آمده است—تصرف تنگه هرمز توسط ایران.
بیشتر تحلیلها درباره تصرف تنگه توسط ایران بر قیمتهای نفت و بازارهای انرژی متمرکز شدهاند. اما داستان دیگری نیز وجود دارد که به همان اندازه مهم است. تنگه هرمز یک نقطه ترانزیت حیاتی برای گاز طبیعی است که برای تولید کودهای DAP و اوره استفاده میشود، که برای کشاورزی ضروری هستند. کنترل ایران بر این تنگه میتواند قیمتهای بالای کود را تهدید کند، درست در زمانی که بخشهای بزرگی از جهان آماده کشت هستند. بحرانهای غذایی محدود نمیمانند. آنها به شکل مهاجرت انبوه، آشوبهای سیاسی و درگیریهای مسلحانه از مرزها عبور میکنند. پس از انحلال حمایت امنیت غذایی USAID توسط وزارت کارایی دولت (DOGE)، این بحرانها ممکن است امروز حتی سریعتر گسترش یابند.
در ۱۷ آوریل ۲۰۲۶، ایران اعلام کرد که تنگه باز است—تنها برای معکوس کردن این تصمیم در روز بعد. وضعیت این مسیر دریایی ممکن است در هفتهها و ماههای آینده همچنان تغییر کند. با این حال، واضح است که ایران هم توانایی و هم انگیزه لازم برای بستن دوباره تنگه را دارد. محاصره دریایی ایالات متحده بر بنادر ایران به دلایل خوبی برقرار است. همه کشورها باید از تلاشهای آمریکا برای تأمین پایان پایدار بر نفوذ ایران بر حمل و نقل جهانی حمایت کنند. سرنوشت تأمین غذای جهان ایجاب میکند.
چگونه بستن تنگه هرمز کشاورزی جهانی را تهدید میکند
کشاورزان مرتفع اتیوپی—همانند بسیاری از کشاورزان در آفریقا—با ترکیبی خطرناک از ریسکها مواجه هستند: قطعات کوچک زمین، فرسایش خاک و سیستمهای کشاورزی که به کودها وابستهاند تا از خاکهای خسته محصول بگیرند. به عنوان یک دیپلمات سابق آمریکایی که با کشاورزان اتیوپی برای بهبود امنیت غذایی همکاری کردهام، دشوار است که بگویم این افراد چقدر به فصل کیرمت وابستهاند، فصلی که ۶۵ تا ۹۵ درصد از بارش سالانه اتیوپی را تأمین میکند. اگر این زمان را در ژوئن از دست بدهند یا بدون ورودیهای کافی کشت کنند، عواقب آن فراتر از مرزهای اتیوپی خواهد بود.
اتیوپی یک شریک امنیتی مرکزی در شاخ آفریقا است و یک تعادل حیاتی در برابر الشباب، مرگبارترین شاخه القاعده در جهان، به شمار میرود. این کشور به دلیل هزینههای بالای واردات سوخت از طریق جیبوتی با بودجهای محدود مواجه است و به شدت به دنبال ایجاد دسترسی به بندرهای جدید از طریق سومالی یا اریتره است—تلاشی که میتواند منجر به تحریک درگیری با همسایگانش شود. برای برنامهریزان نظامی آمریکایی، شاخ آفریقا یکی از ناپایدارترین مناطق جهان است. این منطقه میزبان چندین پایگاه نظامی خارجی است، مستعد فروپاشی دولتها بوده و سواحل آن ظرفیت اثباتشدهای برای تهدید تجارت جهانی دارد. گرسنگی میتواند این منطقه را به لبه پرتگاه ببرد.
در سراسر جنوب آسیا، فصل کاشت موسمی از ماه مه تا ژوئیه ادامه دارد. برای میلیاردها نفر در هند، بنگلادش، پاکستان، نپال و میانمار، برداشت بعدی یک خط نجات است. کشاورزان ممکن است در حال کاشت مزارع خود باشند در حالی که ایران در تلاش است تا از طریق بستن تنگهها نفوذ خود را تحکیم کند، که باعث افزایش قیمت کودها میشود. در جنوب آسیا، دولتها در حال اجرای محدودیتهای ترافیکی و حتی تعطیلات ملی هفتگی برای مقابله با کمبود سوخت هستند. افزایش هزینههای انرژی بر تولید غذا و هزینههای انتقال آن به بازار تأثیر میگذارد. با حداقل حاشیههای ایمنی در برابر شوکهای تأمین، هر گونه اختلال میتواند به سرعت به بیثباتی سیاسی برای میلیاردها نفر تبدیل شود. همین دینامیک میتواند به صورت جهانی نیز اتفاق بیفتد.
جهان آخرین بار در سالهای ۲۰۰۷–۰۸ با عواقب امنیتی یک بحران غذایی جهانی مواجه شد و درسهای آن بسیار تلخ بود. با افزایش قیمتهای غلات و کود، شورشهای غذایی در بیش از ۴۰ کشور—از هائیتی تا مصر و بنگلادش—رخ داد. دولتها سقوط کردند. جنبشهای افراطی از میان گرسنگان جذب نیرو کردند. ناامنی غذایی جهانی تنها یک مسئله انسانی نیست بلکه یک تهدید امنیت ملی است، به ویژه برای کشورهایی با جمعیت جوان زیاد، به ویژه کشورهای آفریقایی و جنوب آسیایی که در حال حاضر تحت فشار قیمتهای بالای سوخت قرار دارند.
چگونه ایالات متحده به بحرانهای غذایی جهانی پاسخ میداد
پس از بحران غذایی ۲۰۰۷–۰۸، ایالات متحده با جاهطلبی پاسخ داد. ابتکار “تأمین آینده” که در سال ۲۰۱۰ با حمایت دو حزبی راهاندازی شد، آژانس توسعه بینالمللی ایالات متحده (USAID)، وزارت کشاورزی ایالات متحده و دوازده آژانس فدرال دیگر را گرد هم آورد تا به علل ریشهای ناامنی غذایی بپردازد. این برنامه که با نوآوریهای کشاورزی آمریکایی تقویت شده بود، انواع بذرهای بهبود یافته، محصولات مقاوم به خشکی و تکنیکهای مدرن کشت را در سراسر آفریقا و آسیا معرفی کرد. نتایج چشمگیر بود. “تأمین آینده” ۲۳.۴ میلیون نفر را از فقر خارج کرد، از بروز سوءتغذیه و کوتاهی قد در ۳.۴ میلیون کودک جلوگیری کرد و به ۵.۲ میلیون خانواده کمک کرد تا از گرسنگی رهایی یابند. همچنین شراکتهای جدیدی برای کشاورزی آمریکایی، دانشگاهها و کشاورزان ایجاد کرد.
با وجود این موفقیتها، این ابتکار به طور مؤثر توسط وزارت کارایی دولت از بین رفت. هرگونه دستاوردی که به دست آمده است، در صورتی که ایران کنترل تنگه را دوباره به دست آورد، مورد آزمایش قرار خواهد گرفت. حتی اکنون، میراث “تأمین آینده” — مانند زنجیرههای تأمین بذرهای بهبود یافته و سیستمهای هشدار اولیه — ممکن است یکی از مؤثرترین نیروها در کاهش توانایی ایران برای ایجاد هرج و مرج در سیستمهای غذایی امروز باشد.
ایران نمیتواند تأمین غذایی جهانی را به گروگان بگیرد
دولت ایالات متحده در حال حاضر الزامات قانونی و تخصیصهای فعال برای اجرای برنامههای امنیت غذایی دارد — فقط انتخاب میکند که این کار را انجام ندهد. کنگره باید از وزارت امور خارجه بخواهد که اختیارات و تخصیصهای موجود در زمینه امنیت غذایی را فعال کند تا به مقابله با نفوذ ایران بپردازد و فرصتهای جدیدی برای کشاورزان آمریکایی که خود نیز با هزینههای بالای ورودی دست و پنجه نرم میکنند، ایجاد کند.
اگر ایران تصمیم بگیرد که تنگه را باز کند، خوشآمد است — اما این یک امتیاز تاکتیکی خواهد بود، نه یک عقبنشینی استراتژیک. اطمینان از اینکه ایران نمیتواند دوباره تنگه هرمز را ببندد، باید به عنوان اولویت مرکزی جهان باقی بماند. محاصره آمریکایی بنادر ایران ممکن است به باز کردن این تنگه کمک کند، اما نفوذ زیرساختی که تهران بر حمل و نقل جهانی دارد، از بین نرفته است. کشورهایی که به کودهای ارزان وابسته هستند، که تقریباً هر کشور روی زمین است، باید به وضوح اعلام کنند که ایران نمیتواند غذای جهان را، علاوه بر انرژیاش، به گروگان بگیرد. این موضوع تلاشهای چین و روسیه برای مسدود کردن قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل برای باز کردن تنگه را به ویژه شوم میسازد.
رژیم ایرانی تنها تهدیدی برای محمولههای نفتی نیست. این رژیم تهدیدی برای برداشتها و امنیت جهانی است. جهان باید متناسب با این تهدید عمل کند.

